دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۰۵:۴۵
منبع: نمایندگی فارس
حافظ با پیوند خرد ایرانی و عرفان، از هویت فرهنگی ایران پاسداری کرد

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز:

حافظ با پیوند خرد ایرانی و عرفان، از هویت فرهنگی ایران پاسداری کرد

فارس (ایسنا) - عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با بیان اینکه شعر حافظ آمیزه‌ای از خردگرایی، عرفان و میراث فرهنگی ایران است، گفت: حافظ با پیوند دادن سنت‌های ادبی ایران پیش و پس از اسلام و پرهیز از تعصب، به یکی از نمادهای هویت فرهنگی ایرانیان تبدیل شده است؛ اندیشه‌ای که در شعر او می‌تواند زمینه‌ساز تقویت آزادی اندیشه، همدلی اجتماعی و وحدت ملی باشد.

محمد مرادی در گفت‌وگو با ایسنا، با محور «حافظ؛ نماد هویت و مقاومت فرهنگی»، در پاسخ به این پرسش که حافظ چگونه در شعر خود از هویت اصیل ایرانی در برابر تهاجم فرهنگی پاسداری کرده است، اظهار کرد: یکی از وجوه شباهت روزگار حافظ با دوران معاصر، قرار گرفتن ایران در برابر هجوم نیروهای بیگانه است. در قرن‌های هفتم و هشتم هجری، ایران با پیامدهای تهاجم مغولان و حکومت ایلخانان مواجه بود و بستر فرهنگی کشور تحت فشار نیروهای متجاوز قرار داشت.

وی افزود: در چنین شرایطی، یکی از ویژگی‌های مهم شعر حافظ که به شکل‌گیری و انتقال هویت ایرانی کمک کرده، تعادل میان خردگراییِ به‌جامانده از میراث ادبیات خراسانی و عشق‌گرایی و معرفت‌گراییِ موجود در سنت شعر عراقی است. حافظ ضمن بهره‌گیری از استعاره‌ها، تصاویر خیال‌انگیز و لایه‌های ذهنی شعر عرفانی قرن هفتم و هشتم، جایگاه خرد در زندگی انسان را نیز مورد توجه قرار داده است.

مرادی ادامه داد: همین رویکرد سبب شده است نمادها و تصاویر شاهنامه در شعر حافظ با نگاهی عرفانی بازخوانی شوند و شخصیت‌های پیش از اسلام و پس از اسلام در کنار یکدیگر قرار گیرند. این ترکیب فرهنگی، بستری برای پاسداری از هویت ایرانی در برابر مهاجمان غیرایرانی فراهم کرده است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به شکل‌گیری شعر آمیخته ایرانی ـ اسلامی در قرن هشتم گفت: پیش از حافظ نیز شاعرانی همچون سلمان ساوجی و عماد فقیه کرمانی و دیگر بزرگان مکتب غزل شیراز از این ظرفیت بهره برده بودند، اما خواجوی کرمانی و حافظ توانستند عصاره معرفتی این جریان را در آثار خود به نمایش بگذارند.

وی بیان کرد: از یک سو، اندیشه‌های خیامی و رویکرد خردگرایانه در شعر حافظ دیده می‌شود و از سوی دیگر، اندیشه‌های عرفانی و قرآنی در آن بازتاب دارد. این ویژگی‌ها موجب شده است شعر حافظ در روزگار دشوار قرن هشتم برای ایرانیان تسکین‌بخش باشد و بسیاری از داشته‌های فرهنگی از طریق خواندن اشعار او به مخاطبان زبان و ادبیات فارسی منتقل شود.

حقیقت‌طلبی؛ مبنای آزادی اندیشه در شعر حافظ

مرادی در پاسخ به این پرسش که چرا حافظ نماد آزادی اندیشه است و این مفهوم چه جایگاهی در حفظ استقلال فرهنگی دارد، گفت: حافظ را می‌توان نماد آزادی اندیشه دانست، زیرا در شعر خود از تعصب فاصله می‌گیرد و علت بسیاری از جنگ‌ها و جدال‌های میان پیروان فرقه‌ها و ملت‌های مختلف را بی‌توجهی به حقیقت می‌داند.

وی با اشاره به بیت «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» افزود: از نگاه حافظ، حقیقت‌طلبی رمز آزادی اندیشه است. او در برابر رفتار ناحق دیگران نیز بر پایبندی به حق و باور درست تأکید می‌کند و نمی‌خواهد اندیشه آزاد و تعالی‌جوی خود را قربانی تعصب و کینه‌خواهی کند.

