دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۱:۰۶
توسعه پایدار و اشتغال شایسته با «آموزش‌های فنی و حرفه‌ای»

پیوند آموزش، بازار کار و پایداری

توسعه پایدار و اشتغال شایسته با «آموزش‌های فنی و حرفه‌ای»

در یک پژوهش تازه، بررسی شده است که مهارت‌آموزی چگونه در کانون بحث‌های مربوط به توسعه پایدار قرار گرفته است؛ بحثی که به اشتغال، بهره‌وری، عدالت اجتماعی، تغییرات فناورانه و ضرورت آمادگی نیروی کار برای آینده مربوط می‌شود.

به گزارش ایسنا، در سال‌های اخیر، مفهوم توسعه دیگر فقط به معنای رشد اقتصادی یا افزایش تولید در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه بیشتر با پایداری سنجیده می‌شود؛ یعنی نوعی پیشرفت که هم‌زمان به اقتصاد، جامعه و محیط‌زیست توجه داشته باشد و رفاه امروز را بدون آسیب زدن به توان نسل‌های آینده برای استفاده از منابع طبیعی دنبال کند. در این نگاه، توسعه پایدار فقط یک شعار عمومی نیست، بلکه چارچوبی برای سیاست‌گذاری در حوزه‌های مختلف از جمله آموزش، اشتغال و برنامه‌ریزی اجتماعی به شمار می‌آید. وقتی از توسعه پایدار سخن گفته می‌شود، در واقع بحث بر سر این است که کشورها چگونه می‌توانند هم به رشد و رفاه برسند و هم از تشدید نابرابری‌ها، تخریب محیط‌زیست و فرسودگی منابع جلوگیری کنند. به همین دلیل، آموزش و به‌ویژه آموزش‌های مهارتی به یکی از محورهای مهم این بحث تبدیل شده است.

اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر می‌شود که بازار کار نیز در حال تغییر است. گسترش فناوری‌های نو، دیجیتالی شدن اقتصاد، رشد صنایع پاک و افزایش نگرانی‌ها درباره تغییرات اقلیمی باعث شده است بسیاری از شغل‌ها دگرگون شوند و مهارت‌های مورد نیاز برای ورود یا ماندن در بازار کار تغییر کند. در چنین شرایطی، دیگر آموزش‌های سنتی به‌تنهایی پاسخ‌گو نیستند و نظام‌های آموزشی باید خود را با نیازهای تازه هماهنگ کنند. مهارت‌های دیجیتال، مهارت‌های سبز و توانایی‌های مرتبط با کارآفرینی از جمله نیازهایی هستند که بیش از گذشته مطرح شده‌اند. از سوی دیگر، مهارت‌آموزی فقط به افزایش بهره‌وری کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند در کاهش بیکاری، گسترش فرصت‌های شغلی پایدار و تقویت عدالت اجتماعی نیز نقش داشته باشد. به همین دلیل، بررسی نسبت میان مهارت‌آموزی و توسعه پایدار به یک ضرورت پژوهشی و سیاستی تبدیل شده است.

فرناز عین‌خواه، پژوهشگر پسادکتری آموزش عالی در گروه علوم تربیتی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، در مطالعه‌ای به بررسی پیوند میان مهارت‌آموزی و توسعه پایدار، چالش‌های موجود در این مسیر و راهکارهای سیاستی مرتبط پرداخته‌اند. این پژوهش تلاش کرده است روشن کند که آموزش‌های مهارتی چگونه می‌توانند در پاسخ به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی امروز و آینده ایفای نقش کنند و برای اثرگذاری بیشتر، چه اصلاحاتی در سیاست‌گذاری و اجرای این آموزش‌ها لازم است.

پژوهش فوق با رویکردی کیفی انجام شده و بر مرور نظام‌مند منابع علمی تکیه داشته است. مرور نظام‌مند یعنی پژوهشگران به‌جای اتکا به چند منبع پراکنده، مجموعه‌ای گسترده از مطالعات و نوشته‌های علمی را با روشی مشخص جست‌وجو، انتخاب و تحلیل کرده‌اند تا تصویری جامع‌تر و قابل اتکاتر از موضوع به دست آورند. در این مطالعه، بیش از ۲۰۰ منبع شناسایی شد، اما در نهایت ۶۰ منبع بر اساس معیارهای مشخص ورود انتخاب و به روش تحلیل محتوا بررسی شدند. تحلیل محتوا به این معنا است که پژوهشگران مضمون‌ها، نکته‌های تکرارشونده، چالش‌ها و پیشنهادهای موجود در این منابع را استخراج و دسته‌بندی کرده‌اند تا بتوانند به جمع‌بندی روشن‌تری درباره نقش مهارت‌آموزی در توسعه پایدار برسند.

