۱۴۰۵-۰۳-۰۲ | ۱۱:۵۴
منبع: خبرگزاری‌ها
دهقانی فیروزآبادی: دفاع موزاییکی، هوشمندانه بود/حفظ دستاوردهای جنگ مهمترین وظیفه است

دهقانی فیروزآبادی: دفاع موزاییکی، هوشمندانه بود/حفظ دستاوردهای جنگ مهمترین وظیفه است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی مهمترین منفعت ملی در زمان جنگ را حفظ بقا و امنیت ملی خواند و گفت: وظیفه ما پس از پایان جنگ، حفظ دستاوردهای آن، تأمین منافع عمومی و منافع ملی و تبدیل دستاوردهای حاصل از جنگ به دستاوردهای پایدار اقتصادی و سیاسی است.

به گزارش ایسنا، «سیدجلال دهقانی فیروزآبادی»روز شنبه در میزگرد ایده‌پردازی «دولت وفاق؛ دولتِ جنگ و دفاعِ میهنی» که با همکاری معاونت راهبردی ریاست جمهوری و خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و با حضور «حسام‌الدین آشنا» و «علی عبدالله خانی» برگزار شد گفت: بحث من بر ماهیت و مفهوم «دولت جنگ» متمرکز است. نخست باید ببینیم مفهوم دولت جنگی را چگونه معنا می‌کنیم و چه ویژگی‌هایی دارد. به نظر من می‌توان دولت جنگ را در سه سطح حداقلی، حد وسط و حداکثری تعریف کرد.

وی افزود: دولت جنگ در سطح حداقلی به دولتی گفته می‌شود که ناخواسته و به‌ناچار درگیر جنگ شده است؛ یعنی دولتِ درگیر در جنگ، اضطراراً با جنگ مواجه شده و بیشتر رویکردی انفعالی دارد چنین دولتی چندان انتخابی در شرایط جنگ یا بقا ندارد.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه دولت جنگ در سطح حدوسط، دولتی است که می‌خواهد جنگ را مدیریت کند، حکمرانی جنگ را به‌دست گیرد و اولویت نخستش دفاع میهنی و بقا است و مستلزم اینجا اراده سیاسی و تصمیم سیاسی و اختیار است، تصریح کرد: ممکن است دولتی درگیر جنگ باشد اما «دولت جنگی» نباشد، یا نتواند یا نخواهد جنگ را اداره کند. این دو وضعیت با هم بسیار متفاوت است. در این سطح، عامدانه، برنامه‌ریزی شده و طراحی می‌کنیم که از خود دفاع کنیم، حتی اگر جنگ بر ما تحمیل شده باشد.

دهقانی‌فیروزآبادی با بیان اینکه دولت جنگ در سطح حداکثری را دولت پادگانی یا جنگ‌بنیاد و نمونه بارز آن رژیم اسرائیل است، خاطرنشان کرد: دولت جنگ‌بنیاد دولتی است که بنیادش بر جنگ استوار است. این مفهوم تا حدی فراتر از «جنگ‌سالار» است. ممکن است دولتی بنیادش بر جنگ نباشد اما جنگ‌سالار شده باشد؛ مانند ایالات متحده. یعنی منافعش در این است که همیشه در وضعیت جنگی و جنگی انتخابی باشد. اکنون جنگ ترامپ علیه ما یک جنگ انتخابی است، اما برای ما جنگ اضطراری محسوب می‌شود، زیرا ما جنگ را انتخاب نکردیم.

وی ادامه داد: دولت جنگ‌بنیاد، ایده‌اش برحسب جنگ است؛ چون هر دولتی باید ایده‌ای داشته باشد و ایده این دولت، ایده جنگ است. هویت ملی براساس جنگ استوار است؛ یعنی اگر جنگ نباشد، خلأ هویتی ایجاد می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: نکته بعدی دولت جنگی در سطحی است که گفتمان حاکم بر آن جنگی باشد. به اعتقاد من، دولت امنیتی همه چیز را امنیتی می‌کند و در دولت نظامی نیز همه امور نظامی می‌شود. امنیتی کردن و نظامی کردن به این معناست که معمولاً دولت باید در سطح سیاسی مدیریت کند، یعنی با وسایل عادی مانند انتخابات و رأی‌گیری.

