حجتالاسلام حسن قانع ـ مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی ـ در گفتوگو با ایسنا، به مناسبت آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه و دانشگاهها با تأکید بر جایگاه مباحثه در سنت آموزشی حوزه اظهار کرد: آموزش صرفا محتوایی نمیتواند علم را به بخشی از هویت انسان تبدیل کند. به گفته او، فهم عمیق متون علمی در فرایندی چند مرحلهای از پیشمطالعه و تدریس تا مطالعه، مباحثه، تحقیق، تفکرانتقادی و نگارش شکل میگیرد.
حجتالاسلام قانع درباره جایگاه مباحثه در سنت آموزشی حوزه گفت: فرایند آموزش و تحصیل در سنتهای حوزوی چارچوب مشخصی دارد و مباحثه یکی از مراحلی است که در این سنت مورد توجه طلاب بوده و همچنان ادامه دارد، اما این سنت در حوزه هم تا حدودی کمرنگ شده است.
او افزود: وقتی انسان با یک متن علمی مواجه میشود، نخستین گام برای فهم آن، کاری است که استاد در کلاس انجام میدهد. استاد از محتوای علمی کتاب پردهبرداری و به اصطلاح رمزگشایی میکند و تلاش دارد مقصود و مراد جدی نویسنده را منتقل کند.
قانع ادامه داد: پس از تدریس، طلبه با مطالعه متن و توضیحات استاد، تلاش میکند فهم ارائهشده را به متن برگرداند و به آن ارجاع دهد. توضیحات تکمیلی، ارجاعات و تحقیقات هم در این مرحله دنبال میشود. پیش از حضور در کلاس نیز مرحله پیشمطالعه برای آمادگی ذهنی نسبت به دریافت محتوا اهمیت دارد.
مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی افزود: پس از مطالعه، ممکن است برای طلبه اشکالات، سوءفهمها و ابهاماتی ایجاد شود. این مسائل در قالب یک بسته از اشکالات و ابهامات وارد مرحله مباحثه میشود.
او افزود: در مباحثه، افراد فهمهای خود را به شکل مشارکتی با یکدیگر به اشتراک میگذارند، به رفع اشکالات یکدیگر کمک میکنند و ابهامات متن را برطرفمیکنند. نتیجه این فرایند، تثبیت فهمها در سطحی عمیقتر و در نهایت رشد جمعی است.
قانع با اشاره به مراحل فهم عمیق یک محتوای علمی اظهار کرد: یکی از گامهای اساسی، درک نگرش نویسنده است. برای دستیابی به این مرحله، استاد، مطالعه، تحقیق، پژوهش و مباحثه در کنار یکدیگر نقش دارند. حتی اگر نویسنده در کتابی مطلبی مبهم مطرح کرده باشد، میتوان از آثار دیگر او برای تفسیر آن استفاده کرد و وارد عالم فکری و معرفتی نویسنده شد.
او ادامه داد: گام دیگر، اعمال تفکر انتقادی است. البته این تفکر باید پس از فهم عمیق محتوا شکل بگیرد، نه اینکه فرد بر اساس یک فهم سطحی، مطالب نویسنده را نقد کند. این فرایند در مراحل بعدی مانند تقریرنویسی و نگارش مقاله نیز ادامه پیدا میکند و به تدریج طلبه را به سمت تولید علم سوق میدهد.
آموزش مجازی؛ انتقال علم بدون تضمین فهم عمیق
مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی درباره نسبت آموزش مجازی با سنت استادمحوری و مباحثه گفت: آموزش مجازی، حداقل با شکل و قالبی که اکنون دنبال میشود و بیشتر آموزش یکطرفه، غیرحضوری و انفرادی است، نمیتواند بهسادگی جایگزین این سنت آموزشی شود.
او ادامه داد: ممکن است در آموزش مجازی انتقال علم و معرفت صورت بگیرد، اما باید پرسید آیا این علم و معرفت در جان دانشجویان و فراگیران استقرار پیدا میکند؟ آیا او به فهم کامل و عمیق میرسد؟ آیا زمینه تحقیق و تعمیق مباحث و تضارب آرا برای او فراهم میشود؟
قانع تأکید کرد: آنچه در حال حاضر از آموزش مجازی شاهد هستیم، نسبت به اهداف آموزشی و معرفتی و فرایند فهم و تولید علم فاصله دارد و در این زمینه نیازمند بازنگری جدی هستیم. ممکن است محدودیتهایی که ما را به سمت آموزش مجازی سوق دادهاند واقعی و اجتنابناپذیرباشند، اما میتوان همین آموزش را با برنامهریزی دقیق اصلاح کرد. برای نمونه، میتوان راهبری علمی مجازی را طراحی کرد؛ یعنی استاد پس از تدریس، زمانی را برای ساماندهی گفتوگوی علمی گروههای چهار یا پنجنفره اختصاص دهد و حتی خود او نیز دقایقی در مباحثه شرکت کند.
قانع گفت: بسترهای مجازی برای گفتوگوی علمی فراهم است، اما این ظرفیت نیازمند ساماندهی است. همچنین باید نظام تحقیق و پژوهش طراحی شود تا طلبه یا دانشجو بتواند تحقیق خود را انجام دهد و در فضای علمی قرار بگیرد.
فاصله استاد و شاگرد؛ یکی از آسیبهای آموزش
مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی با تأکید بر نقش استاد در فرایند یادگیری اظهار کرد: راهبری آموزشی و علمی استاد در انتقال، درک و تعمیق مطالب علمی نقش بسیار مهمی دارد. یکی از بزرگترین اشکالات در آموزشهای حضوری و مجازی، فاصلهای است که میان استاد و شاگرد ایجاد شده است.
او افزود: حتی در حوزه که هنوز این اتصال تا حدودی برقرار است، استاد پس از پایان درس از کلاس خارج میشود و تا جلسه بعد دسترسی چندانی به او وجود ندارد. این رهاشدگی در کنار کمرنگشدن مباحثه، مطالعه و تحقیق، باعث میشود مطالب به صورت نیمهپخته روی هم تلنبار شوند. در چنین شرایطی، هدف حضور در کلاس ممکن است صرفاً به حضور و غیاب، گرفتن نمره و در نهایت دریافت مدرک محدود شود.
او درباره جایگاه نقد و گفتوگوی علمی در سنت حوزه نیز گفت: یکی از مهمترین عناصر رشد دانشجو و طلبه جویای علم، دستیابی به تفکر و نگرش انتقادی است. این مسئله زمانی که وارد گفتوگوی مشارکتی علمی یا همان مباحثه میشود و در مواجهه با استاد نیز شکل میگیرد، زمینه رشد و تعالی ناقد را فراهم میکند.
قانع افزود: سنت نقد علمی که امروز از آن با عنوان تفکر انتقادی یاد میشود، از دیرباز در حوزههای علمیه وجود داشته و باید در نظام آموزشی نیز به صورت ساختارمند جایگاه ویژهای پیدا کند.
دورههای کوتاهمدت؛ پلی برای آشنایی با معارف
او درباره دورههای کوتاهمدت و آخرهفته برای افرادی که امکان حضور بلندمدت در حوزه را ندارند، گفت: این دورهها زمینه آشنایی، اتصال و ارتباط با اقیانوس عظیم معارف را فراهم میکنند. ممکن است با این دورههای کوتاهمدت، فرد توانمندی ورود تخصصی به این عرصه را به دست نیاورد، اما این دورهها میتوانند رنگ و بویی دانشی و معرفتی از این معارف به مخاطبان بدهند.
قانع ادامه داد: با توجه به سرعت تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، دورههای آخر هفته و کوتاهمدت میتوانند مخاطب را به سطح فهم خوبی برسانند و قدرت تحلیل حوادث و تحولات را در او افزایش دهند. این دورههاهمچنین میتوانند در نوع تفکر، نوع زندگی و نظا م ارزشی افراد اثر بگذارند.
قانع درباره نسبت دورههای آخرهفتهای با حوزههای علمیه گفت: حوزههای علمیه سازوکار و نظام آموزشی بلندمدتی دارند که محصلان رسمی خود را در آن قرار میدهند، اما در بخش امتداد میدانی معارف، خلأهای جدی وجود دارد.
او توضیح داد: پس از تشکیل حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی، عرصههای مختلف حکمرانی دینی به نظامهای مربوط به خود نیاز دارند؛ از مدیریت فرهنگی و تعلیم و تربیت گرفته تا اقتصاد اسلامی و بهداشت. این عرصههاهم به بسته دانشی مبتنی بر معارف دین نیاز دارند و همین روی انسانی فعال در آنها باید با نگرش دینی و پیشزمینهای از معارف دینی رشد کرده باشد.
مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی افزود: این پرسش مطرح است که آیا حوزهها توانستهانداین امتداد را برای عموم مردم، فعالان فرهنگی، نخبگان، مدیران، دانشجویان و استادان دانشگاه فراهم کنند یا نه. همین نیازها ما را به سمت چنین دورههایی سوق داده است. مراکز اسلام ناب و مجموعههای مشابه هیچگاه رقیب حوزه نخواهند بود، بلکه امتدادبخش معارف حوزوی و مکمل نظام آموزشی حوزه هستند.
از مباحثه تا تبدیل معرفت به روش زندگی
قانع درباره استفاده دورههای آخر هفتهای از مزیتهای سنت آموزشی حوزه گفت: هدف این سلسله دورهها، درک عمیق معارف است؛ بهگونهای که این معارف به جزئی از هویت شخص و گزارههای اعتقادی او در ساحت ایمان تبدیل شود. به تعبیر امام مجاهد شهید، توحید روش زندگی است.
او ادامه داد: امروز آموزههای دینی را در قالب گزارههای علمی و دانشی عرضه میکنیم، اما اینکه این گزارهها چگونه به روش زندگی تبدیل شوند و نگرشها، گرایشها، نظام ارزشی و رفتار انسان را تغییر دهند، بحثی فراتر از صرف آموزش است.
قانع افزود: اگر هدف، تبدیل گزاره معرفتی به روش زندگی باشد، باید از هر عنصر و مؤلفهای که در این زمینه موفقیت ایجاد میکند استفاده کرد. سنتهایی مانندمباحثه، تحقیق، پژوهش و نگرش انتقادی به تعمیق علمی کمک میکنند، اما ورود این معارف به ساحت ایمان و ظهور آنها در رفتار فردی و اجتماعی، نیازمند فرایندی فراتر است.
او با اشاره به مفهوم جهاد گفت: یک مجاهد فیسبیلالله براساس نگرش ایمانی و توحیدی خود وارد کارزار مقابله با دشمن میشود و از هستی، زندگی، خانواده، مال و آبروی خود میگذرد. این گذشت و ایثارگری، ثمره نگرش اعتقادی است که در وجود او ایجاد شده است.
تفاوت آموزش دادهمحور با آموزش هویتساز
مدیر دفتر همکاریهای علمی سازمان تبلیغات اسلامی در جمعبندی تفاوت آموزش مبتنی بر مباحثه با آموزش صرفاً محتوایی گفت: آموزش مبتنی بر مباحثه و سایر مراحل قبل و بعد از آن، یک بسته تقریباً جامع است که میتواندمحتوای علمی و معرفتی را به جزئی هویتی در ساحت انسان تبدیل کند.
او افزود: در این فرایند، اجزای ساختمان علم در ساحت نفس، هویت و وجود انسان ساخته میشود و پس از یکدوره تحصیل، فرد یک ساختمان علمی منظم و دارای شاکله منطقی در ذهن و نفس خود خواهد داشت.
قانع تأکید کرد: وقتی آموزش تنها بر انتقال اطلاعات و داده مبتنی باشد، این دادهها پردازش و وارد گفتوگونمیشوند، نگرش انتقادی روی آنها اعمال نمیشود و بانوشتار و مقاله در ذهن فرد منظم و تثبیت نمیشوند. بنابراین در اندیشه و هویت او رسوب نمیکنند. آموزش دادهمحور به مثابه انباشتی از آجر و مصالح است که آموزش روی آموزش قرار میگیرد، اما هیچگاه یک ساختمان قاعدهمند و نظاممند در ذهن تشکیل نمیدهد و یک دستگاه فکری برای فرد تعریف نمیکند؛ در نتیجه، ذهن قدرت پردازش مسائل علمی در آن حوزه معرفتی را پیدا نخواهد کرد.
انتهای پیام