۱۴۰۵-۰۱-۰۲ | ۱۰:۲۶
روایتی از برخی صحنه‌های این روزها و یک فقدان

روایتی از برخی صحنه‌های این روزها و یک فقدان

یک مستندساز از فقدان یک قرارگاه رسانه ای گفت و تاکید کرد که «ما در بسیاری از موارد در حال موازی کاری هستیم و می‌بینیم که مثلا ده تیم مستندساز در تهران پخش و همگی در حال انجام یک کار هستند، این در حالی که هرکدام می‌توانند یک سوژه را هدف قرار بدهند.»

سیدصادق کاظمی -کارگردان و مستندساز- که اخیرا در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال تولید مستندهای بلند و کوتاه است در گفت‌وگو با ایسنا در مورد تجربیات خود در میدان توضیحاتی ارائه داد و گفت:یکی از دلایلی که در جنگ ۱۲ روزه ما نتوانستیم کار کنیم به خاطر مجوزها بود، اما در این جنگ یک مقدار فضا بهتر است، اما باز هم فرآیند بگونه ای است که مستندسازان با ریتم خودشان جلو می‌روند چون اگر منتظر مجوز می‌ماندیم همین راش‌هایی که الان داریم هم قطعا نبود.

او تاکید کرد: به نظرم یکی از مشکلاتی که ما داریم نبود یک قرارگاه رسانه‌ای است، تمامی مجموعه‌های مستندساز باید مثل یک قرارگاه فرهنگی رسانه‌ای در کنار هم عمل کنند، کاری که دشمن ما به خوبی آن را انجام می‌دهد. ما در بسیاری از موارد در حال موازی کاری هستیم و می‌بینیم که مثلا ده تیم مستندساز در تهران پخش و همگی در حال انجام یک کار هستند این در حالی که هرکدام می‌توانند یک سوژه را هدف قرار دهند.

وی خاطرنشان کرد: تاخیر در بیان روایت‌ها و ثبت آن باعث می‌شود که یکسری رسانه‌های دیگر ذهن مردم را در دست بگیرند و با دروغ‌های خودشان آن را پر کنند، پس باید ابتدا شرایط کار برای مستندساز به سرعت تسهیل شود و یک روال کند و محافظ‌کارانه نداشته باشیم ،از طرفی دیگر با یک قرارگاه رسانه‌ای بهترین تولیدات را فراهم کنیم. به نظرم عملیات رسانه‌ای و روانی بسیار موضوع مهمی است که می توان آن را ایجاد کرد. درواقع جهاد روایت را باید همزمان با جهاد نظامی پیش برد.

سید صادق کاظمی یادآور شد: بنده در هفته اول جنگ در تهران بودم و تقریبا محل‌های مورد حادثه را سر زدم به ویژه بیمارستان گاندی و میدان انقلاب که نتیجه آن تولید مستندهای کوتاه و آیتمی شد. در کنار آن یک سوژه هم متناسب با این فضای جنگ در حال پیگیری هستم که فعلا در حال جمع‌آوری آرشیو هستیم تا یک مستند بلند بسازیم.

وی ادامه داد: البته در هفته دوم جنگ به کشور عراق سفر کردم و در شهرهای نجف و کوفه شروع به تولید مستندی از واکنش مردم این کشور به شهادت رهبرشهید و همچنین تجربه‌های آنها از جنگ ایران و اسرائیل و همچنین عراق و آمریکا پرداختیم. به هرحال واکنش مردم عراق به شهادت رهبرشهید بسیار عجیب بود و آقای فریادرس یکی از تهیه‌کنندگان مستند از بنده خواست تا وقتی همه درگیر داخل و جنگ هستند من به سراغ کشورهای همسایه بروم و واکنش آنها نسبت به جنگ ایران و شهادت رهبرشهید را ثبت کنم.

این مستندساز خاطرنشان کرد: در کشور عراق بنده با چشمان خودم دیدم که ساده‌ترین مردم عراق اعم از عشایر و روستایی‌ها و حتی اصناف مختلف عکس رهبرشهید را در دست داشتند و مراسم‌های پرشوری را هم برگزار می‌کردند. حتی برخی از مردم عراق وقتی که متوجه می‌شدند ما ایرانی هستیم بسیار ما را احترام می‌کردند.

کاظمی یادآور شد: این مستندی که ما تولید کردیم به دلیل اینکه به زبان عربی است ابتدا باید ترجمه شود و سپس به یک خط داستانی در آن برسیم. امیدوارم این مستند برای مراسم چهلم رهبرشهید آماده شود.

