این نویسنده ادبیات کودکان و نوجوانان در گفتوگو با ایسنا، درباره کمک ادبیات برای تابآوری اجتماعی کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی مانند جنگ، گفت: به طور کلی فکر میکنم خانوادهها هم باید آموزش ببینند و از تجربیات جامعهشناسان و روانشناسان در این شرایط استفاده شود؛ اینکه چطور باید با بچهها برخورد شود و درباره اینکه چه میشود و چه نمیشود با آنها صحبت کرد. خانوادهها حتی اگر کودکی نداشته باشند، به این مشاوره گرفتنها نیاز دارند زیرا شرایط دشواری است.
او سپس درباره ادبیات و کودکان اظهار کرد: نفس خواندن آرامشبخش است؛ کشورهایی مانند ما تولیدکننده اینترنت نیستم و مصرفکننده اینترنت هستیم که الان در شرایط فعلی اینترنت هم قطع است. خب الان کتاب میتواند جانشین اینترنت و به نوعی سرگرمیشان باشد و جای خالی اینترنت را پر کند. تعارف که نداریم اکثر بچهها به نوعی به اینترنت اعتیاد دارند، هرچند آمار بزرگسالان نیز آمار خوبی نیست. حداقل کتاب از هر ژانر و گونهای میتوانند بخوانند.
اکبرپور در ادامه افزود: کتابهایی که به جنگ و شرایط سخت ربط دارد، میتواند از جمله کتابها باشد. اینکه در آن دوران شرایط چطور بوده است که یکسری کتابها میتواند داستان باشد و یکسری هم مستند. اتفاقاتی چون جنگ جهانی اول و دوم را پست سر گذاشتهایم، جنگ هشتساله سال عراق و ایران و دیگر جنگهای منطقهای را پشتسر گذاشتهایم. البته کتابهایی که واقعگریانه باشند، بیش از ۸۰ درصد کتابهایی که درباره جنگ به ویژه جنگ هشتساله نوشته شدهاند، بسیار غیرادبی و شعاری هستند و ۲۰ درصد دیگر را میتوانید بخوانید و از طریق آنها به کودکان بگویید آن زمان جنگ به چه شکل بوده است، بمبها چگونه بودند و الان به چه شکل هستند.
او با تأکید بر اینکه به هیچوجه از کودک هیچ پنهانکاری نشود، خاطرنشان کرد: کودک به هر حال این صداهای وحشتناک را میشنود و اگر آگاهی نداشته باشد، میتواند دق کند.
این نویسنده که به تازگی به عنوان یکی از پنج نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن معرفی شده است، درباره اینکه آیا ادبیات میتواند تابآوری اجتماعی را بالا ببرد یا به آن کمک کند، گفت: دقیقا میتواند این کار را بکند. به قول کافکا، جنگ متعلق به آدمهایی است که هیچگونه تخیلی ندارند. اگر تخیل داشته باشند، میتوانند در تخیل خود خرابیها را تصور کنند، میتوانند تا ته ماجرا را ببینند، حتی بدترین حالتها را در خیال بیافرینند و از جنگ منصرف شوند. کسانی که جنگ را شروع میکنند اصلا تخیل ندارند.
او با بیان اینکه ادبیات به تابآوری کودکان کمک میکند، توضیح داد: به هر حال درگیر جنگی شدهایم که در تخیل میتواند بسیار بسیار وحشتناکتر از واقعیت باشد. در فیلمهای تخیلی جهان نابود شده و چند نفر در زمین میمانند پس در تخیل هرچیزی میتواند بدتر باشد و مقایسه آن با شرایط حاضر به تابآوری کمک میکند؛ در واقعیت ما فعلا میتوانیم در زیرزمین پناه بگیریم، فعلا صداهای انفجار را میشنویم اما جنگ میتواند جهان را نابود کند، آن هم با ابزارها و سلاحهای اتمی که بشر با دست خود ساخته است. اینها اگر تابآوری نیست، پس چیست؟ کودک در این کتابها میتواند سرنوشتها را بسیار بدتر تصور کند، بسیار بدتر و وحشتناکتر را تخیل کند.
او در ادامه اظهار کرد: کودکی که کتاب خوانده و تخیل را یاد گرفته باشد، در آینده که بزرگ شود مانند پدران و نیاکانش نخواهد بود که هیچ تخیلی نداشتند و شدیدترین جنگهای جهانی اول و دوم و این جنگهای معاصر را راه انداختند. شروعکنندگان جنگ به قول کافکا هیچ تخیلی ندارند.
اکبرپور درباره اینکه به نظر میرسد کتابهایی که درباره جنگ نوشته شدهاند، ضعف روایت دارند بیان کرد: واقعا ادبیات جنگ کم داریم؛ همانطور که گفته شد شاید ۲۰ درصد داستانهای خوبی نوشته شده اما وجه غالب کتابها اینگونه بوده است که فقط میخواستند از جنگ پول دربیاروند. ولی به هرحال داستانهای خوبی، هم در حوزه کودک و هم بزرگسال نوشته شده، ولی کم است. دستگاههای نظارتی و ممیزی از یک نوع خاص از ادبیات جنگ حمایت میکنند که اینها عوارضش بوده است؛ اما با وجود این محدودیتها، داستانهای خوب هم منتشر شده که باید شناسایی شوند. شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و نهادیهایی مانند «لاکپشتپرنده» را داریم که میتوانند آثار خوب را شناسایی کنند. فکر میکنم حتی بزرگسالها هم باید این کتابها را بخوانند و چالش و تعاملی از طریق ادبیات ایجاد کنند که آیا میتوانست شرایط بدتر از این هم شود.
این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: باید بگذاریم بچهها درباره جنگ حرف بزنند، در طول تاریخ هرچه را سانسور کردیم، "کثافتترین و بدترین چیزها" از درون آن بیرون آمده است؛ مثلا سالها در ایران وجود ایدز را سانسور کردیم و گفته شد دربارهاش نگوییم بهتر است. اما معتادان و کارتنخوابها با سرنگ مشترک دچار بیماری شدند و آرام آرام گفتند نه دربارهاش بگویید، سرنگ توزیع کنید و... . سانسور هیچگاه نتیجه نداده است، پس با بچهها و نوجوانان حرف بزنید. الان نوجوانان شرایط بدتری دارند زیرا از طریق اینترنت دنیا دستشان بود و حالا ارتباطشان قطع شده است. شاید فرصت خوبی است که آنها به آغوش خانواده برگردند. نوجوانان به لحاظ فیزیکی و روحی و روانی از جامعه جدا شده بودند و شاید از نعمتهای جنگ این باشد که آنها به آغوش خانواده برگردند و کمی تعامل اجتماعی یاد بگیرند و گپ و گفت شکل بگیرد.
احمد اکبرپور درباره اینکه چه کتابهایی را به مخاطبان ایسنا درباره جنگ پیشنهاد میدهد، گفت: یکی از فوقالعادهترین کتابها خاطرات «آنه فرانک» است، شاهکار است این دختر؛ در شرایط جنگ وحشتناک چه کتابی نوشته است. کتابهای دیوید کالی مثلا «دشمن». کتابهای «شب بخیر فرمانده» »، «اگر من خلبان بودم» و «خداحافظ ماه» از کتابهای خودم که درباره جنگ است. نویسندههای بزرگی هم در جنگ بودند؛ مثلا نمیشود کورت ونهگات را نخواند. کتاب «انسان در جستو جوی معنا» اثر ویکتور فرانکل کتاب شاهکاری است. کتابهای بسیاری جنگ را روایت کردهاند که الان حضور ذهن ندارم.
انتهای پیام