یافته‌های این پژوهش که در «فصلنامه مهارت‌آموزی» وابسته به سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور منتشر شده‌اند، نشان می‌دهند که نقش مهارت‌آموزی در توسعه پایدار را می‌توان در چهار بُعد اصلی دسته‌بندی کرد: بُعد اقتصادی، بُعد اجتماعی، بُعد زیست‌محیطی و بُعد همسویی سیاست‌ها با چارچوب‌های جهانی. از نظر اقتصادی، آموزش مهارت‌های تخصصی و کاربردی می‌تواند بهره‌وری نیروی کار را افزایش دهد و به رشد اقتصادی فراگیر کمک کند. از نظر اجتماعی، مهارت‌آموزی می‌تواند راهی برای کاهش نابرابری و افزایش دسترسی گروه‌های کمتر برخوردار به فرصت‌های شغلی باشد. در بُعد زیست‌محیطی نیز آموزش مهارت‌های سبز اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی مهارت‌هایی که به افراد کمک می‌کند در مشاغل مرتبط با انرژی‌های تجدیدپذیر، مدیریت پسماند و فعالیت‌های کم‌آسیب‌تر برای محیط‌زیست نقش‌آفرین باشند.

در کنار این ظرفیت‌ها، پژوهشگران به مجموعه‌ای از چالش‌های مهم نیز اشاره کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین مشکلات، ناسازگاری میان عرضه و تقاضای مهارت است، یعنی آموزش‌هایی که ارائه می‌شوند همیشه با نیاز واقعی بازار کار هماهنگ نیستند. ضعف حکمرانی و هماهنگی نهادی، شکاف‌های منطقه‌ای و نابرابری در دسترسی به آموزش‌های مهارتی، کمبود سرمایه‌گذاری و زیرساخت، دغدغه‌های مربوط به کیفیت آموزش و نیز ضرورت توجه بیشتر به مهارت‌های سبز و نوآورانه از دیگر چالش‌های مطرح‌شده در این پژوهش هستند. بر همین اساس، نتیجه کلی مطالعه این است که ادغام مهارت‌های سبز در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و بازنگری در سیاست‌های مهارت‌آموزی با تأکید بر عدالت و نوآوری می‌تواند به شکل‌گیری نیروی کاری مقاوم‌تر، اشتغال شایسته‌تر و کاهش نابرابری‌ها کمک کند.

اهمیت این یافته‌ها در آن است که مهارت‌آموزی را نباید فقط ابزاری برای پر کردن فرصت‌های شغلی کوتاه‌مدت دانست. این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش مهارتی، اگر درست طراحی و اجرا شود، یک راهبرد بلندمدت برای تقویت سرمایه انسانی، آماده‌سازی جامعه برای تغییرات اقتصادی و فناورانه و پشتیبانی از گذار به اقتصاد سبز است. اقتصاد سبز به زبان ساده به نوعی از فعالیت اقتصادی گفته می‌شود که در کنار تولید و اشتغال، آسیب کمتری به محیط‌زیست وارد می‌کند. بنابراین، آموزش مهارت‌های لازم برای چنین اقتصادی، فقط یک انتخاب آموزشی نیست، بلکه بخشی از برنامه‌ریزی برای آینده کشورها به شمار می‌آید.

در این مطالعه همچنین تأکید شده است که موفقیت مهارت‌آموزی در این مسیر، تنها به افزایش دوره‌های آموزشی وابسته نیست. آنچه اهمیت دارد، وجود حکمرانی یکپارچه، هماهنگی میان نهادها، توجه به نیازهای منطقه‌ای، توانمندسازی مربیان و مدرسان، طراحی برنامه‌های درسی متناسب با توسعه پایدار و استفاده از روش‌های آموزشی نوآورانه است. روش‌های نوآورانه در آموزش، مانند یادگیری مبتنی بر پروژه، آموزش ترکیبی یا شیوه‌هایی که یادگیری عملی را تقویت می‌کنند، می‌توانند درک مهارت‌آموزان از مسائل واقعی کار و پایداری را افزایش دهند. به این ترتیب، آموزش‌های مهارتی بهتر می‌توانند افراد را برای دنیای واقعی و چالش‌های پیچیده آن آماده کنند.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی