وقتی طنین بم و مقتدر دهل در فضای شهر و روستا میپیچد و صدای ناهنجار اما شورانگیز قوشمه آسمان کلات را میشکافد، همه میدانند که زمان جشن فرا رسیده است. در این لحظات، شهر به تابلویی زنده از رنگهای تند تبدیل میشود. رنگ سرخ که در فرهنگ کرمانجی نماد حیات، عشق و دوری از چشمهای بد است، بر تن زنان و دخترانی مینشیند که با لباسهای ابریشمی و زیورآلات نقرهای، جلوهای از شکوه گذشته را به نمایش میگذارند. سکههای نقرهای که بر سر و گردن آنها میدرخشند، فراتر از یک زینت ساده، گواه ثروت، عزت و امنیت مالی زنان در ساختار اجتماعی این منطقه هستند و درخشش آنها در زیر نور خورشید، یادآور روزگاری است که هر تکه نقره، داستانی از سختکوشی و اصالت داشت.
اما اوج هیجان داوهتا کورمانجی زمانی است که اسبها در مسیر مراسم میتازند. سوار شدن عروس و داماد بر اسب، در حالی که توسط خواهرگفته و برادرگفته همراهی میشوند، نمادی از حمایت جمعی و پیوندهای عاطفی است که فراتر از رابطه خونی تعریف میشود. در این مسیر، مردان و زنانی که با ضربات موزون پایکوبی میکنند، شور عجیبی به مراسم میبخشند.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه، در گفت و گو با ایسنا، در تبیین ریشههای فرهنگی عروسی در کلات گفت: داوهتا کورمانجی مجموعهای پیچیده و در عین حال هماهنگ از باورها، هنرها و آداب اجتماعی است که در طول قرنها شکل گرفته است.
جواد روشندل، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: برای درک این مراسم، باید آن را نه به عنوان یک جشن ساده، بلکه به عنوان یک سیستم نمادین نگریست که در آن هر رنگ، هر ساز و هر حرکت، معنای خاصی در ساختار خانواده و جامعه محلی دارد.

وی بیان کرد: لباسهای سنتی در این مراسم، در واقع شناسنامهای از جایگاه اجتماعی و فرهنگی افراد است. زنان و دختران در این جشنها با لباسهایی به رنگهای بسیار شاد، به ویژه رنگ سرخ، ظاهر میشوند.
روشندل اظهار کرد: رنگ سرخ در فرهنگ کرمانجی، نماد حیات، شور و شادی است و حضور گسترده این رنگ در لباسها، برای دور کردن چشمهای بد و جلب انرژی مثبت برای زندگی جدید عروس است.
وی در ادامه به نقش پارچههای ابریشمی و بافتهای محلی اشاره کرد و افزود: کیفیت و نوع پارچه در گذشته نشان دهنده وضعیت اقتصادی خانواده بود؛ اما نکته مهم در پوشش زنان کلات، استفاده از زیورآلات نقرهای و سکههای قدیمی است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه در این باره توضیح داد: بسیاری از مردم تصور میکنند این سکهها صرفاً برای تزئین هستند، اما در واقع این زیورآلات بخشی از جهیزیه و دارایی شخصی دختر محسوب میشدند.
وی در خصوص سمفونی دهل و قوشمه، گفت: سکوت در عروسیهای کلات جایی ندارد و طنین دهل و قوشمه فضای شهرستان را در برمیگیرد. این موسیقیها تنها برای ایجاد شادی نیستند، بلکه دارای کارکردی اعلامی هستند؛ یعنی با نواختن این سازها، تمام اهل روستا یا محله باخبر میشوند که مراسمی در حال برگزاری است و همگی را به مشارکت فرا میخوانند.
روشندل در خصوص یکی از جذابترین بخشهای این آیین که نحوه انتقال عروس و داماد است، گفت: در فرهنگ کلات، عروس و داماد هرگز تنها نیستند. آنها همراه با خواهرگفته و برادرگفته سوار بر اسب میشوند. خواهرگفته و برادرگفته افرادی هستند که لزوماً رابطه خونی ندارند اما با پیوندی عمیقتر از خون، متعهد به حمایت از زوج جوان میشوند. این سنت نشان میدهد که در جامعه کلات، مسئولیت تشکیل خانواده تنها بر عهده والدین نیست، بلکه یک شبکه حمایتی گسترده از دوستان و آشنایان، تعهد میدهند تا در سختیها و شادیهای زندگی مشترک در کنار آنها باشند.

وی در ادامه به آئین حنابندان اشاره کرد و گفت: حنابندان عاطفیترین بخش داوهتا کورمانجی است. در این آئین، خانوادهها و مهمانان گرد هم میآیند تا حنای برکت را بر دست عروس و داماد ببندند؛ اما نکته برجسته در این آئین، خواندن اشعار و آوازهای سنتی است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه توضیح داد: آوازهایی که در حنابندان خوانده میشود، در واقع کتابهای شفاهی منطقه هستند. در این ترانهها، تجربیات زنان سالخورده، پندهای زندگی، توصیف زیباییهای طبیعت کلات و دعاهای خیر گنجانده شده است. از طریق این آوازها، ارزشهای اخلاقی و اجتماعی از نسلهای قدیمی به نسل جوان منتقل میشود.
وی ادامه داد: در عصر حاضر، بسیاری از رسوم در حال تغییر یا حذف هستند، اما در شهرستان کلات، به دلیل پیوند عمیق مردم با زمین و هویت قومیشان، بخشهای زیادی از فرهنگ داوهتا کورمانجی همچنان زنده است.
روشندل تأکید کرد: برگزاری این مراسم با تمام جزئیاتش از لباسهای ابریشمی تا نوازندگی دهل، در واقع یک اقدام فرهنگی است. وقتی یک جوان کلاتی تصمیم میگیرد با لباس سنتی و سوار بر اسب شود در واقع اعلام میکند که من متعلق به این خاک هستم و میراث نیاکانم را میپذیرم.
انتهای پیام
