سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۲۵
ترس از تکرار؛ آیا فرزندان والدین آسیب دیده محکوم به تجربه همان تروما هستند؟

ترس از تکرار؛ آیا فرزندان والدین آسیب دیده محکوم به تجربه همان تروما هستند؟

خراسان رضوی (ایسنا) - عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشکده علوم پزشکی مشهد گفت: سابقه تروما در والد می‌تواند احتمال بعضی مشکلات را در نسل بعد افزایش دهد، اما این مسیر مستقیم و اجتناب‌ناپذیر نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند بسیاری از افرادی که خودشان در کودکی خشونت یا بدرفتاری را تجربه کرده‌اند، همان الگو را با فرزندانشان تکرار نمی‌کنند.

علی ثاقبی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به بیماری‌های روانی ارثی، اظهار کرد: در بیشتر اختلالات روانی، آنچه به ارث می‌رسد خود بیماری نیست، بلکه بخشی از آمادگی یا آسیب‌پذیری برای ابتلاست. اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی، دوقطبی، افسردگی یا ADHD معمولا تک‌ژنی نیستند، درواقع ژن واحدی وجود ندارد که داشتن آن مساوی ابتلا باشد. تعداد بسیار زیادی تفاوت ژنتیکی، هرکدام با اثری کوچک، در کنار هم احتمال ابتلا را تغییر می‌دهند. این زمینه ژنتیکی نیز با رشد مغز، شرایط دوران بارداری، تجربه‌های زندگی، روابط خانوادگی و محیط اجتماعی در تعامل است.

وی با تاکید بر یک سوءبرداشت مهم درباره وراثت‌پذیری، ادامه داد: اگر گفته شود وراثت‌پذیری اسکیزوفرنی حدود ۸۰ درصد است، معنایش این نیست که فرزند فرد مبتلا ۸۰ درصد احتمال ابتلا دارد، یا ۸۰ درصد بیماری یک فرد ناشی از ژن‌های اوست. وراثت‌پذیری پیش‌بینی آینده یک فرد نیست بلکه یک شاخص آماری درباره تفاوت افراد در یک جمعیت است. حتی دوقلوهای همسان که تقریبا ژن‌های یکسانی دارند، الزاما هر دو به یک اختلال مبتلا نمی‌شوند. پس ژنتیک بسیار مهم است اما به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. سابقه خانوادگی احتمال را تغییر می‌دهد؛ ولی آینده را از پیش نمی‌نویسد.

بخشی از زمینه ژنتیکی میان اختلالات مختلف مشترک است

عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشکده علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه بیماری روانی از نسلی به نسل دیگر تحویل داده نمی‌شود، گفت: در بروز برخی اختلالات روانی سهم عوامل ژنتیکی بیشتر است. در میان اختلالات روان‌پزشکی، اوتیسم، اسکیزوفرنی، ADHD و اختلال دوقطبی وراثت‌پذیری نسبتا بالایی دارند؛ در افسردگی اساسی، اختلالات اضطرابی و PTSD نیز ژنتیک نقش دارد، اما سهم آن معمولا کمتر برآورد می‌شود. احتمال ابتلای فرزندان به بیماری‌های روانی والدینشان بسته به روش مطالعه و جمعیت متغییر است، در مطالعات دوقلوها و خانواده‌ها وراثت‌پذیری اسکیزوفرنی و ADHD اغلب در محدوده ۷۰ تا ۸۰ درصد برآورد شده، درحالی‌که برای افسردگی اساسی معمولا حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد است. نکته جالب‌تر این است که ژنتیک همیشه به مرزهای تشخیصی ما وفادار نیست.

ثاقبی با اشاره به اینکه بنابراین ممکن است در یک خانواده یک نفر دوقطبی، دیگری افسردگی و فرد دیگری اختلال دیگری داشته باشد، خاطرنشان کرد: آنچه منتقل می‌شود لزوما ژن یک بیماری مشخص نیست، بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از آسیب‌پذیری‌های مشترک باشد. بنابراین، سابقه خانوادگی بیشتر از آن که نقشه سرنوشت باشد نقشه خطر است. انتقال بین‌نسلی را بهتر است شبکه‌ای از ژن‌های به‌ ارث‌ رسیده، شرایط زیستی دوران بارداری، سلامت روان والد، کیفیت رابطه والد و کودک، شیوه فرزندپروری و تنظیم هیجان در خانواده و همچنین شرایطی مانند فقر، جنگ، مهاجرت اجباری، تبعیض یا خشونت اجتماعی بدانیم. این عوامل جدا از یکدیگر عمل نمی‌کنند و در مطالعات انسانی نیز نمی‌توان سهم آن‌ها را کاملا از هم تفکیک کرد. مثلا کودکی که والد افسرده‌ای دارد ممکن است هم بخشی از آسیب‌پذیری ژنتیکی را به ارث برده باشد و هم در محیطی رشد کند که افسردگی بر انرژی، حضور عاطفی و نحوه پاسخ‌دادن والد اثر گذاشته است.

