در شرایطی که فضای کشور با نگرانیها و محدودیتهای ناشی از وضعیت جنگی همراه بود، تیم ملی هندبالساحلی ایران با تصمیمی جسورانه و با تکیه بر انگیزه و انسجام بیسابقهای راهی رقابتهای قهرمانی آسیا شد. ملیپوشان در حالی عازم مسابقات شدند که نهتنها فشار روحی ناشی از اخبار ناآرامی را تحمل میکردند، بلکه با کمبود امکانات، مسیرهای طولانی و سفری نزدیک به ۵۰ ساعت نیز روبهرو بودند؛ سفری که بخشهایی از آن بهدلیل شرایط پروازی، ناچاراً بهصورت زمینی طی شد.
با این حال، هیچیک از این دشواریها مانع تیم نشد. بازیکنان از هفتهها قبل، با وجود نگرانیهای خانوادگی و شرایط غیرعادی، پیگیر برگزاری مسابقات بودند و با اشتیاق کامل در اردوها حاضر شدند. تماسهای مداوم با کادر فنی، تمرینهای فشرده زیر فشار روحی، و حتی عبور جنگندهها از بالای سر محل تمرین، تنها بخشی از چالشهایی بود که این تیم در مسیر حضور در رقابتها پشتسر گذاشت.
در نهایت، تیم ملی هندبالساحلی ایران با وجود تمام این سختیها و در شرایطی که هر مسابقه بهدلیل فشار ذهنی و خستگی سفر میتوانست به یک چالش بزرگ تبدیل شود، با عبور از حریفان قدرتمند آسیایی، مسیر خود را تا قله ادامه داد و موفق شد عنوان قهرمانی بازیهای ساحلی آسیا را بهدست آورد؛ افتخاری که ارزش آن با توجه به شرایط خاص و بیسابقه اعزام، دوچندان بود.
در ادامه گفتوگوی اختصاصی و مفصل ایسنا با مهدی قشقاییراد، سرمربی تیم ملی هندبالساحلی را میخوانید:
با توجه به اینکه مسابقات ساحلی آسیا در شرایط خاص و همزمان با جنگ برگزار شد، تیم ملی عملاً فرصت تمرین ایدهآلی نداشت. درباره روند آمادهسازی توضیح میدهید؟
تقریباً از یک سال قبل برای حضور تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی ساحلی یا همان المپیک ساحلی آسیا برنامهریزی شده بود. شاید نزدیک به پنج یا شش جلسه با حضور کمیته ملی المپیک و فدراسیون هندبال برگزار شد تا درباره اردوها، زمان شروع تمرینات و برنامهریزیهای کلی تصمیمگیری شود. زیرا لیگ برتر هندبالساحلی در جریان بود، امکان برگزاری اردو نداشتیم و حتی در تعطیلی لیگ هم به خاطر حضور بازیکنان در تیم ملی سالنی، ترجیح دادیم فشار مضاعفی به بچهها وارد نکنیم.
برنامهریزی ما این بود که بعد از پایان لیگ، حدود ۱۵ تا ۲۰ اسفند، چهار تا پنج مرحله اردو برگزار کنیم، سپس در یک تورنمنت شرکت کنیم و بعد به مسابقات اعزام شویم، اما اتفاقاتی که در کشور رخ داد و شروع جنگ باعث شد لیگ سالنی تعطیل شود و حتی بحث اعزام کاروان ساحلی ایران هم در هالهای از ابهام قرار بگیرد. چند بار شخصاً با فدراسیون تماس گرفتم تا بدانم تصمیم نهایی چیست، چون شرایط کاملاً گنگ بود.

در نهایت کمیته ملی المپیک تصمیم گرفت بههر شکل ممکن کاروان ایران را اعزام کند. بلافاصله جلسات متعددی برگزار کردیم و برنامه اردوها را چیدیم. شرایط بسیار سخت بود، آن زمان تقریباً هیچ مجموعه ورزشی باز نبود و حتی آمدن بازیکنان از شهرهای مختلف هم دشوار شده بود. با این حال وقتی با بازیکنان صحبت کردیم و درباره اهمیت کار توضیح دادیم، واقعاً پای کار ایستادند. شاید در آن شرایط خیلیها تمایلی به حضور نداشتند، اما بچهها با تمام وجود آمدند.
سه مرحله اردو در اصفهان برگزار کردیم و جا دارد از اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان تشکر کنم. در آن شرایط تقریباً هیچ مجموعهای فعالیت نداشت، اما برای تیم ملی امکانات فراهم شد. خودمان در سالن را باز میکردیم و میبستیم و روزی دو جلسه تمرین برگزار میشد. در مجموع سه اردوی پنج روزه داشتیم که شاید از نظر بدنی و آمادگی ساحلی فقط ۳۰ تا ۴۰ درصد شرایط ایدهآل را داشتیم، چون بازیکنان تا قبل از آن درگیر مسابقات سالنی بودند.
اعزام زودهنگام تیم ملی به سانیا چقدر در روند موفقیت تیم تأثیر داشت؟
بهنظر من تصمیم بسیار حرفهای و عاقلانهای بود که از سوی کمیته ملی المپیک گرفته شد. قرار شد کاروان ایران ۱۰ روز زودتر اعزام شود، چون سفر از طریق مرز زمینی انجام میشد و حدود دو روز در مسیر بودیم. از مرز باجگیران وارد ترکمنستان شدیم و بعد از آن مسیر سفر از این کشور به پکن چین و سپس سانیا ادامه پیدا کرد تا به محل مسابقات رسیدیم.
این ۱۰ روز کمک کرد تا بازیکنان فرصت تطبیق با آبوهوا، اختلاف زمانی، شرایط خواب و تغذیه را پیدا کنند. در این مدت چهار بازی تدارکاتی هم برگزار کردیم، دو بازی با قطر که بعداً در فینال هم مقابلشان قرار گرفتیم، یک بازی با تایلند و یک دیدار هم برابر اردن داشتیم.

این تجربه نشان داد که حضور زودهنگام در مسابقات چقدر اهمیت دارد. همیشه به خاطر مشکلات اقتصادی یا مسائل مربوط به ویزا، تیمهای ایرانی دیر به مسابقات میرسند، اما وقتی چند روز زودتر در محل مسابقات حاضر شوید بازیکن وارد شرایط اردویی میشود، تغذیه و خوابش کنترل میشود، جلسات فنی و ویدئویی برگزار میشود و بازیهای تدارکاتی هم کمک میکند ایرادات تیم برطرف شود. این روند پلهپله تیم را به شرایط مسابقه رساند.
اولین بازیمان در برابر فیلیپین بود که تیم بسیار خوبی داشت و بازی سختی بود، اما خدا کمک کرد و مرحله به مرحله جلو رفتیم تا در نهایت به فینال مقابل قطر رسیدیم.
درباره حمایتهای فدراسیون هندبال و کمیته ملی المپیک هم توضیح میدهید؟
هندبالساحلی تقریباً در یک دهه اخیر پرچمدار افتخارات هندبال ایران در آسیا و جهان بوده است. از سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ به بعد، این رشته مدام در ردههای مختلف قهرمانی یا سکوهای آسیایی و جهانی کسب کرده؛ از قهرمانی آسیا گرفته تا سومی جهان در رده نوجوانان. همین موضوع باعث شده جایگاه ویژهای در فدراسیون پیدا کند.
در این سالها یک کارگروه حرفهای برای هندبالساحلی شکل گرفت. جا دارد از حسن افتخاری بهعنوان بنیانگذار و پدر هندبال ساحلی ایران یاد کنم که زحمات بسیار زیادی کشید. همچنین غلامحسین نیکویی، رئیس انجمن هندبال ساحلی و دیگر دوستانی که در این مسیر کمک کردند. ما در این سالها روی پشتوانهسازی کار کردیم و نتیجهاش این شد که تیم نوجوانان ایران دو دوره متوالی قهرمان بلامنازع آسیا شد و حالا همان بازیکنان پلهپله به تیم ملی بزرگسالان رسیدند.
در کمیتهملی المپیک هم نگاه ویژهای به تیمهای مدالآور وجود دارد. کاروان اعزامی بیشتر بر اساس شانس کسب مدال انتخاب میشود و تیم ملی هندبال ساحلی همیشه جزو تیمهای دارای شانس مدال بوده است. بهخاطر دارم حدود اردیبهشت سال گذشته در فینال به قطر باختیم و نایبقهرمان آسیا شدیم. بعد از آن کمیته برنامهریزی ویژهای برای ما انجام داد.
در جلسات رسمی قبل از مسابقات فرمی وجود دارد که باید در آن رنگ مدال پیشبینی شود. وقتی لیست را مقابلم گذاشتند، گفتند طلا، نقره یا برنز را مشخص کن. من بدون تردید گزینه طلا را انتخاب کردم و گفتم مطمئن باشید این تیم قهرمان میشود. باور داشتم اگر اردوها و برنامهریزیها درست پیش برود، اشتباه فینال قبلی مقابل قطر تکرار نخواهد شد و رنگ مدال ما طلا خواهد بود. خوشبختانه همین اتفاق هم افتاد.
بهنظر میرسد حضور تیم ملی در این مسابقات فقط جنبه ورزشی نداشت و ابعاد اجتماعی هم پیدا کرده بود؟
دقیقاً همینطور است، کمیتهملی المپیک علاوهبر نگاه ورزشی، نگاه اجتماعی هم به این اعزام داشت. از نظر ورزشی ما وظیفه داشتیم در بازیهای آسیایی حاضر شویم و برای کشور افتخار کسب کنیم، اما از نظر اجتماعی هم اهمیت زیادی داشت که در آن شرایط خاص، پرچم ایران در میادین بینالمللی بالا باشد.

شنیدم آقای خسرویوفا از همان ابتدا خیلی جدی پیگیر اعزام این تیم بودند، چون اعتقاد داشتند باید نشان دهیم ورزش ایران با وجود تمام اتفاقات همچنان زنده و فعال است. همان روحیه جنگندگی، فداکاری و ایستادگی که در مردم وجود داشت را در ورزشکاران هم میشد دید. بههمین دلیل میتوانم بگویم هم کمیته ملی المپیک و هم فدراسیون هندبال واقعاً پای کار هندبالساحلی و رشتههای ساحلی بودند.
سطح مسابقات ساحلی آسیا را چطور ارزیابی میکنید؟
شاید یک نگاه کلیشهای وجود داشته باشد که در بازیهای آسیایی یا المپیک بعضی تیمها فقط برای حضور میآیند، اما واقعیت این نیست. در نهایت رنکینگ کشورها با نتایج تیمها و تعداد مدالهایی که کسب میکنند سنجیده میشود و همه کشورها نه صرفا جهت حضور، بلکه برای بردن و موفقیت وارد مسابقات میشوند. از روز اول مسابقات این موضوع را بهخوبی حس کردیم. حتی تیمهایی که شاید اسم خیلی بزرگی نداشتند، بازیهای فوقالعاده سختی مقابل ما انجام دادند. بعضی مسابقات آنقدر دشوار بود که فقط با فریاد و انرژی کنار زمین توانستیم تیم را جمع کنیم. همه تیمها با بهترین کیفیت آمده بودند.
تیم ملی قطر قبل از مسابقات در اروپا تورنمنت برگزار و حتی دو بازیکن جدید اروپایی به تیمش اضافه کرده بود. بازیکنی مثل زارکو مارکوویچ با قراردادهای سنگین در ترکیب این تیم حضور داشت و کنار او چندین بازیکن آفریقایی و اروپایی سالها است برای قطر بازی میکنند. تایلند هم نسبت به دورههای قبل کاملاً متفاوت شده بود.
کیفیت مسابقات به حدی بالا بود در گروهی که عمان، پاکستان، اردن، تایلند و قطر حضور داشتند، تایلند بهعنوان تیم دوم حذف شد، در حالی که همان تیم حتی میتوانست قطر را شکست بدهد و شاید اگر بعضی اشتباهات داوری رخ نمیداد، نتیجه متفاوت میشد. بهنظرم همه تیمهای حاضر فقط برای گرفتن امتیاز و کمک به جایگاه کاروان کشورشان آمده بودند.
مدال طلای هندبالساحلی چه تأثیری در جایگاه کاروان ایران داشت؟
تا جایی که از مسئولان کاروان شنیدم، آن مدال طلای نهایی نقش مهمی در تثبیت رتبه سوم ایران داشت و فاصله خوبی با تیمهای پایینتر ایجاد کرد. حتی گفته میشد رتبه سوم ایران در این دوره از بازیها بیسابقه بوده و در هیچ دورهای کاروان ایران چنین جایگاهی نداشته است.
اگر بعضی نتایج دیگر هم بهتر رقم میخورد، حتی امکان رسیدن به رتبه دوم جدول هم وجود هم وجود داشت. مثلاً والیبال ساحلی نتایج خیلی خوبی گرفت و تیم دومش هم سوم شد. در مجموع همین رتبه هم برای کاروان ایران اتفاق بسیار ارزشمندی بود.

من میتوانم بگویم این مسابقات یکی از سختترین و باکیفیتترین تورنمنتهایی بود که هم از نظر فنی و هم از نظر فضای رقابتی میان تیمها تا امروز تجربه کردم.
چرا رشتههای ساحلی ایران در سالهای اخیر اینقدر رشد کردند؟
صرفاً این نیست که چون یک رشته ساحلی است، حتماً باید کنار دریا برگزار شود. مثلاً همین مسابقات در شهری ساحلی برگزار شد، اما محل مسابقات فاصله زیادی با ساحل داشت. بهنظرم رشتههایی مثل فوتبالساحلی، هندبالساحلی و حتی والیبالساحلی در سالهای اخیر رشد فوقالعادهای داشتند. بخشی از آن بهخاطر خط ساحلی طولانی ایران است، اما بخش مهمتر به فرهنگ این رشتهها برمیگردد.
بازیکنان رشتههای ساحلی معمولاً برای رسیدن به جایگاه بهتر تلاش بیشتری میکنند. شاید امکانات کمتری داشته باشند، اما روحیه جنگندگی و قناعت بیشتری دارند و همین باعث میشود برای موفقیت بیشتر بجنگند. من از اولین دورهای که بهعنوان بازیکن در تیم ملی بودم تا امروز که بهعنوان سرمربی فعالیت میکنم، فقط زحمت و تلاش دیدم.
همیشه به بازیکنان میگویم نسلهای قبل شما خیلی سختی کشیدند. نه زمین خوب داشتند، نه امکانات مناسب. امروز شرایط بهتر شده، هرچند هنوز ایدهآل نیست، اما فدراسیون نگاه ویژهای به هندبال ساحلی دارد و همین موضوع انگیزه ایجاد میکند.
وقتی بازیکن میبیند در رشته ساحلی میتواند به مسابقات آسیایی و جهانی برود و مدال بگیرد، طبیعی است که انگیزهاش چند برابر شود. در رشته سالنی رقابت خیلی سختتر است، آنجا تیمهایی مثل ژاپن، قطر و عربستان حضور دارند اما در رشتههای ساحلی بازیکنان ایرانی باور دارند که میتوانند قهرمان شوند و همین روحیه تفاوت ایجاد میکند.
اصفهان با وجود داشتن نمایندگان متعدد در تیمهای ملی ساحلی، همچنان مشکل زیرساخت دارد. بهنظر شما تنها یکزمین آن هم فقط برای تمرین در اصفهان مناسب است؟
از اصفهان بازیکنان زیادی در تیمهای ملی هندبال ساحلی و فوتبال ساحلی حضور دارند، اما متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات شهر، نبود زمین استاندارد ساحلی است. زمینی که در ناژوان وجود دارد، میتواند یک مجموعه فوقالعاده برای فوتبال ساحلی و هندبالساحلی باشد، اما سالهاست بهخاطر کجسلیقگی مسئولان شهری و ناهماهنگیها بلااستفاده مانده است. واقعاً مشخص نیست متولی اصلی آنجا چه کسی است. هر بار یک نفر مسئولیت را گردن دیگری میاندازد.
اگر آن فضا به بخش خصوصی سپرده شود، میتوان در آن سکو، رختکن، فضای سبز و امکانات مناسب ایجاد کرد و یک مجموعه آبرومند برای کلانشهر اصفهان ساخت، اما الان متأسفانه آنجا به حال خود رها شده. مردم با اسب واردش میشوند یا حتی دام در آنجا میچرخد، در حالی که میتواند مرکز اصلی رشتههای ساحلی استان باشد.

الان فقط زمان مسابقات کشوری یا استانی، با هزار هماهنگی از آن استفاده میکنیم. زمینی هم که در مجموعه پوریایولی ایجاد شده، بیشتر برای تمرین است و استاندارد برگزاری مسابقات را ندارد. حتی در زمان جنگ هم بهخاطر خلوت بودن و امنیت بیشتر، اردوها را آنجا برگزار کردیم. در ناژوان برای برگزاری اردو همیشه مشکل وجود دارد، یک روز آب نیست، یک روز برق قطع است، یک روز نگهبان اجازه نمیدهد. اینها واقعاً زیبنده اصفهان نیست.
مسئولان استانی برای حل مشکل زمین اقدامی انجام دادند؟
وقتی بحث اعزام و عکس یادگاری و مراسم استقبال است همه حضور دارند، اما وقتی صحبت از زیرساخت و حمایت واقعی میشود، اتفاق خاصی نمیافتد. دوره قبل تیم نوجوانان را سوم جهان کردم، اما یکسال بعد مراسم تقدیری برگزار شد که رقم پاداشش واقعاً خجالتآور بود. صادقانه میگویم اگر چنین مراسمی برگزار نشود بهتر است تا اینکه با اعداد ناچیز شأن ورزشکار حفظ نشود. وقتی ورزشکار سوم جهان میشود، باید حمایت واقعی ببیند؛ چه از نظر امکانات و چه از نظر زیرساخت. یکی از ضعفهای جدی اصفهان همین کمبود زمین استاندارد ساحلی است.
پاداشهای این مسابقات مشخص شده است؟
بله، در مسابقات المپیکی و آسیایی معمولاً از قبل همه چیز مشخص است، از پاداشها گرفته تا حمایتهایی که باید انجام شود. امیدوارم این حمایتها فقط محدود به زمان مسابقات نباشد و بعد از موفقیت هم ادامه پیدا کند، چون ورزشکار برای ادامه مسیر به انگیزه و پشتیبانی واقعی نیاز دارد.
فکر میکنم این مسابقات یکی از اعزامهایی بود که نگاه ویژهای هم به کاروان ایران و هم به خصوص به تیم هندبال ساحلی شد. جا دارد از مسئولان فدراسیون و کمیته ملی المپیک تشکر کنم که واقعاً تلاش کردند زحمات بچهها دیده شود. هرچند واقعیت این است که ارزش کاری که بچهها در آن شرایط انجام دادند، خیلی فراتر از عدد و رقم است، اما باز هم نسبت به دورههای گذشته توجه خیلی ویژهتری صورت گرفت و جای قدردانی دارد.
با توجه به افتخارات متعدد رشتههای ساحلی، فکر میکنید این رشتهها تا چه اندازه در ایران و جهان برند شدند؟
اگر بخواهم درباره هندبالساحلی صحبت کنم، همین الان هم ایران در آسیا و حتی دنیا بهعنوان یک برند شناخته میشود. سه ایمیل از کانادا داشتم برای حضور در یک کنگره بهعنوان سخنران و این یعنی در دنیا هندبالساحلی ایران را رصد میکنند و روی آن حساب باز کردند.
از زمان حضورم در ردههای نوجوانان تا امروز کاملاً این نگاه را حس کردهام. بیرون از ایران خیلی بیشتر از داخل کشور روی هندبال ساحلی ایران حساب میکنند. به نظرم غیر از فدراسیون هندبال، بقیه بخشها هنوز آنطور که باید به رشتههای ساحلی توجه نکردهاند.
بازیکنان رشتههای ساحلی واقعاً بچههای محجوب، پرتلاش و جنگندهای هستند. اگر قرار بود خودشان با سر و صدا حقشان را بگیرند، تا امروز بارها این کار را کرده بودند اما این بچهها با افتخارآفرینی ثابت کردهاند چه ظرفیتی دارند؛ چه در فوتبال ساحلی، چه هندبالساحلی، والیبالساحلی و سایر رشتهها.
الان زمان آن رسیده که متولیان ورزش کشور نگاه ویژهتری داشته باشند. ورزشکاری که در بازیهای آسیایی یا المپیک ساحلی مدال طلا میگیرد، حداقل انتظار دارد امتیازاتی مشابه رشتههای سالنی مانند بحث معافیت سربازی، تسهیلات دانشگاهی، استخدام یا امکانات شهری داشته باشد.
اگر این تفاوت و تبعیض میان رشتههای ساحلی و سایر رشتهها وجود داشته باشد، آرامآرام همان روحیه جنگندگی و انگیزهای که امروز در این بچهها وجود دارد، کمرنگ میشود. وقتی ورزشکار احساس کند تلاشش دیده نمیشود یا امکاناتی که به رشتههای دیگر داده میشود به او تعلق نمیگیرد، کمکم انگیزهاش را از دست میدهد.
جایگاه فعلی هندبالساحلی ایران را در جهان چطور ارزیابی میکنید؟
به جرأت میتوانم بگویم هندبالساحلی ایران الان در بهترین و بالاترین نقطه تاریخ خودش در آسیا قرار دارد. مسابقات جهانی پیشرو را هم در گروه بسیار سختی داریم اما اگر برنامهریزی فدراسیون درست جلو برود، واقعاً ظرفیت حضور در جمع چهار تیم برتر دنیا را داریم. قبلاً هم درباره تیم نوجوانان همین حرف را زده بودم و شاید باورش سخت بود، اما آن تیم در نهایت مدال برنز جهان را گرفت و حتی شانس حضور در فینال را هم داشت.
الان چیزی که بیش از هر چیز نیاز داریم، توجه مادی و معنوی بیشتر به رشتههای ساحلی است. بیرون از ایران همه روی این رشتهها حساب میکنند، چه فوتبالساحلی، والیبالساحلی، هندبالساحلی و حتی کبدی و کشتی ساحلی فقط کافی است داخل کشور هم این نگاه تقویت شود.
در سانیا فرصت تماشای مسابقات سایر تیمهای ایران را هم داشتید؟
دوست داشتیم مسابقات رشتههای دیگر را هم ببینیم، اما چون تقریباً هر روز مسابقه داشتیم یا درگیر آنالیز حریفان بودیم، فرصت نمیشد. مثلاً خیلی دوست داشتم بازی فوتبال ساحلی مقابل امارات را ببینم اما محل برگزاری مسابقات پراکنده بود. هندبالساحلی، والیبالساحلی و صخرهنوردی در یک مجموعه برگزار میشد، اما فوتبالساحلی و بسکتبال در محل دیگری بود و فاصله زیادی داشتند.
البته بعضی ورزشکاران رشتههای دیگر که مسابقاتشان زودتر تمام شده بود، مثل بچههای کشتی، برای تشویق ما آمده بودند. روز نیمهنهایی مقابل تایلند و فینال، حضورشان واقعاً دلگرمکننده بود. پشت نیمکت ما ایستاده بودند و یکصدا تشویق میکردند.
تماشاگران ایرانی برای حمایت در مجموعههای ورزشی حضور داشتند؟
محل برگزاری در جنوب چین بود و بیشتر یک شهر ساحلی و توریستی محسوب میشد، نه شهر اقتصادی یا بیزینسی. فکر میکنم حدود ۹ میلیون نفر جمعیت داشت، اما ایرانی زیادی آنجا نبود. چند دانشجوی ایرانی را دیدیم که بعضی روزها برای کمک میآمدند اما تماشاگر ایرانی به آن شکل حضور نداشت.
درباره مسابقات جهانی پیشرو، فاصله فنی ایران با قدرتهای دنیا چقدر است؟
از نظر فنی فاصله خیلی زیادی با تیمهای بزرگ دنیا نداریم. مشکل اصلی ما کمبود بازیهای بینالمللی خارج از آسیا است. رئیس دپارتمان هندبالساحلی جهان بارها به من گفته که ایران بهترین تیم آسیاست و وقت آن رسیده از این قاره خارج شود و در تورنمنتهای جهانی بیشتری شرکت کند. حتی آنتونیو، مربی مطرح برزیلی که چندین بار به ایران آمده، همیشه میگفت نسل جدید هندبال ساحلی ایران پتانسیل حضور در جمع پنج یا شش تیم برتر دنیا را دارد. اما مسئله اینجاست که ما باید خودمان را مقابل تیمهای بزرگ دنیا محک بزنیم. تا زمانی که در گرنداسلمها و تورنمنتهای بینالمللی بازی نکنیم، نمیتوانیم دقیق بفهمیم در چه سطحی هستیم.
در آسیا سبک بازی متفاوت است، اما در جهان مدلهای دفاعی و هجومی متنوعتری وجود دارد. مثلاً ممکن است در مسابقات جهانی با مدل دفاعی مواجه شویم که اصلاً در آسیا تجربهاش را نداشتهایم. فیلم دیدن و آنالیز کمک میکند اما تا زمانی که مقابل آن سبک بازی نکنید، تجربه واقعی به دست نمیآورید. ضعف ما از نظر فنی نیست، ضعف ما کمبود تجربه بینالمللی در سطح اول دنیا است.
برای حضور در این تورنمنتهای جهانی چه شرایطی لازم است؟
هر سال تورنمنتهایی برای تیمهای اول و دوم آسیا برگزار میشود؛ مثلاً یک مرحله در برزیل، مرحله بعد در اروپا و گاهی هم در قطر. میزبان معمولاً هزینههای اقامت را تقبل میکند و فقط باید هزینه بلیت و اعزام تأمین شود. کل سفر شاید پنج روز طول بکشد، اما هزینهها واقعاً سنگین است. الان هزینه اعزام هر نفر به این تورنمنتها ممکن است به حدود ۷۰۰ میلیون تومان برسد، بهخصوص اگر مقصد برزیل باشد.
بههمین دلیل تا حدی میشود به فدراسیون هم حق داد، چون باید چندین تیم را اعزام کند، اما امیدوارم با نتایجی که گرفتیم، بتوانیم اسپانسرها را قانع کنیم که روی هندبال ساحلی سرمایهگذاری کنند. خود فدراسیون هم واقعاً علاقهمند است تیم در این تورنمنتها حضور داشته باشد، چون همه میدانند آینده هندبال ساحلی ایران میتواند حتی فراتر از آسیا باشد.
با توجه به شرایط جنگی کشور، آیا تیمهای دیگر تصور میکردند روحیه کاروان ایران به هم ریخته باشد یا ایران با شرایط ضعیفتری وارد مسابقات شده است؟
این مسابقات زیر نظر شورای المپیک آسیا برگزار میشود و در منشور المپیک اساساً بحث سیاسی و جانبداری جایی ندارد. به آن شکل هیچ رفتار یا صحبت مستقیمی نبود، اما طبیعی است که سؤال و ابهام وجود داشت. خیلی از دوستان و مربیانی که از کشورهای دیگر میشناختم، درباره شرایط ایران سؤال میپرسیدند؛ اینکه چطور آمدید؟ خانوادههایتان در امنیت هستند یا نه؟ به هر حال اخبار جنگ و بمباران را میشنیدند و برایشان سؤال بود که ایران در چه وضعیتی قرار دارد.
خود حضور کاروان ایران در مسابقات، پیام بزرگی داشت. وقتی کشوری درگیر جنگ است، اما کاروانش با نظم، آرامش و اقتدار وارد مسابقات میشود و مدال طلا میگیرد، این نشان میدهد روحیه و انسجام همچنان وجود دارد. فکر میکنم همین حضور و عملکرد، تأثیر فوقالعادهای داشت و نشان داد ورزشکاران ایرانی در سختترین شرایط هم میتوانند بجنگند و موفق شوند. ما هم سعی کردیم تمرکزمان فقط روی کار خودمان باشد و اجازه ندهیم این مسائل روی روند تیم اثر بگذارد.
فکر میکنید این قهرمانی تا چه اندازه توانست حال مردم را بهتر کند؟
چیزی که من از اطرافیان، دوستان، مردم و حتی برخوردهایی که در خیابان میبینم حس میکنم، این است که این موفقیت واقعاً حال خوبی به جامعه داد. وقتی مردم تلویزیون را روشن میکنند و میبینند در آن شرایط سخت، ورزشکار ایرانی مدال طلا میگیرد و پرچم کشور بالا میرود، قطعاً روی روحیه جامعه اثر مثبت میگذارد. خیلیها به من میگویند «دمتان گرم» یا «در این شرایط خیلی چسبید». همین بازخوردها نشان میدهد ورزش در این مواقع چقدر میتواند حال مردم را تغییر دهد. امیدوارم هرچه زودتر شرایط کشور به آرامش کامل برگردد، چون مردم ما واقعاً لایق بهترین شرایط هستند.
سقف رؤیاهای شما برای هندبالساحلی ایران کجاست؟ فقط مدال طلا یا ساختن یک مسیر پایدار؟
من از سال ۱۴۰۰ که کارم را با تیم ملی نوجوانان شروع کردم، هدفگذاریام فقط نتیجه کوتاهمدت نبود. آن زمان برنامه ما قهرمانی آسیا و حضور در جمع چهار تیم برتر جهان بود که خوشبختانه بخش زیادی از آن محقق شد. الان حدود ۸۰ درصد پیکره تیم ملی بزرگسالان، همان نسل نوجوانانی هستند که از آن سال ساخته شدند. همیشه نگاهم نسلسازی بوده، نه صرفاً نتیجهگرایی.
خیلی وقتها به من میگفتند ریسک میکنی که اینقدر به جوانها میدان میدهی اما خدا را شکر جواب گرفتیم. نسل قبلی هم خیلی زحمت کشید و همیشه به این نسل میگویم شما روی خاک و سختیهای آن نسل ایستادهاید و باید این پرچم را بهتر و قویتر به نسل بعد تحویل بدهید.

افق دید ما چیزی کمتر از مدال طلای جهان نیست. اگر روزی هندبال ساحلی وارد المپیک شود، واقعاً این هدف را دور از دسترس نمیبینم. با شناختی که از سطح دنیا داریم، این حرف رویاپردازی نیست.
این موفقیتها چقدر میتواند نسل جدید را به سمت رشتههای ساحلی جذب کند؟
قطعاً هر موفقیتی باعث جذب بیشتر نوجوانان و جوانان به آن رشته میشود. همین حالا بعد از بازگشت تیم، درخواستهای زیادی از شهرهای مختلف برای راهاندازی یا توسعه هندبال ساحلی مطرح شده است. خیلی از مربیان و هیئتها دنبال این هستند که ساختار جدیدی ایجاد کنند، بازیکن جذب کنند و تیمهایشان را ارتقا بدهند. این اتفاق نتیجه همان تلاشها و قهرمانیهایی است که برای ایران به دست آمده است.
اگر بخواهید تیم ملی هندبالساحلی را در یک جمله توصیف کنید، نماد چه چیزی است؟
به نظرم از نظر ورزشی نماد برنامهریزی، تلاش، صبوری و جاهطلبی است و از نظر اجتماعی هم نماد روحیه جنگندگی مردم ایران. واقعاً در این تیم یک روحیه جنگنده وجود داشت. شاید اگر شرایط عادی بود، این حجم از انگیزه در بچهها شکل نمیگرفت اما از روز اول همه میگفتند در این شرایط باید اتفاق بزرگی رقم بخورد و خدا را شکر در نهایت با مدال طلا تمام شد. این تیم حاصل برنامهریزی درست، خلاقیت یک نسل و حمایت فدراسیون بود.
درباره وضعیت لیگ برتر هندبالسالنی و تیمهای اصفهانی هم توضیح میدهید؟
لیگ بعد از شروع جنگ متوقف شد. از ابتدا هم فدراسیون برنامه داشت اگر شرایط کشور عادی شود، دوباره مسابقات را از سر بگیرد، اما همانطور که میدانید، اسپانسر تیم سپاهاننوین، کارخانه فولاد مبارکه است و اتفاقاتی که در دوران جنگ برای این مجموعه افتاد، واقعاً ضربه بزرگی بود. من شخصاً خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم چنین مجموعه عظیم و مهمی هدف قرار گرفت. فولاد مبارکه فقط متعلق به اصفهان نیست؛ از نظر اقتصادی برای کل کشور اهمیت دارد. طبیعی است که بعد از آن اتفاقات، شرایط مالی مجموعه سخت شود. خودم هم پیگیری کردم و با مسئولان صحبت داشتم اما اعلام کردند شرایط مالی اعزام تیم را ندارند. با توجه به اینکه زمان زیادی هم تا شروع مسابقات باقی نمانده بود، در نهایت سپاهاننوین از حضور در مسابقات انصراف داد، اما تیم سپاهان در مسابقات شرکت کرد.
انتهای پیام

