به گزارش ایسنا، آموزشهای فنی و حرفهای در بسیاری از کشورها یکی از مهمترین ابزارها برای کمک به افراد جویای کار به شمار میروند. هدف اصلی این آموزشها آن است که افراد، مهارتهای مورد نیاز برای ورود سریعتر به بازار کار را بیاموزند و بتوانند شغل مناسبتری پیدا کنند. این نوع آموزشها با برنامههایی مانند بیمه بیکاری یا کمکهای اجتماعی تفاوت دارند، چون به جای حمایت مستقیم مالی، بر توانمند کردن افراد تمرکز میکنند. در واقع، سیاستگذاران از آموزش مهارتی به عنوان یکی از سیاستهای فعال بازار کار یاد میکنند؛ یعنی روشی که میتواند هم به افزایش توانایی نیروی کار کمک کند و هم رابطه میان کارجو و فرصتهای شغلی را بهتر کند. به همین دلیل، بحث آموزش و بازآموزی سالهاست در مرکز توجه برنامهریزان اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.
اهمیت این موضوع فقط به اشتغال محدود نمیشود. آموزشهای فنی و حرفهای میتوانند به افزایش بهرهوری، کاهش فقر، تقویت عدالت اجتماعی و حتی سازگار شدن بهتر نیروی کار با تغییرات فناوری کمک کنند. در دنیایی که مشاغل به سرعت تغییر میکنند و برخی حرفههای قدیمی از بین میروند و مشاغل جدیدی شکل میگیرند، داشتن مهارتهای بهروز یک ضرورت است. با این حال، اثرگذاری این آموزشها زمانی بیشتر میشود که محتوای دورهها با نیاز واقعی بازار کار هماهنگ باشد. اگر افراد پس از گذراندن دورهها نتوانند جذب بازار کار شوند، بخش مهمی از هدف این نظام آموزشی محقق نخواهد شد. از همین رو، بررسی اینکه آموزشهای فنی و حرفهای در عمل تا چه اندازه به اشتغالپذیری افراد کمک میکنند، به موضوعی مهم برای پژوهش و سیاستگذاری تبدیل شده است.
در همین زمینه، امید اکبریپور، پژوهشگر جامعهشناسی بررسی مسائل اجتماعی ایران در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، به همراه دو همکار خود، تحقیقی را درباره اثربخشی آموزشهای فنی و حرفهای بر وضعیت اشتغال جویندگان کار انجام دادهاند. این پژوهش تلاش کرده است روشن کند آیا آموزشهای مهارتی که با هدف آمادهسازی افراد برای ورود به بازار کار برگزار میشوند، توانستهاند به اندازه انتظار، به یافتن شغل و افزایش آمادگی شغلی کارجویان کمک کنند یا نه. اهمیت این مطالعه در آن است که مستقیما به یکی از پیوندهای اصلی میان آموزش، مهارت و اشتغال پرداخته و مسئله را از نگاه کارشناسان و افراد درگیر با این حوزه بررسی کرده است.
پژوهش فوق با روش کیفی انجام شده است؛ روشی که بیشتر به دنبال درک عمیقتر یک مسئله از طریق گفتوگو با افراد آگاه و متخصص است. برای جمعآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختیافته انجام شده است. منظور از مصاحبه نیمهساختیافته این است که پژوهشگران با مجموعهای از پرسشهای از پیش طراحیشده به سراغ افراد میروند، اما در عین حال امکان طرح پرسشهای تکمیلی و پیگیری جزئیات نیز وجود دارد. در این مطالعه، با ۲۰ نفر از مسئولان و متخصصان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور و سازمان تامین اجتماعی گفتوگو شده است؛ افرادی که در زمینه برگزاری دورههای آموزشی و موضوع اشتغال فعالیت دارند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که از نگاه بیشتر کارشناسان مورد مصاحبه، آموزشهای فنی و حرفهای در کشور با وجود برخی پیشرفتها در زمینه گسترش کمی و تا حدی بهبود کیفیت، هنوز نتوانستهاند آنگونه که باید به اشتغالزایی برای جویندگان کار کمک کنند. یکی از دلایل اصلی این مسئله، ناهماهنگی میان محتوای آموزشها و نیازهای واقعی بازار کار عنوان شده است. به بیان ساده، بخشی از دورهها مهارتهایی را آموزش میدهند که یا تقاضای کافی برای آنها وجود ندارد یا با شرایط جدید بازار کار هماهنگ نیستند. همچنین کارشناسان به کمبود انگیزه در برخی جویندگان کار برای شرکت در این دورهها و نیز پایین بودن سطح کیفی برخی آموزشها اشاره کردهاند.
نتایج مطالعه همچنین نشان از آن دارند که تغییرات فناوری و ظهور مشاغل جدید، ضرورت بازنگری در این آموزشها را بیشتر کرده است. به گفته کارشناسان، اگر دورههای مهارتی بر پایه استانداردهای بهروز و متناسب با نیاز مناطق مختلف کشور طراحی شوند، میتوانند سطح دانش، توانایی و شانس اشتغال جویندگان کار را افزایش دهند. اما در وضعیت فعلی، مشکلاتی مانند نبود اطلاعات دقیق و بهروز از بازار کار، کمبود تجهیزات آموزشی، قدیمی بودن برخی شیوههای برگزاری دورهها، رعایت نشدن کامل استانداردهای آموزشی و هماهنگ نبودن آموزشها با تحولات تکنولوژیک، مانع اثربخشی بیشتر این نظام شدهاند. به همین دلیل، پژوهش بر ضرورت تغییر اساسی در محتوا و نحوه برگزاری دورهها تاکید دارد.
اهمیت این یافتهها که در «فصلنامه مهارتآموزی» وابسته به سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور منتشر شدهاند، در آن است که نشان میدهند صرف افزایش تعداد دورهها یا شمار مهارتآموزان، لزوما به بهبود وضعیت اشتغال منجر نمیشود. آنچه تعیینکننده است، تناسب آموزش با نیاز واقعی بازار و با استعداد، علاقه و توانایی متقاضیان است. در این پژوهش، بر لزوم نیازسنجی دقیق بازار کار در مناطق مختلف کشور، فرهنگسازی برای تشویق خانوادهها و جوانان به مهارتآموزی، تامین بودجه کافی برای نوسازی تجهیزات و برنامهریزی بلندمدت تاکید شده است. همچنین پیشنهاد شده که آموزشها با تغییرات فناوری بهروز شوند تا افراد برای مشاغل نوظهور آماده شوند، نه فقط برای حرفههایی که ممکن است دیگر تقاضای سابق را نداشته باشند.
این موضوع از منظر توسعه کشور نیز مهم است. آموزش فنی و حرفهای فقط یک مسیر کوتاه برای یادگیری یک مهارت نیست، بلکه میتواند بخشی از سازوکار تقویت سرمایه انسانی باشد؛ یعنی همان مجموعه دانش و تواناییهایی که نیروی کار را کارآمدتر میکند. با این حال، اگر میان نظام مهارتآموزی و نیاز بازار کار ارتباطی منظم و ساختارمند وجود نداشته باشد، این ظرفیت مهم به نتیجه مطلوب نمیرسد. در واقع، پیام اصلی این پژوهش آن است که آموزش مهارتی زمانی اثرگذار خواهد بود که هم به تحولات فناوری توجه کند و هم از نزدیک با واقعیتهای بازار کار پیوند بخورد.
انتهای پیام