دولت جنگ‌سالار، دولتی است که گفتمان جنگی بر آن حاکم می‌شود

دهقانی‌فیروزآبادی افزود: اگر وارد حوزه‌ای شویم که مستلزم بکارگیری زور باشد، به این معناست که موضوع را از سیاست به امنیت و سپس به حوزه نظامی برده‌ایم. در واقع، دولت عادی و مدنی به دولت جنگ‌سالار و دولت جنگ‌بنیاد تبدیل می‌شود؛ یعنی دولتی که بنیادش بر جنگ استوار نیست و جنگ‌سالار هم نبوده، اما گفتمان جنگی بر آن حاکم می‌شود و دولت مدنی و متعارف را حداقل به سمت یک دولت جنگ‌سالار می‌برد، حتی اگر بنیادش بر جنگ استوار نباشد.

وی مفهوم دیگر دولت جنگی در تلفیقی از تعریف حداقلی و حد وسطی را بازتعریف ایده دولت بر حسب شرایط جنگی و کانونیت و اولویت دفاع ملی و بقای ملی خواند و بیان کرد: در آنجا ما باید مدیریت کنیم جهت حفظ بقا. حداقل برخی معتقدند وقتی می‌گوییم منافع ملی، یا برحسب قدرت ملی تعریف می‌شود یا برحسب امنیت ملی؛ و کف هر دو نیز موضوع بقا مطرح است.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه حداقل‌ترین کارکردی که از دولت انتظار می‌رود، تأمین بقا است، عنوان کرد: دولتی که دائماً در مرز بقا حرکت می‌کند، دولت متعارفی نیست. البته همه موجودات زنده ابتدا می‌خواهند بقای خود را حفظ کنند، اما پله‌پله باید بالاتر بیایند؛ یعنی ضروریات اولیه و زنده ماندن لازم است ولی کافی نیست.

جنگ ناخواسته بر ما تحمیل شد و ما دولت در جنگ هستیم

دهقانی‌فیروزآبادی تصریح کرد: حداقل شاید من اعتقاد دارم که شرایط ما با حالت آخر بیشتر مطابقت دارد که یک جنگ ناخواسته بر ما تحمیل شده، ما دولت در جنگ هستیم، دولتی دفاعی و جنگی به معنای حکمرانی براساس مدیریت جنگ و حفظ بقا داریم. بنابراین در اثر وقوع جنگ، ضروریات مدیریت جنگی است که دولت ما را در این شرایط قرار داده و موجب شکل‌گیری دولت یکپارچه حول محور جنگ شده است.

موقتاً براساس دفاع میهنی، هویت‌سازی می‌کنیم

وی گفت: ما در اینجا حداقل به یکی از وجوه دولت جنگ‌بنیاد هم نزدیک می‌شویم، ولی موقتی است و ما باید به آن توجه داشته باشیم. ما موقتاً براساس دفاع میهنی، هویت‌سازی هم می‌کنیم و وحدت ملی هم ایجاد می‌کنیم.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه ما وحدت حاکمیت و وحدت ملت و دولت را بر حسب دفاع انجام می‌دهیم که نمونه آن این است که خیلی‌ها که ما انتظار نداشتیم، الان آمده‌اند زیر پرچم ایران، یادآور شد: این بدان دلیل است که جنگ خودش باعث هویت‌سازی می‌شود، و البته نه به صورت محض، بلکه آمیزه‌ای است از ایدئولوژی، دین و ناسیونالیسم. این نکته مهمی است و همانطور که اشاره شد، چنین دولتی مهمترین اولویت خود را حفظ بقا، امنیت ملی و دفاع میهنی قرار داده است.

هدف جنگ تغییر نظام بود

دهقانی‌فیروزآبادی در تعریف مختصات و چه ویژگی‌های دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی اظهار کرد: من ۱۰ مورد را در زمینه یادداشت کردم که به ترتیب اولویت بیان می‌کنم. اولین ویژگی دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی، دولت مشروع و مقبول است. اتفاقاً در زمان جنگ، دولت باید بیشتر مشروعیت و مقبولیت داشته باشد، زیرا آمریکا و اسرائیل که بحث تغییر رژیم را مطرح کرده بودند، هدفشان جنگ تغییر نظام بود.

