۱۴۰۵-۰۳-۰۲ | ۱۳:۱۱
خاورمیانه آمریکا، چگونه واشنگتن منطقه را ویران کرد؟

خاورمیانه آمریکا، چگونه واشنگتن منطقه را ویران کرد؟

میدل ایست آی با اشاره به انتشار کتاب «خاورمیانه آمریکا»، آن را کتابی توصیف می‌کند که علیه فراموشی و علیه تسلی‌های چابلوسانه‌ای است که امپراتوری‌ها با آنها از جنایات خود جان سالم به در می‌برند.

به گزارش ایسنا، «مارک لینچ» استاد دانشگاه جورج واشنگتن در رشته امور بین‌الملل و علوم سیاسی کتاب جدید خود با عنوان «خاورمیانه آمریکا»، را با خشم شروع می‌کند. خشمی که این صفحات را به حرکت در می‌آورد، خشم کسی است که در درون نهادهایی که از طریق آنها سیاست آمریکا در رابطه با غرب آسیا ساخته می‌شود، زندگی کرده و در نهایت به این نتیجه رسیده است که این دستگاه صرفاً دچار نقص نشده است، بلکه همان‌طور که طراحی شده بود، کار می‌کند.

رسانه مستقر در لندن لینچ به طور غیرمعمولی در موقعیت مناسبی برای طرح این موضوع قرار دارد. او استاد دانشکده الیوت دانشگاه جورج واشنگتن و یکی از مهم‌ترین مفسران آمریکایی سیاست اعراب در دهه‌های اخیر است.

او دنیای سیاست آمریکا را آنقدر دقیق می‌شناسد که نمی‌تواند آن را به تمسخر بگیرد و غرب آسیا را آنقدر جدی می‌شناسد که نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

برقراری نظمی ظالمانه

رسانه انگلیسی افزود: این استدلال جامع و صبورانه است. از سال ۱۹۹۱، ایالات متحده صرفاً وارد منطقه نشده است. بلکه یک نظم منطقه‌ای را تشکیل داده است: خاورمیانه آمریکا.

این نظم بر برتری نظامی، حفاظت از اسرائیل، مسلح کردن و حفظ متحدان مستبد، کنترل ایران، نظارت بر سیاست‌های مجاز و تبدیل روزمره رنج اعراب و مسلمانان به صداهای پس‌زمینه استراتژیک استوار است.

این نظم، صلح، دموکراسی، توسعه و ثبات را وعده می‌داد اما ویرانی عراق، روند صلح منجمد و فریبکارانه در فلسطین، بقای رژیم‌های شکنجه‌گر، فروپاشی لیبی، جهنم سوریه، گرسنگی یمن، رها شدن سودان و نسل‌کشی در غزه را به همراه داشت.

فلسطین، حتی وقتی لینچ نگاهش را فراتر از آن می‌برد، محور اخلاقی کتاب است.

استدلال او صرفاً این نیست که واشنگتن در میانجیگری برای رسیدن به یک توافق عادلانه شکست خورده، بلکه این است که روند به اصطلاح صلح به یکی از نهادهای اصلی سلطه منطقه‌ای آمریکا تبدیل شده است. این روند، اشغال را به یک فرآیند، سلب مالکیت را به مذاکره و موجودیت سیاسی فلسطین را به یک مشکل امنیتی که باید مدیریت شود، تبدیل کرده است.

توافق‌نامه‌های اسلو در اینجا نه به عنوان یک فرصت از دست رفته که به طرز غم‌انگیزی از بین رفته، بلکه به عنوان ساختاری ظاهر می‌شوند که به اسرائیل اجازه داد کنترل خود را بیشتر کند، در حالی که ایالات متحده افسانه میانجی‌گری را حفظ کرده است.

این کتاب در عین حال مراقب است که حاکمان منطقه‌ای را تبرئه نکند. سعودی، اماراتی، مصری، اسرائیلی، سوری و دیگر بازیگران در اینجا به عنوان عواملی با پروژه‌ها، ظلم‌ها و محاسبات خاص خود ظاهر می‌شوند.

اما لینچ بهانه عاملیت بومی را زمانی که به راهی برای تطهیر مسئولیت آمریکا تبدیل می‌شود، رد می‌کند.

در واقع، واشنگتن  فضایی را ساخت که آنها یاد گرفتند در آن حرکت کنند. به وحشیگری پاداش داد، دیگران را تحریم کرد، متحدان را تبرئه کرد، دشمنان را اهریمنی جلوه داد، دانش را نظم بخشید و سپس نتیجه را نظم بیابان نامید.

رهبری متفاوت، همان طرز فکر مخرب

آن‌طور که لینچ توصیف می‌کند، در اینجا یک کمدی تلخ وجود دارد. روسای جمهور آمریکا با وعده تغییر جهت، ایجاد توازن مجدد، پایان دادن به جنگ‌های ابدی یا آغازی جدید از راه می‌رسند.

آنها سپس با بازتولید همان معماری، آنجا را ترک می‌کنند. «جورج اچ دبلیو بوش»، این نظم را از ویرانه‌های عراق آغاز می‌کند.

