به گزارش ایسنا، آموزش یکی از پایهایترین فعالیتهای انسانی و اجتماعی به شمار میرود و کیفیت آن رابطه مستقیمی با مسیر رشد و پیشرفت جوامع دارد. در دنیای امروز، یکی از نشانههای مهم توسعهیافتگی کشورها، توان علمی و فنی آنهاست؛ موضوعی که اهمیت نظام آموزشی، بهویژه آموزش عالی، را دوچندان میکند. دانشگاهها فقط محل انتقال دانش نیستند، بلکه نقش مهمی در تربیت نیروی انسانی کارآمد، گسترش دانش، پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه و حفظ و توسعه ارزشهای فرهنگی دارند. به همین دلیل، هر عاملی که بتواند کیفیت کار دانشگاهها را بهتر کند، در مقیاسی وسیعتر بر آینده علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز اثر میگذارد. در این میان، کیفیت تدریس اعضای هیئت علمی یکی از عناصر کلیدی در کارآمدی دانشگاهها محسوب میشود.
از سوی دیگر، آغاز کار برای اعضای هیئت علمی تازهاستخدام، فقط شروع یک شغل جدید نیست، بلکه ورود به مرحلهای پرچالش و تعیینکننده در زندگی حرفهای آنهاست. این افراد معمولاً از جایگاه دانشجو یا پژوهشگر به نقشی وارد میشوند که همزمان شامل تدریس، پژوهش، مشارکت در امور دانشگاهی و ارائه مشاوره است. سال نخست تدریس، دورهای بنیادین برای سازگاری با این مسئولیتهای تازه به شمار میآید. اگر نیازها، دغدغهها و دشواریهای این دوره بهدرستی شناخته نشود، ممکن است فشار کاری، اضطراب و ناهماهنگی با محیط دانشگاهی بر انگیزه و رضایت شغلی استادان اثر منفی بگذارد. در مقابل، اگر این مرحله با شناخت و حمایت کافی همراه شود، میتواند پایهای محکم برای موفقیت حرفهای و ارتقای کیفیت آموزش در دانشگاهها ایجاد کند.
در همین زمینه، مهدی محمدی، استاد دانشگاه شیراز، به همراه دو همکار دیگر از همین دانشگاه، پژوهشی درباره تجربه نخستین سال تدریس اعضای هیئت علمی جدیدالاستخدام در یک دانشگاه دولتی در شیراز انجام دادهاند. این مطالعه تلاش کرده است نشان دهد استادان تازهوارد در سال اول کار خود چه احساسات، تجربهها، فرصتها و دشواریهایی را پشت سر میگذارند و این تجربهها بیشتر در چه حوزههایی شکل میگیرد. تمرکز این پژوهش بر شناخت تجربه زیسته این افراد بوده است؛ یعنی آنچه آنها در عمل و در محیط واقعی دانشگاه تجربه کردهاند، نه صرفاً آنچه در آییننامهها یا ساختارهای اداری پیشبینی شده است.
برای انجام این پژوهش، دادهها با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه بازپاسخ جمعآوری شد؛ یعنی شرکتکنندگان فرصت داشتند تجربههای خود را با شرح و توضیح بیان کنند و فقط به پاسخهای کوتاه و محدود بسنده نشود. در این مطالعه، ۱۰ نفر از اعضای هیئت علمی جدیدالاستخدام بهصورت هدفمند انتخاب شدند؛ به این معنا که پژوهشگران افرادی را برگزیدند که تجربه مستقیم و مرتبط با موضوع مورد بررسی داشته باشند. سپس دادههای بهدستآمده با روشی موسوم به «تحلیل مضمون» بررسی شدند. تحلیل مضمون روشی است که در آن پژوهشگر از میان گفتهها و پاسخها، الگوها و موضوعهای تکرارشونده را استخراج میکند تا تصویر روشنتری از مسئله به دست آید.
یافتههای پژوهش که در «فصلنامه نامۀ آموزش عالی»، نشریهای وابسته به مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و سازمان سنجش آموزش کشور انعکاس یافتهاند، نشان دادند که پس از بررسی و دستهبندی دادهها، ۷۴ مضمون پایه از تجربههای استادان تازهاستخدام به دست آمده است. این مضامین در مجموع در هشت مضمون سازماندهنده سطح اول جای گرفتند که تجربههای مثبت و منفی را در چهار حوزه اصلی شامل تدریس، پژوهش، امور اداری و مشاوره دربر میگرفتند. به بیان ساده، تجربه سال اول این استادان فقط به کلاس درس محدود نبوده و آنها همزمان با مسائل آموزشی، مسئولیتهای پژوهشی، فرایندهای اداری و نقشهای مشاورهای نیز روبهرو بودهاند. همین موضوع نشان میدهد که آغاز کار در دانشگاه برای یک عضو هیئت علمی تازهوارد، تجربهای چندلایه و پیچیده است.
نتیجهگیری پژوهش نشان میدهد که مدیران و برنامهریزان دانشگاهی میتوانند با شناسایی تجربههای مثبت این گروه و استفاده از آنها، زمینه رشد و بالندگی حرفهای اعضای هیئت علمی جدیدالاستخدام را فراهم کنند. از سوی دیگر، توجه به چالشها و تجربههای منفی نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا شناسایی موانع میتواند به طراحی برنامههای جامعتر برای بهبود عملکرد در آموزش عالی کمک کند. به بیان دیگر، این پژوهش تنها به توصیف دشواریها نپرداخته، بلکه این پیام را نیز مطرح کرده است که شناخت دقیق این تجربهها میتواند مبنایی برای تصمیمگیری بهتر در مدیریت دانشگاهها باشد.
اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند نخستین سال تدریس، دورهای بسیار حساس در شکلگیری مسیر حرفهای اعضای هیئت علمی است. استادان تازهکار در این دوره از یک سو با فشار کاری، لزوم ایجاد تعادل میان تدریس و پژوهش و سازگار شدن با فرهنگ سازمانی دانشگاه روبهرو هستند و از سوی دیگر، فرصتهایی برای رشد علمی و تثبیت جایگاه حرفهای خود پیدا میکنند. بنابراین، سال اول را نمیتوان فقط دورهای دشوار یا فقط دورهای امیدوارکننده دانست؛ بلکه این مرحله ترکیبی از هر دو است و نحوه مدیریت آن میتواند پیامدهای بلندمدتی برای کیفیت کار استادان داشته باشد.
بر پایه اطلاعات تکمیلی این مطالعه، حمایت نظاممند از اعضای هیئت علمی تازهوارد یک ضرورت جدی در آموزش عالی است. از جمله راهکارهایی که در این زمینه مطرح شده، میتوان به برگزاری دورههای بدو خدمت، ارائه کارگاههای آموزشی، آموزش روشهای مدیریت کلاس، برگزاری جلسات راهنمایی و مشاوره حرفهای، اصلاح ساختارهای پژوهشی و اداری، بهبود شرایط رفاهی و کمک به ایجاد توازن میان وظایف آموزشی و پژوهشی اشاره کرد. چنین اقداماتی میتوانند فشارهای اولیه بر استادان جدید را کاهش دهند و در نهایت به بهبود کیفیت آموزش عالی کمک کنند. همچنین در این پژوهش پیشنهاد شده است که در آینده، ارتباط فرهنگ سازمانی دانشگاهها با تجربههای اعضای هیئت علمی جدیدالاستخدام نیز بهطور جداگانه بررسی شود؛ موضوعی که کیفیت ارتباطات، میزان حمایت مدیران و همکاران و ساختار اداری دانشگاه را نیز دربر میگیرد.
انتهای پیام