حجتالاسلاموالمسلمین سید شمسالدین موسویشالی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در زمان سیدالشهداء(ع) اداره دین و دنیای مردم به دست کسی افتاده بود که اگر حکومت او ادامه پیدا میکرد، نه تنها دنیای مردم، بلکه دین مردم هم از بین میرفت، یزید یک سال دستور داد امام حسین(ع) را به شهادت برسانند، یک سال دستور داد مدینه را مورد تهاجم قرار دهند، یک سال دستور داد خانه کعبه را آتش بزنند، این فرد اگر به واسطه قیام امام حسین(ع) رسوا نمیشد، دین مردم را از بین میبرد.
وی ادامه داد: یزید کسی بود که میگفت دستور من دستور خداست، یعنی ادعای جانشینی پیامبر(ص) را داشت، در حالی که حتی ظواهر دین را هم رعایت نمیکرد، درست است که برخی هم به ناحق بر جای پیامبر(ص) تکیه زده بودند، اما آنها حداقل ظواهر را رعایت میکردند، یزید ضمن عدم رعایت ظواهر میگفت چیزی را که من میگویم شما باید قربهالیالله انجام دهید، بنابراین مردم آمده بودند کربلا که امام حسین(ع) را بکشند تا به خدا نزدیک شوند، چرا که میگفتند جانشین پیامبر(ص) گفته است این کار را بکنید.
این کارشناس مذهبی گفت: در طول تاریخ پادشاهان بسیاری قدرت پیدا کردند که ظالم و فاسد بودند، اما خطر اصلی یزید این بود که او میگفت من جانشین پیامبر(ص) هستم، اطاعت من واجب است، قربهالیالله جنایت کنید، برای مثال میگفت به مدینه بروید و سه روز به جان، مال و ناموس مردم قربهالیالله تجاوز کنید و هنوز عمر اسلام به صد سالگی نرسیده بود که چنین شرایطی پیش آمد.
وی بیان کرد: قیام امام حسین(ع) باعث شد این ادعاهای یزید توخالی تلقی شود و مردم این پادشاهان را صرفاً بهعنوان یک حاکم سیاسی قبول کرده و آنان را بهعنوان حاکم دینی قبول نداشته باشند، بنابراین پس از سیدالشهدا(ع) مردم برای امور دینی به عالمان دین مراجعه میکردند، هر چند که برخی از این عالمان هم عالمان درباری بودند و صرفاً ظواهر را رعایت میکردند، اما در حالت کلی پس از قیام اباعبدالله(ع) اداره دین مردم از دست پادشاهان ظالم خارج شد.
حجتالاسلام موسوی در رابطه با یزیدیان زمان خاطرنشان کرد: افرادی که امروز در جهان مرتکب جنایت میشوند، میگویند تمدن و فرهنگ ما بهترین است، یعنی دست به جنایت، کودککشی و ترور میزنند، بعد میگویند ما مدافع حقوق بشر هستیم، این است که تلخی مسئله را دوچندان میکند، وگرنه فرعونها، نمرودها، هیتلرها و چنگیزها همیشه در طول تاریخ بشریت جنایت کردهاند و این موضوع تازه و جدیدی نیست، اما آنچه این مسئله را بسیار تلخ کرده این است که یزیدیان زمان میگویند ما مدافع حقوق بشر هستیم.
وی گفت: بنابراین تلخی ماجرا اینجاست که کسانیکه خودشان را مدافع حقوق محیط زیست، حیوانات و انسانها میدانند، بزرگترین جنایات را مرتکب میشوند، اما چون امپریالیسم خبری و رسانه در دست آنهاست، بسیاری از مردم هنوز بیدار نشدهاند و تصور میکنند آنها برحق هستند، حتی برخی از مردم کشور ما هم چنین تصوری دارند و این بسیار تلخ است.
این کارشناس مذهبی تصریح کرد: هر کسی وظیفهشناس باشد، در هر زمان و مکانی تشخیص میدهد وظیفهاش چیست، گاهی وظیفه ما قیام است، اما گاهی وظیفه ما سختتر از قیام است، مانند امیرالمؤمنین(ع) که فرمود خار در چشم و استخوان در گلو صبر کردم، این صبر بسیار سختتر از قیام است، اکنون نیز ما در مقابل دشمنان اسلام، دشمنان بشریت، یهود و آمریکای جنایتکار باید وحدتمان را حفظ کنیم، گاهی هم باید سکوت کنیم، چون امروز در شرایط سختی قرار داریم، این به معنای عاشورایی شدن است.
وی افزود: عاشورایی شدن یعنی انسان تشخیص دهد در هر برهه از زمان تکلیفش چیست، تشخیص هم باید بر مبنای شرعی، فقهی و دینی باشد، نه اینکه تشخیص از روی هوای نفس باشد، وقتی انسان با مشورت عالمان دلسوز و فرهیخته که حب دنیا را در دل ندارند، وظیفه خود را تشخیص داد و پای آن ایستاد، این به معنای عاشورایی بودن و کربلایی بودن است.
اهمیت موضوع ولایتمداری
حجتالاسلام موسوی در خصوص اهمیت موضوع ولایتمداری اظهار کرد: ما دو نوع ولایتمداری داریم، یک ولایتمداری این است که ولی خدا صراحتاً حرفی را بزند و بگوید فلان کار را انجام دهید، مانند امام صادق(ع) که به هارون مکی گفت داخل تنور برو، هارون مکی هم اطاعت کرد و بدون چون و چرا به داخل تنور رفت، این یک مرتبه از ولایتمداری است.
وی ادامه داد: مرتبه بالاتر ولایتمداری این است که فکر و دیدگاه انسان مانند فکر و دیدگاه ولی خدا باشد، یعنی آنقدر با آیات قرآن، روایات معصومین و با زمانشناسی رشد کرده باشد که قبل از اینکه ولی خدا به او دستور دهد، خودش تشخیص دهد چه وظیفهای دارد، مانند حضرت زهرا(س) که نمونه کاملی از ولایتمداری بود.
این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: امیرالمؤمنین(ع) بنا بر دلایلی سکوت کرده بود، اما حضرت زهرا(س) خود را سپر بلا کرد و متوجه شد که آنهنگام، زمان این است که خودش را برای ولی خدا فدا کند.
وی درخصوص نقش آئینهای عزاداری در حفظ و تقویت انسجام اجتماعی خاطرنشان کرد: امام شهید ما فرمودند مجلس عزای امام حسین(ع) باید به این صورت باشد که عالمان دین بیایند مبانی دین را برای مردم بیان کنند، روضهخوانها هم طبق اسناد معتبر واقعه عاشورا را برای مردم بازگو کنند، اگر ما طبق این مبانی تراز و مطابق خواستههای رهبر شهیدمان عزاداری کنیم و به سراغ خرافات و انحرافات نرفتیم و به ولایت و وحدت نزدیک شدهایم، اما اگر در مجالس عزاداری هرکس طبق سلیقه خودش رفتار کند، مشکلات عدیدهای ایجاد میشود.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان در خصوص اهمیت برگزاری مجالس روضه خانگی یادآور شد: روضههای خانگی بهصورت مویرگی فرهنگ اباعبدالله(ع) را به دل خانهها می برند، اگر در خانههای مختلف در محلههای گوناگون عزاداری سیدالشهدا(ع) برپا شود، بهصورت نامحسوس عزای سیدالشهدا(ع) در کل شهر پخش شده و همه سلولهای شهر نفس تازهای میگیرند.
انتهای پیام