این استاد دانشگاه شیراز ادامه داد: شاید یکی از دلایل فراگیری شعر حافظ در دوره‌های بعد، از جمله در فال‌گیری و حافظ‌خوانی، همین ویژگی باشد. شعر او همچون شناسنامه‌ای فرهنگی، ابعاد گوناگون فرهنگ ایرانی را بازنمایی می‌کند.

مرادی با اشاره به مؤلفه‌های استقلال فرهنگی ایران اظهار کرد: عرفان ایرانی یکی از ابعاد این استقلال است که نمودهای متعددی در شعر حافظ دارد. خرد ایرانی نیز از دیگر مؤلفه‌هاست که نشانه‌های آن در اشعار این شاعر به‌وضوح دیده می‌شود. زبان فارسی نیز ضلع دیگری از این هویت است که در شعر حافظ، در ادامه مسیر شاعرانی همچون سعدی و دیگر سخنوران، به مرحله‌ای تکامل‌یافته رسیده است.

مهرورزی و مدارا؛ زمینه‌های تقویت وحدت ملی

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان از قدرت کلام حافظ برای تقویت پیوندهای اجتماعی و وحدت ملی بهره گرفت، گفت: حافظ به انسان و جوهره انسانی توجه دارد و از آنجا که این جوهره در افراد و جوامع مختلف مشترک است، بازگشت به شعر او می‌تواند زمینه‌ساز انسجام و همدلی میان مردم باشد.

وی با بیان اینکه مهر، محبت و عشق از مفاهیم پرتکرار در شعر حافظ هستند، افزود: هنگامی که انسان‌ها بر مهرورزی تکیه کنند، می‌توانند به زبان مشترکی دست یابند. حافظ در این زمینه می‌گوید: «از دم صبح ازل تا آخر شام ابد / دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود». تکرار مفهوم مهر در شعر او نشان‌دهنده جایگاه این عنصر در تقویت وحدت و همبستگی است.

مرادی با اشاره به نقش نوع‌دوستی و پرهیز از دشمنی در اندیشه حافظ بیان کرد: این رویکرد را می‌توان در بیت «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد» مشاهده کرد. در کنار نوع‌دوستی، مدارا، بخشش و چشم‌پوشی از خطاهای دیگران نیز از مؤلفه‌هایی است که در شعر حافظ به آن توجه شده است.

وی با اشاره به بیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» گفت: مدارایی که حافظ از آن سخن می‌گوید، در چارچوب گفتمان فرهنگی و شناختی او معنا پیدا می‌کند. پرهیز از ظلم و آزار دیگران نیز یکی دیگر از مؤلفه‌های اندیشه اوست که می‌تواند به پیوند میان انسان‌ها کمک کند؛ چنان‌که می‌گوید: «من از بازوی خود دارم بسی شکر / که زور مردم‌آزاری ندارم».

پیوند با معشوق حقیقی و وحدت انسانی

مرادی توجه به منشأ الهی وجود انسان‌ها را یکی دیگر از عناصر وحدت‌آفرین در شعر حافظ دانست و اظهار کرد: در اندیشه حافظ، همه انسان‌ها با خداوند به‌عنوان معشوق حقیقی پیوند دارند و می‌توانند در سایه مهر و محبت الهی به هم نزدیک شوند. این باور، زمینه‌ای برای همگرایی و وحدت میان انسان‌هایی فراهم می‌کند که به معشوقی مشترک دل بسته‌اند.

وی با اشاره به ابیاتی از حافظ، از جمله «سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست» و «دل سرای محبت اوست، دید آیینه‌دار طلعت اوست»، افزود: هنگامی که خداوند و معشوق حقیقی در مرکز توجه انسان قرار گیرد، افراد می‌توانند در مسیر عشق و ارادت به او به نقطه‌ای مشترک برسند و اختلاف‌ها جای خود را به همدلی و وحدت بدهد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز بیان کرد: این نگاه به انسان و عشق الهی، در ادامه سنت اندیشه‌های شاعرانه و عاشقانه‌ای قرار می‌گیرد که نمونه‌هایی از آن را در شعر سعدی شیرازی نیز می‌توان مشاهده کرد و ظرفیت شعر فارسی را برای تقویت پیوندهای انسانی و اجتماعی نشان می‌دهد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها