محمد زینالی اناری پژوهشگر علوم اجتماعی و جامعهشناس اردبیلی در گفتوگو با ایسنا با طرح این پرسش که چرا در اردبیل کتاب جای خود را به کباب داده است و چرا فراغت و لذت جای آموزش و فرصتسازی را گرفته، معتقد است مسئله جوان امروز بیش از آنکه صرفاً تغییر ذائقه یا سبک زندگی باشد، به کاهش نقش اجتماعی و کمرنگ شدن افق آینده او مربوط است.
وی با بیان اینکه برای تحلیل این وضعیت باید به زمینههای شکلگیری آن توجه کرد، اظهار کرد: یکی از نخستین زمینهها، فرسایش معنای سنت و ناتوانی جامعه در بازتولید سنتهای اخلاقی و اجتماعی در حدود یک قرن گذشته است.
زینالی اناری ادامه داد: جامعه ما در مواجهه با اشیا و ابزارهای مدرن، همیشه نتوانسته استفاده مناسبی از آنها داشته باشد و گاهی با استفاده نادرست از این ابزارها مواجه بودهایم. گسترش غذاهای صنعتی و تنقلات، شکلگیری فرهنگ پرستیژ و تغییر روابط اجتماعی، تنها نمونههایی از این تغییرات است.
وی افزود: روابط اجتماعی تثبیتشده، خانواده گسترده، روابط خویشاوندی و حتی احساس مسئولیت نسبت به شهر و سرزمین به تدریج تضعیف شده و در برخی موارد به نوعی انفعال اجتماعی رسیده است.
این جامعهشناس با طرح این پرسش که چه نهادی مسئول حفظ و انتقال سنتهای اخلاقی و اجتماعی است، گفت: معمولاً تصور میکنیم مدرسه باید آداب اجتماعی را آموزش دهد، شهرداری باید نسبت به شهر و تاریخ آن مسئول باشد و معلم باید ارزشها و رفتارهای اجتماعی را منتقل کند، اما مسئله عمیقتر از این است.
وی اضافه کرد: جامعه به متفکران و کنشگرانی نیاز داشته که بتوانند در مواجهه با نظم فرهنگی و اجتماعی جدید، سنتهای اخلاقی و اجتماعی را بازتولید کنند، اما این فرآیند به اندازه کافی اتفاق نیفتاده است.
زینالی اناری با اشاره به تحولات سیاسی و اجتماعی یک قرن گذشته و به ویژه انقلاب سال ۵۷ اظهار کرد: باید دید این تحولات چگونه در شهرهایی مانند اردبیل تجربه و بازتولید شده است. به تعبیر من، بسیاری از اتفاقات بزرگ بیشتر در تهران رخ داده و همه این تحولات به یک شکل در شهرهایی مانند اردبیل بازتولید نشدهاند.
خانواده زیر بار انتقال ارزشها
وی دومین زمینه را شکلگیری مفهوم جدید نوجوانی و جوانی و سنگین شدن بار تربیت و انتقال ارزشها بر دوش خانواده دانست و گفت: در قرن اخیر، مدرسه نوجوان را به عنوان دانشآموز و دانشگاه جوان را به عنوان دانشجو تعریف کرده، اما بخش مهمی از انتقال ارزشها همچنان بر عهده خانواده باقی مانده است.
این پژوهشگر علوم اجتماعی ادامه داد: امروز تلویزیون، رسانه، مدرسه و دانشگاه وجود دارند، اما در نهایت این خانواده است که باید بسیاری از اتفاقات را برای فرزند خود تفسیر کند و ارزشها را به او منتقل کند.
وی افزود: از سوی دیگر، مدرسه ممکن است به سمت آموزشهای غیرانتفاعی و برنامههایی مانند رباتیک برود، اما آموزش بسیاری از مهارتهای ساده زندگی، مراقبت از خود و حتی هزینههای روزمره تحصیل همچنان بر دوش خانواده است.
زینالی اناری تصریح کرد: خانواده به تنهایی توان اقتصادی و فرهنگی حمل همه این بار را ندارد. خانواده نمیتواند همه اتفاقات جهان را برای فرزند خود توضیح دهد، همه نیازهای او را تأمین کند و تمام ارزشهای گذشته را نیز به همان شکل به نسل جدید منتقل کند. این ناتوانی، شکاف نسلی را عمیقتر میکند.
وی ادامه داد: وقتی به شکاف نسلی توجه کافی نمیشود و میان اندیشه نسلها تعادل وجود ندارد و پیامها و ارزشهای گذشته امکان بازتولید و انتقال پیدا نمیکنند، مسائلی مانند شکاف جنسیتی، فقر اجتماعی و تنهایی نوجوانان نیز شکل میگیرد.
این جامعهشناس یکی از پیامدهای این وضعیت را کوچکتر شدن خانوادهها و دشوارتر شدن تشکیل خانواده عنوان کرد و گفت: ورود به بزرگسالی و تشکیل خانواده به سنین بالاتری منتقل شده و امروز با تعداد قابل توجهی از جوانانی مواجهیم که در سنین بالاتر همچنان مجرد هستند.
نسل Z در میان شکافهای نسلی و ارتباطی
زینالی اناری در ادامه به وضعیت نسل Z و نوجوانان امروز اشاره کرد و گفت: نسل Z در میان دو شکاف بزرگ شکل گرفته است؛ یک طرف، شکاف در انتقال ارزشها و تجربههای فرهنگی و طرف دیگر، شکاف ارتباطی و ارزشی است.
این جامعهشناس با اشاره به دو پیامد مهم تحولات سالهای اخیر اظهار کرد: نخستین پیامد، حاشیهای شدن جوان و تبدیل جوان بودن به فراغت است که خود را هم در بحران خانواده و هم در بحران سیاسی نشان میدهد.
وی ادامه داد: در حوزه خانواده، افزایش طلاق و تأخیر در تشکیل خانواده را میبینیم و در حوزه سیاسی نیز بخشی از مطالبات جوانان به اعتراض سیاسی تبدیل شده است.
زینالی اناری پیامد دوم را فاصله گرفتن جوان از آیندهسازی و تبدیل شدن او به فردی دانست که صرفاً در حال تجربه کردن جوانی خود است و گفت: این وضعیت مانند برداشته شدن دو پایه از یک میز است و وقتی دو پایه اصلی مشارکت جوانان در جامعه برداشته شود، کشور دچار خسارت میشود.
وی نخستین پایه را مشارکت سیاسی دانست و افزود: جوانان به جای اینکه در سیاست و اداره کشور حضور داشته باشند، در مواردی به معترضان سیاست تبدیل شدهاند. از نگاه من، بخشی از این مسئله به اقتدارگرایی و ناتوانی حاکمان در دیدن جوانان به عنوان شریکان آینده زندگی اجتماعی مربوط است.
وی پایه دوم را مشارکت جوانان در ساخت اقتصادی و اجتماعی کشور عنوان کرد و گفت: بحران جمعیتی نیز تا حدی با همین مسئله ارتباط دارد. وقتی جوان نتواند در جامعه نقش داشته باشد، از نیروی کار صنعتی، فنی، خلاق و رقابتی فاصله میگیرد و بخشی از نیروی او وارد بازار فراغت میشود.
زینالی اناری تأکید کرد: کشوری که برای توسعه خود سرمایهگذاری کرده، به نیروی انسانی فعال، بالغ، جسور، خلاق و متعهد نیاز دارد. اما اگر جوان نتواند نظر بدهد، حضور پیدا کند و توانایی خود را نشان دهد، این ظرفیت به شکل دیگری بروز پیدا میکند.
وی با اشاره به برخی جلوههای حضور اجتماعی جوانان اظهار کرد: در سالهای اخیر جوانان به شیوههای مختلف تلاش کردهاند حضور خود را نشان دهند، اما بحث من در اینجا ورود به جزئیات این مسائل نیست. نکته اصلی این است که جوان نیاز دارد دیده شود و امکان حضور واقعی در جامعه داشته باشد.
از آیندهسازی تا زندگی در افق خاموش
این پژوهشگر علوم اجتماعی معتقد است در سالهای اخیر بخشی از جوانان به جای کتاب و یادگیری، بیشتر به سمت سرگرمی، خوردن، مصرف و نوعی زندگی ایستا و تکرارشونده سوق پیدا کردهاند.
وی گفت: وقتی جوان امکان ورود به بزرگسالی، مشارکت اجتماعی و تصاحب جامعه را نداشته باشد، طبیعی است که بخشی از انرژی او به سمت فراغت و مصرف برود.
زینالی اناری افزود: گاهی جوانان را به شکل تزئینی به عنوان مشاور انتخاب میکنیم یا سهمیه و جایگاه محدودی برای آنان در نظر میگیریم، اما اینها جای رقابت واقعی جوانان برای رشد و شکوفایی را نمیگیرد.
وی با انتقاد از شیوههای غیرشفاف انتخاب و بهکارگیری نیروهای جوان اظهار کرد: وقتی جوان نمیداند بر اساس چه معیاری فردی برای یک جایگاه انتخاب میشود و خودش چگونه میتواند وارد این رقابت شود، احساس میکند راهی برای اثبات تواناییاش وجود ندارد.
این جامعهشناس گفت: من این نسل را جوانانی که آینده را سوزاندهاند نمینامم؛ اینها جوانانی هستند که رو به افق خاموش زندگی میکنند.
وی از این وضعیت با مفهوم ملال یاد کرد و افزود: ملال بزرگترین اپوزیسیون کشور است.
زینالی اناری توضیح داد: ملال الزاماً به معنای یک جریان سیاسی سازمانیافته نیست، بلکه میتواند خود را در بیتفاوتی، ناامیدی، سرخوردگی و کنارهگیری از مشارکت نشان دهد.
وی هشدار داد: اگر جوانان از مشارکت در جامعه، رقابت برای نقشهای اجتماعی و ساختن آینده کنار گذاشته شوند، ناامیدی و کنارهگیری آنان میتواند در آینده برای نظم اجتماعی و حکمرانی خطرهای بزرگتری ایجاد کند.
به نظر میرسد مسئله جوانان اردبیل را نمیتوان فقط با کافهنشینی، کاهش مطالعه یا تغییر سبک زندگی توضیح داد؛ پشت این تغییرات، پرسش مهمتری قرار دارد: جامعه برای جوانان چه نقشی ساخته و چه افقی پیش روی آنان گذاشته است؟
انتهای پیام