وی تصریح کرد: لذا به اعتقاد من، اولین ویژگی دولت دفاع میهنی، مشروعیت و مقبولیت است؛ و مشروعیت ارادی‌اختیاری، نه اینکه مردم از سر جنگ یا به خاطر جنگ دولت را قبول داشته باشند، بلکه به این دلیل که دولت خوب و کارآمدی است می‌تواند مشروعیت و مقبولیت را داشته باشد.

دولت جنگ یا دفاع میهنی بعد از آتش‌بس به پایان نمی‌رسد

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: اولین اولویت، خاتمه جنگ و دوم، بازسازی جنگ است. یعنی براساس تعریف دومی که همکارانم هم عنوان کردند، عقیده من هم بر این است که دولت جنگ یا دفاع میهنی بعد از آتش‌بس به پایان نمی‌رسد. تا زمانی که خرابی‌های جنگ بازسازی نشده است، ما در حالت جنگی هستیم، به خصوص در این جنگ ترکیبی.

دهقانی‌فیروزآبادی افزود: من جایی گفتم جنگ حداقل در مورد ما به پایان نمی‌رسد؛ مثل انرژی در فیزیک است که از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند. یعنی برای ما وقتی جنگ نظامی تمام می‌شود، وارد جنگ اقتصادی می‌شویم، و زمانی که جنگ اقتصادی تمام می‌شود، وارد جنگ اجتماعی می‌شویم. یعنی دائماً در حال شدن است بنابراین دولت هم باید اینگونه شکل بگیرد. معتقدم باید به مرور سیاست غیرامنیتی و غیرنظامی شود تا دولت بیاید و روی ریل متعارف قرار بگیرد

دولت باید هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی مقاومت کند

وی دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی را دولت مقاوم خواند و عنوان کرد: اولین ویژگی دولت این است که مقاومت کند، هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی. یعنی در داخل نیز تحت تأثیر گروه‌های فشار قرار نگیرد (که خیلی هم زیاد می‌شود)؛ البته تحت عنوان دفاع هم این کارها صورت می‌گیرد. دولت باید مقاومت کند و براساس آنچه ما برای بقای ملی تصور می‌کنیم، اصرار ورزد، هرچند شاید خیلی‌ها اینگونه فکر نکنند.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: به عقیده من دیپلماسی در عرصه بین‌المللی باید مقاومت داشته باشیم که این را به سه طریق می‌توان تعریف کرد: دیپلماسی برای مقاومت، مقاومت برای دیپلماسی، و مقاومت در دیپلماسی. به این معنا که زمانی که ما داریم مذاکره می‌کنیم، مقاومت به خرج دهیم؛ این مربوط به عرصه بین‌المللی است.

دولت مقتدر باید هم تولید قدرت و هم اعمال قدرت کند

دهقانی‌فیروزآبادی گفت: دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی دولتی مقتدر است. دولت جنگی، دولت ضعیف نیست؛ اتفاقاً باید دولت مقتدری باشد، یعنی هم تولید قدرت کند و هم بتواند اعمال قدرت کند. دولت زمان جنگ اقتدار دارد و البته در حالت طبیعی و غیرجنگ هم باید به همین شکل باشد؛ یعنی دولت هم می‌تواند مقتدر باشد و تولید قدرت کند، هم امرار قدرت کند و مدیریت مؤثر در کشور داشته باشد.

وی افزود: دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی، دولتی متحد و منسجم است. دولت جنگی باید هم متحد باشد و هم منسجم، یعنی همسو و هماهنگ و هم‌افزا. حالا گاهی هم می‌گوییم دولت یکپارچه. در فارسی می‌گویند «دولت یکدست» که بار منفی پیدا کرده است؛ منظور من هم دولت یکدست نیست، بلکه دولت یکپارچه است، به‌خصوص در سیاست خارجی می‌گویند دولت یونیتاری (واحد).

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: دولت یکپارچه یعنی دولتی که اگر از پنج نفر از بالاترین تصمیم‌گیرندگانش سوال شود مهمترین اولویت‌های شما چیست، پاسخ هر پنج نفر باید یکی باشد. اگر اینگونه باشد، معلوم است که دولت یونیتاری یا دولت یکپارچه است. اگر شما لیستی را در اختیار پنج نفر تصمیم‌گیرنده درجه یک قرار دهید و بگویید اولویت‌ها را تعیین کنند و آنها هیچ نسبتی با هم نداشته باشند، این دولت یکپارچه نیست.

دهقانی‌فیروزآبادی با بیان اینکه خیلی وقت‌ها من در ایران مشاهده می‌کنم که دولت یکپارچه نیست، تصریح کرد: یعنی ما از وحدت صحبت می‌کنیم ولی عملکردمان یونیتاری یا یکپارچه نیست. اگر به عنوان مثال حکومت را در نظر بگیریم، باید ارکان حکومت با هم هماهنگ، همسو و متحد باشند. اگر قوه مجریه را مدنظر قرار دهیم، باید ارکان خودش با هم هماهنگ و متحد باشند. یک زمانی وزارت علوم یک تصمیم می‌گیرد و سازمان برنامه و بودجه قبول ندارد، آن هم در شرایط جنگ. حالا نمی‌گویم با ارکان دیگر؛ حداقل با خودتان می‌توانید بنشینید تصمیم بگیرید و بگویید سیاست کلی این است.

دفاع موزاییکی، بسیار عاقلانه و هوشمندانه بود

وی، دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی را دولت متمرکز خواند و گفت: من یک جای دیگر هم این را گفتم، شاید هم اشتباه می‌کنم. اینکه دفاع غیرمتمرکز ما که معروف شد به دفاع موزاییکی، بسیار عاقلانه و هوشمندانه بود، ولی من شخصاً اعتقاد ندارم که حوزه اجرایی و مدیریت کشور را هم غیرمتمرکز کنیم، زیرا آن وقت ملوک‌الطوایفی خواهد شد.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد: دولت مقتدر باید دولت میاندار و میداندار باشد، نظارت و کنترل اوضاع را در دست بگیرد؛ یعنی مردم هم این را احساس کنند. چرا در جنگ هشت ساله، علیرغم اینکه واقعاً وضعیت کشورمان چندان مناسب و خوب نبود، اما دولت می‌توانست کشور را اداره کند؟ برای اینکه همدلی بود، یکپارچگی بود، انسجام بود و دولت متمرکز بود؛ حالا چه به لحاظ گفتمانی و چه به لحاظ اجرایی، و به اعتقاد من موضوع بسیار مهم است.

دهقانی‌فیروزآبادی، دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی را دولتی مبتکر و خلاق توصیف کرد و افزود: گاهی من اصطلاح «کُنِش‌مَند» را بکار برده‌ام، زیرا ما سه نوع بازیگر می‌توانیم داشته باشیم: کنش‌پذیر یا منفعل، کنشگر یا فعال، و کنشمند که فراتر از کنشگری است.

دولت کنش‌مند، دولتی فرصت‌ساز است

وی تاکید کرد: کنشگر به این معنا است شما می‌توانید از فرصت‌ها به‌خوبی استفاده کنید. دولت کُنِش‌مَند دولتی است که فرصت‌ساز است، برای دیگران هم فرصت ایجاد می‌کند، بازی‌ساز است، بازیگردان و کارگردانی می‌کند. نه تنها خودش ایفای نقش می‌کند، بلکه مانند یک کارگردان اگر نقش نخست را هم به کسی بدهد، خود دولت این کار را انجام می‌دهد. بنابراین دولت باید صحنه‌گردان، مبتکر و خلاق باشد، نه منفعل.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: نکته دیگر اینکه دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی یا مُصمّم باشد. در زمان جنگ، زمان تردید و «حالا ببینیم چه می‌شود» نیست. به شخصی گفتند بحران است، گفت حالا صبر می‌کنیم تا صبح، در حالی که صبح که همه چیز تمام خواهد شد. ما الان باید تصمیم بگیریم.

دولت باید مصمّم، تصمیم‌ساز، تصمیم‌گیر و مجری تصمیمات باشد

دهقانی‌فیروزآبادی بیان کرد: بنابراین تصمیم‌گیری در زمان بحران و در جنگ، تصمیم‌گیری آنی است، نه اینکه اجازه بدهیم و صبر کنیم ببینیم دو روز دیگر شرایط چگونه خواهد شد؛ دو روز بعد دیگر چنین فرصتی فراهم نیست. پس دولت باید مصمّم، تصمیم‌ساز، تصمیم‌گیر و مجری تصمیمات باشد. از قدیم هم گفته‌اند: انسانی که تصمیم غلط می‌گیرد و اجرا می‌کند، بهتر از کسی است که تصمیم می‌گیرد و عمل نمی‌کند یا اصلاً تصمیمی نمی‌گیرد.

وی گفت: دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی باید عاقل باشد، به خصوص در زمان جنگ. زیرا در زمان عادی و غیرجنگ نمی‌توان اشتباه کرد، اما در زمان جنگ امکان اشتباه وجود ندارد. انگار در گردنه‌ای بسیار تیز و برف و کولاک قرار گرفته‌ایم؛ در آنجا امکان اشتباه نداریم. اشتباه اول ما، اشتباه آخر ما خواهد بود.

مهمترین منفعت ملی در زمان جنگ، حفظ بقا و امنیت ملی است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه در زمان جنگ به عقلانیت به تمام معنا نیاز داریم که تعریف آنها را همه ما می‌دانیم: ارجحیت دادن به منافع عمومی و منافع ملی، افزود: باید این شاخص را در نظر بگیریم که کاری که اکنون می‌خواهیم انجام دهیم نسبت به منافع عمومی و منافع ملی چقدر است. البته مهمترین منفعت ملی در زمان جنگ، حفظ بقا و امنیت ملی است.

فیروزآبادی با بیان اینکه دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی باید مسئولیت‌پذیر باشد و متعهد به تعهداتش باشد، خاطرنشان کرد: دولت نمی‌تواند به ملت بگوید جنگ رخ داده و نمی‌توانم به تعهداتم عمل کنم، و اکنون در شرایط جنگی قرار داریم و مشکلات چندان به من ارتباطی ندارد. اتفاقاً مسائلی هم که به دولت ارتباطی ندارد، الان در شرایط جنگی باید مسئولیت آن مسائل را نیز قبول کند. دولت باید مسئولیت‌پذیر و متعهد به تعهدات باشد؛ در آن صورت روحیه ملی بالا می‌رود و مردم قوت قلب می‌گیرند، زیرا می‌بینند کسی است که امور را اداره می‌کند.

دولت جنگی، دولت منزوی نیست

وی نکته دیگر درباره دولت دفاع ملی یا دولت دفاع میهنی را متعامل بودن دولت خواند و عنوان کرد: دولت جنگی، دولت منزوی نیست برخلاف بعضی وقت‌ها که فکر می‌کنیم دولت جنگی دولت منزوی است، اینگونه نیست. هم در داخل، هم در خارج، دولت جنگی باید دولت متعامل باشد. اولاً با نیروهای سیاسی و ارکان دیگر نظام تعامل داشته باشد، چون بعضی‌ها اولین کاری که در جنگ به ذهنشان می‌رسد، قهر کردن است، در حالی که در جنگ وقت دعوا و قهر کردن نیست. شما باید از منافع خود دفاع کنید؛ یعنی باید در داخل، موجه‌سازی و استدلال کردن و اقناع دیگران را انجام دهیم در برابر تصمیمی که گرفته‌ایم؛ یعنی باید همه را قانع کنیم.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه دولت متعامل باید در عرصه بین‌المللی نیز با کشورهای مختلف تعامل داشته باشیم، یادآور شد: در زمان جنگ، اتفاقاً اوج دیپلماسی است. ما الان تا از دیپلماسی صحبت می‌کنیم، فکر می‌کنند منظور مذاکره با آمریکا است، در حالی که دیپلماسی مانند جدولی است که ۱۰۰ تا خانه دارد؛ یکی از این خانه‌ها مربوط به مذاکره با آمریکا است، اما منظور ما دیپلماسی با چین، روسیه و کشورهای همسایه است.

در دوره جنگ نیازمند شاتل‌دیپلماسی هستیم

دهقانی‌فیروزآبادی با بیان اینکه اتفاقاً اکنون اوج دیپلماسی است و ما نیازمند شاتل دیپلماسی (میانجی) هستیم تا توضیح دهیم اگر قرار است عملیاتی انجام دهیم، چرا عملیات می‌کنیم، تصریح کرد: به این می‌گویند عقل ارتباطی. یک بار من پنج صفحه مطلبی نوشتم که آخر آن مطلب بگویم در روابط بین‌الملل باید عقل ارتباطی داشته باشیم. همه این مطالب را چاپ کردند، اما همین موضوع عقل ارتباطی را حذف کردند.

وی در تعریف معنای عقل ارتباطی بیان کرد: در گذشته می‌گفتند فلانی روابط عمومی‌اش خیلی خوب است، در حالی که هابرماس می‌گوید این فرد عقلش بیشتر است که می‌تواند روابط برقرار کند، چون عقل ارتباطی دارد و انسان‌ها در ارتباط است که موضوعات را می‌فهمند. قدیمی‌ها می‌گفتند دیپلماسی دو حرف است: برقراری ارتباطات و کسب اطلاعات. بنابراین ما باید برویم و توجیه کنیم (justify) که چرا این کار را انجام می‌دهد. نمی‌توانیم بگوییم این مشکل خودشان است.

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این سوال که چه نسبتی میان حوزه روابط بین‌الملل با مفهوم ریشه‌ای خودتان می‌بینید و اینکه آیا تجربیات موفق بین‌المللی در این زمینه وجود دارد که دولتی در این زمینه موفق عمل کرده باشد، اظهار کرد: جنگ اساساً پدیده‌ای ذاتی در روابط بین‌الملل است.

دهقانی‌فیروزآبادی تصریح کرد: حتی اگر بخواهیم یک تعریف بسیار ساده از روابط بین‌الملل ارائه دهیم، می‌توان گفت بررسی دو موضوع اصلی «جنگ» و «صلح» است. البته درباره اینکه اصل بر جنگ است یا صلح، میان نظریه‌پردازان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند اصل بر جنگ است و صلح حالت موقتی دارد و برخی نیز برعکس این نظر را دارند. در هر صورت، جنگ یکی از موضوعات اساسی در روابط بین‌الملل محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه درباره تجربه‌های موفق باید گفت جنگ‌ها ماهیت‌های متفاوتی دارند و طبیعتاً هدفگذاری‌ها نیز بر اساس همان ماهیت شکل می‌گیرد، تصریح کرد: برای مثال، برخی کشورها در پی جنگ‌های هژمونیک بوده‌اند؛ مانند ناپلئون یا هیتلر که به‌دنبال سلطه کامل بر اروپا بودند. در نظریه‌های روابط بین‌الملل گفته می‌شود اگر کشوری به دنبال «امنیت مطلق» یا «قدرت مطلق» باشد، معمولاً به نتیجه نمی‌رسد، زیرا چنین چیزی در عمل دست‌یافتنی نیست. به همین دلیل، جنگ‌های هژمونیک معمولاً با شکست مواجه می‌شوند. و عاقلانه نیست که ما به دنبال جنگ هژمونی برویم.

بسیاری معتقدند جنگی که آمریکا آغاز کرد، انتخابی بود

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: در مقابل، انواع دیگری از جنگ نیز وجود دارد: جنگ‌های تدافعی، جنگ‌های تهاجمی و جنگ‌های انتخابی. برای نمونه، بسیاری معتقدند جنگی که آمریکا آغاز کرد، جنگی انتخابی بود؛ در حالی که خود آمریکایی‌ها بعدها اذعان کردند که ایران تهدید فوری برای آمریکا محسوب نمی‌شد و حتی برخی گفتند اگر تهدیدی وجود داشت، بیشتر از جانب چین یا بازیگران دیگر بود. بنابراین، ارزیابی موفقیت یا شکست یک جنگ به ماهیت و اهداف آن بستگی دارد.

دهقانی‌فیروزآبادی اظهار کرد: به لحاظ نظری و تجربی گفته می‌شود کشورهایی که جنگ تهاجمی یا هژمونیک آغاز می‌کنند، احتمال شکست بیشتری دارند؛ در حالی که در جنگ‌های تدافعی احتمال موفقیت بیشتر است. دلیلش هم روشن است: وقتی کشوری از سرزمین و خانه خود دفاع می‌کند، طبیعی است که هزینه و مقاومت بیشتری نشان دهد اما وقتی برای تصرف جایی حمله می‌کند، اگر هزینه‌ها زیاد شود، ممکن است به راحتی از ادامه آن صرف‌نظر کند.

