در بخشهایی از نمایش، نور صحنه تغییر میکند و گاهی فضای آن به تاریکی میرود. سپس نوری در مرکز صحنه قرار میگیرد و با تغییر نور و دکور، روایت وارد مرحلهای تازه میشود. «بچههای کوههای آلپ» نمایشی موزیکال است که موسیقی در آن نقش مهمی در انتقال احساسات و پیشبرد روایت دارد، گاه نوای شاد و پرانرژی و گاه موسیقی غمگین، فضای داستان را همراهی میکند.
در گوشهای از صحنه، بازیگرانی مشغول نقاشی و بافتن هستند و همزمان لحظاتی از شادی، اندوه، انتظار و تلاش در برابر چشمان تماشاگر شکل میگیرد. در بخشهایی نیز صدای هنگدرام به گوش میرسد و به فضای اثر حالوهوایی متفاوت میبخشد.
در نهایت، داستان زندگی صاحبان هتل، کارکنان و مسافرانی روایت میشود که در مسیر اتفاقات و دشواریها، انتخابشان امید، شادمانی، دوام آوردن و پایداری است، مفاهیمی که هسته اصلی نمایش را شکل میدهند.
سمیرا صالحزاده تهیهکننده، نویسنده و کارگردان نمایش «بچههای کوههای آلپ»، در گفتوگو با ایسنا درباره ایده اولیه این نمایش، اظهار کرد: حدود سه سال پیش در تهران در کارگاه بازیگری زندهیاد امین تارخ حضور داشتم و این فرصت را پیدا کردم که در کنار دوستانم شاگرد ایشان باشم. متأسفانه جامعه هنری یکی از چهرههای ارزشمند خود را از دست داد، اما آموختههایی که از آن دوره به دست آوردم همچنان برای من ماندگار است.
وی ادامه داد: پس از پایان دورههای تهران، در مشهد نیز به آموزش بازیگری ادامه دادم و در یکی از کارگاهها در خدمت استاد یاسر عودی بودم. ایشان پیشنهاد کردند دوشنبهها به تماشای فیلمتئاتر برویم. نخستین اثری که دیدم «هتل پارادیزو» بود، که برای من تجربهای بسیار جذاب محسوب میشد. چهار بازیگر در «هتل پارادیزو» ۱۸ نقش را ایفا میکردند و متن، سوژه، حرکتها و موسیقی آنقدر برایم جذاب بود که از همان زمان ایدهای در ذهنم شکل گرفت. احساس کردم میتوان با برداشت آزاد و اقتباس، مضمون اثر را تغییر داد و تجربهای تازه برای بازیگران و مخاطبان ایجاد کرد.
صالحزاده با اشاره به اینکه در ابتدا قصد ورود به نویسندگی و کارگردانی نداشته است، بیان کرد: من هیچ بازیگری را در ذهنم نچیده بودم و اصلاً قرار نبود وارد این حوزه شوم، اما این تجربه به تدریج من را از دنیای بازیگری به سمت نویسندگی و کارگردانی برد.
وی با اشاره به سابقه فعالیت خود در حوزه اجرایی، خاطرنشان کرد: حدود ۱۴ تا ۱۵ سال مدیر اجرایی و برگزارکننده برنامههای موسیقی و نمایشی بودم و در حدود ۳۰ شهر اجرای برنامهها را هماهنگ کردم. با این حال علاقه به بازیگری از کودکی در من وجود داشت و همیشه صحنه را دوست داشتم. کتاب «راه هنرمند» نوشته جولیا کامرون نیز تأثیر زیادی بر این مسیر داشت. در کنار مطالعه کتاب، آموزشهایی را به صورت آنلاین از کانادا دریافت میکردم و این مجموعه تجربهها باعث شد خلاقیتهای درونی خودم را بیشتر کشف کنم.

وی درباره نمایش «بچههای کوههای آلپ»، بیان کرد: این اثر اقتباس و برداشت آزادی از «هتل پارادیزو» است، اما تلاش کردم مضمون و فضای آن را متناسب با نگاه خودم تغییر دهم. برای من مهم بود که مخاطب پس از تماشای نمایش با حس امید و خستگیناپذیری سالن را ترک کند.
این نویسنده درباره انتخاب بازیگران، خاطرنشان کرد: ابتدا فراخوان دادم و آمادهسازی کار حدود هفت ماه زمان برد. خوشبختانه اعتمادی که میان ما وجود داشت، به انتخاب بازیگران کمک کرد. برخی دوستان میگفتند تعداد بازیگران زیاد است و میتوان کار را با گروه کوچکتری اجرا کرد، اما من همیشه اعتقاد داشتهام هرچه دستهای بیشتری در سفره باشد، برکت بیشتری ایجاد میشود.
وی با اشاره به شیوه کار خود در تمرینها، اضافه کرد: تلاش کردم ایدههای بازیگران سرکوب نشود. از آنها میخواستم در صحنهها بداهه داشته باشند و اگر ایدهای دارند مطرح کنند. همین همفکریها در بسیاری از موارد به زیباتر شدن اجرای نهایی کمک کرد. متأسفانه گاهی در برخی گروهها فقط نظر کارگردان اعمال میشود، اما من سعی کردم فضای تمرین باز باشد و بازیگر بتواند نظر و ایده خود را مطرح کند. حتی در مورد لباس و دکور نیز با بازیگران گفتوگو میکردم که مطمئن شوم با انتخابهای صحنه ارتباط برقرار کردهاند.
ترکیب بازیگران دارای معلولیت و افراد بدون معلولیت
صالحزاده با اشاره به حضور بازیگران دارای معلولیت در نمایش «بچههای کوههای آلپ»، خاطرنشان کرد: این کار یک پروژه کاملاً مستقل است و به هیچ خیریهای وابسته نیست. ترکیب بازیگران شامل افراد دارای معلولیت و افراد بدون معلولیت است و برای من مهم بود که این افراد در کنار یکدیگر روی صحنه حضور داشته باشند.
این نویسنده درباره دشوارترین بخش تولید نمایش، اضافه کرد: یکی از سختترین قسمتها زمانی است که کارگردان به اجرای یک صحنه اطمینان دارد اما بازیگر در برابر آن مقاومت میکند. در چنین شرایطی باید با مهربانی و در عین حال جدیت، بازیگر را متوجه کرد که توانایی اجرای آن نقش را دارد.
وی درباره وضعیت تئاتر مشهد تصریح کرد: نگاه من با برخی دوستان متفاوت است. بعضیها معتقدند شرایط سخت شده و استقبال مخاطب کم است، اما من همیشه اعتقاد داشتهام اگر برای کاری تلاش کنیم و آن را با انگیزه و باور جلو ببریم، میتوانیم نتیجه بگیریم.
مریم شمس، بازیگر تئاتر، درباره حضور خود در نمایش موزیکال «بچههای کوههای آلپ» میگوید که از سال ۱۳۹۶ فعالیت خود را روی صحنه تئاتر آغاز کرده است، اما علاقهمندیاش به اجرای آثار موزیکال باعث شد، که حضور در این نمایش را انتخاب کند. او با اشاره به دشواری حرکت با عصا، اجرای تئاتر موزیکال را تجربهای متفاوت و هیجانانگیز دانست و گفت که که در این گونه نمایشی، بازیگر میتواند بدون اتکا به دیالوگ و تنها از طریق میمیک صورت و حرکات بدن، مفاهیم و احساسات را به تماشاگر منتقل کند.
شمس درباره چالشهای ایفای نقش خود نیز توضیح داد که تلاش کرده است با قرار دادن خود در موقعیت شخصیت و تصور شرایط مختلف، به درک درستی از جایگاه او بهعنوان صاحب کافه برسد و شخصیت را برای حضور روی صحنه شکل دهد.
او ابراز امیدواری کرد که مخاطبان با تماشای حضورش روی صحنه، به این باور برسند که خودشان نیز توانایی انجام کارهای مختلف را دارند و میتوانند برای رسیدن به خواستهها و اهدافشان تلاش کنند.
خلیل قاسمی، بازیگر تئاتر، هدف حضور خود در این نمایش را ایجاد فضایی شاد و فراهم کردن فرصتی برای فاصله گرفتن مخاطبان از دغدغههای روزمره دانست و گفت: تماشاگران در طول یک ساعت اجرا میتوانند از مشکلات و حاشیههای زندگی فاصله بگیرند و لحظاتی خوش را در کنار خود و اطرافیانشان تجربه کنند. او همچنین انرژی و تلاش اعضای گروه را از عوامل مهم انتقال حس مثبت به مخاطبان عنوان کرد.

هنرمندان تئاتر مشهد نیازمند حمایت و دیدهشدن هستند
الهام گلریز، منشی صحنه تئاتر، مهمترین ویژگی گروه نمایش «بچههای کوههای آلپ» را انرژی مثبت و توانمندی بالای اعضای آن دانست و حضور در کنار این گروه را تجربهای همراه با حال خوب توصیف کرد.
او با اشاره به وضعیت تئاتر مشهد، بر وجود استعدادهای فراوان در میان هنرمندان این شهر تأکید کرد و معتقد است با حمایت و دیدهشدن بیشتر هنرمندان مشهد، میتوان زمینه معرفی استعدادهای جدید به سینما را فراهم کرد. گلریز همچنین نسبت به تفاوت میزان توجه و حمایت از هنرمندان مشهد در مقایسه با تهران انتقاد کرد.
مریم سلیمانخواه، بازیگر تئاتر، با اشاره به ۱۵ سال فعالیت خود در این عرصه، حضور در این نمایش را حاصل شناخت و آشنایی با گروه و سمیرا صالحزاده دانست و بیان کرد که با علاقه نقش مادر را پذیرفته است.
او صحنه مرگ پدر را یکی از احساسیترین بخشهای نمایش عنوان کرد و ابراز امیدواری کرد ترکیب موسیقی و اجرای نمایش بتواند انرژی و حس خوبی به مخاطبان منتقل کند، تا تماشاگران با حال و هوایی مثبت سالن را ترک کنند.
در مجموع، «بچههای کوههای آلپ» را میتوان تجربهای از تئاتر مشهد دانست که تلاش دارد در کنار روایت مفاهیمی همچون امید، همدلی و پایداری، مرزهای معمول حضور افراد دارای معلولیت در صحنه را نیز کمرنگ کند. حضور بازیگران دارای معلولیت در کنار دیگر اعضای گروه، نه بهعنوان یک عنصر حاشیهای، بلکه بهعنوان بخشی از بدنه اصلی نمایش، فرصتی برای نشان دادن توانمندیهایی است که گاه در فضای هنری کمتر دیده میشوند. شاید یکی از مهمترین پیامهای این اثر همین باشد؛ اینکه صحنه تئاتر میتواند فارغ از محدودیتهای جسمی، فضایی برای دیدهشدن استعدادها، تجربهکردن و روایت کردن باشد.
انتهای پیام
