مهشید چوبداری روانشناس در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: در دورههایی که جامعه با تنشهای جمعی، نااطمینانی، اخبار سنگین، فشار اقتصادی، تغییرات سریع یا احساس بیثباتی روبهرو میشود، سلامت روان افراد نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. بسیاری از افراد در چنین شرایطی علائمی مانند اضطراب، بیقراری، خستگی ذهنی، اختلال خواب، کاهش تمرکز، تحریکپذیری و احساس درماندگی را تجربه میکنند.
این واکنشها در بسیاری از موارد، پاسخ طبیعی روان به شرایط غیرطبیعی و فشارزاست و لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیست، اما اگر ادامهدار، شدید یا ناتوانکننده شود، نیازمند توجه تخصصی خواهد بود.
چرا شرایط پرتنش اجتماعی بر روان اثر میگذارد؟
انسان فقط تحت تأثیر مسائل فردی نیست؛ بلکه محیط اجتماعی، فضای روانی جمعی و سطح امنیت ادراکشده نیز نقش مهمی در تعادل روانی او دارند. هنگامی که فرد به طور مداوم در معرض اخبار نگرانکننده، روایتهای تهدیدآمیز، پیشبینیناپذیری و فشارهای محیطی قرار میگیرد، سیستم عصبی در وضعیت آمادهباش باقی میماند. در این حالت، بدن و ذهن بهجای تجربه آرامش، در چرخهای از هشدار، نگرانی و تلاش برای کنترل موقعیت قرار میگیرند.
از منظر روانشناسی، یکی از عوامل اصلی در این وضعیت، احساس کاهش کنترل است. ذهن انسان در موقعیتهای مبهم و غیرقابل پیشبینی، تمایل دارد مدام خطر را رصد کند. همین فرایند موجب افزایش اضطراب، نشخوار ذهنی و کاهش احساس امنیت میشود. همچنین مشاهده رنج دیگران، نگرانی برای آینده، و احساس ناتوانی در تغییر شرایط، میتواند فرسودگی هیجانی ایجاد کند.
نشانههای روانی شایع در روزهای پرتنش اجتماعی
واکنش افراد به فشار اجتماعی یکسان نیست، اما برخی نشانهها بسیار رایجاند از جمله؛ اضطراب و دلشوره مداوم، احساس ناامنی یا نگرانی نسبت به آینده، خستگی روانی و کاهش انرژی، بیحوصلگی و افت انگیزه، اختلال خواب یا خواب سطحی، کاهش تمرکز و پراکندگی ذهن، تحریکپذیری و زودرنجی، غم، درماندگی یا احساس بیمعنایی، افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی برای پیگیری مداوم اخبار وکنارهگیری اجتماعی یا برعکس، وابستگی بیش از حد به تأیید دیگران.
گاهی افراد این حالتها را با ضعف شخصیتی یا ناتوانی شخصی اشتباه میگیرند، در حالی که بسیاری از این علائم میتوانند واکنش طبیعی به فشار مزمن محیطی باشند.
نقش اخبار و فضای رسانهای
یکی از مهمترین عوامل تشدید فشار روانی در دورههای تنش اجتماعی، مصرف بیرویه اخبار است. مغز انسان برای پردازش حجم عظیم دادههای تهدیدآمیز طراحی نشده است. وقتی فرد به صورت مکرر اخبار، تصاویر و تحلیلهای نگرانکننده را دنبال میکند، سیستم عصبی فرصت بازیابی پیدا نمیکند. این وضعیت ممکن است باعث شود فرد حتی در لحظات استراحت نیز در حالت تنش باقی بماند.
از سوی دیگر، قرار گرفتن در معرض اطلاعات ضدونقیض یا اغراقآمیز، احساس سردرگمی و بیاعتمادی را بیشتر میکند. در نتیجه، فرد ممکن است بین نیاز به دانستن و آسیب دیدن از دانستهها گرفتار شود.
چه کسانی آسیبپذیرترند؟
اگرچه همه افراد ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند، برخی گروهها همچون افرادی که سابقه اضطراب، افسردگی یا تروما دارند، کودکان و نوجوانان، سالمندان، افرادی که حمایت اجتماعی کمتری دارند، کسانی که به دلیل شغل، خانواده یا شرایط مالی تحت فشار مضاعفاند و افرادی با سبک شخصیتی کمالگرا یا کنترلگر آسیبپذیری بیشتری دارند.
این آسیبپذیری بیشتر به معنای ضعف نیست؛ بلکه نشان میدهد برخی افراد برای حفظ تعادل روانی خود، به مراقبت و حمایت بیشتری نیاز دارند.
راهکارهای علمی برای حفظ سلامت روان
تنظیم مصرف اخبار؛ لازم نیست از واقعیت جدا شویم، اما مهم است که در معرض بمباران خبری هم نباشیم. بهتر است زمان مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود و از دنبال کردن مداوم منابع متعدد و تنشزا پرهیز شود.
بازگرداندن حس کنترل؛ در شرایطی که بسیاری از عوامل بیرونی خارج از کنترل ما هستند، تمرکز بر امور قابل کنترل اهمیت زیادی دارد؛ مانند برنامه روزانه، خواب، تغذیه، فعالیت بدنی، ارتباط با نزدیکان و مدیریت زمان.
حفظ روتینهای روزمره؛ مغز در شرایط بحرانی از ساختار و نظم سود میبرد. حتی کارهای سادهای مانند بیدار شدن در ساعت مشخص، پیادهروی کوتاه، وعده غذایی منظم یا انجام فعالیتهای روزانه میتواند به کاهش آشفتگی روانی کمک کند.
توجه به بدن؛ روان و بدن از هم جدا نیستند. تنفس عمیق، ورزش سبک، کشش عضلانی، خواب کافی و کاهش مصرف محرکها مانند کافئین زیاد، میتواند سطح تنش فیزیولوژیک را پایین بیاورد.
محدود کردن نشخوار ذهنی؛ فکر کردن مداوم به بدترین سناریوها نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه اضطراب را تشدید میکند. نوشتن افکار، تمرین ذهنآگاهی و گفتوگو با فردی امن میتواند به خروج از چرخه نشخوار کمک کند.
حفظ ارتباط انسانی؛ در شرایط تنش اجتماعی، انزوا معمولاً احساس فشار را بیشتر میکند. گفتوگو با دوستان، خانواده یا افراد همدل، احساس تعلق و امنیت روانی را افزایش میدهد. گاهی فقط شنیده شدن، بخشی از بار روانی را سبک میکند.
پذیرش هیجانها بدون سرزنش؛ ترس، غم، خشم و نگرانی در چنین شرایطی طبیعیاند. سرکوب یا انکار هیجانها معمولاً فشار درونی را افزایش میدهد. بهتر است فرد احساسات خود را بپذیرد و برای بیان سالم آنها راهی پیدا کند.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
اگر علائم اضطراب شدید و مداوم، بیخوابی طولانی، حملات پانیک، احساس ناامیدی عمیق، کاهش شدید عملکرد شغلی یا تحصیلی، انزوای کامل و افکار آسیب به خود یا بیارزشی شدید بیش از حد شدید باشند یا عملکرد فرد را مختل کنند، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است.
انتهای پیام