«بیل کلینتون» آن را از طریق تحریم‌ها و وعده نمایشی اسلو تقدیس می‌کند. «جورج دبلیو بوش» با حمله به عراق، در حالی که ادعا می‌کند منطقه را با زور دموکراتیزه می‌کند، آن را می‌شکند.

«باراک اوباما» واضح‌تر از اکثر این افراد می‌بیند. در لحظاتی سعی می‌کند رد پای آمریکا را کاهش دهد، به توافق هسته‌ای با ایران دست می‌یابد، سپس با اجبارهای به ارث رسیده عقب‌نشینی می‌کند.

«دونالد ترامپ» سیستم را از تظاهر لیبرالی عاری می‌کند، ظلم معامله‌گران و عادی‌سازی بدون فلسطین را می‌پذیرد.

«جو بایدن» نهادگرا، با مسلح کردن و محافظت از اسرائیل در حالی که غزه در حال ویران شدن است، این بنا را به پایین‌ترین حد اخلاقی می‌رساند.

رویکردهای چند لایه

میدل ایست آی در ادامه به بررسی نگاه لینچ به گروه‌های اسلام‌گرا در منطقه و نقش آنها در کتاب خود می‌پردازد و آن را یکی از نقاط قوت کتاب توصیف می‌کند.

لینچ می‌داند که جنبش‌هایی که تحت اشغال، دیکتاتوری یا حمله خارجی شکل گرفته‌اند را نمی‌توان صرفاً با الهیات توضیح داد.

آنچه مهم است، این است که نظم آمریکایی بارها به تولید همان نیروهای اسلام‌گرایی که بعداً ادعا می‌کند با آنها می‌جنگد، کمک کرده است، چه با بستن مسیرهای سیاسی غیرخشونت‌آمیز، حمایت از دیکتاتورهایی که اسلام‌گرایان منتخب را سرکوب می‌کنند، تحمل اشغال، یا تقلیل کل جوامع به آزمایشگاه‌های امنیتی.

اسلام‌ستیزی، در واشنگتن و در میان متحدان عرب آن، به یک دستور زبان حکومت تبدیل می‌شود. این امر زندان‌ها، کودتاها، نظارت، بمب‌گذاری و سوءظن دائمی به سیاست‌های مردمی را توجیه می‌کند.

سیاست آمریکا بارها و بارها فرض می‌کند که فلسطینی‌ها، عراقی‌ها، یمنی‌ها، لبنانی‌ها، سوری‌ها و سودانی‌ها را می‌توان بمباران، تحریم، آواره، گرسنه یا مدیریت کرد، بدون اینکه همان وضعیت اضطراری اخلاقی را که پس از مرگ آمریکایی‌ها یا اسرائیلی‌ها ایجاد می‌شود، ایجاد کند.

سلسله مراتب همیشه بیان نمی‌شود. نیازی به بیان آن نیست. این در بحث‌های مربوط به تلفات، در ادبیات رسانه، در واکنش‌های کنگره، در انسان‌شناسی میزگردهای اندیشکده‌ها، و در سهولت بلعیدن جمعیت‌ها توسط «امنیت» ریشه دوانده است.

رسوایی فقط این نیست که اعراب و مسلمانان از انسانیت تهی شده‌اند، بلکه این است که این غیرانسانی‌سازی توسط افرادی که اغلب خود را انسان می‌دانند، نهادینه شده است.

ریاکاری به مثابه زیرساخت

رسانه مستقر در لندن می‌افزاید: بنابرای، عنوان کتاب دقیق است. خاورمیانه آمریکا، خاورمیانه‌ای نیست که مردمش آن را زیسته‌اند و نه خاورمیانه شاعران، زندانیان، کارگران، تبعیدیان، مادران، انقلابیون و شهدایش.

این یک ساختار ژئوپلیتیکی است، نقشه‌ای که توسط قدرت ترسیم شده و با حسن تعبیر از آن دفاع می‌شود. دستاورد لینچ نشان دادن این است که چگونه این نقشه تا این حد بادوام شده و چرا حتی شکست‌های آن، به ندرت در داخل واشنگتن بی‌اعتبار شده است.

قوانین بین‌المللی علیه دشمنان به کار گرفته می‌شوند و برای متحدان به حالت تعلیق در می‌آیند.

در نتیجه، دورویی به‌عنوان یک لغزش گاه به گاه نیست، بلکه ریاکاری به عنوان زیرساخت است. برای مردم منطقه، بسیاری از این موارد به طرز دردناکی آشنا به نظر می‌رسند.

این کتاب سوالی را مطرح می‌کند که بحث‌های معمول از آن اجتناب می‌کند: چه می‌شود اگر ساختاری که ادعا می‌کند از هرج و مرج جلوگیری می‌کند، یکی از بانیان اصلی هرج و مرج باشد؟ چه می‌شود اگر ویرانی تصادفی نباشد، بلکه ساختگی باشد؟

لینچ کتابی درخشان، ضروری و غم‌انگیز نوشته است که باید خوانده شود.

انتهای پیام

#

# جهان

آخرین اخبار جهان