نگار گنجه در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تاثیر تنوع رنگ و عناصر بصری در فضای کودکان بر رشد شناختی آنها، اظهار کرد: رنگ یکی از عناصر مهم محیطی است، اما رشد شناختی کودک تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. رشد شناختی، هوش هیجانی، گفتار، رفتار و سایر ابعاد رشد کودک، پدیدهای چندعاملی است و هر یک به محرکها و عوامل گوناگونی نیاز دارند که محیط یکی از آنهاست. رنگ از عوامل مهم محیطی به شمار میرود؛ بهگونهای که کودک از طریق رنگها میتواند تمایزها و همدسته بودن رنگها را یاد بگیرد؛ بهویژه برای کودکان زیر ۶ سال، رنگ یکی از ابزارهای بسیار مؤثر آموزشی محسوب میشود. اتاقهای کودکان اغلب به شکلی طراحی و دکور میشوند که بیشتر برای بزرگسالان خوشایند و مطابق با یک سبک خاص باشند.
وی درباره اینکه آیا رنگها بهطور مستقیم بر رشد شناختی کودک تأثیر میگذارند و حذف آنها موجب کاهش این رشد میشود، اظهار کرد: از نظر علمی رابطه علت و معلولی میان کاهش رنگبندی محیط کودک و کاهش رشد شناختی آن نیست و این یکی از عوامل متعدد این تأثیرات است. آنچه در طراحی اتاق کودک اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان رنگهای خنثی و رنگهای متنوع است. اگر محیط کودک را یک طیف در نظر بگیریم، در یک سو اتاقی با رنگهای خنثی مانند کرم و با کمترین تضاد رنگی قرار دارد و در سوی دیگر اتاقی با رنگهای تند، اسباببازیهای فراوان و محرکهای متعدد دیده میشود؛ هرچه به تعادل میان این دو سر طیف نزدیکتر شویم، نتیجه مطلوبتری خواهیم گرفت.
این روانشناس کودک با اشاره به تاثیر استفاده از رنگهای تند بر توجه کودکان، خاطرنشان کرد: براساس نتایج بدست آمده از پژوهشها، اتاقهایی با رنگهای بسیار تند، پر از رنگ و مملو از اسباببازی میتواند موجب حواس پرتی سریع کودکان شود. توجه یکی از مهمترین عوامل رشد شناختی است، زیرا تا زمانی که یک شی یا موضوع وارد دایره توجه کودک نشود، امکان یادگیری، پردازش، تفکر، ورود اطلاعات به حافظه، حل مسئله و انجام سایر عملکردهای اجرایی مغز فراهم نخواهد شد.
گنجه با اشاره به پیامدهای حذف کامل تنوع رنگی در فضای کودکان، افزود: اگر کودک در محیطی قرار بگیرد که از تنوع رنگی برخوردار نباشد، فرصت مناسبی برای یادگیری رنگها و تشخیص تفاوت آنها نخواهد داشت. در چنین شرایطی، بخشی از محرکهای لازم برای یادگیری حذف میشود و روند یادگیری میتواند کندتر شود. پیشنهاد من همواره حفظ تعادل است؛ بهگونهای که دیوارها و کف اتاق میتوانند به رنگ کرم باشند، اما اسباببازیها، کتابها و وسایل کودک رنگی انتخاب شوند. البته این تعادل باید در تعداد وسایل نیز رعایت شود و اتاق بیش از حد مملو از وسایل نباشد. هر وسیلهای در اتاق کودک، باید با هدف مشخصی انتخاب شود تا توجه او را جلب کند و کودک را به کشف آن ترغیب کند و زمینه بازی و یادگیری را فراهم آورد.
وی در تشریح رنگهایی که ضمن تأمین نیازهای رشدی کودک، احساس آرامش نیز ایجاد میکنند، بیان کرد: در حوزه کودک همواره تلاش میشود ارتباط کودک با طبیعت حفظ شود. به همین دلیل، بخشی از اسباببازیهای کودکان از چوب ساخته میشوند که این انتخاب نیز در راستای تقویت ارتباط کودک با طبیعت است. برای اتاق کودک میتوان از رنگهای ملایمی مانند سبز، آبی و زرد استفاده کرد تا ترکیب رنگی با زمینهای آرام و برگرفته از رنگهای طبیعت شکل بگیرد. در کنار این، استفاده از اسباببازیهایی با رنگهای شفاف، تند و پررنگ میتواند ترکیبی ایجاد کند که به پیشگیری از فقر محیطی کودک کمک میکند.
این روانشناس کودک با تأکید بر ضرورت پرهیز از افراط و تفریط در استفاده از رنگ، اظهار کرد: همانطور که تغذیه بیش از حد و تغذیه ناکافی هر دو برای کودک زیانآور هستند، در استفاده از رنگ و اسباببازی نیز افراط و تفریط مناسب نیست. غرق کردن کودک در انبوهی از رنگها و اسباببازیها، همانند ایجاد فضایی بیش از حد خلوت، برای کودک مفید نیست. اگر دیوارهای اتاق با رنگهای ملایم طراحی شوند و رنگ از طریق اسباببازیها، کتابها و وسایل کودک به محیط افزوده شود، هم از فقر محیطی برای یادگیری جلوگیری میشود و هم شلوغی بیش از حد و تعدد محرکها موجب حواسپرتی و اختلال در توجه و تمرکز کودک نخواهد شد.

اهمیت رنگها با افزایش سن کودک تغییر میکند
گنجه با اشاره به اینکه اهمیت تنوع رنگی و بصری در سنین مختلف یکسان نیست، اظهار کرد: برای یک کودک دبستانی، تاثیر رنگها بر رشد شناختی آن، به اندازه سالهای ابتدایی زندگی پررنگ نیست؛ زیرا توانمندیهای شناختی او رشد بیشتری یافته و بیشتر درگیر مطالعه، یادگیری و فعالیتهای دیگر است. از این رو، تنوع رنگی بسیار زیاد حتی میتواند موجب حواسپرتی او شود. نوزاد از بدو تولد تا یکسالگی، متناسب با رشد سیستم بینایی خود، تفاوت رنگها و تنوع وسایل را مشاهده میکند، آنها را دنبال میکند و به آنها توجه نشان میدهد. همچنین کودکان در سنین پیشدبستانی علاقه زیادی به ترکیب رنگها، نقاشی کردن و دستهبندی آنها دارند. بر این اساس، اهمیت رنگ در این دوره بیش از سایر سنین دیده میشود.
وی در شرح اینکه مرز میان آرامش بصری و کمتحرکی کجاست، مطرح کرد: توجه به رفتار یک کودک برای درک این مرز کافی است. کودکی که بهصورت چهار دستوپا وارد فضایی با پارکت یا موکت کرمرنگ میشود و یک اسباببازی با رنگهای قرمز، زرد و آبی را روی زمین میبیند؛ به سمت آن میرود، آن را برمیدارد، نگاه میکند، کشف میکند، زیر و روی آن را بررسی میکند و با خود جابهجا میکند. این همان تعادل و توازن بصری است که به دنبال آن هستیم. میتوان از فضاهای نود و خنثی برای متمرکز کردن توجه کودک استفاده کرد؛ زیرا زمانی که یک اسباببازی یا شی بهصورت هدفمند در چنین محیطی قرار داده میشود، توجه کودک به همان شی جلب میشود و فرصت اکتشاف، بازی و یادگیری برای او فراهم خواهد شد.
این روانشناس با تاکید بر اینکه هر جا این تعادل وجود نداشته باشد، مشکلات نیز بروز میکند، اظهار کرد: در اتاق بیش از شلوغ ، ممکن است کودک نتواند اسباببازی مورد نظر خود را پیدا کند، توجهش میان اسباببازیهای مختلف تقسیم شود و فرصت کافی برای اکتشاف نداشته باشد و مدام از یک وسیله به وسیله دیگر برود. اگر محیط بیش از حد یکنواخت، خنثی و فاقد محرک باشد، باز هم چیزی برای جلب توجه کودک وجود نخواهد داشت. هر یک از این دو وضعیت میتواند نشانهای باشد که به والدین نشان دهد لازم است میزان محرکهای محیطی را کاهش دهند یا محرک مناسبی به محیط اضافه کنند.
گنجه در توصیه به والدین اضافه کرد: اتاق کودک لزوماً نباید مملو از اسباببازیهایی باشد که همواره در معرض دید او قرار دارند. میتوان از باکسهای رنگی استفاده کرد و اسباببازیها را درون آنها قرار داد تا در دسترس کودک باشند، اما دائماً در معرض دید او نباشند. کودک هر زمان که بخواهد، میتواند یک باکس را بردارد، با وسایل آن بازی کند، آنها را کشف کند، به هم بریزد، سرهم کند و دوباره از هم جدا کند. استفاده از این باکسها علاوه بر اینکه به اتاق رنگ میبخشد، به ایجاد نظم و سازماندهی و حفظ توجه کودک به عنوان بخش مهمی از فرایند رشد شناختی او نیز کمک میکند.
انتهای پیام

