یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ | ۰۴:۲۴
راهکارهای تمرکززدایی در آموزش و پرورش ایران

در یک مطالعه پژوهشی ارائه شد

راهکارهای تمرکززدایی در آموزش و پرورش ایران

یک مطالعه پژوهشی، الزامات تغییر در شیوه اداره آموزش و پرورش ایران را بررسی کرده است؛ تغییری که در صورت فراهم بودن زیرساخت‌های لازم، می‌تواند نقش مدارس، مدیران، معلمان و جوامع محلی را پررنگ‌تر کند.

به گزارش ایسنا، تمرکززدایی در آموزش و پرورش یکی از موضوعات مهم در سیاست‌گذاری آموزشی به شمار می‌رود. منظور از تمرکززدایی این است که همه تصمیم‌ها فقط در سطح مرکزی گرفته نشوند و بخشی از اختیار برنامه‌ریزی، مدیریت و استفاده از منابع به سطوح محلی، مدارس و جوامع پیرامون آن‌ها واگذار شود. این رویکرد در دهه‌های اخیر در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است، زیرا می‌تواند به کاهش بوروکراسی، افزایش بهره‌وری و بهبود کیفیت خدمات آموزشی کمک کند. همچنین، وقتی تصمیم‌گیری به محیط مدرسه و منطقه نزدیک‌تر باشد، امکان توجه بیشتر به شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی همان منطقه فراهم می‌شود. در چنین وضعیتی، مدارس می‌توانند به جای اجرای یک الگوی کاملاً یکسان، بخشی از فعالیت‌های خود را با نیازهای واقعی دانش‌آموزان و خانواده‌ها هماهنگ کنند.

ضرورت بررسی این موضوع در ایران از آنجا ناشی می‌شود که ساختار متمرکز آموزش و پرورش، در بسیاری از موارد امکان واکنش سریع و متناسب به نیازهای گوناگون مناطق را محدود کرده است. شرایط آموزشی یک منطقه شهری، روستایی، برخوردار یا کم‌برخوردار الزاماً یکسان نیست و تصمیم‌هایی که در سطح مرکزی گرفته می‌شوند، ممکن است با نیازهای واقعی همه مناطق هماهنگ نباشند. تمرکززدایی معمولاً در سه حوزه مالی، اداری و آموزشی بررسی می‌شود. در حوزه مالی، موضوع اصلی اختیار بیشتر برای تأمین و تخصیص منابع است؛ در حوزه اداری، واگذاری مسئولیت‌های مدیریتی و اجرایی اهمیت دارد؛ و در حوزه آموزشی، مدارس و نهادهای محلی می‌توانند در برنامه‌ریزی و محتوای آموزشی نقش بیشتری داشته باشند. با این حال، نبود منابع کافی، ضعف نظارت، کمبود نیروی متخصص و نبود شفافیت می‌تواند اجرای این سیاست را دشوار کند.

علی رستمی‌کیا، پژوهشگر گروه علوم تربیتی در واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی، به همراه دو همکار دانشگاهی خود، تحقیقی را درباره طراحی چارچوبی برای تمرکززدایی در آموزش و پرورش ایران انجام داده است. پژوهشگران در این مطالعه، عوامل داخلی و خارجی اثرگذار بر واگذاری اختیار در نظام آموزشی را بررسی کرده‌اند تا تصویری ساده‌تر و منسجم‌تر از شرایط لازم برای اجرای این سیاست ارائه دهند. هدف اصلی آنان، شناسایی مؤلفه‌هایی بوده است که می‌توانند به مدیران و سیاست‌گذاران کمک کنند تصمیم بگیرند تمرکززدایی چگونه و با چه پیش‌نیازهایی در آموزش و پرورش اجرا شود.

این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد؛ یعنی پژوهشگران به جای تکیه اصلی بر اعداد و پرسش‌نامه‌های گسترده، تلاش کردند دیدگاه‌ها و تجربه‌های افراد آگاه در حوزه مدیریت آموزشی را به‌صورت عمیق بررسی کنند. روش تحلیل محتوا نیز به کار گرفته شد. در این روش، گفت‌وگوها به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شوند، نکات مهم از میان آن‌ها استخراج می‌شود و سپس مضمون‌ها و الگوهای مشترک شناسایی می‌شوند. جامعه مورد بررسی شامل خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران آموزش و پرورش استان‌های آذربایجان شرقی و غربی بود. از میان این افراد، ۲۰ نفر به شکل هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به این معناست که پرسش‌های اصلی از قبل تعیین شده بود، اما پژوهشگران می‌توانستند بر اساس پاسخ افراد، موضوعات مرتبط را بیشتر پیگیری کنند. داده‌های جمع‌آوری‌شده سپس کدگذاری و تحلیل شد و اعتبار یافته‌ها نیز با بررسی خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.

یافته‌های تحقیق نشان دادند عوامل اثرگذار بر تمرکززدایی در آموزش و پرورش ایران در دو گروه کلی داخلی و خارجی قرار می‌گیرند. پژوهشگران از میان شاخص‌های متعدد استخراج‌شده، ۲۸ مؤلفه اصلی را شناسایی کردند. این مؤلفه‌ها حوزه‌هایی مانند سیاست‌گذاری، منابع مالی، نیروی انسانی، تفویض اختیار، ساختار سازمانی، فناوری، برنامه‌ریزی و محتوای آموزشی را دربرمی‌گرفتند. بر اساس این عوامل، الگویی پیشنهادی برای تمرکززدایی طراحی و قابلیت اجرای آن بررسی شد. این نتیجه نشان می‌دهد تمرکززدایی تنها به واگذاری یک یا چند مسئولیت به مدیران مدارس محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از تغییرات هماهنگ در شیوه اداره، تأمین مالی، آموزش نیروی انسانی و برنامه‌ریزی آموزشی را لازم دارد.

در جمع‌بندی پژوهش تأکید شده است که اجرای تمرکززدایی در آموزش و پرورش ایران به ایجاد ساختارهای مدیریتی غیرمتمرکز، تقویت منابع مالی و افزایش اختیار مدیران مدارس نیاز دارد. تصمیم‌گیری محلی زمانی می‌تواند نتیجه‌بخش باشد که همراه با پاسخ‌گویی، ارزیابی و نظارت دقیق باشد. همچنین، مشارکت بیشتر معلمان، والدین، دانش‌آموزان و جوامع محلی در تصمیم‌های آموزشی ضروری است. برنامه‌های درسی و آموزشی نیز باید تا حدی امکان هماهنگی با نیازهای بومی را داشته باشند. از نگاه پژوهشگران، اگر اختیار بدون منابع، آموزش و سازوکار نظارتی واگذار شود، ممکن است نه‌تنها کیفیت آموزش بهبود نیابد، بلکه نابرابری میان مناطق نیز افزایش پیدا کند.

اطلاعات تکمیلی این مطالعه حاکی از آن هستند که منابع مالی یکی از موانع اساسی در مسیر تمرکززدایی است. وابستگی شدید آموزش و پرورش به بودجه دولتی، تخصیص دیرهنگام منابع و نبود شفافیت در نحوه توزیع بودجه می‌تواند استقلال مدارس و نهادهای محلی را محدود کند. در یک نظام غیرمتمرکز، منابع باید متناسب با نیاز واقعی هر منطقه توزیع شوند و هم‌زمان، سازوکارهای روشن و قابل بررسی برای نظارت مالی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، مناطقی که از امکانات بیشتری برخوردارند ممکن است شرایط بهتری پیدا کنند و فاصله آن‌ها با مناطق کم‌برخوردار بیشتر شود.

نیروی انسانی نیز در یافته‌های پژوهش جایگاه مهمی دارد. مدیران مدارس و مسئولان محلی برای پذیرش مسئولیت‌های تازه باید دانش و مهارت کافی داشته باشند. آموزش‌های حرفه‌ای، تقویت توان مدیریتی و آشنایی با شیوه‌های برنامه‌ریزی و ارزیابی می‌توانند احتمال موفقیت تمرکززدایی را افزایش دهند. از سوی دیگر، ساختار اداری پیچیده و وجود سطوح متعدد تصمیم‌گیری، سرعت اجرای تصمیم‌های محلی را کاهش می‌دهد. کاهش بوروکراسی، ساده‌سازی روندهای اداری و مشخص شدن دقیق حدود اختیار هر سطح می‌تواند به مدارس کمک کند سریع‌تر و متناسب‌تر به مسائل خود پاسخ دهند. پژوهشگران همچنین بر نقش فناوری، برنامه‌ریزی آموزشی و محتوای درسی تأکید کرده‌اند، زیرا ابزارهای فناورانه و برنامه‌های آموزشی مناسب می‌توانند اجرای تصمیم‌های محلی را آسان‌تر کنند.

بر اساس این مطالعه که نتایج آن در «فصلنامه جامعه‌شناسی آموزش و پرورش» وابسته به انجمن جامعه‌شناسی آموزش و پرورش ایران منتشر شده‌اند، عوامل سیاسی و فرهنگی نیز می‌توانند بر اجرای تمرکززدایی اثر بگذارند، اما در این پژوهش کمتر بررسی شده‌اند. پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند مطالعات آینده با استفاده هم‌زمان از روش‌های کیفی و کمی انجام شود و تجربه ایران با کشورهای موفق در این زمینه مقایسه شود. بررسی اثر تمرکززدایی بر عملکرد دانش‌آموزان و مطالعه تفاوت‌های آن در مقاطع تحصیلی گوناگون نیز می‌تواند مسیرهای تازه‌ای برای تحقیقات بعدی ایجاد کند.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی