به گزارش ایسنا، حسین افشین معاون علمی رئیسجمهور، با بیان اینکه رویکردهای سنتی، بخشی و صرفاً متمرکز بهتنهایی توان پاسخگویی مؤثر به مسائل اجتماعی، شهری و اقتصادی را ندارند، گفت: تحولات گسترده در حوزه فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی، تحلیل داده و الگوهای نوین مشارکت مردمی، زمینه شکلگیری نسل جدیدی از حکمرانی را فراهم کرده است؛ حکمرانیای که در آن، حل مسئله از ساختارهای صرفاً اداری و متمرکز به شبکههای مشارکتی، محلی و یادگیرنده منتقل میشود.
افشین افزود: در چنین شرایطی، توسعه «مراکز نوآوری اجتماعی محلهمحور» میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای مهم تحول در حکمرانی نوآوری کشور مورد توجه قرار گیرد.
به گفته این مقام مسئول، این مراکز صرفاً یک فضای فیزیکی یا یک پروژه حمایتی نیستند، بلکه بستری برای تبدیل محلات شهری به کانونهای فعال حل مسئله، توانمندسازی سرمایه انسانی، توسعه اقتصاد محلی و خلق ارزش اجتماعی و اقتصادی پایدار محسوب میشوند. در این الگو، محله بهعنوان کوچکترین و در عین حال مؤثرترین واحد مداخله اجتماعی تعریف میشود؛ جایی که مسائل واقعی مردم، ملموستر، قابلفهمتر و قابلحلتر هستند.
افشین حل مسائل چندلایه اجتماعی را تنها از طریق شکلگیری شبکهای از همکاری، اعتماد و یادگیری مشترک امکانپذیر دانست و خاطرنشان کرد: در این چارچوب، مردم صرفاً دریافتکننده خدمات نیستند، بلکه بهعنوان شریک طراحی، اجرا و توسعه راهحلها ایفای نقش میکنند.
به گفته این مقام مسئول، فناوری در این الگو جایگاهی ابزاری و توانمندساز دارد. هدف، صرفاً توسعه فناوری و ایجاد استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان نیست، بلکه استفاده هدفمند از فناوری کاربردی برای مسائل روزمره و ورود فناوری به متن زندگی مردم است.
وی ادامه داد: بهرهگیری از هوش مصنوعی، تحلیل دادههای اجتماعی، پلتفرمهای خدمات محلی، فناوریهای مشارکتی و سامانههای دادهمحور میتواند به شناسایی دقیقتر مسائل، طراحی مداخلات مؤثرتر و ارزیابی مستمر نتایج کمک کند. در این نگاه، فناوری نه جایگزین انسان، بلکه زیرساختی برای ارتقای ظرفیت انسانی و نهادی در مسیر حل مسائل اجتماعی و اقتصادی است.
معاون علمی رئیسجمهور همچنین به تجربههای جهانی و بهویژه تجربیات موفق داخلی در این زمینه ارجاع داد و گفت: موفقترین الگوهای نوآوری اجتماعی، بر ترکیب سه عنصر «محلی بودن»، «مشارکتی بودن» و «دادهمحور بودن» استوار هستند. از این رو، مراکز نوآوری اجتماعی محلهمحور میتوانند مأموریتهایی همچون پایش هوشمند مسائل محله، طراحی و آزمایش مداخلات نوآورانه، توسعه کسبوکارهای اجتماعی و محلی، توانمندسازی مهارتهای دیجیتال و فناورانه نسل جوان و ایجاد شبکه همکاری میان مردم، نهادهای عمومی، دانشگاهها و بخش خصوصی را برعهده بگیرند.
وی ادامه داد: این مراکز همچنین میتوانند به بستری برای توسعه آزمایشگاههای نوآوری اجتماعی، مراکز مهارتآموزی دیجیتال، شتابدهندههای کسبوکار اجتماعی و پلتفرمهای خدمات محلی تبدیل شوند؛ زیرساختهایی که علاوه بر حل مسائل اجتماعی، ظرفیت خلق فرصتهای جدید اقتصادی و اشتغال محلی را نیز فراهم میکنند.
معاون علمی رئیسجمهور موفقیت این الگو را مستلزم شکلگیری حکمرانی شبکهای و چندسطحی دانست و گفت: در این چارچوب، معاونت علمی نقش سیاستگذار، تنظیمگر و تسهیلگر را ایفا میکند، شهرداریها و بنیادها بستر و زیرساخت محلی را فراهم میسازند، دانشگاهها بازوی علمی و ارزیاب اثرگذاری خواهند بود، بخش خصوصی بهعنوان شریک توسعه و سرمایهگذار حضور خواهد داشت و جامعه محلی نیز ذینفع اصلی و بازیگر محوری فرایند خواهد بود. پایداری این مراکز نیز نیازمند عبور از مدلهای صرفاً حمایتی و حرکت به سمت مدلهای ترکیبی و پایدار مالی است.
به نقل از روابط عمومی معاونت علمی، وی تصریح کرد: حمایتهای اولیه شهرداریها، بنیادها و بخشی از بودجه مسئولیت اجتماعی شرکتها میتواند نقش پیشران را ایفا کند، اما در ادامه، درآمدهای آموزشی، خدمات دادهمحور، قراردادهای حل مسئله، مشارکتبخش خصوصی و توسعه کسبوکارهای اجتماعی باید به منابع اصلی پایداری مراکز تبدیل شوند.
رئیس بنیاد ملی نخبگان در پایان با بیان اینکه اصل بنیادین در این مسیر تبدیل این مراکز از ساختارهای هزینهمحور به نهادهای ارزشآفرین اجتماعی و اقتصادی است، خاطرنشان کرد: اجرای این الگو بدون چالش نخواهد بود. تعدد نهادهای تصمیمگیر، ضعف زیرساخت دادههای اجتماعی، محدودیت منابع پایدار، سطح پایین اعتماد اجتماعی در برخی مناطق و خطر تبدیلشدن این مراکز به ساختارهایی نمادین و اداری، از جمله مخاطرات جدی این مسیر است.
انتهای پیام

