چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۸
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

آذربایجان شرقی (ایسنا) - اسمش الهام است، مشغول درست کردن پاکت پول، همین که من را می‌بیند، با همان صمیمیت کودکانه‌اش می‌گوید: «من تو رو یکم پیش دیدم.» در حالی که این اولین دیدار ماست، شاید ذهن او آدم‌ها و لحظه‌ها را به شیوه خودش کنار هم می‌چیند.

دستم را محکم می‌گیرد و با خودش به داخل اتاق می‌برد تا حرفه‌ای را که یاد گرفته نشانم دهد. پاکتی را که خودش درست کرده به من هدیه می‌دهد و با ذوق می‌گوید: «دستبند هم درست کردم، نشونت می‌دم.» شاید حافظه الهام بعضی لحظه‌ها را جور دیگری ثبت کند، اما شوق دیدن، دوست داشتن و نشان دادن آنچه یاد گرفته، کاملاً واقعی است، آن‌قدر واقعی که چند دقیقه بعد از آمدنم به این مرکز، دیگر احساس نمی‌کنم غریبه‌ام، انگار مدت‌هاست همدیگر را می‌شناسیم.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

اینجا مرکز توانبخشی و حرفه‌آموزی دختران معلول بالای ۱۴ سال فاطمه (س) هشترود است، مرکزی پر از الهام‌هایی که بی‌منت محبت می‌کنند و برای دوست داشتن، به شناختن و شناساندن نیازی ندارند. الهامی که همین امروز برای اولین بار مرا دیده، دستم را می‌گیرد، دعوتم می‌کند و با همان صمیمیت کودکانه‌اش اصرار دارد هر وقت به خانه‌شان رفتم، مهمانشان شوم. بعد مرا در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: «عکس بگیر و یادگاری نگه دار.» انگار برای الهام، همین چند دقیقه کافی است تا یک غریبه تبدیل به کسی شود که باید خاطره‌اش را نگه داشت.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

وارد مرکز می‌شوم، بوی تمیزی و پاکیزگی مرکز از همان ابتدا به چشم می‌آید، انگار تمیزی اینجا فقط به کاشی‌های نو و دیوارهای مرتب محدود نمی‌شود و تا چند متر آن‌طرف‌تر هم خودش را نشان می‌دهد. مرکز ساختمانی چهارطبقه است که فعلاً یک طبقه آن در حال فعالیت است، کاشی‌های نو و تمیز، فضای مرتب و آرامی ساخته‌اند که در همان بدو ورود حس خوبی به آدم می‌دهد. اگر بخواهیم از آرامش اینجا بگوییم، همین بس که هر کجا رنگ و نقاشی و هنر کشیدن و رنگ کردن باشد، انگار آرامش خاصی هم همان‌جا جریان دارد. چهار دختر دور یک میز جمع شده‌اند و هرکدام با رنگی، مشغول رنگ کردن نقاشی میوه‌ها هستند، اما نه آن‌طور که ما همیشه می‌شناسیمشان، هرکدام با تخیل خودش رنگ‌ها را انتخاب می‌کند. یکی گلابی را آبی می‌کند و دیگری زرد، شاید برای ما عجیب باشد، اما برای دنیای خودش کاملاً طبیعی است.

اتاق بعدی برای دخترانی است که پاکت پول، باکس و دستبند درست می‌کنند، نه برای اینکه این محصولات به فروش برسد، بلکه برای اینکه حرفه‌ای یاد بگیرند و مهارتی داشته باشند که روزی به کارشان بیاید. 

حلیمه، برخلاف الهام، در نگاه اول خجالتی است، گوشه‌ای می‌ایستد و حرفی نمی‌زند. اما وقتی از او می‌خواهم برایم یک دستبند انتخاب کند تا بخرم، کم‌کم یخ خجالتش آب می‌شود، شروع به حرف زدن می‌کند و با ذوق دستبندی را انتخاب می‌کند. چند لحظه بعد، محکم بغلم می‌کند و می‌گوید: «سلفی بگیر.» اینجا دخترها مهر و عطوفت را خیلی ساده و بی‌واسطه نشان می‌دهند، همان‌قدر که خودشان مهربانی می‌کنند، انتظار دارند از دیگران هم مهربانی ببینند. 

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

در اتاق بعدی، پودرهای رنگی را با هم ترکیب می‌کنند تا از دل همین رنگ‌ها، سنگ‌های مصنوعی شکل بگیرند، رنگ‌هایی شاد و چشم‌نواز که با تابیدن نور، زیباتر و خوشرنگ‌تر به نظر می‌رسند. وارد شدن به این اتاق، انگار دل آدم را جلا می‌دهد، جایی که رنگ‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و از ترکیبشان، شکل‌هایی ساده اما دوست‌داشتنی جان می‌گیرند، یک کفش، یک خرس.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

بوی سیمان و خاک، طبقات نیمه‌ساخته مرکز را پر کرده است، وقتی به طبقات بالاتر می‌روم، دیوارها و فضاهای نیمه‌تمام بیشتر از هر چیز، انتظار یک اتفاق را به تصویر می‌کشند، گویی اینجا قرار است خیلی زود به مرکزی شبانه‌روزی برای دختران بالای ۱۴ سال تبدیل شود، اما فعلاً همه‌چیز در انتظار اعتبار مانده است. مرکزی که برای بعضی از این دختران فقط یک محل حرفه‌آموزی نیست، جایی است که با آن خو گرفته‌اند و دل بسته‌اند. برخی از آنها دوست ندارند به خانه برگردند و وقتی مجبور می‌شوند مرکز را ترک کنند، دلشان می‌گیرد.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

۱۳ مرکز غیردولتی تحت حمایت بهزیستی در هشترود فعالیت می‌کنند

رئیس اداره بهزیستی شهرستان هشترود در گفت‌وگو با ایسنا با تشریح وضعیت مراکز تحت حمایت بهزیستی در این شهرستان می‌گوید: در حال حاضر ۱۳ مرکز غیردولتی تحت حمایت بهزیستی هشترود فعالیت می‌کنند که شامل دو مرکز حرفه‌آموزی ویژه پسران و دختران بالای ۱۴ سال، یک مرکز توانبخشی معلولان بالای ۱۴ سال، دو مرکز مشاوره خصوصی، یک کمپ ترک اعتیاد و پنج مرکز مثبت زندگی است.

محمود علی‌آبادی با اشاره به فعالیت مرکز توانبخشی و حرفه‌آموزی دختران معلول بالای ۱۴ سال فاطمه (س) هشترود، اظهار می‌کند: طبقه دوم و سوم این مرکز نیازمند توسعه و تکمیل است و در صورت تکمیل ساختمان، امکان آغاز فعالیت شبانه‌روزی مرکز برای دختران بالای ۱۴ سال فراهم خواهد شد.

او با بیان اینکه تعداد دختران معلول بالای ۱۴ سال در شهرستان هشترود قابل توجه است، می‌افزاید: نیاز به ایجاد یک مرکز شبانه‌روزی برای این گروه احساس شد و به همین دلیل توسعه این مرکز در دستور کار قرار گرفته است.

علی‌آبادی با اشاره به ظرفیت خیرین در شهرستان هشترود، می‌گوید: با وجود اینکه هشترود از نظر جمعیتی شهرستان بزرگی نیست، تعداد خیرین در آن قابل توجه است، اما در شرایط فعلی برای تکمیل و تجهیز این مرکز نیازمند کمک و همراهی خیرین هستیم تا در این زمینه پیگیری بیشتری انجام شود.

رئیس اداره بهزیستی شهرستان هشترود ادامه می‌دهد: برای احداث و تکمیل سه طبقه این مرکز، نیازمند دریافت مجوزهای لازم هستیم و برآورد می‌شود برای اتمام عملیات تکمیل و تجهیز این سه طبقه حدود هشت میلیارد تومان اعتبار نیاز باشد.

وجود ۱۷۵۰ معلول در شهرستان هشترود

علی‌آبادی با اشاره به آمار افراد دارای معلولیت در شهرستان هشترود اظهار کرد: در حال حاضر یک هزار و ۷۵۰ نفر معلول در شهرستان داریم که حدود ۳۸۰ نفر از آنان دارای معلولیت ذهنی هستند.

او می‌افزاید: بخش قابل توجه دیگری از افراد دارای معلولیت را معلولان جسمی تشکیل می‌دهند که معلولیت آنان ناشی از حوادث کار، حوادث مختلف یا عوامل مادرزادی است و سایر افراد نیز در گروه‌های دارای معلولیت شنوایی و بیماری‌های مزمن روانی قرار دارند.

رئیس اداره بهزیستی هشترود با بیان اینکه از نظر جنسیتی، جمعیت افراد دارای معلولیت در شهرستان تقریباً به صورت مساوی میان زنان و مردان تقسیم شده است، می‌گوید: آمار معلولیت در شهرستان در گروه‌های مختلف نیازمند ارائه خدمات تخصصی و مستمر است.

او با اشاره به اقدامات انجام‌شده در حوزه پیشگیری از معلولیت، بیان می‌کند: طی پنج سال گذشته کلاس‌های آگاه‌سازی برای زوجین تا ۸۰ درصد افزایش یافته و خانواده‌ها نیز برای دریافت خدمات تخصصی به مشاوران ارجاع داده شده‌اند. با اجرای برنامه‌های پیشگیرانه و افزایش آگاهی خانواده‌ها، تلاش شده است از تولد نوزادان دارای معلولیت قابل پیشگیری جلوگیری شود و روند ورود موارد جدید معلولیت نیز کاهش پیدا کند.

رئیس اداره بهزیستی شهرستان هشترود با اشاره به اجرای برنامه‌های غربالگری شنوایی نوزادان می‌گوید: نوزادان در شهرستان تحت پوشش برنامه شنوایی‌سنجی قرار می‌گیرند و برای موارد نیازمند درمان، اقدامات لازم از جمله کاشت حلزون انجام می‌شود.

او ادامه می‌دهد: سایر کودکانی که نیاز به مداخله دارند نیز از طریق استفاده از سمعک و دریافت خدمات شنیداری و گفتاری تحت درمان و توانبخشی قرار می‌گیرند تا روند تکمیل شنوایی و گفتار آنان دنبال شود.

علی‌آبادی با اشاره به اجرای طرح بینایی‌سنجی کودکان اظهار می‌کند: در این طرح، سه هزار و ۵۰۰ کودک سه تا شش ساله در شهرستان مورد معاینه قرار گرفته‌اند و موارد مربوط به تنبلی چشم، انحراف چشم و نیاز به عینک شناسایی شده است.

او می‌افزاید: ۱۰۰ درصد هزینه‌های مربوط به خدمات پیش‌بینی‌شده در این طرح تحت پوشش قرار دارد و با اجرای این برنامه‌ها و سایر اقدامات پیشگیرانه، آمار ورودی افراد دارای معلولیت کاهش یافته است.

یارانه نگهداری مراکز روزانه و شبانه‌روزی

رئیس اداره بهزیستی هشترود درباره میزان یارانه پرداختی به مراکز نیز می‌گویپ: یارانه نگهداری برای مراکز روزانه حدود پنج میلیون تومان و برای مراکز شبانه‌روزی حدود ۱۰ میلیون تومان است.

روی دیوار مرکز، عکسی با عنوان «باباغریب، روزت مبارک» توجهم را جلب می‌کند. وقتی از پرسنل درباره مرد داخل عکس می‌پرسم، با دست، مردی قدبلند را نشانم می‌دهند، همان «باباغریب» که همه اینجا او را می‌شناسند. وقتی از رضا آقازاده درباره دلیل خیر بودنش می‌پرسم، فقط یک کلمه می‌گوید: «فاطمه، دخترم.» همین یک کلمه، انگار تمام ماجرا را روایت می‌کند. فاطمه همان دختری است که وقتی پدر از فوت مادرش می‌گوید، احساساتی می‌شود و اشک‌هایش بند نمی‌آید؛ پدرش را محکم در آغوش می‌گیرد و کنارش می‌ماند. از فاطمه می‌خواهم با من حرف بزند، اما خجالت می‌کشد و سرش را پایین می‌اندازد، با این حال، وقتی پدرش به ترکی صدایش می‌زند: «ننه فاطمه»، صدای زیبایش را می‌شنوم که آرام می‌گوید: «بله.»

باباغریب، مدیری که خود را خادم افراد دارای معلولیت می‌داند

رضا آقازاده، مدیرعامل مرکز توانبخشی، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به آغاز فعالیت‌های خیرخواهانه خود می‌گوید: سال ۱۳۸۵، همزمان با تولد دخترم که مبتلا به سندرم داون است، فعالیت‌های خیرخواهانه خود را آغاز کردم و نخستین اقدامم نیز کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان بم بود.

او می‌افزاید: در آن زمان وسایل مورد نیاز را تهیه و جمع‌آوری کرده و از طریق بهزیستی به مناطق زلزله‌زده بم ارسال کردم و پس از آن، با توجه به شرایط دخترم، تصمیم گرفتم فعالیت‌های خیرخواهانه خود را بیشتر در زمینه حمایت از افراد دارای معلولیت دنبال کنم.

آقازاده با بیان اینکه استاد زندگی‌ام دخترم است، اظهار می‌کند: دخترم باعث شد مسیر زندگی من تغییر کند و از همان زمان تلاش کردم برای افراد دارای معلولیت خدمت کنم.کارمند جهاد کشاورزی بودم و در کنار کار اداری، فعالیت‌های خیرخواهانه را نیز دنبال کردم.

مدیرعامل مرکز توانبخشی ادامه می‌دهد: این مرکز را در ابتدا به صورت نسیه خریداری کرده بودیم و بعد با تلاش هشترودی‌های مقیم تهران، هزینه خرید آن تأمین شد و امکان ادامه فعالیت مرکز فراهم شد.

آقازاده درباره علت شهرت خود به «رضا غریب» و «باباغریب» نیز می‌گوید: من از سه سالگی مادرم را از دست دادم و چند نفر در زندگی برای من نقش مادری داشتند. به همین دلیل و با توجه به اینکه نامم رضاست و از کودکی تنها بودم، به «رضا غریب» معروف شدم و بچه‌های مرکز نیز من را «باباغریب» صدا می‌کنند.

او با تأکید بر اینکه جایگاه مدیریتی خود را در مرکز، وسیله‌ای برای خدمت به افراد دارای معلولیت می‌داند، اظهار می‌کند: درست است که رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل این مرکز هستم، اما در اصل خودم را نوکر این افراد می‌دانم و هرچه دارم از دعای خیر آنهاست.

آقازاده درباره روند ساخت و توسعه مراکز نیز می‌گوید: برای ساخت مراکز، خودم نیز کارگری می‌کنم و چند نفر دیگر هم هستند که در این مسیر کمک می‌کنند.

فعالیت مرکز حرفه‌آموزی معلولان ذهنی هشترود با ظرفیت پذیرش ۵۰ نفر

خدیجه حامدی، مسئول فنی مرکز توانبخشی و حرفه‌آموزی دختران معلول بالای ۱۴ سال فاطمه (س) هشترود در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به سابقه فعالیت این مرکز می‌گوید: این مرکز در سال ۱۳۹۵ تأسیس شده و به عنوان مرکز نگهداری و حرفه‌آموزی افراد دارای معلولیت ذهنی فعالیت می‌کند و افراد دارای معلولیت جسمی در این مرکز پذیرش نمی‌شوند.

او می‌افزاید: مددجویان مرکز از ساعت هشت صبح تا یک بعدازظهر در مرکز حضور دارند و برای رفت‌وآمد آنان نیز سرویس در نظر گرفته شده است.

حامدی با اشاره به گروه‌بندی مددجویان بر اساس سطح توانایی ذهنی آنان اظهار می‌کند: مددجویان بر اساس توانایی‌های ذهنی در گروه‌های مختلف قرار گرفته‌اند و هر گروه متناسب با توانایی خود، فعالیت‌های مشخصی انجام می‌دهد.گروه A که توانایی بیشتری برای ارائه محصول دارند، در زمینه فرش‌بافی فعالیت می‌کنند و همچنین ساخت سنگ مصنوعی را انجام می‌دهند. برخی از خیرین که از مرکز بازدید می‌کنند، محصولات تولیدشده را خریداری می‌کنند و بخشی از این محصولات نیز در نمایشگاه‌ها به فروش می‌رسد.

مسئول فنی مرکز حرفه‌آموزی اضافه می‌کند: گروه B نیز فعالیت‌هایی مانند ساخت پاکت پول، باکس و دستبند را انجام می‌دهند، گروه C در زمینه هنردرمانی و رنگ‌آمیزی فعالیت می‌کنند و این فعالیت‌ها در سطح مبتدی انجام می‌شود تا ضمن سرگرمی، انگشتان و مهارت‌های حرکتی آنان نیز فعال بماند.

او با اشاره به ظرفیت این مرکز اظهار می‌کند: در حال حاضر ۲۶ نفر در این مرکز حضور دارند و ظرفیت پذیرش مرکز تا ۵۰ نفر است.سه طبقه در بالای این مرکز در حال ساخت است که قرار است برای راه‌اندازی مرکز شبانه‌روزی دختران بالای ۱۴ سال مورد استفاده قرار گیرد.

