پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۱
یکی از پیچیده‌ترین شیوه‌های تزئین ایرانی + عکس

یکی از پیچیده‌ترین شیوه‌های تزئین ایرانی + عکس

خاتم‌کاری، هنری برآمده از کنار هم نشاندن قطعات ظریف چوب، استخوان و فلز است؛ هنری که با نقش‌های هندسی پیچیده، از اشیای کاربردی نمونه‌هایی از هنرهای ظریف ایرانی ساخته، و امروز نمونه‌هایی از آن در موزه‌های معتبر جهان نگهداری می‌شود.

به گزارش ایسنا، گاهی یک شیء کوچک می‌تواند پیچیدگی یک هنر را به اندازه یک بنای باشکوه آشکار کند؛ خاتم‌کاری از همین جنس است. هنری که در آن قطعات بسیار ظریف چوب، استخوان و فلز کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و از ترکیب آنها نقش‌هایی هندسی شکل می‌گیرد؛ نقوشی که از فاصله نزدیک، مجموعه‌ای از قطعات ریز به نظر می‌رسد و از دور، سطحی منظم و یکپارچه را می‌سازد. نمونه‌ای از این هنر امروز در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود؛ یک تنبک ایرانی متعلق به اواخر قرن نوزدهم میلادی که سطح آن با خاتم‌کاری پوشانده شده است.

این ساز ایرانی که به شیراز نسبت داده شده، از مجموعه سازهای موزه متروپولیتن است و از چوب‌های مختلف، استخوان، برنج و پوست ساخته شده است. موزه، تزئین آن را به‌ صراحت «خاتم‌کاری» معرفی می‌کند و می‌نویسد که سطح ساز با موزاییک‌های بسیار ریز از استخوان، چوب و برنج پوشانده شده است که نقش‌هایی همچون ستاره و لوزی ایجاد کرده‌اند. در بخش بالایی ساز نیز کتیبه‌ای شاعرانه دیده می‌شود که مضمون آن چنین است: «هنگامی که به صدا درمی‌آید، همه جهان را شاد می‌کند.» این اثر در سال ۱۸۸۹ همراه با مجموعه سازهای «کرازبی براون» وارد مجموعه موزه متروپولیتن در آمریکا شد. 

خاتم‌کاری ایرانی در ویترین موزه‌های جهان

اهمیت این تنبک تنها در تزئین پرکار آن نیست. در اینجا خود ساز به بستری برای نمایش یکی از پیچیده‌ترین شیوه‌های تزئین اشیای چوبی تبدیل شده است؛ شیوه‌ای که در آن، هنرمند به جای نقاشی یا حکاکی مستقیم روی سطح، الگو را از کنار هم قرار دادن قطعات کوچک و هم‌شکل ایجاد می‌کند. به همین دلیل، ظاهر نهایی خاتم تا حد زیادی نتیجه یک فرآیند مهندسی‌شده و دقیق است؛ کوچک‌ترین تغییر در اندازه یا زاویه قطعات می‌تواند نظم نقش نهایی را برهم بزند.

خاتم‌کاری ایرانی در ویترین موزه‌های جهان

دانشنامه ایرانیکا خاتم‌کاری را یکی از مشهورترین انواع منبت و تزئینات درون‌نشان ایرانی معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که در این شیوه، نوارهایی از استخوان و چوب‌های گوناگون به یکدیگر چسبانده می‌شوند و به شکل دسته‌هایی درمی‌آیند، سپس این دسته‌ها به صورت عرضی بریده می‌شوند تا مقاطع بسیار نازکی با نقش‌های ستاره‌ای و دیگر اشکال هندسی به دست آیند. این قطعات بعد از آن به صورت موزاییکی روی سطح اشیاء، جعبه‌ها و مبلمان چسبانده می‌شوند و در پایان با پرداخت و پوشش محافظ، سطحی براق و یکدست پیدا می‌کنند. استفاده از نوارهای برنجی نیز بعدها به این ترکیب افزوده شد. 

در واقع، آنچه مخاطب در سطح یک اثر خاتم‌کاری می‌بیند، نتیجه یک مرحله از کار نیست. ابتدا باید اجزای بسیار باریک از مواد مختلف آماده شوند، سپس این اجزا در ترکیب‌هایی منظم کنار هم قرار گیرند و یک الگوی اولیه را بسازند. بعد، این مجموعه به قطعات نازک‌تر برش داده می‌شود و قطعات به دست آمده روی سطح شیء نصب می‌شوند. در نهایت، با پرداخت و صیقل‌دادن، مرز میان قطعات کمتر دیده می‌شود و نقش هندسی به صورت یک سطح پیوسته ظاهر می‌شود.

به همین دلیل، یکی از ویژگی‌های مهم خاتم، مقیاس بسیار کوچک عناصر سازنده آن است. هرچه نقوش ظریف‌تر و تکرار هندسی دقیق‌تر باشد، اجرای اثر دشوارتر می‌شود. در نمونه تنبک موزه متروپولیتن نیز همین ویژگی سبب شده است که سطح ساز، با وجود آنکه یک شیء کاربردی است، جلوه‌ای شبیه به یک اثر تزئینی داشته باشد.

خاتم‌کاری البته فقط برای اشیای کوچک نیست. این هنر در دوره‌های مختلف روی جعبه‌ها، قلمدان‌ها، رحل قرآن، میز و دیگر وسایل چوبی به کار رفته و در برخی بناها و فضاهای مذهبی نیز به تزئینات خاتم راه پیدا کرده است. دانشنامه ایرانیکا درباره صنایع دستی اصفهان می‌نویسد که خاتم‌کاری یا خاتم‌سازی از زمان سلسله زند در نیمه دوم قرن هجدهم میلادی، یکی از هنرهای شاخص شیراز و اصفهان بوده است. ویلیام اوزلی، جهانگرد بریتانیایی که در سال ۱۸۱۱ از ایران دیدن کرد، نیز نوشته بود که خاتم برای بسیاری از هنرمندان شیراز و اصفهان سودآور بوده است. 

این گزارش تاریخی در عین حال نشان می‌دهد که خاتم‌کاری در اواخر قرن هجدهم و قرن نوزدهم میلادی تنها یک هنر درباری نبود، بلکه به یک صنعت شهری تبدیل شده بود و در بازارهای شیراز و اصفهان تولید می‌شد. با این حال، این هنر در نیمه دوم قرن نوزدهم با تغییر سلیقه طبقات مرفه و گرایش آنها به کالاها و وسایل اروپایی با کاهش تقاضا روبه‌رو شد و تا سال ۱۸۷۷ این صنعت با افت کیفیت و کاهش فروش مواجه شده بود و در آغاز قرن بیستم نیز وضعیت آن چندان مطلوب نبود. 

اما خاتم‌کاری دوباره در دوره پهلوی جان گرفت و با حمایت رضاشاه از استادان خاتم‌کار برای تزئین دیوارها و مبلمان کاخ‌های تهران، این هنر دوباره رونق پیدا کرد. مهاجرت یکی از استادان شیرازی، «گلریز»، به اصفهان و تدریس او در هنرستان نیز در بازسازی جایگاه این هنر در اصفهان نقش داشت. در دهه ۱۹۵۰ میلادی حدود ۱۰۰ خاتم‌کار در ۴۰ کارگاه اصفهان فعالیت می‌کردند و در دهه ۱۹۷۰ تعداد استادکاران و کارگاه‌ها افزایش بیشتری یافت.

خاتم در این دوره فقط روی جعبه و وسایل کوچک باقی نماند و به فضاهای معماری نیز راه پیدا کرد. در برخی بناهای مذهبی و آرامگاهی، پوشش‌ها و تزئینات خاتم به عنوان بخشی از معماری داخلی مورد استفاده قرار گرفتند، که بارزترین نمونه در کاخ مرمر تهران اجرا شده است. همچنین خاتم در تزئین سازهای موسیقی کاربرد داشته؛ موضوعی که نمونه موزه متروپولیتن نیز به‌خوبی آن را نشان می‌دهد. 

یکی از پیچیده‌ترین شیوه‌های تزئین ایرانی در ویترین‌های جهان
اتاق خاتم در کاخ مرمر تهران

در نمونه‌های خاتم، مواد نیز نقش مهمی در شکل‌گیری ظاهر نهایی دارند. رنگ طبیعی چوب‌ها، سفیدی استخوان و درخشش فلز در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تضادهای ظریفی ایجاد می‌کنند. در نمونه موزه متروپولیتن، همین ترکیب چوب، استخوان و برنج، نقوش هندسی سطح تنبک را شکل داده است. 

خاتم‌کاری ایرانی در ویترین موزه‌های جهان

خاتم‌کاری در عین حال نمونه‌ای از هنری است که در آن، زیبایی نتیجه تکرار یک الگوی هندسی است، اما این تکرار، برخلاف ظاهر منظمش، به مهارت بسیار زیادی نیاز دارد. یک نقش ستاره‌ای یا لوزی ساده در نگاه نخست ممکن است حاصل کنار هم گذاشتن چند قطعه به نظر برسد، اما ایجاد مجموعه‌ای بزرگ از همین اشکال با اندازه، زاویه و فاصله یکسان، نیازمند کنترل دقیق مواد و ابزار و تجربه استادکار است.

نمونه‌های تاریخی خاتم نیز نشان می‌دهند که این شیوه در فرهنگ بصری ایران تنها به یک دوره یا یک نوع شیء محدود نمانده است. در موزه‌های اسلامی جهان، آثار مختلفی با شیوه‌های درون‌نشان و تزئینات هندسی نگهداری می‌شوند و برخی نمونه‌های خاتم به‌ویژه با ایران و سنت‌های هنری شیراز و اصفهان ارتباط دارند. موزه هنر و صنایع اسلامی در مجموعه «موزه مجازی هنر اسلامی» نیز یک لنگه درِ متعلق به دوره صفوی را معرفی کرده که سطح آن با نقش‌های هندسی و خاتم‌کاری تزئین شده و در توضیح آن، شکل امروزی این تکنیک را حاصل تحول هنر در سده‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی دانسته است. 

به این ترتیب، خاتم‌کاری را می‌توان هنری دانست که در آن، چوب و استخوان و فلز نه به صورت جداگانه، بلکه در قالب یک ساختار هندسی واحد به کار گرفته می‌شوند. تنبک اواخر قرن نوزدهم موزه متروپولیتن نمونه‌ای روشن از همین نگاه است؛ سازی که قرار بوده صدا تولید کند، اما سطح آن به اندازه‌ای با دقت و ظرافت تزئین شده که امروز علاوه بر ارزش موسیقایی، به عنوان نمونه‌ای از هنرهای ظریف ایرانی در یک موزه بزرگ جهانی نیز قابل مطالعه است.

در نهایت، شاید مهم‌ترین ویژگی خاتم همین باشد، هنری که برای ساخت یک نقش بزرگ، به قطعاتی بسیار کوچک وابسته است. هر ستاره، لوزی و خط در سطح اثر از مجموعه‌ای از مواد و قطعات کوچک ساخته شده و حاصل نهایی تصویری منظم و یکپارچه است؛ نمونه‌ای از اینکه چگونه هنر ایرانی توانسته از محدودیت اندازه و ماده، پیچیدگی و تنوع بصری ایجاد کند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری