یک جستوجوی ساده کافیست تا سیل اطلاعات و روایتهای مربوط به غار کرفتو مقابل چشمانتان ردیف شود؛ روایتهایی که بیشترشان سالهاست تکرار و کپی شدهاند و همان حرفهای آشنایی را بازگو میکنند که همه شنیدهایم؛ از معماری صخرهای گرفته تا کتیبه یونانی و اتاقهایی که در دل کوه تراشیده شدهاند؛ اما اینبار قرار نیست فقط با یک غار تاریخی روبهرو شویم، بلکە قرار است چیزی فراتر از چند تصویر و روایت مرسوم ببینیم؛ سفری به دل افسانه، آیین و رازهایی که قرنها در دل سنگهای کرفتو پنهان ماندهاند، گزارشی که شاید نگاهتان را به این غار تاریخی برای همیشه تغییر دهد.
سفر ما بە غار کرفتو صبح روز پنجشنبە آغاز شد؛ سفری که با فمتور میراث فرهنگی کردستان کلید خورد؛ فمتوری کە با هدف معرفی و بازدید از مجموعە این غار تدارک دیدە شدە بود؛ این دومینبار است که همراه میراث فرهنگی راهی کرفتو میشویم؛ بار اول برای جشن مهرگان و اینبار هم برای پیگیری مقدمات ثبت جهانی غار کرفتو! مسیری که اگر به سرانجام برسد، نام این غار را فراتر از مرزهای ایران خواهد برد.
از سنندج بهسمت دیواندره حرکت و پیچوخمهای جاده را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاریم، در طول مسیر از حسینآباد و عباسآباد عبور میکنیم و بعد از پشت سر گذاشتن دیواندره، راه را بهسمت زرینه ادامه میدهیم.
کمی جلوتر، تابلوی دو راهی«تکاب» و غار کرفتو در کنار جاده دیده میشود؛ همانجا از مسیر اصلی جدا میشویم و به سمت راست میپیچیم. جاده فرعی، ما را از میان روستاها و دشتهای اطراف عبور میدهد و بایزید آباد، یوزباش کندی و مسعودآباد را هم پشت سر میگذاریم تا اینکه در نهایت، کرفتو در دل کوهها نمایان میشود.

بعد از صرف صبحانه و استراحتی کوتاە، همه آماده بازدید میشوند، برای رسیدن به دهانه غار باید حدود ۱٨۰ پله سنگی و آهنی را پشت سر بگذاری و در واقع هر پلەای کە بالا میروی، قدمی بە سمت ورود بە یک دنیای فراموش شدە است.
قبل از رسیدن بە پلەهای فلزی ورود غار، همگی مقابل چشمهای توقف میکنیم که از زیر کرفتو میجوشد؛ چشمهای زلال که بیوقفه از دل سنگ بیرون میآید.
میگویند در آیین مهر، تیر مقدسی به صخره برخورد کرد و آب از دل سنگ جوشید؛ آبی که نشانه حیات و آغاز دوباره زندگی بشریت بود، حال وقتی کنار این چشمه میایستی و نشانەهای این آیین را از نزدیک میبینی سخت است که این افسانهها را فقط یک روایت خیالی بدانی.

کرفتو مهمترین معبد میترائیسم در تاریخ جهان
با رسیدن بە چشمە زیر غار محمد امینیان، کارشناس میراث فرهنگی کردستان میگوید: غارمعبد کرفتو را میتوان یکی از مهمترین معابد میترائیسم در تاریخ جهان دانست؛ معبدی که ریشههای آن به دوران داریوش بازمیگردد و نشانههای آیین مهر در بخشهای مختلف آن قابل مشاهده است.
امینیان در خصوص آئین میترائیسم اظهار کرد: کردستان بهواسطه موقعیت کوهستانی خود، همواره خاستگاه اقوامی بوده که زندگی و باورهایشان با طبیعت پیوندی عمیق داشته است و اگر اسناد تاریخی جهان را بررسی کنیم، بارها از کردهای کوهستان بهعنوان اقوامی تأثیرگذار و ریشهدار در ایرانزمین نام برده شده است کە در بخشهایی از این سرزمین، بهویژه نواحی کوهستانی، آیین میترائیسم رواج داشته؛ آیینی که بیش از هرچیز بر هماهنگی انسان با طبیعت استوار بوده است.
وی افزود: وقتی به میترائیسم نگاه میکنیم، شاید در ابتدا با روایتی افسانهای روبهرو شویم، اما هرچه بیشتر در آن دقت کنیم، درمییابیم بسیاری از مفاهیم و نمادهای آن با آنچه در کردستان و زیست مردمان این منطقه وجود داشته، همخوانی دارد؛ آیینی که بعدها از این سرزمین فراتر رفت و به اروپا راه پیدا کرد.
وی ادامه داد: میترائیسم از کهنترین آیینهای جهان بهشمار میرود؛ دینی که بر پایه طبیعت شکل گرفت و متعلق به دورانی بود که بشر از زندگی غارنشینی بهسوی کشاورزی و یکجانشینی حرکت میکرد، در واقع، این آیین را میتوان حلقه اتصال میان آن دو مرحله مهم از تاریخ زندگی انسان دانست.
کارشناس میراث فرهنگی کردستان بیان کرد: در باور مهرپرستان، میترا خورشید نبود، بلکه پرتویی مقدس از خورشید بود که در آغاز پاییز، همزمان با فصل برداشت و جمعآوری نعمتهای زمین، به روی خاک میآمد تا زندگی را نجات دهد و جان دوبارەای ببخشد.
وی گفت: جالب است بدانید کە پیروان این آیین به خدای یکتا باور داشتند؛ خدایی که از آن با نام «خدای زروان» یاد میشد و خدای کیهان بود، در این باور میترا در واقع ملائکەای بود کە برای زندهکردن زمین به این جهان آمده بود.
امینیان بە چشمەای کە در زیر غار میجوشید و درست پشتسر ما قرار داشت، اشارە کرد و افزود: به باور پیروان این آئین، وقتی میترا تیر خود را به صخرهای میزند از آن صخره، چشمهای مقدس میجوشد کە آب این چشمه، همان آب حیات است.
وی افزود: یکی دیگر از باورهای پیروان آئین میترا باور بە مبارزه میترا با گاو مقدس است و گفتە میشود کە ایزد میترا از قدرتی برخوردار است که گاو مقدس را گرفته و بر روی شانه خود میاندازد و به داخل غار میبرد، ایزد میترا با رسیدن به غار، گاو را بر زمین زده، پس از نشستن بر پشت آن، خنجر خود را در گاو فرو میکند و از خون گاو جهان جان تازەای میگیرد، لذا بە همین مناسبت ضیافتی در تالار بزرگ و نورانی معبد برگزار شد که رنگ ارغوان در آن جایگاه ویژهای داشتە است.
امینیان در خصوص عروج میترا هم میگوید: در روایتهای اسطورهای آمده است که میترا در واپسین لحظات این ضیافت کە ارابە زرین خورشید، میخواست او را بە آسمان برگرداند برای آنکه روی زمین بماند و آن را ترک نکند، با خدای خورشید مبارزه کرد، اما در نهایت شکست خورد و ناچار شد سوار بر ارابه زرین خورشید به آسمان بازگردد.
کارشناس میراث فرهنگی افزود: تنها جایی که معماری کامل و کهن میترائیسم با همان قاببندیهای نزدیک به دوران هخامنشی باقی مانده، غار کرفتو است.
امینیان تأکید کرد: تمام این مفاهیم و نشانهها در غار کرفتو نمود دارد و حتی نخستین صخره ورودی غار، چشمهای مقدس بوده که آب از دل آن بیرون میآمده است.
وی اضافە کرد: میترائیسم دارای هفت مرحله بود کە نشانههای این مراحل هنوز هم در غار کرفتو دیده میشود و همین موضوع اهمیت تاریخی و آیینی این غار را دوچندان میکند.
با پایان سخنان امینیان، پویا طالبنیا، مدیرکل میراث فرهنگی کردستان، درباره چشمه زیر غار توضیح میدهد: این چشمهای که اکنون کنار آن ایستادهایم، در واقع مهرابە و یکی از مهمترین اجزای آیینی این محوطه است کە یکی از برنامههای ما نیز احیای همین بخش بهعنوان فضای اصلی و آیینی غار کرفتو است.
شاید بد نباشد کە بدانید در ساختار میترائیسم، مهرابهها بر اساس روایت اسطورهای زایش ایزد مهر از دل سنگ شکل میگرفتند، به همین دلیل این نیایشگاهها اغلب در دل کوهها، کنار چشمهها، درختان کهنسال و منابع طبیعی مقدس ساخته میشدند.

کرفتو؛ از معبد میترایی تا استقرارگاه مغولها
با ترک چشمه و ادامه مسیر، به ایوان ورودی غار میرسیم، امینیان درخصوص این بخش از غار میگوید: اینجا در واقع ایوان ورودی اصلی غار کرفتو بوده است؛ بخشی که در گذشته دارای پلکان سنگی بوده کە بخش زیادی از آن هنوز باقی مانده و برخی از آن هم بە دلیل شرایط محیطی از بین رفتە است.
وی ادامه میدهد: شکل کنونی ورودی غار به دورههای بعدی، بهویژه اوایل دوره مغول بازمیگردد؛ زمانی که این محوطه به یک استقرارگاه و در مقطعی به قلعه مغولها تبدیل شد و در همان دوره برای تسهیل رفتوآمد و استفاده از فضا برای عبور و مرور آسان احشام بخشهایی از دهانه غار دستخوش تغییراتی میشود.
امینیان در ادامه با اشاره به اهمیت تاریخی کرفتو میگوید: اهمیت این غار به اندازهای بوده که در برخی منابع تاریخی، از جمله در ذیل جامعالتواریخ آمدە است کە مغولها برای تصرف مناطق مهمی مانند تبریز دو قشون فرستاد، اما برای تصرف کرفتو پنج قشون را بە این منطقە فرستاد، موضوعی که نشاندهنده اهمیت ویژه این محوطه در دورههای تاریخی است.

کرفتو؛ روایت ۶۰ میلیون سال تاریخ زمین و ۵۰۰۰ سال زندگی انسان
به راه خود ادامه میدهیم و در همان ابتدای ورودی غار توقف میکنیم، امینیان در حالیکه به بدنه سنگی کرفتو اشاره میکند، میگوید: کرفتو به لحاظ فرهنگی حدود ۷۰۰۰ سال و به لحاظ تمدنی نزدیک به ۲۵۰۰ سال قدمت دارد.
وی ادامه میدهد: کرفتو معماری بسیار دقیقی داشته و معماری آن چیزی کمتر از تختجمشید ندارد، هرچند در دورههای مختلف بخشهایی از آن تغییر کرده است.
با ورود به غار و قدم زدن در بخشهای مختلف غار، طاقها و قوسهایی در بخشهای مختلف دیده میشود؛ قوسهایی که به گفته امینیان از قدیمیترین قوسهای طراحیشده در تاریخ جهان به شمار میروند.
کمی جلوتر، طالبنیا، مدیرکل میراث فرهنگی کردستان، درباره روند ثبت جهانی غار کرفتو توضیح میدهد: پرونده غارمعبد کرفتو در ایران، نخستین پروندهای خواهد بود که بهصورت همزمان با معیارهای طبیعی و تاریخی ثبت جهانی میشود.
وی میگوید: اکنون ۲۸ اثر جهانی در کشور ثبت شده که از این تعداد دو اثر با معیارهای طبیعی و ۲۶ اثر دیگر از جمله اورامانات با معیارهای فرهنگی ثبت شدهاند، اما غار کرفتو بە دلیل اینکە هم بخش تاریخی بسیار نفیسی دارد و هم از نظر طبیعی، اثری کمنظیر و ارزشمند به شمار میرود؛ به همین دلیل نخستین پرونده در ایران خواهد بود که با معیارهای طبیعی و تاریخی بهصورت همزمان ثبت جهانی میشود.

در ادامه مسیر، به تالار بزرگ اجتماعات غار میرسیم؛ فضایی وسیع در دل سنگ که دیوارههای آن هنوز آثار زندگی و حضور انسان را در خود نگه داشتهاند.
به گزارش ایسنا، ادریس عبودی، مسئول پیگیری پرونده غار کرفتو در شهرستان دیواندره، در این بخش میگوید: کرفتو یک اثر طبیعی-انسانساخت است و آثار زیست انسانی در بخشهای مختلف آن کاملاً مشهود است.
وی افزود: اگرچه کرفتو حدود ۶۰ میلیون سال سابقه زمینشناسی دارد، اما دستکم ۵۰۰۰ سال نیز سابقه سکونت و زیست انسانی در آن دیده میشود.
عبودی ادامه میدهد: جشن مهرگانی که پاییز سال گذشته در محوطه غار کرفتو برگزار شد نیز در همین راستا بود؛ اینکه نشان داده شود این غار تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه پیشینهای طولانی از حضور و زندگی انسان را در خود جای داده است.
طالبنیا در ادامه سخنان ادریس عبودی با اشاره به ویژگیهای طبیعی غار میگوید: همچنین گونههای نادری از جانوران در غار کرفتو زندگی میکنند و خفاشهای این غار از گونههای کمیاب و ارزشمند جانوری جهان به شمار میروند.

از هراکلس تا سهدختران؛ افسانەهای پنهان در دل کرفتو
با عبور از لایهها و بخشهای مختلف غار، چیزی که بیشتر از هرچیز توجه را جلب میکند، سقف اتاقها و راهروهای کرفتو است، بیشتر سقفها حالتی کمانی و هشتی دارند و هرچه در مسیر جلوتر میروی شکلهای متنوعتری در دل سنگ دیده میشود؛ طرحهایی که انگار هرکدام با دقت و ظرافت خاصی تراشیده شدهاند.
شاید یکی از زیباترین بخشهای دیدنی کرفتو همین سقفهای سنگی آن باشد؛ سقفهایی که در هر بخش ارتفاع متفاوتی دارند، بعضی از اتاقها سقفی بلند و باز دارند و برخی دیگر آنقدر کوتاهاند که برای ورود به آنها باید خم شوی تا سرت به سنگ برخورد نکند؛ گویی هر فضا، کارکرد و روایت مخصوص به خود را داشته است.
بە راهم ادامه میدهم، نگاهم روی دیوارهای غار میچرخد؛ دیوارهایی پر از نقش و نشانه روی بعضی از آنها تصویر گوزن، اسب، مارال و نقشهایی از انسان دیده میشود و در بخشهایی دیگر، خوشههای گندم و گلهای لاله به چشم میخورند؛ نقشهایی که هنوز بعد از سالها بر دل سنگ باقی ماندهاند.
همانگونە کە آرام قدم میزنم، به آتشدانها نگاه میکنم به نورگیرهایی که روشنایی را به دل غار میرسانند به کتیبهها و به مردمانی فکر میکنم که روزگاری در همین اتاقها زندگی کردهاند؛ مردمانی که شاید همین راهروها را طی کردهاند، کنار همین دیوارها نشستهاند و روزهایشان را در دل این کوه گذراندهاند.
دل از در و دیوار غار میگیرم و بە میان جمعیتی کە بە سخنان مدیرکل میراث گوش سپردەاند، بازمیگردم، طالبنیا گفت: کرفتو صرفاً یک غار نیست، اینجا را بهعنوان بزرگترین معبد مهری ایران و حتی جهان میتوان معرفی کرد و تفاوت آن با غارهایی همچون علیصدر و قوریقلعه نیز دقیقاً در همین مسئله است؛ کرفتو تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه مجموعهای آیینی و تاریخی است که لایههای مختلفی از تاریخ و باور را در خود جای داده است.
در ادامە بە طبقە سوم میرسیم، بر سر در یکی از اتاقهای غار در این طبقە کتیبەای وجود دارد، جملهای که ترجمه تحتاللفظی آن این است: «اینجا خانه هراکلس است، هرکس وارد آن شود در امان است.»
امینیان درباره این کتیبه توضیح داد کە برخی تصور میکنند این نوشته صرفاً به خط یونانی است، در حالی که این خط مربوط به بیزانس یا روم شرقی است که در آن زمان با حروف یونانی نوشته میشده است.
وی ادامە میدهد: هراکلس نیز در روایتهای تاریخی فاتح تختسلیمان شناخته میشود و گفته میشود از کرفتو بهعنوان پایگاهی موقت استفاده کرده تا بتواند بزرگترین آتشکده زرتشتی را تصرف کند.
در ادامه بازدید خود به طبقه چهارم غار میرسیم جایی که یکی از بهترین چشماندازهای کرفتو و رو به کوههای اطراف است، روبهروی این بخش، کوهی قرار دارد که تصویری سنگی شبیه سه انسان در آن دیده میشود؛ تصویری که با یکی از افسانههای قدیمی منطقه گره خورده است.
این کوە کە در ضلع جنوبی صخرە کرفتو قرار دارد بە کوە "سێ کەنیشکان" یا کوە "سە دختران" معروف است و سنگی هم کە در کنار غار اما جدا از غار وجود دارد بە عنوان "بەردە خەیات" یا "سنگ خیاط" در این منطقە مشهور است.
نوجوان کە بودم پدربزرگم روایتی از سە دختر شاە و پسر خیاط را روایت میکرد و میگفت: روزگاری حاکمی در این منطقە وجود داشت کە صاحب سە دختر بود، دختر بزرگ پادشاه که از همه زیباتر بود، اعلام میکند تنها زمانی ازدواج خواهد کرد که کسی بتواند زیباترین لباس را برای او بدوزد به همین دلیل خیاطان بسیاری از مناطق مختلف به اینجا میآیند تا هنر خود را به دختر حاکم نشان دهند.
در میان همه آنها پسر خیاطی از همین منطقه لباسی برای دختر میدوزد که از همه زیباتر بود و براساس این روایت، دختر پادشاە زمانی که برای نخستینبار چشمش به پسر خیاط میافتد، از زیبایی او شگفتزده میشود و همانجا دلباختهاش میشود.
بعد از آن، دختر حاکم هر روز بهانهای برای دیدار با پسر خیاط پیدا میکرد و این رفتوآمدها آنقدر ادامه پیدا کرد تا دو دختر دیگر حاکم نیز عاشق پسر خیاط میشوند.
اما این عشق، سرانجامی نداشت و در نهایت بە اذن خدا هم سە دختران و هم پسر خیاط بە سنگ تبدیل میشوند، روایتی کە با نگاە کردن بە منظرە روبەرویی غار بار دیگر برایم تداعی میشود.
عبداللە مرادی، سرگروە رشتە تاریخ پیام نور کردستان اما افسانە را با اندکی تغییر اینگونە بیان میکند و میگوید: اینجا افسانهای وجود دارد که در میان مردم با نام «سێ کەنیشکە و کوڕە خەیات» شناخته میشود و سنگی هم که به پسر خیاط معروف است، حدود ۹۰ متر ارتفاع دارد.
وی ادامه میدهد: "روایت است که پادشاهی در این منطقه زندگی میکرد که سه دختر داشت، یکی از دختران عاشق پسر خیاطی از اهالی همین منطقە میشود.
یکی از وزیران که خود دل در گرو دختر پادشاە داشت از رابطه میان آن دو باخبر میشود و ماجرا را به گوش پادشاه میرساند، پادشاه کە از این خبر خشمگین میشود بە جادوگر خود دستور میدهد تا دختر بزرگ و پسر خیاط و دو دختر دیگرش را بە دلیل اینکە از رابطە خواهر خود خبر داشتەاند و چیزی بە پادشاە نگفتەاند را تبدیل بە سنگ کنند، افسانهای که مردم منطقه باور دارند تصویر آن هنوز هم بر دل کوه باقی مانده است.
گفتنی است؛ پروندە غار معبد کرفتو بعد از مدتها وقفە دوبارە بە جریان افتادە، معبدی کە بسیاری از معیارهای یونسکو را داراست و اگر بە ثبت جهانی برسد، نام و آوازە این معبد شگفتانگیز بە گوش همە دنیا خواهد رسید.
انتهای پیام