با هر سلیقه سیاسی و اعتقادی «جنگ» دامن تو را خواهد گرفت

وی در مورد تجربه هفته اول جنگ توضیح داد: در روزهای اول جنگ، انتظار نداشتم مردم باتوجه به شرایط موجود در شهر آنقدر شجاعانه پای کار باشند. برای مثال بیمارستان گاندی وقتی مورد اصابت پرتابه‌های موشک قرار گرفت ما سریعا خودمان را به صحنه رساندیم. در این بیمارستان پنج میلیون جنین نگهداری می‌شد، در واقع یکی از بانک‌های جنین تهران در آنجا بود که خبر رسمی در این خصوص اعلام نشد و از آنجایی که این جنین‌ها در خطر بودند کل این بخش با کمک مردم به بیمارستان دیگری منتقل شد. اما نکته مهم اینجا بود که بسیاری از مردم با طیف‌های مختلف سیاسی و اعتقادی که شاید برخی از آنها در ظاهر مخالف حاکمیت هم به نظر می‌رسیدند آمده بودند و در این انتقال نهایت کمک را داشتند.

این مستندساز خاطرنشان کرد: اما صحنه‌ای که بسیار من را متاثر کرد مربوط به میدان ولیعصر(عج) بود. حوالی ۳بامداد در حالی که فقط چند نظامی در اطراف میدان بودند یک خانم که اصطلاحا به آنها کم‌حجاب یا بی‌حجاب می‌گویند تنها در میدان ایستاده بود و پرچم ایران را تکان می‌داد. این در حالی بود که هیچ تجمعی در آنجا برگزار نمی‌شد و نمی‌توانستیم بگوییم او دچار هیجان شده یا حتی دلش به چند نفر اطرافش گرم است بلکه کاملا تنهایی در حال حمایت از ایران بود.

روایتی از برخی صحنه‌های آین روزها و یک فقدان
بیمارستان گاندی پس از حملات موشکی آمریکا و اسرائیل

کاظمی در ادامه تصریح کرد: پس از اینکه میدان انقلاب مورد اصابت موشک قرار گرفت ما سریعا به محل حادثه رفتیم اما پس از آن تجمع مردم برای ما بسیار جالب بود، در این میان یک زن و شوهری که کاملا غیرمذهبی بودند در صحنه دیدیم که به ما گفتند هرشب برای تجمع به میدان ولیعصر(عج) می‌رفتند اما چون میدان انقلاب مورد حمله قرار گرفته است حالا برای تجمع به اینجا آمدند و این واقعا برای ما عجیب و غریب بود و به نظرم کاملا متاثر از وضعیت موجود کشور بود.

وی ابراز کرد: دریافت بنده از هفته اول جنگ طبق گفته رهبرشهید این بود که یک بعثت و برانگیختی در مردم به وجود آمده بود که مختص قشر خاصی هم نبود و همه برای ایران پای کار بودند و کاملا مشخص بود مردم از ترور رهبرشهید، شهادت هموطنان و دانش‌آموزان مدرسه میناب بسیار متاثر شدند و دوبار جان تازه‌ای گرفتند. برخی غم‌ها مردم را دچار حزن و درون‌گرایی می‌کند اما برخی غم‌ها باعث می‌شود انسان تلاش کند تا موثر باشد مثل پاکبانی که هنوز هرشب خیابان‌ها را تمیز می‌کند در حالی که می‌داند وضعیت خطرناکی در خیابان وجود دارد یا کفش فروشی که در میدان انقلاب همچنان باز بود تا نشان دهد زندگی در جریان است.

این مستندساز با اشاره به اینکه جنگ تبعاتش برای همه مردم با هر طرز فکری است، تصریح کرد: در بیمارستان گاندی به دلیل موج شدید انفجار بسیاری از ماشین‌های اطراف بیمارستان دچار حادثه شده بود، اما یکی از ماشین‌هایی که دیدم ماشین جدیدی بود که معلوم بود به تازگی خریداری شده است اما متاسفانه دچار حادثه شده بود و آنجا بود که با خودم گفتم این ماشین را دزد نزده اما بیگانه آن را زد، اینجا بود که با خودم فکر کردم در جنگ دیگر سلیقه سیاسی و زاویه نگاه تو با حاکمیت مهم نیست و تبعات جنگ دامن همه را فرا خواهد گرفت و این بسیار نگران‌کننده است.

