به گزارش ایسنا، بسیاری از مردم تصور میکنند برای داشتن زندگی کاری موفق باید شغلی کاملاً مناسب پیدا کنند یا در هر مرحله، بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. این تصور میتواند فشار زیادی ایجاد کند، زیرا مسیر حرفهای افراد همیشه قابل پیشبینی نیست. تغییر وضعیت بازار کار، شرایط اقتصادی، فرصتهای محدود، نیازهای خانوادگی و رویدادهایی که از کنترل فرد خارج هستند، ممکن است برنامههای شغلی را تغییر دهند. در چنین وضعیتی، حتی دسترسی به اطلاعات فراوان نیز لزوماً یک پاسخ قطعی در اختیار فرد قرار نمیدهد. بنابراین، تصمیمگیری شغلی فقط به مقایسه منطقی گزینهها محدود نمیشود و توانایی کنار آمدن با ابهام نیز در آن نقش دارد.
تحقیق درباره این موضوع از آن جهت ضرورت دارد که بازار کار امروز بیش از گذشته با تغییر و پیشبینیناپذیری همراه شده است. افراد ممکن است درباره انتخاب رشته، پذیرش یک پیشنهاد کاری، تغییر شغل یا ادامه فعالیت در یک حرفه با گزینههایی روبهرو شوند که هیچکدام کامل نیستند. جستوجوی طولانی برای یافتن انتخابی بینقص میتواند تصمیمگیری را دشوار یا متوقف کند. از سوی دیگر، تصمیم عجولانه و بدون بررسی نیز ممکن است پیامدهای نامطلوبی داشته باشد. به همین دلیل، شناخت راهبردهایی که میان بررسی عقلانی و پذیرش عدم قطعیت تعادل برقرار میکنند، میتواند برای کارکنان، دانشجویان، مشاوران شغلی و مراکز آموزشی سودمند باشد.
هوی شو، پژوهشگری از دانشگاه ماکائو، به همراه دیگر پژوهشگران، تحقیقی درباره توانایی افراد برای تصمیمگیری شغلی در شرایطی انجام داده است که پاسخ کاملاً درست یا مسیر بینقصی وجود ندارد. آنان این توانایی را «خرد شغلی» نامیدند. منظور از خرد شغلی، یک ویژگی ثابت شخصیتی نیست، بلکه ظرفیتی روانشناختی و قابل پرورش است که به افراد کمک میکند اطلاعات موجود را بررسی کنند، باقی ماندن مقداری ابهام را بپذیرند، به دریافت درونی خود توجه داشته باشند و با وجود احساس ناراحتی یا آسیبپذیری، تصمیمی سنجیده بگیرند و به حرکت ادامه دهند.
در این پژوهش، ۹۹۵ فرد بزرگسال شاغل در ایالات متحده طی شش ماه بررسی شدند. شرکتکنندگان در سه مرحله و با فاصله تقریبی سه ماه ارزیابی شدند. در آغاز، میزان خرد شغلی آنان با مقیاسی شامل ۲۰ عبارت سنجیده شد. این عبارتها راهبردهایی مانند تصمیمگیری با اطلاعات ناقص، اعتماد به شهود و پذیرش آسیبپذیری را بررسی میکردند. افراد میزان موافقت خود با هر عبارت را با امتیازی از یک تا هفت مشخص کردند و امتیاز بالاتر نشاندهنده استفاده بیشتر از خرد شغلی بود. سه ماه بعد، پژوهشگران میزان معنادار بودن کار را از نگاه شرکتکنندگان اندازه گرفتند. در مرحله سوم و سه ماه بعد، رضایت شغلی، رضایت از زندگی و میزان درگیری و مشارکت فعال آنان در کار ارزیابی شد.
یافتهها نشان دادند افرادی که در ابتدای مطالعه امتیاز بالاتری در خرد شغلی داشتند، سه ماه بعد معنای بیشتری در کار خود احساس میکردند. این ارتباط نشان میدهد کنار آمدن آگاهانه با عدم قطعیت ممکن است به افراد کمک کند تا بهجای انتظار برای یافتن شغلی کاملاً آرمانی، معنا را در شرایط واقعی و حتی ناقص محیط کاری خود ایجاد یا شناسایی کنند.
احساس معنادار بودن کار نیز در ارزیابی سه ماه بعد با رضایت شغلی بیشتر و مشارکت و درگیری بالاتر در کار ارتباط داشت. با این حال، ارتباط خرد شغلی با رضایت کلی از زندگی ضعیفتر بود. پژوهشگران بر این اساس گفتند که اثر این ظرفیت، دستکم در دوره ششماهه مطالعه، ممکن است مستقیمتر و بیشتر در حوزه بهزیستی و تجربههای مرتبط با کار دیده شود.
روابط مشاهدهشده میان خرد شغلی، معنادار بودن کار و بهزیستی شغلی در میان افراد با جنسیتها، نژادها و وضعیتهای اجتماعی و اقتصادی متفاوت، الگوی نسبتاً یکسانی داشت. این موضوع نشان میدهد مزایای احتمالی خرد شغلی ممکن است تنها به گروه خاصی از کارکنان محدود نباشد و طیف متنوعی از افراد بتوانند از پرورش آن بهره ببرند. البته این مفهوم به معنای تصمیمگیری تصادفی، بیبرنامه یا تکانشی نیست، بلکه بر ایجاد تعادل میان حل منطقی مسئله و توانایی پیش رفتن در زمانی تأکید دارد که رسیدن به اطمینان کامل امکانپذیر نیست.
اهمیت این یافتهها که در نشریه Journal of Counseling Psychology یا «مجله روانشناسی مشاوره» منتشر شدهاند، برای مشاوره و آموزش شغلی نیز قابل توجه است. ارائه اطلاعات، مقایسه گزینهها و طراحی برنامههای عقلانی همچنان ارزشمند هستند، اما ممکن است کافی نباشند. حتی پس از گردآوری همه اطلاعات در دسترس، بخشی از عدم قطعیت باقی میماند. آموزش تصمیمگیری با اطلاعات ناقص، پذیرش آسیبپذیری و استفاده سنجیده از شهود میتواند به افراد کمک کند خود و زندگیشان را عمیقتر بررسی کنند. بر اساس توضیح پژوهشگران، این فرایند ممکن است شکلهایی از معنا را آشکار کند که همیشه تنها از راه استدلال منطقی به دست نمیآیند.
هوی شو گفته است انگیزه انجام این تحقیق از مشاهده دانشجویان و مراجعهکنندگانی شکل گرفت که با وجود داشتن اطلاعات فراوان درباره گزینههای موجود، همچنان در تصمیمگیری شغلی مشکل داشتند. به گفته او، مسئله بسیاری از این افراد کمبود اطلاعات نبود، بلکه دشواری پذیرش ابهامی بود که همواره پیرامون انتخاب «درست» باقی میماند. از این منظر، خرد شغلی فقط آرام ماندن در برابر عدم قطعیت نیست، بلکه این ظرفیت میتواند افراد را به سوی ساختن یا تشخیص دادن معنا در کارشان هدایت کند.
انتهای پیام