وی با تاکید بر اینکه گاهی آنچه انتقال تروما می‌نامیم، در واقع ادامه همان شرایط آسیب‌زاست، عنوان کرد: اگر جنگ، فقر، خشونت یا ناامنی زندگی یک نسل را تحت تاثیر قرار داده و همچنان در زندگی نسل بعد ادامه دارد، لازم نیست برای توضیح همه پیامدها به یک مکانیسم زیستی پنهان متوسل شویم. والدینی که تروما داشته‌اند الزاما آن را به فرزندانشان منتقل نمی‌کنند، سابقه تروما در والد می‌تواند احتمال بعضی مشکلات را در نسل بعد افزایش دهد، اما این مسیر مستقیم و اجتناب‌ناپذیر نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند بسیاری از افرادی که خودشان در کودکی خشونت یا بدرفتاری را تجربه کرده‌اند، همان الگو را با فرزندانشان تکرار نمی‌کنند.

جمله «تروما تا چند نسل در DNA باقی می‌ماند» علمی نیست

این روانشناس بالینی با بیان اینکه آنچه اهمیت زیادی دارد فقط این نیست که چه اتفاقی برای والد افتاده، بلکه این است که آن اتفاق امروز چگونه در زندگی او حضور دارد، مطرح کرد: والدی که تروما دیده الزاما والد آسیب‌زا نیست. جمله‌هایی مانند «تروما تا چند نسل در DNA باقی می‌ماند» بسیار قطعی‌تر از چیزی هستند که علم امروز اجازه می‌دهد بگوییم. هیچ عامل واحد یا کلید مشخصی وجود ندارد که مطمئن شویم چرخه انتقال آسیب روانی در یک خانواده متوقف شده است؛ معمولا چند عاملی مانند متوقف شدن خشونت و ناامنی فعلی، درمان مشکلات روانی والد، وجود روابط امن و نسبتا باثبات، حمایت اجتماعی، کاهش فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی و فرزندپروری حساس‌تر و غیرخشونت‌آمیز در کنار هم اهمیت دارند.

ثاقبی بر تاثیر مداخلات فرزندپروری در کاهش رفتارهای آسیب‌زا و بهبود رابطه والد و کودک تاکید کرد و ادامه داد: نکته مهم این است که برای شکستن چرخه، والد لازم نیست بی‌نقص باشد. هیچ رابطه‌ای بدون اشتباه، عصبانیت یا سوءتفاهم نیست. توانایی دیدن خطا، مسئولیت‌پذیری، تغییر پاسخ و ترمیم رابطه، از تلاش برای تبدیل شدن به یک والد کامل مهم‌تر است. شکستن چرخه به معنای پاک کردن گذشته نیست؛ بلکه به آن معناست که گذشته دیگر مجبور نباشد به همان شکل در رابطه امروز تکرار شود. ممکن است دانستن اینکه فردی استعداد ژنتیکی یک اختلال را دارد خودش تبدیل به یک آسیب روانی شود به‌خصوص اگر اطلاعات ژنتیکی نادرست یا جبرگرایانه منتقل شود. اگر به کسی گفته شود «شما ژن این بیماری را دارید»، ممکن است آن را حکم قطعی آینده خود بداند. این می‌تواند اضطراب، مراقبت افراطی از علائم، خودانگ‌زنی یا احساس «بالاخره من هم بیمار خواهم شد» ایجاد کند.

وی تاکید کرد: در حال حاضر آزمایش ژنتیکی‌ با دقت بالینی قابل اعتماد وجود ندارد که بتواند پیش‌بینی کند چه کسی در آینده به افسردگی، دوقطبی یا اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد. اطلاعات ژنتیکی وقتی بد توضیح داده شود می‌تواند شبیه حکم به نظر برسد؛ درحالی‌که معمولا فقط بخشی از یک احتمال است.

ما از خانواده فقط ژن به ارث نمی‌بریم

این روانشناس با تاکید بر اینکه لازم است مردم درباره سابقه مشکلات روانی در خانواده‌شان با روانشناس مشورت کنند، تصریح کرد: سابقه خانوادگی مشکلات روانی بخشی از شرح‌حال سلامت فرد است، همان‌طور که سابقه خانوادگی دیابت یا بیماری قلبی اهمیت دارد. به‌خصوص اطلاعات مربوط به والدین، خواهر و برادرها و فرزندان مهم است و در ارزیابی روان پزشکی حتما ارزش گفتن دارد. فقط نام تشخیص هم مهم نیست؛ سن تقریبی شروع مشکل، دوره‌های شیدایی یا روان‌پریشی، بستری روان‌پزشکی، اقدام یا مرگ ناشی از خودکشی، مشکلات مصرف مواد و پاسخ‌های برجسته به بعضی درمان‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی باشند.

ثاقبی افزود: ما از خانواده فقط ژن به ارث نمی‌بریم؛ الگوهای رابطه، تجربه امنیت و ناامنی و بخشی از محیط زندگی را هم دریافت می‌کنیم. همه این‌ها می‌توانند احتمال سلامت یا آسیب را تغییر دهند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی حکم سرنوشت نیستند. در روان‌پزشکی، وراثت بیشتر از تقدیر، زبان احتمال است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها