به گزارش ایسنا، سالها قبل وقتی از رسول ملاقلیپور دربارهی ساخت فیلمی دربارهی «فتح خرمشهر» پرسیدیم، این کارگردان سرشناس با تاکید بر اینکه سینمای جنگ در حد جرقهای بیش، کار نکرده گفته بود: این سینما هیچ تاثیری، بهخصوص در نشان دادن قهرمانان ملی این مملکت نداشت و به نوعی بهنمایش درمیآید که از اصول دراماتیک برخوردار نیست بنابراین طبیعتا اگر بر جوانان امروز تاثیر بگذارد، تاثیراتی آنی و زودگذر خواهد بود.
این کارگردان به ایسنا یادآور شده بود: «در این سالها، نگاهها به مقوله جنگ متفاوت بود، یک عده اصلا این مقوله را قبول نداشتند و نگاهشان به جنگ فرق میکرد و کسانی مثل من که به دور از مسایل سیاسی بودیم، نتوانستیم تشخیص بدهیم ماجرا چیست، بههمین دلیل دربارهی خرمشهر فیلمی ساخته نشد، یا بودجهها را به افرادی که توانایی این کار را نداشتند، دادند.
اگر اتفاقی، درباره قهرمانان ملی این مملکت نیافتاده بهخاطر سیاستمداران و سیاستگذاران فرهنگی است. چون این افراد نخواستند چنین اتفاقی بیافتد و جوانان این مملکت به جوانان گذشته خود افتخار کنند، حتا دربارهی قهرمانان دیگر نیز علاقمند نیستند این اتفاق بیافتد.»

در آستانه ۳ خرداد ماه و سالروز آزادسازی خرمشهر یادی کنیم از خاطرهای که زندهیاد رسول ملاقلیپور در آذر ماه سال ۸۴ در صدوچهلوچهارمین برنامه شب خاطره درباره مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر و آتش گرفتن جعبه مهمات در دارخوین گفته بود، در ادامه این فیلم را میبینیم:
رسول ملاقلی پور ۱۵ اسفند ماه سال ۱۳۸۵ در سن پنجاه و یک سالگی، با سینما خداحافظی کرد و از دنیا رفت.
«شاه کوچک» را در سال ۶۱ با حسین منزه که به قول خودش «اگر با مرحوم منزه آشنا نمیشدم نه عکاس خوب، نه مستندساز جنگ و نه اصلا فیلمساز میشدم.» ساخت و «سقای تشنه لب» ۶۲، «نینوا» ۶۳، «بلمی به سوی ساحل» ۶۴ ، «پرواز در شب» ۶۵ ، «افق» ۶۶ ، «مجنون» ۶۸، «خسوف» ۷۰، «نجات یافتگان» و «سفر به چزابه» ۷۴ ، «کمکم کن» ۷۶ ، «هیوا» ۷۷ ، «نسل سوخته» ۷۸ ، «قارچ سمی» ۸۰، «مزرعه پدری» ۸۲ و «میم مثل مادر» را ساخت و همزمان با اکران آخرین ساختهی سینماییاش «میممثل مادر» در ایسنا گفته بود: «از نسل ما گذشته است که نگاهی دیگر و متفاوت به جنگ ارایه کنیم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ریسک و توانای ریسک را از دست داده است، ولی اگر یک فرد جوان یک سینماگر جوان با استعداد پیدا شود، میتواند با خلاقیتهای که دارد از ادبیات جنگ به بهترین شکل استفاده کند.»
او در آخرین مصاحبههایش میگفت: «من همان آدم گذشته هستم، اما محتاط تر شدهام. یک واقعیت این است که ملاقلی پور در سینما سرکوب شد، نه از جانب ممیزی ارشاد بلکه متاسفانه از جانب منتقدین بیسواد این اتفاق افتاد. وقتی منتقدین بیسواد مواردی را به فیلم نسبت دادند طبیعتا مسوولین فرهنگی نسبت به کارهای من حساسیت پیدا کردند.
هر چه ساختم و نوشتم آنها فکر کردند، منظورم مساله دیگری است. مثلا در دورانی که فیلمهای «سفر به چزابه» ، «نسل سوخته» و.... را ساختم بسیاری از این فیلمهای من را برخی منتقدین بیسواد به مسخره گرفتند. ولی الان نقد همان آدمها را در رابطه با «میم مثل مادر» میخوانم و میبینم از آن فیلمهای قبلیام همچون «نسل سوخته» و «هیوا» به عنون آثاری زیبا و شاعرانه یاد میکنند، در حالیکه این فیلمها را در زمان اکران قبول نداشتند.»
ملاقلیپور همچنین در نامهای تحت عنوان «خداحافظ سینما» که در پی حذف دو صحنه از فیلم «مزرعه پدری» در سال ۸۳ در اختیار ایسنا گذاشته بود، نوشته:« چه حاصل از اینکه کی بودم و چه کردم؟ منتی هم نیست و صد البته که طلبکار هم نیستم حرف من بماند با تاریخ.
روزگاری نه چندان دور به گوشهای از این دیار عشق و میراث تعرضی شده بود. جوانانی بودند، مردانی بزرگ، زمینی بودند و روحشان آسمانی، دوربین عکاسی و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند کوتاه ولی مردانه زیستن را دیدم و بیدلیل نیست که هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» برای دیدن «نجاتیافتگان» و ملاقات با بانوی عشق خانم «هیوا» بود.
البته این جرم کمی نبود همزمان با نمایش تحقیرشان کردند و درگوشی و علنی نجوا کردند ، برو، فراموش کن، و این زمانه را آنطور که ما میگوییم ببین. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبین. در همان خوابگردی بمان تا خوابگرد را نسازی، مگر نمیبینی با «مزرعه پدری» این سرزمین پدریت چه میکنیم؟ اگر راه پیروزی فرهنگی عدهای در گرو این است که من دیگر فیلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پیشگان و همراهان این قافله مژده میدهم که این پیروزی گوارایتان باد. رسول ملاقلیپور دیگر فیلمی نخواهد ساخت تا ...
زهی خجسته زمانی که یار باز آید بکام غمزدگان غمگسار بازآید
به پیش خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید»
انتهای پیام