روایتی از برخی صحنه‌های آین روزها و یک فقدان

دو قطبی حاصل از دی‌ماه کمرنگ شده

کاظمی در مورد شرایط حاکم در کشور و دوقطبی که در ناآرامی‌های دی‌ماه اتفاق افتاد و تاثیر آن بر جنگ توضیح داد: به نظر بنده در جنگ رمضان به شکل عجیبی این دو قطبی از بین رفته است. من به عنوان یک مستندساز نگاهم به کل اتفاقات واقعی است و اصلا وارد فضای سیاسی نمی‌شوم. البته که برخی اقشار هنوز ذهن‌شان روشن نشده اما دوقطبی حاکم در ماه‌های گذشته کاملا از بین رفته و مردم با سلایق مختلف سیاسی و اعتقادی و حتی پوشش‌های متفاوت در کنار هم برای ایران ایستادگی می‌کنند.

این مستندساز درباره نقش مستندسازان در این شرایط گفت: تفاوت مستندساز با خبرنگار این است که خبرنگار لحظه را ثبت می‌کند و هیچ تحلیلی در لحظه نخواهد داشت و تنها وظیفه‌اش نشان دادن آن چیزی است که در حال اتفاق افتادن است و در واقع جریان روایت و خبر رسانی را در دست دارد، اما مستندساز وظیفه‌اش کشف حقایقی از همین لحظاتی است که خبرنگاران ثبت می‌کنند.

کاظمی افزود: مستندساز باید با یک خلاقیت و زاویه روایت بهتری واقعیت‌ها را نگاه کند، بنابراین مستندساز باید یک ارزش افزوده‌ای نسبت به خبر داشته باشد. برای مثال من چند روز قبل از جنگ برروی یک پروژه مستند در حال کار پژهشی بودیم که درباره یک شخصیتی به نام جمال فیض اللهی بود که این فرد یک قاچاقچی است که متحول می‌شود، شما تصور کنید ما با شخصیتی ضد دین و ضد انقلاب روبه‌رو هستیم که در ترکیه برای خودش کسب و کار پرسودی را هم رقم زده که در نهایت براساس یک اتفاقی زندگی شخصی این فرد با سوریه و حرم حضرت زینب(س) گره می‌خورد و دچار یک تحول درونی می‌شود و نهایتا کلیه اموالش را هم در راه خدا وقف می‌کند.

وی ادامه داد: اما نکته مهم در مورد این فرد این است که او به عنوان خادم حرم حضرت زینب(س) کل ماجرا نبرد سوریه را از نزدیک مشاهده می‌کند و از قبل داعش در سوریه تا تجزیه را دیده است و ما تلاش داشتیم که این شخصیت و نگاه تاریخی او در سوریه را به تصویر بکشیم و بگوئیم که امنیت و اصلاح از درون یک کشور اتفاق می‌افتد نه از خارج مرزها. همین جمال فیض اللهی در ناآرامی‌های ۱۴۰۱ داخل خیابان‌های تهران می‌رفت و به مردم تذکر می‌داد و تجربه خود را در مورد سوریه می‌گفت و به مردم هشدار می‌داد که شما اگر مخالف جمهوری اسلامی هم هستید مانعی ندارد اما اصلاح از داخل انجام دهید چون دشمن در صدد است به ما حمله کند و ما را وارد فاز تجزیه کند که متاسفانه بعد از چندسال شاهد بودیم این اتفاق افتاد اما نه به شدت سوریه و تجزیه‌ای که در آنجا اتفاق افتاد.

این مستندساز اظهار کرد: ما در حال پژوهش این مستند بودیم که جمال فیض اللهی به تهران آمد اما برای اینکه به دوستش کمک کند تا یک کافه را راه‌اندازی کند و این برای من بسیار جالب بود که وسط جنگ که همه چیز در حال تخریب است چرا دنبال ساخت یک کافه است.

مستندساز باید نگاه تحلیلی به اتفاقات داشته باشد

کاظمی یادآور شد: وقتی من به سراغ جمال فیض اللهی می‌روم و تجربه زیست او از یک زندگی را روایت می‌کنم در حقیقت به دنبال یک پیوند بین او و ایران هستم و می‌خواهم بگوییم چه اتفاقات و تجربیاتی رخ داده است تا ۵۰ سال دیگر اگر دانش‌آموزی تاریخ ایران را خواند ببیند که روزگاری جمال‌هایی بودند که یک روزگاری هشدارهایی دادند و تجربیات مختلف را مطرح کردند اما یک عده‌ای به خاطر هرچیزی به این تجربیات گوش نکردند و تبعاتی در آن تاریخ برای کشور ایجاد شد.

وی ادامه داد: این سند تاریخی و مستند و روایت است که عمیق‌تر، تحلیلی و اکتشافی می‌ماند و به عنوان یک سند برای آینده خواهد شد، پس مستندساز به نظرم وظیفه‌اش فقط ثبت وقایع نیست بلکه باید ارزش افزوده و یک نگاه تحلیلی و اکتشافی به آن رویداد داشته باشد.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری