۱۴۰۵-۰۳-۰۲ | ۰۸:۱۰
منبع: نمایندگی اصفهان
تاب‌آوری اجتماعی در دوران پساجنگ؛ جامعه چگونه می‌تواند از بحران عبور کند؟

تاب‌آوری اجتماعی در دوران پساجنگ؛ جامعه چگونه می‌تواند از بحران عبور کند؟

 بازسازی جامعه پس از جنگ تنها به ترمیم زیرساخت‌ها محدود نمی‌شود، بلکه مهم‌تر از آن بازسازی اعتماد، امید و همبستگی اجتماعی است. تاب‌آوری اجتماعی زمانی تقویت می‌شود که مردم احساس مشارکت، امنیت روانی و حمایت اجتماعی داشته باشند.

تاب‌آوری اجتماعی یکی از مفاهیم مهمی است که در سال‌های اخیر به‌ویژه در بررسی پیامدهای بحران‌های بزرگ مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بسیاری از کارشناسان معتقد هستند جوامعی که بتوانند پس از بحران‌هایی مانند جنگ، با وجود آسیب‌های گسترده به حیات اجتماعی خود ادامه دهند و روند بازسازی را آغاز کنند، از سطح بالاتری از تاب‌آوری اجتماعی برخوردار هستند. این تاب‌آوری تنها محصول توانایی فردی نیست، بلکه حاصل پیوندهای اجتماعی، ظرفیت نهادهای مدنی، اعتماد عمومی، احساس تعلق جمعی و امکان بازسازی تدریجی روابطی است که در اثر بحران آسیب‌دیده‌اند. از همین رو، در دوره پساجنگ، بحث بر سر بازسازی صرفاً به معنای بازگرداندن شرایط به وضعیت پیشین نیست، بلکه به معنای ایجاد توان تازه برای ادامه زندگی، بازتعریف مناسبات اجتماعی و تقویت ظرفیت جامعه برای مواجهه با تکانه‌های بعدی نیز است.

 محمدرضا شفیعی، استاد علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان با اشاره به پیامدهای اجتماعی جنگ و پساجنگ به ایسنا اظهار می‌کند: در دوران پساجنگ، جامعه با مجموعه‌ای از آسیب‌ها و فشارهای مختلف روبه‌رو می‌شود. بخشی از این آسیب‌ها مربوط به زیرساخت‌های فیزیکی و اقتصادی است، اما بخش مهم‌تر آن به روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس امنیت روانی مردم بازمی‌گردد. در بسیاری از موارد، آثار اجتماعی جنگ دیرتر از آثار ظاهری آن ترمیم می‌شود، زیرا زخم‌های اجتماعی در لایه‌های پنهان زندگی روزمره باقی می‌مانند و خود را در شکل کاهش اعتماد، انزوای اجتماعی، ضعف مشارکت جمعی و افزایش احساس نااطمینانی نشان می‌دهند.

وی می‌افزاید: تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که بازسازی فیزیکی شهرها معمولاً با سرعت بیشتری انجام می‌شود، اما بازسازی سرمایه اجتماعی زمان‌برتر است. اگر روابط اجتماعی دچار آسیب جدی شود، حتی با وجود بازسازی اقتصادی نیز جامعه ممکن است برای مدتی طولانی با مشکلات اجتماعی مواجه باشد. در بسیاری از جوامعی که بحران‌های شدید را پشت سر گذاشته‌اند، نخستین نشانه‌های بازگشت به ثبات نه در ساخت‌وسازهای عمرانی، بلکه در بازگشت مردم به تعامل، همکاری، اعتماد متقابل و حضور دوباره در عرصه عمومی دیده شده است. این موضوع نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی نه یک عنصر حاشیه‌ای، بلکه یکی از بنیان‌های اصلی احیای جامعه در دوره پساجنگ است.

این استاد جامعه‌شناس با تأکید بر نقش همبستگی اجتماعی در دوران پساجنگ بیان می‌کند: یکی از مهم‌ترین عواملی که به افزایش تاب‌آوری اجتماعی کمک می‌کند، تقویت حس همدلی و همبستگی میان افراد جامعه است. زمانی که مردم احساس کنند در یک تجربه مشترک قرار دارند و می‌توانند به یکدیگر تکیه کنند، ظرفیت جامعه برای عبور از بحران افزایش می‌یابد. همبستگی اجتماعی فقط یک مفهوم احساسی یا اخلاقی نیست، بلکه یک ظرفیت عملی و عینی برای عبور از دوره‌های بحرانی است. در شرایطی که فشارهای اقتصادی، آسیب‌های خانوادگی، مهاجرت‌های اجباری و نا امنی‌های روانی جامعه را تحت‌تأثیر قرار داده است، وجود شبکه‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی و همکاری محلی می‌تواند به شکل ملموسی از شدت فشارها بکاهد و احساس رهاشدگی را در میان افراد کاهش دهد.

شفیعی به نقش نهادهای اجتماعی در این زمینه اشاره کرده و ادامه می‌دهد: نهادهای محلی، سازمان‌های اجتماعی، گروه‌های داوطلبانه و شبکه‌های مردمی می‌توانند نقش مهمی در بازسازی روابط اجتماعی ایفا کنند. این نهادها به ایجاد فضاهایی برای گفت‌وگو، همکاری و مشارکت اجتماعی کمک می‌کنند و در نتیجه اعتماد عمومی نیز تقویت می‌شود. در بسیاری از تجربه‌های جهانی، آنچه باعث شده جامعه سریع‌تر از مرحله فروپاشی روانی و اجتماعی فاصله بگیرد، حضور فعال ساختارهای میانجی بوده است؛ ساختارهایی که میان مردم و نهادهای رسمی ارتباط برقرار می‌کنند و از طریق شنیدن مسائل، ساماندهی مطالبات و تقویت روحیه مشارکت، مانع از تعمیق شکاف‌های اجتماعی می‌شوند. در دوره پساجنگ، هرچه جامعه بیشتر از ظرفیت نهادهای محلی، داوطلبانه و مردمی استفاده کند، احتمال بازگشت پایدارتر به وضعیت متعادل افزایش می‌یابد.

وی با بیان این‌که بازسازی اجتماعی نیازمند زمان، تداوم و سیاست‌گذاری دقیق است، تصریح می‌کند: اگر برنامه‌ریزی‌ها فقط بر ابعاد اقتصادی و عمرانی متمرکز باشد و به بازسازی اعتماد و مشارکت توجه نشود، بخشی از بحران همچنان در بطن جامعه باقی می‌ماند. جامعه برای ترمیم خود نیاز دارد احساس کند دیده می‌شود، صدایش شنیده می‌شود و در روند تصمیم‌گیری‌ها جایگاهی دارد. در غیر این صورت، حتی اگر برخی شاخص‌های بازسازی ظاهری بهبود پیدا کند، زمینه‌های فرسایش اجتماعی می‌تواند باقی بماند و در مواجهه با بحران‌های بعدی دوباره فعال شود.

این استاد جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: در دوران پساجنگ، مسئله عدالت اجتماعی نیز اهمیت زیادی پیدا می‌کند، زیرا اگر گروه‌هایی از جامعه احساس کنند در روند بازسازی نادیده گرفته شده‌اند یا دسترسی برابری به منابع حمایتی ندارند، احساس بی‌عدالتی می‌تواند به کاهش همبستگی اجتماعی منجر شود. از همین رو، یکی از شروط اساسی تقویت تاب‌آوری اجتماعی، توزیع منصفانه فرصت‌ها، خدمات و حمایت‌ها در جامعه است. تاب‌آوری اجتماعی صرفاً با توصیه به صبوری یا دعوت به تحمل شرایط دشوار شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند سازوکارهای واقعی حمایت، مشارکت و بازشناسی اجتماعی است.

سلامت روان و بازسازی امید؛ پیش‌شرط عبور جامعه از دوران پساجنگ

سمیه جابری استادیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی گروه مشاوره دانشگاه اصفهان نیز با اشاره به ابعاد روانی دوران پساجنگ اظهار می‌کند: جنگ علاوه بر خسارت‌های مادی، تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد و فضای روانی جامعه می‌گذارد. بسیاری از افراد ممکن است بااحساس ناامنی، اضطراب، سوگ یا بی‌اعتمادی مواجه شوند و این موضوع می‌تواند بر روابط اجتماعی نیز اثر بگذارد. تجربه جنگ فقط به لحظه وقوع آن محدود نمی‌شود، بلکه آثار آن ممکن است مدت‌ها پس از پایان درگیری نیز در ذهن و رفتار افراد باقی بماند. بخشی از دشواری دوره پساجنگ به این مسئله بازمی‌گردد که جامعه باید هم‌زمان با ترمیم آسیب‌های بیرونی، با پیامدهای درونی و روانی آن نیز مواجه شود.

وی می‌افزاید: در چنین شرایطی توجه به‌سلامت روان جامعه اهمیت زیادی دارد. برنامه‌های حمایتی، خدمات مشاوره‌ای، فعالیت‌های جمعی و ایجاد فضاهایی برای بیان تجربه‌ها می‌تواند به کاهش فشارهای روانی و تقویت حس امنیت اجتماعی کمک کند. سلامت روان در دوران پساجنگ نباید فقط در سطح درمان فردی دیده شود، بلکه باید به‌عنوان یک مسئله اجتماعی و عمومی مورد توجه قرار گیرد. زمانی که تعداد زیادی از افراد جامعه تجربه فقدان، ترس، جابه‌جایی، ناامنی یا بی‌ثباتی را از سر گذرانده‌اند، لازم است سیاست‌های حمایتی به‌گونه‌ای طراحی شود که بازگشت روانی جامعه به تعادل نیز امکان‌پذیر شود.

این روان‌شناس با اشاره به مفهوم امید اجتماعی بیان می‌کند: یکی از مهم‌ترین عوامل در افزایش تاب‌آوری اجتماعی، بازسازی امید به آینده است. اگر مردم احساس کنند که آینده قابل‌پیش‌بینی و قابل بهبود است، انگیزه بیشتری برای مشارکت در فرایند بازسازی جامعه خواهند داشت. امید اجتماعی با شعار و توصیه اخلاقی ایجاد نمی‌شود، بلکه از دل تجربه زیسته مردم، کیفیت سیاست‌گذاری، صداقت در اطلاع‌رسانی، احساس امنیت و مشاهده نشانه‌های واقعی بهبود شکل می‌گیرد. هرچه مردم بیشتر احساس کنند که امکان تأثیرگذاری بر آینده خود را دارند، سطح امید جمعی نیز بیشتر می‌شود و این امید، یکی از مهم‌ترین منابع روانی و اجتماعی برای عبور از بحران است.

جابری تصریح می‌کند: رسانه‌ها نیز در این زمینه نقش مهمی دارند و می‌توانند با ارائه روایت‌های واقع‌بینانه، اما امیدبخش از روند بازسازی، به تقویت روحیه اجتماعی کمک کنند. رسانه اگر تنها بر ابعاد تلخ و فرساینده بحران تمرکز کند، ممکن است به تشدید نا امیدی عمومی منجر شود و اگر هم صرفاً تصویری غیرواقعی و شعاری ارائه دهد، اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد. به همین خاطر، رسانه‌ها باید میان بازتاب دردها و نشان‌دادن امکان‌های ترمیم و پیشرفت تعادل برقرار کنند. روایت‌های مسئولانه رسانه‌ای می‌تواند در کاهش احساس بی‌پناهی و تقویت ادراک جمعی از امکان عبور نقش مؤثری داشته باشد.

وی تأکید می‌کند: نمایش نمونه‌های موفق از همکاری‌های مردمی، فعالیت‌های داوطلبانه و تلاش‌های جمعی برای بازسازی جامعه می‌تواند به شکل‌گیری احساس توانمندی در میان مردم کمک کند و این موضوع یکی از پایه‌های اصلی تاب‌آوری اجتماعی است. مردم زمانی با بحران بهتر مواجه می‌شوند که شواهد عینی از اثرگذاری کنش‌های جمعی ببینند. وقتی افراد مشاهده می‌کنند که گروه‌های محلی، خانواده‌ها، جوانان، نیروهای داوطلب و نهادهای مدنی می‌توانند بخشی از مشکلات را حل کنند، تصور ناتوانی مطلق جای خود را به احساس امکان و توان جمعی می‌دهد. این تغییر در ادراک عمومی، در بازسازی روحیه اجتماعی و کاهش درماندگی بسیار مؤثر است.

این روان‌شناس و استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت گروه‌های آسیب‌پذیر در دوران پساجنگ خاطرنشان می‌کند: کودکان، سالمندان، زنان سرپرست خانوار، افراد دارای معلولیت و کسانی که تجربه مستقیم‌تری از فقدان و جابه‌جایی داشته‌اند، بیش از دیگران به حمایت‌های روانی و اجتماعی نیاز دارند. اگر در سیاست‌های بازسازی، نیازهای این گروه‌ها به‌درستی دیده نشود، بخشی از جامعه در وضعیت شکننده‌تری باقی می‌ماند و همین مسئله می‌تواند بر سطح کلی تاب‌آوری اجتماعی نیز تأثیر بگذارد. عدالت در دسترسی به حمایت‌های روانی و اجتماعی یکی از عناصر اصلی بازسازی پایدار جامعه است.

جابری در ادامه اظهار می‌کند: بازسازی روانی جامعه به این معنا نیست که مردم گذشته را فراموش کنند، بلکه به این معنا است که بتوانند تجربه دردناک خود را در چارچوبی قابل‌فهم قرار دهند و با حفظ حافظه جمعی، دوباره به زندگی، کار، ارتباط و آینده بازگردند. تاب‌آوری اجتماعی در این سطح، با انکار رنج یا نادیده‌گرفتن زخم‌ها به دست نمی‌آید، بلکه با پذیرش واقعیت، فراهم‌کردن امکان گفت‌وگو، حمایت‌گری مستمر و ایجاد بسترهای واقعی برای بازیابی حس معنا در زندگی اجتماعی تقویت می‌شود.

وی با اشاره به مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌های بازسازی بیان می‌کند: مشارکت توده مردم نقش مهمی در تقویت تاب‌آوری اجتماعی دارد. زمانی که شهروندان احساس کنند در روند بازسازی جامعه نقش دارند، حس تعلق و مسئولیت اجتماعی در میان آن‌ها افزایش می‌یابد. این مشارکت فقط به حضور نمادین در برخی برنامه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در قالب حضور در شوراهای محلی، گفت‌وگوهای اجتماعی، فعالیت‌های داوطلبانه، طرح‌های محله‌محور و حتی ارائه بازخورد درباره سیاست‌های عمومی معنا پیدا کند. هرچه مردم بیشتر خود را بخشی از فرایند بازسازی بدانند، پیوند آن‌ها با جامعه تقویت می‌شود و امکان شکل‌گیری اعتماد پایدار نیز بیشتر خواهد شد.

به گزارش ایسنا، در مجموع آنچه متخصصان بر آن تأکید می‌کنند این است که تاب‌آوری اجتماعی صرفاً به معنای تحمل شرایط دشوار نیست، بلکه به توانایی جامعه برای سازگاری، بازسازی و حرکت به‌سوی آینده‌ای پایدارتر اشاره دارد. این فرایند نیازمند همکاری میان نهادهای مختلف، مشارکت فعال مردم و توجه هم‌زمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه است. در واقع، جامعه‌ای که بتواند پس از جنگ نه‌تنها خود را از نظر کالبدی ترمیم کند، بلکه اعتماد، امید، همبستگی و حس مشارکت را نیز دوباره احیا کند، شانس بیشتری برای عبور پایدار از بحران خواهد داشت.

در نهایت، آنچه از مجموع این دیدگاه‌ها برمی‌آید، این است که بازسازی پس از جنگ فقط پروژه‌ای عمرانی یا اجرایی نیست، بلکه فرایندی عمیقاً انسانی و اجتماعی است. جامعه زمانی می‌تواند از بحران عبور کند که افراد آن دوباره احساس امنیت، تعلق، شنیده‌شدن و امکان ساختن آینده را تجربه کنند. تاب‌آوری اجتماعی از دل همین احساس مشترک شکل می‌گیرد؛ احساسی که به جامعه کمک می‌کند از ویرانی صرفاً فاصله نگیرد، بلکه به سمت بازیابی معنا، پیوند و پایداری حرکت کند.


انتهای پیام

#

# استان ها

آخرین اخبار استان ها