مرضیه عزیزی معین روانشناس در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه فراموشکاری در زمانی طبیعی و در زمان دیگری باید جدی گرفته شود گفت: همه ما گاهی مواردی را فراموش میکنیم، مثلا یادمان میرود کیفمان را کجا گذاشتهایم، نام فردی را که میشناسیم برای چند لحظه از ذهنمان میرود یا گاهی فراموش میکنیم چه چیزی میخواستیم بگوییم. این نوع فراموشیها طبیعی است و لزوما جای نگرانی ندارد، اما مساله زمانی باید جدی پیگیری شود که این فراموشیها بارها تکرار شده و بر روند عادی زندگی ما تاثیر منفی بگذارد.
وی افزود: بهعنوان مثال وقتی فرد قرارهای مهمی مثل یک مصاحبه کاری را فراموش میکند یا در انجام کارهای روزمرهای که قبلا بهسادگی از عهده آن برمیآمد دچار مشکل میشود، مثلا شماره تلفن خانه خود را به یاد نمیآورد، باید آن را جدی گرفت. نکته مهمی که باید به آن دقت کرد، تعداد دفعات تکرار این فراموشیها و میزان آسیبی است که به زندگی فرد وارد میکند. همچنین باید وضعیت کنونی حافظه فرد را با گذشته خودش مقایسه کرد. اگر فرد قبلا حافظه خوبی داشته و اکنون دچار افت عملکرد شده، این تفاوت معنادار نیازمند بررسی دقیقتر است.
تفاوت حواسپرتی با اختلال حافظه
این روانشناس با بیان اینکه میان حواسپرتی و اختلال حافظه تفاوت وجود دارد، اظهار کرد: حواسپرتی به این معناست که اطلاعات از همان ابتدا بهدرستی وارد ذهن نمیشوند، یعنی فرد توجه و دقت کافی به موضوع ندارد. مثلا ممکن است در حالی که با تلفن صحبت میکنید کیف یا کلید خود را جایی بگذارید یا دانشآموزی که همزمان با تدریس معلم با دوستش صحبت میکند، تمرکز لازم را روی درس نداشته باشد، اینها نمونههایی از حواسپرتی هستند.
عزیزی معین ادامه داد: در مقابل در اختلال حافظه، فرد ممکن است اطلاعات را دقیق دریافت و بهخوبی توجه کرده باشد، اما در نگهداری یا بازیابی آن دچار مشکل میشود. بهعنوان مثال فردی که شماره تلفن خانهاش را از قبل کاملا حفظ بوده اما اکنون آن را فراموش کرده، در مرحله «بهسپاری» مشکل ندارد، بلکه در مرحله نگهداری یا یادآوری دچار چالش است. بهطور خلاصه میتوان گفت که حواسپرتی مستقیما به تمرکز مربوط میشود و مانع از ثبت درست اطلاعات میگردد، اما اختلال حافظه مربوط به نقص در سیستم ذخیره و فراخوانی اطلاعات در ذهن و مغز است.
فراموشی واژهها یا نامها
وی با اشاره به اینکه گاهی نامها یا واژهها را فراموش میکنیم اما بعدتر ناگهان به یاد میآوریم، اظهار کرد: این اتفاق برای خیلی از ما پیش میآید. از نظر روانشناسی، این موضوع به فرایند بازیابی اطلاعات از حافظه مربوط میشود. گاهی اطلاعات در ذهن و حافظه ما وجود دارند، اما در آن لحظه نمیتوانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم. مثلا ممکن است در حال صحبت با کسی باشیم و اسم فرد آشنا را به یاد نیاوریم، در حالی که چهرهاش را میشناسیم و حتی میدانیم کجا با او آشنا شدهایم، ولی چند دقیقه بعد، وقتی دیگر به آن اسم فکر نمیکنیم، ناگهان نام به ذهنمان میآید یا زمانی که اسم یک بازیگر را به یاد نمیآوریم اما چهره و فیلمهایی که بازی کرده در ذهنمان هست.
این روانشناس گفت: یکی از توضیحات این پدیده این است که گاهی بین اطلاعات ذخیرهشده در حافظه و نشانههایی که برای بازیابی به آنها احتیاج داریم، ارتباط کافی برقرار نمیشود بههمین دلیل ممکن است بهصورت موقت آن اطلاعات به ذهنمان نیاید، اما با تغییر موقعیت یا دریافت چند نشانه، اطلاعات دوباره بازیابی شود. این اتفاق درباره نام افراد و واژهها بسیار شایع است، چون اسمها معمولا ارتباط معنایی کمتری با ویژگیهای شخصی دارند. با این حال فراموشی یک اسم یا واژه به این معنی نیست که حافظهمان دچار اختلال شده است، اما زمانی که این مساله تکرار شود و با مشکلات دیگری مانند اشکال در یادگیری، اختلال در صحبت کردن یا حتی در انجام کارهای روزمره همراه باشد، بهتر است به یک پزشک و روانشناس مراجعه شود.
انتهای پیام
