فاطمه ایرانی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است میگوید: هفته دفاع مقدس، صرفاً یادآور یک دوره تاریخی از ایستادگی ملت ایران در برابر تجاوز نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی نقش انسانهایی که در پشت صحنه میدانهای نبرد، بار سنگین حفظ زندگی، امید و انسجام اجتماعی را بر دوش کشیدند؛ و در این میان، زنان و خانوادهها یکی از مهمترین ارکان مقاومت ملت ایران بودند.
در سالهای دفاع مقدس، زن ایرانی تنها تماشاگر جنگ نبود. بسیاری از زنان در خط مقدم پشتیبانی، امدادرسانی، پرستاری، تولید و تأمین نیازهای جبههها حضور داشتند و در کنار آن، خانه را نیز به سنگری برای حفظ روحیه، تربیت فرزندان و تداوم زندگی تبدیل کردند. مادرانی که فرزندان خود را راهی جبهه کردند، همسرانی که با وجود نگرانی و دلتنگی، ایستادند و خانوادههایی که با صبر و استقامت، هزینههای انسانی جنگ را تحمل کردند، بخش مهمی از تاریخ مقاومت ایران را رقم زدند.
واقعیت این است که جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد؛ بخشی از جنگ در خانهها، مدرسهها، بیمارستانها و در ذهن و روح خانوادهها جریان دارد. از همین رو، هرگاه سخن از مقاومت به میان میآید، نمیتوان نقش خانواده را نادیده گرفت.
این تجربه تاریخی در جنگ ۱۲ روزه نیز معنای تازهای پیدا کرد. حملات نظامی اسرائیل به ایران و ورود مستقیم آمریکا به این درگیری، در کنار خسارتها و تلفات انسانی، زندگی خانوادههای ایرانی را با شرایطی دشوار مواجه کرد. در چنین شرایطی، زنان بار دیگر نشان دادند که مقاومت فقط به معنای حضور در میدان نبرد نیست؛ گاهی مقاومت یعنی حفظ آرامش فرزندان، مراقبت از سالمندان، مدیریت زندگی در شرایط اضطراری، همراهی با همسر و فرزندان و جلوگیری از فروپاشی روحی خانواده.
خانواده در چنین شرایطی به نخستین پناهگاه روانی جامعه تبدیل میشود. مادر و پدر، نخستین راویان واقعیت برای فرزندان هستند و نحوه مواجهه آنان با بحران میتواند ترس را به اضطراب یا آرامش و مسئولیتپذیری تبدیل کند. از این منظر، نقش زنان در دوران جنگ، تنها یک نقش عاطفی نیست؛ بلکه نقشی اجتماعی، تربیتی و حتی ملی است.
گزارشهای سازمان ملل درباره پیامدهای جنگ بر زنان و خانوادهها نیز نشان میدهد که در شرایط درگیری، زنان غالباً بخش قابل توجهی از بار مراقبت از کودکان و دیگر اعضای خانواده، تأمین نیازهای روزمره و حفظ انسجام خانوار را برعهده میگیرند.
بنابراین وقتی از مقاومت خانواده سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً یک مفهوم احساسی تلقی کنیم. خانواده مقاوم، خانوادهای است که در شرایط بحران، همزمان سه وظیفه را دنبال میکند: حفظ جان و امنیت اعضا، حفظ آرامش و سلامت روان و حفظ امید و آینده فرزندان.
دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه، با وجود تفاوتهای زمانی و شرایط متفاوت، یک پیام مشترک برای جامعه ایرانی دارند: امنیت و مقاومت، فقط با توان نظامی حفظ نمیشود؛ پشتوانه آن جامعهای است که خانواده در آن مستحکم، زنان آن توانمند و نسل آینده آن امیدوار و مسئولیتپذیر باشد.
از این منظر، بزرگداشت دفاع مقدس نباید فقط به روایت میدانهای نبرد محدود شود. باید روایت مادران، همسران، دختران و زنانی را نیز بازگو کنیم که در روزهای سخت، زندگی را ادامه دادند؛ فرزندانشان را تربیت کردند، خانواده را حفظ کردند و اجازه ندادند بحران، آینده را از آنان بگیرد.
امروز نیز وظیفه ما در حوزه زنان و خانواده این است که از تجربههای تاریخی برای ساختن خانوادهای تابآورتر استفاده کنیم؛ خانوادهای که در برابر بحرانهای امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توان ایستادگی داشته باشد و در عین حال، سلامت روان، کرامت و امنیت زنان و کودکان را به عنوان یک اولویت جدی مورد توجه قرار دهد.
دفاع مقدس یک خاطره تاریخی نیست؛ مدرسهای از تجربه، ایثار و مسئولیت اجتماعی است. و جنگ ۱۲ روزه نشان داد که نسل امروز نیز در بزنگاههای تاریخی، نیازمند همان سرمایهای است که نسلهای پیشین ساختند: خانوادهای همراه، مادری آگاه، پدری مسئول، فرزندانی امیدوار و جامعهای که در برابر تهدید، انسجام خود را حفظ کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید بدانیم که زن ایرانی فقط روایتگر مقاومت نیست؛ بخشی از سازنده و تداومدهنده آن است. اگر جبهه مقاومت در میدان از مرزها دفاع میکند، خانواده نیز در خانه از آینده، هویت و امید یک ملت پاسداری میکند.
و این همان نقطهای است که دفاع مقدس را به امروز پیوند میزند؛ از سنگرهای دیروز تا خانههای امروز، مقاومت زمانی ماندگار میشود که خانواده پشتوانه آن باشد.
انتهای پیام
