یافتههای جدید نشان میدهد، تنفس معمولی میتواند یکی از عوامل موثر در این تغییرات لحظهای باشد که در فعالیتهایی مانند رانندگی یا ورزشهای رقابتی اهمیت دارد.
پژوهشگران دانشگاه نورثوسترن آمریکا بررسی کردند آیا سرعت واکنش افراد در مراحل مختلف چرخه طبیعی تنفس تغییر میکند یا خیر. تمرکز آنان بر توجه پایدار، توانایی فرد برای هوشیار ماندن و واکنش سریع در فعالیت ساده و تکراری بود. این پژوهش شامل ۳۵ فرد سالم ۱۸ تا ۳۳ ساله بود که ۲۲ نفر از آنان زن بودند. همه شرکتکنندگان راستدست بودند و سابقه اختلالات عصبی یا اختلال خواب نداشتند.
دادهها حاصل دو آزمایش بود، ۱۰ نفر از شرکتکنندگان یک شب را در آزمایشگاه گذراندند و هشت ساعت فرصت خواب داشتند و ۲۵ نفر نیز بعدازظهر به مدت ۹۰ دقیقه فرصت خواب پیدا کردند. هر شرکتکننده در دومین مراجعه به آزمایشگاه، دو بار آزمون توجه را انجام داد که یکبار پیش از خواب و یکبار پس از آن بود. الگوی مرتبط با تنفس در هر دو برنامه آزمایشی مشابه بود.
آزمون سه دقیقه طول میکشید، این آزمون بهعنوان آزمون «هوشیاری روانی-حرکتی» (Psychomotor Vigilance Task) شناخته میشود. این آزمون، توانایی فرد برای حفظ هوشیاری و واکنش سریع به یک محرک را ارزیابی میکند. شرکتکنندگان به یک مربع قرمز روی صفحه رایانه نگاه میکردند و هر زمان رنگ آن به زرد تغییر میکرد، باید در سریعترین زمان ممکن کلید فاصله را فشار میدادند.
تغییر رنگ بعدی پس از یک، دو، سه یا چهار ثانیه و بهصورت تصادفی اتفاق میافتاد. پژوهشگران نیز در طول آزمایش هیچ دستورالعملی درباره نحوه تنفس به شرکتکنندگان ندادند. برای ثبت تنفس، یک لوله کوچک بینی در زیر سوراخهای بینی قرار گرفت تا مشخص شود هر محرک در هنگام دم، بازدم یا مکث طبیعی بین آنها ظاهر شده است.
نتایج نشان داد، واکنشها هنگام دم کندتر بودند. شرکتکنندگان هنگام بازدم و مکث سریعتر پاسخ دادند، هرچند تفاوت میان بازدم و مکث به اندازهای نبود که بتوان آن را از نظر آماری بهطور قطعی از اثر تصادفی جدا کرد.
پژوهشگران سپس چرخه تنفس را با جزئیات بیشتری بررسی کردند. زمان واکنش در این بخشها یکسان نبود و کندترین واکنشها در نزدیکی اوج دم مشاهده شد. آنان بررسی کردند که آیا ساختار آزمون میتواند دلیل این الگو باشد یا خیر. واکنش شرکتکنندگان هرچه زمان انتظار برای ظهور محرک بعدی بیشتر میشد، سریعتر شد و احتمالا به این دلیل که انتظار آنان برای تغییر رنگ افزایش پیدا میکرد.
با این حال، حتی پس از در نظر گرفتن زمان انتظار، مرحله تنفس همچنان با سرعت واکنش مرتبط بود. بنابراین، اثر مشاهده شده فقط به آمادهتر شدن شرکتکنندگان برای محرک بعدی مربوط نمیشد. البته این الگو در همه افراد یکسان نبود. در ۲۷ نفر، واکنش هنگام دم کندتر از بازدم بود، در حالی که هشت نفر الگوی معکوس داشتند.
پژوهشگران تفاوت مشخصی در الگوی کامل چرخه تنفس میان این دو گروه پیدا نکردند و معتقدند تفاوتهای فردی ممکن است در آن نقش داشته باشد. آنان احتمال میدهند فعالیت مرتبط با تنفس در شبکههای مغزی مسوول توجه پایدار، در تفاوت زمان واکنش نقش داشته باشد اما این پژوهش بهطور مستقیم این سازوکار را بررسی نکرده است. این یافته همچنین به این معنا نیست که دم همیشه عملکرد ذهنی را کاهش میدهد.
تحقیقات دیگری در برخی وظایف مربوط به حافظه، احساسات یا ادراک، عملکرد بهتر هنگام دم را گزارش کردهاند بنابراین اثر تنفس ممکن است به نوع فعالیت ذهنی بستگی داشته باشد. این پژوهش با نمونهای کوچک از افراد جوان و سالم انجام شده است و مشخص نیست آیا همین الگو در گروههای دیگر نیز مشاهده خواهد شد یا خیر.
بر اساس گزارش سایت ارث، تعداد شرکتکنندگان برای بررسی تفاوتهای مرتبط با جنسیت کافی نبود. شرکتکنندگان عموما استراحت کافی داشتند و تعداد خطاها و پاسخهای از دسترفته نیز کم بود بنابراین پژوهشگران نتوانستند با اطمینان بررسی کنند که آیا مرحله تنفس احتمال خطا را تغییر میدهد یا خیر.
در مجموع، اگرچه اختلافها کوچک بودند، این الگو در هر دو برنامه آزمایشی مشاهده شد و پس از در نظر گرفتن زمانبندی محرکها نیز همچنان باقی ماند. این یافتهها از وجود ارتباط میان مرحله تنفس و سرعت واکنش در یک آزمون ساده توجه پایدار حمایت میکند اما نشان نمیدهد که تغییر عمدی الگوی تنفس میتواند عملکرد روزمره افراد را بهبود دهد.
نتایج این پژوهش در نشریه iScience منتشر شده است.
انتهای پیام
