بهزاد اتونی در گفتوگو با ایسنا، در بررسی جایگاه این شاعر برجسته در فرهنگ و ادبیات فارسی، اظهار کرد: حافظ را نمیتوان تنها شاعری متعلق به سده هشتم هجری دانست؛ زیرا شعر او از محدوده زمان و جغرافیای زندگیاش فراتر رفته و به بخشی از حافظه فرهنگی و عاطفی فارسیزبانان تبدیل شده است. راز این ماندگاری را باید در توانایی کمنظیر او برای پیوند دادن تجربههای فردی انسان با مسائل بنیادین زندگی جستوجو کرد؛ مسائلی که با گذشت زمان، اهمیت خود را از دست نمیدهند.
وی بیان کرد: یکی از برجستهترین ویژگیهای شعر حافظ، ظرفیت شگفتانگیز زبان او در آفرینش معناست. حافظ از واژگانی بهره میگیرد که در عین سادگی و آشنایی، در بافت شعر واجد لایههای گوناگون معنایی میشوند. ایهام، نمادپردازی، تناسبهای لفظی و معنایی و پیوند هنرمندانه تصویر و اندیشه، به غزلهای او ویژگی خاصی بخشیده است. به همین دلیل، خواننده ممکن است در هر بار مراجعه به یک غزل، با دریافت تازهای روبهرو شود. البته چندلایگی معنایی به این معنا نیست که هر برداشتی از شعر حافظ معتبر است؛ بلکه شناخت زبان، ساختار شعر و زمینه تاریخی و فرهنگی آن، شرط رسیدن به تفسیری دقیقتر است.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه نقد اجتماعی در اندیشه حافظ افزود: حافظ با وجود آنکه در قالب غزل سخن میگوید، نسبت به مسائل اخلاقی و اجتماعی روزگار خود بیتفاوت نیست. یکی از مهمترین محورهای انتقادی شعر او، فاصله میان ظاهر و باطن رفتار انسانهاست. هنگامی که حافظ از ریاکاری، زهدنمایی و تظاهر به فضیلت انتقاد میکند، در حقیقت بر ضرورت صداقت و هماهنگی میان گفتار و کردار تأکید دارد.
وی با تأکید بر پیوند شعر حافظ با فرهنگ و هویت ایرانی اضافه کرد: دیوان حافظ جایگاهی فراتر از یک اثر ادبی در زندگی ایرانیان یافته است. حضور شعر او در آیینها، محافل خانوادگی، مناسبتهای فرهنگی و حتی گفتوگوهای روزمره نشان میدهد که زبان حافظ توانسته میان ادبیات رسمی و زندگی مردم ارتباطی پایدار برقرار کند. با این حال، نباید شناخت حافظ را تنها به فال گرفتن یا بازخوانی چند بیت مشهور محدود کرد. ارزش اصلی دیوان او در ظرفیت اندیشهورزی، زیباییشناسی و شناخت پیچیدگیهای تجربه انسانی نهفته است.
اتونی به رابطه نسل جوان با ادبیات کلاسیک اشاره کرد و گفت: گاهی تصور میشود که ادبیات کهن برای نسل امروز دشوار یا دور از دسترس است، در حالی که بسیاری از دغدغههای جوانان، از جستوجوی هویت و معنای زندگی گرفته تا تجربه عشق، امید، ناکامی و مواجهه با تناقضهای اجتماعی، در شعر حافظ نیز بازتاب یافته است. آنچه ممکن است میان نسل جدید و آثار کلاسیک فاصله ایجاد کند، بیش از آنکه محتوای این آثار باشد، شیوه معرفی و آموزش آنهاست. اگر بهجای تأکید صرف بر حفظ کردن ابیات و معانی از پیش تعیینشده، فرصت گفتوگو، پرسشگری و کشف لایههای معنایی شعر فراهم شود، ارتباط نسل جوان با حافظ عمیقتر خواهد شد.
وی با اشاره به اهمیت زبان فارسی در انتقال میراث فرهنگی بیان کرد: حافظ یکی از برجستهترین نمونههای ظرفیتهای هنری زبان فارسی است. در شعر او، واژهها صرفاً وسیله انتقال پیام نیستند، بلکه آهنگ، چینش، تداعی و ارتباط آنها با یکدیگر در شکلگیری معنا نقش اساسی دارند. مطالعه دقیق غزلهای حافظ میتواند به تقویت حساسیت زبانی، گسترش دایره واژگان و پرورش توانایی درک ظرافتهای بیانی کمک کند. از این رو، آشنایی با آثار او علاوه بر ارزش ادبی و فرهنگی، از منظر آموزش زبان و پرورش ذوق هنری نیز اهمیت دارد.
دانشیار گروه زبانشناسی خاطرنشان کرد: بزرگداشت شخصیتهایی مانند حافظ زمانی ارزشمندتر خواهد بود که از برگزاری آیینهای مناسبتی فراتر رود و به فرصتی برای شناخت علمی آثار آنان تبدیل شود. دانشگاهها و مراکز فرهنگی میتوانند با برگزاری نشستهای تخصصی، خوانش و تحلیل غزلها و ایجاد فضای گفتوگو میان پژوهشگران و دانشجویان، زمینه شناختی ژرفتر از اندیشه حافظ را فراهم کنند. حفظ میراث ادبی تنها به معنای پاسداشت نام بزرگان نیست، بلکه مستلزم خواندن، فهمیدن و بازاندیشی مستمر در آثار آنان است.
اتونی تأکید کرد: آنچه حافظ را پس از گذشت قرنها همچنان زنده و اثرگذار نگاه داشته، توانایی او در بیان حقیقتهای پیچیده انسانی با زبانی سرشار از زیبایی و ظرافت است. شعر حافظ پاسخ آمادهای برای همه پرسشهای انسان ارائه نمیدهد، بلکه او را به تأمل درباره خویشتن، روابط انسانی و جهان پیرامون فرا میخواند. شاید یکی از مهمترین پیامهای بازخوانی حافظ در روزگار ما همین باشد که در میان شتاب زندگی و انبوه داوریهای شتابزده، فرصتی برای اندیشیدن، پرهیز از ظاهربینی و بازگشت به صداقت و انسانیت فراهم کنیم.
انتهای پیام
