محمد ملکزاده در گفتوگو با ایسنا به مناسبت روز مقاومت و پایداری در پاسخ به اینکه این که چگونه ماهیت جنگ رمضان توانست مفهوم وحدت میدانهای عملیاتی را از یک شعار نظری به یک واقعیت استراتژیک در گفتمان مقاومت تبدیل کند، گفت: تحلیل این موضوع نیازمند بررسی لایههای استراتژیک، هویتی و رسانهای است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد:اتفاق مهمی که در این جنگ روی داد، تبدیل وحدت میدانها از یک شعار به یک ضرورت عملیاتی بود؛ پیش از این، این مفهوم شاید تنها در حد یک دکترین بازدارنده مطرح میشد، اما در جریان این جنگ، شاهد بودیم که به عملکردی همافزا تبدیل شد.
وی با بیان اینکه این تحول بر اساس سه ضرورت رقم خورد، ادامه داد: نخست، همافزایی عملیاتی بود که برای اولین بار پیوند عملیاتی میان ایران، حزبالله لبنان، یمن و مقاومت عراق را از سطح بیانیههای سیاسی به درگیری مستقیم منتقل کرد. با عملیاتهای مشترکی که از جبهههای مختلف انجام شد، دشمن مجبور به توزیع توان دفاعی و اطلاعاتی خود شد و این اقدام به کابوسی نظامی برای آنها تبدیل شد.
ملک زاده دومین نکته را بحث پیوند سرنوشت دانست و گفت: ماهیت جنگ رمضان بهگونهای بود که تهدید علیه یک جبهه، بهمثابه تهدید علیه تمام جبهههای مقاومت تلقی میشد و همین تعمیم تهدید باعث شد پاسخها نه بهصورت جزیرهای و صرفاً در بیانیههای سیاسی، بلکه در قالب واکنشی زنجیرهای و هماهنگ تعریف شود.
وی افزود: سومین ضرورت نیز بازدارندگی جمعی بود که این واقعیت استراتژیک را به دشمن فهماند که هزینه تجاوز به یک نقطه از جبهه مقاومت، در حقیقت ورود به یک جنگ چندجبههای است و همین امر توانست توازن قوا را به نفع مقاومت تغییر دهد و عملاً نیز چنین شد.
صبر و جهاد؛ از کنش سیاسی تا تکلیف الهی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به اینکه چگونه پیوند میان مفاهیم معنوی صبر و جهاد به تقویت هویت مقاومت در میان تودههای مردم کمک کرد، گفت: مفاهیمی همچون صبر، ایثار، جهاد و گذشت که در ایام جنگ دوازده روزه و پس از آن در رمضان شاهدش بودیم، به یک سرمایه اجتماعی و بهعنوان سوخت و ستون فقرات هویت مقاومت عمل کردند.
وی ادامه داد: ترکیب صبر و جهاد، مبارزه را از یک کنش صرفاً سیاسی-نظامی به یک تکلیف الهی تبدیل میکند و باعث میشود مقاومت در برابر سختیها و دشواریهای طاقتفرسا تسلیم نشده، فرسوده و خسته نشود.
ملک زاده تاکید کرد: وقتی مفاهیمی مانند ایثار در متن زندگی مردم جاری میشود، دیگر مرز میان رزمندگانی که در کنار لانچرها هستند و مردمی که در خیابانها اجتماعات شبانه برگزار میکنند، برداشته میشود؛ مردم دیگر خود را تماشاگر نمیدانند، بلکه جزئی از پیکره مقاومت تلقی میکنند و این امر هویت مقاومت را در سطوح اجتماعی ریشهدار میکند.
وی افزود: این مفاهیم باعث شد مقاومت از یک جریان سیاسی به یک هویت وجودی برای مردم منطقه و ایران تبدیل شود؛ بهگونهای که مردم نه به دلیل وابستگی حزبی یا جناحی، بلکه به دلیل یک وظیفه شرعی و اخلاقی حمایت خود را از مسئله فلسطین یا ایران نشان دادند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی توضیح داد: این مسئله به عمقبخشی هویت مقاومت در میان نسلهای جدید انجامید و ما شاهد صحنههای بسیار زیبایی در جبهه ایثار و مقاومت بودیم که مردم منطقه در عراق، لبنان و کشورهای مختلف سعی میکردند به نحوی در حمایت از مظلومین ایران و کشور مورد تجاوز مشارکت داشته باشند. حتی در هند، پاکستان و افغانستان نیز شاهد بودیم که مردم سعی میکردند تمام زیورآلات خود را تقدیم جبهه مقاومت کنند تا سهمی در این اتفاق داشته باشند.
تهاجم روایی مقاومت؛ غلبه روایت مظلومیت بر سانسور جهانی
ملک زاده اظهار کرد: گفتمان مقاومت در این جنگ از رویکردی واکنشی و دفاعی به رویکردی تهاجمی در عرصه روایتگری تبدیل شد و یک تهاجم روایی تقریباً بیسابقه رخ داد؛ علیرغم سانسورهای سیستماتیک و گسترده رسانههای بیگانه و مزدور که همواره وجود داشته، انتشار لحظهای تصاویر از صحنه جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، روایت مظلومیت مردم ایران را بر روایتهای جعلی غلبه داد.
وی افزود: همان اتفاقی که در قضیه غزه افتاد و انتشار تصاویر و مستندات میدانی توسط خود مردم و نیروهای حاضر در صحنه اجازه نداد روایتهای دروغین، سانسور شده یا وارونه دشمن بر واقعیت غلبه کند؛ به این ترتیب گفتمان مقاومت توانست افکار عمومی جهانی را با خود همراه کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: در جنگ روایتها، همیشه اولین روایتگر پیروز است و مقاومت با استفاده از شبکههای اجتماعی توانست پیش از آنکه روایتهای معکوس شکل بگیرد، تصاویر عینی از حق و باطل را مخابره کند که این امر در اثبات حقانیت جبهه مقاومت توسط رسانههای آن بسیار تأثیرگذار بود.
فروپاشی اسطوره شکستناپذیری؛ مقاومت تنها راه امنیت
وی در مورد تأثیر رویدادهای جنگ رمضان بر ارتقای سطح تابآوری اجتماعی و تغییر نگرش افکار عمومی نسبت به استکبار عنوان کرد: این جنگ نقطه عطفی در تغییر نگاه مردم و افکار عمومی منطقه و جهان به شمار میرود و زمینهساز افزایش تابآوری اجتماعی در میان مردم ایران و حتی افکار عمومی جهان شد.
ملک زاده بیان کرد: شکست اطلاعاتی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر ایران و جبهه مقاومت، اسطوره شکستناپذیری آنها را در ذهن افکار عمومی فرو ریخت. بسیاری تا پیش از این تصور نمیکردند که آمریکا با آن ادعاها، آنهم در کنار رژیم صهیونیستی که از توان هستهای نیز برخوردار است، حریف کشوری مثل ایران نشود.
وی ادامه داد: آمریکایی که ادعای برخورداری از توان اول نظامی جهان را دارد، عملاً مردم دنیا شاهد شکست نظامی و اطلاعاتی آن بودند و ابهتش فروریخت. جامعه جهانی دید که سازش با آمریکا و رژیم صهیونیستی یا عادیسازی روابط با اسرائیل غاصب توسط برخی کشورهای منطقه برای خرید امنیت، نهتنها امنیتآور نیست، بلکه پایگاههای آمریکا در منطقه نه امنیتی برای کشورهای میزبان ایجاد کردند و نه حتی توانستند امنیت خود را تأمین کنند، بلکه صدمات بسیار گسترده و جبرانناپذیری به این کشورها وارد شد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: آن ها متوجه شدند که سازش با آمریکا و اسرائیل غاصب موجب گستاخی بیشتر آنها میشود و این تجربه باعث شد ضرورت ایستادگی، نه بهعنوان یک انتخاب پرهزینه، بلکه بهعنوان تنها راه تأمین امنیت در نگرش عمومی نهادینه شود.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کرده بودند که هزینه سازش بسیار بیشتر از مقاومت است، و در جنگ رمضان بهعینه شاهد بودیم که چگونه هزینه سازش گستردهتر و هزینه مقاومت کمتر است. وقتی جامعه نتایج ملموس ایستادگی را، مانند عقبنشینی دشمن و ضربات سنگین به آنها، مشاهده کرد، هزینههای ایستادگی را در برابر فواید آن درک کرد و فهمید که مقاومت هزینهای بهمراتب کمتر دارد.
ملک زاده بیان کرد: اگر ایران ایستادگی نمیکرد، کل کشور تجزیه میشد و به فرمایش رهبر شهید انقلاب، آمریکا آن را قبضه کرده و میبلعید، اما ملت ایران با مقاومت خود اجازه نداد این خسارت سنگین و جبرانناپذیر تحمیل شود.
وی ادامه داد: این جنگ نشان داد که استکبار آسیبپذیر است و ترس کاذب از قدرت دشمن، اصلیترین عامل شکست میتواند باشد؛ این ترس در دل مردم ایران فرو ریخت و مردم منطقه و افکار عمومی جهان، ایران و مقاومتش را تحسین کردند که بزرگترین اتفاق این جنگ بود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص چگونگی تقویت روایتهای مقاومت در شبکههای اجتماعی، گفت: برای تداوم و تقویت این روایت در فضای مجازی و اجتماعی راهبردهای متعددی وجود دارد که اهل فن باید به آن بپردازند اما بهعنوان تجربهای که در این جنگ به دست آمد و نتایج ملموس آن را احساس کردیم، میتوان به چند مورد اشاره کرد.
وی ادامه داد: یکی شخصیسازی روایتهاست، بدین معنا که روایتها از حالت رسمی و دولتی خارج شده و به صورت افکار عمومی و مردمی و شخصی درآید. تمرکز بر اتفاقات فردی، انتشار روایت شهدای خبرنگار، پزشک و پرستار، مادران داغدیده و کلیپهایی که افراد از خود، خانواده و ایثار و گذشتشان تهیه میکردند، به دلیل اثرگذاری عاطفی بسیار بالا، میتواند بیش از تحلیلهای خشک سیاسی و رسمی دیده شود.
ملک زاده تاکید کرد: باید بر روایتهای شخصی، انسانی و تأثیرگذار افراد درگیر در جنگ و مقاومت تمرکز کرد، چرا که مردم با این روایتهای انسانی بهتر ارتباط برقرار میکنند و این میتواند تأثیرات بیشتری بر افکار عمومی ایران، منطقه و جهان داشته باشد.
وی نکته دیگر را ایجاد شبکههای هماهنگ و همافزا دانست و افزود: تشکیل شبکهای از کنشگران مجازی اعم از اینفلوئنسرها، حقوقدانان و هنرمندان برای انتشار هشتگها و مفاهیم مشترک ضد اشغالگری، ضد استعمارگری و ضد تجاوز میتواند بسیار مؤثر باشد.
ملک زاده با بیان اینکه باید با تولید محتوا نیز استانداردهای دوگانه غرب را به چالش کشید، گفت: استانداردهایی که در قضیه جنگ اوکراین همه را علیه روسیه موضعگیر میکند، اما در قضیه حملات اسرائیل غاصب و آمریکا به غزه و کشتار گسترده در آنجا و حمله غیرقانونی به ایران، هیچ موضعی گرفته نمیشود؛ این استانداردهای دوگانه را باید به چالش کشید و بهصورت گسترده منتشر کرد.
وی در پایان با بیان اینکه بحث پاسخگویی مستمر به شبهات نیز بسیار مهم است، اضافه کرد: گزارههای خبری جعلی که توسط رسانههای دشمن و مزدور بیگانه برای تخریب روحیه مقاومت ساخته میشوند، باید با استناد به حقایق و اسناد معتبر در سریعترین زمان ممکن پاسخ داده شوند تا این روایتهای جعلی نتوانند تأثیری بر افکار عمومی جهان بگذارند.
انتهای پیام