وی گفت: نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در جنگ ویتنام دید. با وجود خسارات فراوان، ویتنام مقاومت کرد. در مقابل، جنگ عراق برای آمریکا با وجود برخی دستاوردها، در مجموع جنگ موفقی تلقی نشد و خود آمریکایی‌ها نیز به این موضوع اذعان کرده‌اند. جنگ ۴۰ روزه جنگ ناموفقی برای آمریکا بود. لذا زمانی که می‌گوییم ما در جنگ پیروز شده‌ایم منظور این است که آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها به اهدافشان نرسیدند.

مهمترین وظیفه حفظ دستاوردهایی که در جریان جنگ حاصل شده است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی افزود: در جنگ‌های نامتقارن نیز یک قاعده مشهور وجود دارد: وقتی ارتش کلاسیک با نیروهای چریکی می‌جنگد، اگر ارتش کلاسیک پیروز نشود، در واقع شکست خورده است؛ اما نیروهای چریکی اگر شکست نخورد و نابود نشوند، می‌توان گفت پیروز شده‌اند.

دهقانی‌فیروزآبادی بیان کرد: این موضوع اکنون در جنگ‌ نامتقارن ما معنادار است اینکه وقتی می‌گوییم ما در جنگ پیروز شده‌ایم، منظور این است که دشمن به اهداف خود نرسیده است. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه این است که این وضعیت حفظ شود؛ یعنی دستاوردهایی که در جریان جنگ حاصل شده، از بین نرود.

ضرورت تبدیل دستاوردهای حاصل از جنگ به دستاوردهای پایدار اقتصادی و سیاسی

وی با بیان اینکه به طور معمول، موفقیت در جنگ—به‌ویژه در جنگ‌های تدافعی یا جنگ‌های تحمیلی—با پایان جنگ و ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش معنا پیدا می‌کند، تاکید کرد: اما نکته مهمتر پس از پایان جنگ آغاز می‌شود: اینکه دستاوردهای حاصل از آن به دستاوردهای پایدار اقتصادی و سیاسی تبدیل شوند؛ موضوعی که پیش‌تر نیز به آن اشاره شد. یکی از مهمترین وظایف دولت نیز همین است؛ یعنی تأمین منافع عمومی و منافع ملی. همان‌طور که اشاره شد، مفاهیمی مانند «بازدارندگی پایدار» و «بقا» نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرند.

احتمال پیروزی در جنگ‌های تدافعی بیشتر از جنگ‌های تهاجمی است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: ما در جنگ هشت‌ساله موفق بودیم، زیرا دشمن به اهداف خود نرسید. در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز موفق بودیم زیرا دشمن به اهداف خود نرسید. به طور کلی، احتمال پیروزی در جنگ‌های تدافعی بیشتر از جنگ‌های تهاجمی است. جنگی که هدف آن شکست مطلق دشمن باشد، معمولاً به آن هدف نمی‌رسد. در عین حال، کشوری که وارد جنگ می‌شود نباید دشمن را به نقطه‌ای برساند که احساس کند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

دهقانی‌فیروزآبادی گفت: در فرهنگ عامیانه ما در یزد مثلی وجود دارد که قدیمی‌ها درباره «مطبخ» یا همان آشپزخانه می‌گفتند: اگر آشپزخانه خالی باشد، گربه گرسنه دیوانه‌وار از آن بیرون می‌آید. یعنی اگر موجودی چیزی پیدا نکند، ممکن است رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی انجام دهد. در جنگ نیز نباید دشمن را به چنین نقطه‌ای رساند.

وی افزود: به لحاظ نظری و عملی، حتی در نمونه‌هایی مانند جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ نیز می‌بینیم که برای یک قدرت اشغالگر بسیار دشوار است که در اشغالگری خود پیروز بماند؛ در حالی که کشور یا نیرویی که سرزمینش اشغال شده، معمولاً در نهایت موفق می‌شود اشغالگر را بیرون کند.

انتهای پیام

#

# ایسنا+

آخرین اخبار ایسنا+