محل بعدی، خانه همان زنبوردار است، جایی که پیرزنی مهربان به استقبالم می‌آید و از همان لحظه اول، با قربان‌صدقه رفتن و محبت‌های بی‌دریغش، گرمای خانه را بیشتر می‌کند. هرچه از مهربانی و محبت این مادر بگویم، باز هم کم گفته‌ام. برایم صبحانه آماده کرده و زیر درختان سیب و گردو، در فضای باز خانه، چند دقیقه‌ای دور سفره می‌نشینیم. روی سفره، عسل‌هایی هم هست که پسرش حاصل دسترنج هشت سال زنبورداری‌اش را با آنها گره زده است؛ عسلی که حالا نه فقط یک محصول، بلکه بخشی از زندگی این خانواده شده است.

پسرش لباس مخصوص زنبورداری، همان لباس زردرنگی را که برای کار میان کندوها به تن می‌کند، می‌پوشد و آرام به سمت کندوها می‌رود. در یکی از کندوها را باز می‌کند، صدای وزوز زنبورها در فضا می‌پیچد و او با همان آرامش، قاب‌ها را یکی‌یکی بیرون می‌آورد و زنبورها را بررسی می‌کند.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

حمایت از زنبورداران می‌تواند به توسعه فعالیت و افزایش تولید کمک کند

بهزاد غفاری، زنبوردار هشترودی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار می‌کند: هشت سال پیش فعالیت خود را با چهار کندو آغاز کردم و دو سال قبل با دریافت ۱۲۰ میلیون تومان تسهیلات از بهزیستی، نژاد زنبورها را تغییر داده و تعداد کندوها را افزایش دادم و اکنون ۱۱۵ کندوی زنبور عسل دارم.

او می‌افزاید: نژاد فعلی زنبورهای من «کارنیکا آلمانی» است و در صورت تداوم حمایت‌ها می‌توانم فعالیت خود را توسعه دهم، چراکه جابه‌جایی کندوها برای کوچ دادن زنبورها هزینه‌بر است و هر بار انتقال کندوها به چند میلیون تومان هزینه نیاز دارد.

این زنبوردار با اشاره به خشکسالی و تأثیر آن بر تولید عسل می‌گوید: اگر امکان کوچ دادن کندوها وجود نداشته باشد، میزان خسارت افزایش پیدا می‌کند. برای کوچ، کندوها را به مناطقی مانند بوشهر، اهواز و دزفول منتقل می‌کنم تا زنبورها بتوانند از پوشش گیاهی این مناطق استفاده کنند.

غفاری ادامه می‌دهد: در شرایط مناسب امکان تولید حدود یک تن و ۱۰۰ کیلوگرم محصول در سال وجود دارد، اما سال گذشته با وجود داشتن ۱۳۰ کندو، به دلیل بحران خشکسالی تنها حدود ۱۵۰ کیلوگرم عسل برداشت کردم.

اینجا غریبه‌ها زود آشنا می‌شوند/ یک پاکت دست‌ساز و قصه‌ای از مهر

او با بیان اینکه مادرش تحت پوشش بهزیستی است، می‌گوید: حمایت و تسهیلاتی که در این زمینه دریافت کرده‌ام در ارتباط با پرونده بهزیستی مادرم بوده است و در صورت حمایت بیشتر می‌توان فعالیت زنبورداری را گسترش داد.

غفاری به نیاز خود به دستگاه زهرگیر اشاره کرد و می‌افزاید: برای توسعه این بخش به دستگاه زهرگیر نیاز دارم، زهر زنبور در حوزه پزشکی و به‌ویژه در زمینه بیماری ام‌اس مورد توجه است و در برخی پژوهش‌ها درباره کاربرد آن در بیماری‌های مختلف از جمله سرطان سینه نیز تحقیق شده است.

این زنبوردار با اشاره به دیگر محصولات تولیدی خود می‌گوید: علاوه بر عسل، ژل رویال نیز تولید می‌کنم و در زمینه استفاده از محصولات زنبور از جمله زهر و ژل رویال نیز فعالیت دارم.برای توسعه فعالیت و تأمین تجهیزات مورد نیاز، به حدود یک میلیارد تومان حمایت و هزینه نیاز دارم و در صورت تأمین این منابع می‌توانم تعداد کندوها و میزان تولید را افزایش دهم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها