اول مردادماه، سالروز شهادت داریوش رضایینژاد، دانشمند جوان ایرانی و از شهدای هستهای کشور است؛ چهرهای که زندگیاش آمیزهای از تلاش، علم، خانواده و سرانجام شهادت بود.
داریوش رضایینژاد در چهارم مرداد سال ۱۳۵۶ در شهرستان آبدانان استان ایلام متولد شد. خانوادهای مذهبی و فرهنگی داشت و از همان سالهای کودکی، هوش و علاقهاش به درس زبانزد معلمان و اطرافیان بود. دوران تحصیل را با موفقیت پشت سر گذاشت و همواره جزو دانشآموزان ممتاز بود؛ نوجوانی آرام، کمحرف و سختکوش که بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و یادگیری میکرد.
پس از پایان دوران دبیرستان، وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی برق تحصیل کرد. علاقه او به الکترونیک و سامانههای قدرت، مسیر فعالیتهای پژوهشیاش را شکل داد. رضایینژاد بعدها تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی برق ادامه داد و در کنار تحصیل، در پروژههای تحقیقاتی و صنعتی نیز فعالیت داشت. او از پژوهشگران جوانی بود که در حوزه تجهیزات الکترونیکی و فناوریهای پیشرفته فعالیت میکرد.
با وجود مشغلههای فراوان علمی، خانواده برای او جایگاه ویژهای داشت. با شهره پیرانی ازدواج کرد و حاصل این زندگی مشترک، دختری به نام آرمیتا بود؛ دختری که هنگام شهادت پدر، تنها چند سال داشت.
شهره پیرانی در سالهای پس از این حادثه، بارها از همسرش به عنوان مردی آرام، متواضع، مسئولیتپذیر و خانوادهدوست یاد کرده است. به گفته او، رضایینژاد هرگز علاقهای به دیده شدن نداشت و بیشتر ترجیح میداد وقت خود را میان پژوهش، تدریس و خانواده تقسیم کند.
اما عصر شنبه اول مرداد ۱۳۹۰، همه چیز در چند ثانیه تغییر کرد.
داریوش رضایینژاد پس از پایان کار، به همراه همسر و دخترش به خانه بازگشته بود. هنگامی که خودرو را مقابل منزل در محله بنیهاشم تهران متوقف کرد و در حال پیاده شدن بود، دو فرد موتورسوار به او نزدیک شدند.
ضاربان با شلیک چند گلوله، رضایینژاد را هدف قرار دادند. همسرش نیز هنگام تلاش برای محافظت از او، از ناحیه دست و پا مجروح شد. آرمیتای خردسال در همان لحظات، شاهد صحنهای بود که بعدها آن را تلخترین خاطره زندگی خود توصیف کرد.
رضایینژاد در حالی که به شدت مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحات اجازه نداد پزشکان جان او را نجات دهند و این دانشمند ۳۴ ساله ساعاتی بعد به شهادت رسید.
ترور داریوش رضایینژاد، پنجمین حلقه از زنجیره ترور دانشمندان ایرانی بود؛ سلسله اقداماتی که پیش از آن به شهادت مسعود علیمحمدی، مجید شهریاری و بعدها مصطفی احمدی روشن انجامید. جمهوری اسلامی ایران، رژیم صهیونیستی و سرویسهای اطلاعاتی همپیمان آن را مسئول این عملیاتها معرفی کرده است.
پس از شهادت، نام داریوش رضایینژاد در حافظه تاریخی ایران ماندگار شد؛ نه فقط به عنوان یک پژوهشگر، بلکه به عنوان نمادی از نسلی که باور داشت پیشرفت علمی، نیازمند تلاش، خودباوری و ایستادگی است.
برای مردم استان ایلام، او یک دانشمند و فرزند نخبهای بود که از آبدانان برخاست، قلههای علم را پیمود و در اوج جوانی، جان خود را در مسیری از دست داد که به اعتقاد بسیاری، هدف آن جلوگیری از پیشرفت علمی ایران بود.
سالها از آن عصر خونین گذشته است، اما تصویر آرمیتای خردسال در کنار پیکر خونین پدر، همچنان یکی از ماندگارترین قابهای تاریخ ترور دانشمندان ایرانی است؛ روایتی که نشان میدهد ترور، تنها یک دانشمند را هدف قرار نمیدهد، بلکه خانواده، آینده و خاطره یک ملت را نیز زخمی میکند.
انتهای پیام

