محمدجواد استادی در گفتوگو با ایسنا در تشریح آسیبهای اجتماعی موجود در میان دانشجویان و عوامل زمینهساز آنها، اظهار کرد: برای بررسی آسیبهای اجتماعی در فضای دانشگاه باید در دو سطح به موضوع نگاه کرد؛ نخست، آسیبهای عمومی که در کل جامعه وجود دارند و دانشگاه نیز بهعنوان بخشی از جامعه ایران از آنها تأثیر میپذیرد و دوم، آسیبهایی که بهطور اختصاصی در فضای دانشگاهی و علمی بروز پیدا میکنند.
وی بیان کرد: آسیبهای اجتماعی موجود در دانشگاه را نمیتوان جدا از فضای عمومی جامعه بررسی کرد؛ زیرا بسیاری از مسائلی که در سطح جامعه با آنها مواجه هستیم، در محیط دانشگاه نیز وجود دارند. برای مثال، ممکن است در نتیجه تحولات هویتی، تغییرات فناورانه و مدرن شدن فضای اجتماعی، برخی ارزشهای اخلاقی و ارزشهای بنیادین جامعه در فضای عمومی کشور کمرنگتر شده باشند. دانشگاه نیز از این تحولات جدا نیست و دانشجویان، بهعنوان بخشی از نسل جوان جامعه، تحت تأثیر آنها قرار دارند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به دگرگونیهای هویتی بهعنوان یکی از مسائل مهم جامعه ایران، تصریح کرد: یکی از مسائل قابل بررسی در این زمینه، تحول در نسبت نسلهای جدید با سنت است. جامعه ایرانی در جریان نوسازی و مدرنیزاسیون، تغییراتی در شیوه ارتباط با میراث و معارف فرهنگی و سنتهای خود تجربه کرده است. در برخی زمینهها این پیوند کمرنگتر شده و آثار آن را میتوان در دانشگاه و میان دانشجویان نیز بررسی کرد.
استادی، سطحینگری و سطحیگرایی را از دیگر چالشهای عمومی دانست و خاطرنشان کرد: شتاب تحولات اجتماعی و فناورانه میتواند زمینه گسترش نگاههای سطحی را فراهم کند. این مسئله فقط به دانشگاه محدود نیست و در مدارس، خانوادهها و دیگر بخشهای جامعه نیز قابل بررسی است؛ بنابراین، در کنار آسیبهای اختصاصی فضای دانشگاهی، باید به این مسائل عمومی نیز توجه کرد.
وی با بیان اینکه فضای علمی و دانشگاهی باید واجد اصول و ارزشهای خاص خود باشد، افزود: فرهنگ گفتوگو به معنای واقعی، تضارب آرا، جدی بودن رویکرد در تولید علم و رعایت اخلاق حرفهای از جمله اصولی است که باید در محیط علمی مورد توجه قرار گیرد. مهمتر آن که انقلاب اسلامی نیز آرمانها و ارزشهایی را برای فضای علمی و دانشگاهی مطرح کرده است که باید در صورتبندی الگوی مطلوب دانشگاه ایرانی نقش داشته باشد.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی ادامه داد: انتظار این است که دانشگاه ایرانی در مدار تفکر انقلاب اسلامی توسعه پیدا کند و ارزشهای انقلاب اسلامی را دنبال کند. در این سطح نیز با مشکلاتی مواجه هستیم و باید بررسی کنیم که تا چه اندازه اصول و ارزشهایی که برای فضای علمی و دانشگاهی در نظر گرفته شده، در عمل مورد توجه قرار دارند.

عوامل شکلگیری آسیبهای اجتماعی در دانشگاه
استادی درباره عوامل شکلگیری آسیبهای اجتماعی در میان دانشجویان گفت: این آسیبها معلول یک عامل واحد نیستند، بلکه دلایل مختلفی با وزنها و تأثیرگذاریهای متفاوت در کنار یکدیگر قرار میگیرند و زمینه بروز این مسائل را فراهم میکنند.
وی با اشاره به نقش نظام تربیتی پیشین دانشجویان اظهار کرد: دانشجویان با مجموعهای از تجربهها و تربیتهای پیشین وارد دانشگاه میشوند. ممکن است در نظام تربیتی پیش از دانشگاه، از جمله خانواده یا آموزشوپرورش، اختلالاتی وجود داشته باشد که آثار آن به فضای دانشگاه نیز منتقل شود. بنابراین، نمیتوان آنچه را در دانشگاه اتفاق میافتد، صرفاً به خود محیط دانشگاه محدود کرد و باید به زمینههای تربیتی پیش از ورود دانشجویان به دانشگاه نیز توجه داشت.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی، عوامل اقتصادی را از دیگر زمینههای شکلگیری آسیبها دانست و بیان کرد: اقتصاد نیز در بروز این مشکلات تأثیرگذار است؛ زیرا عوامل اقتصادی بر انگیزهها و افقی که دانشجو برای آینده خود متصور میشود، اثر میگذارند. در کنار آن، نبود سیاستگذاری کلان یا وجود اختلال در سیاستگذاری فضای دانشگاهی میتواند این آسیبها را پررنگتر کند.
استادی با انتقاد از کمتوجهی به ابعاد تربیتی و رشد در نظام آموزش عالی، تصریح کرد: یکی از مشکلات این است که در دانشگاه، بُعد مهارتی و فنی را پررنگ کردهایم، اما بُعد تربیتی و مسئله رشد را نادیده گرفتهایم. دانشگاه به نظامی تبدیل شده که مجموعهای از مهارتهای فنی را آموزش میدهد؛ در حالی که قرار است در محیط دانشگاه، تحولات تربیتی نیز شکل بگیرد و زمینه رشد دانشجو فراهم شود.
وی افزود: در سیاستگذاری دانشگاهی، رویکرد رشد کمتر مورد توجه قرار گرفته است و تمرکز بیشتر بر آموزش مسائل فنی و مهارتی بوده است. در نتیجه، بخشی از کارکردی که دانشگاه باید در حوزه تربیت و رشد دانشجو داشته باشد، کمرنگ شده است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر ضرورت داشتن افق روشن برای دانشگاه، خاطرنشان کرد: دانشگاه باید افق و جهت حرکت مشخصی داشته باشد. به اعتقاد من، فضای دانشگاهی ایران به تحولی جدی نیاز دارد تا بتواند نسبت خود را با آرمانهای انقلاب اسلامی و تأکیدات امام شهید در حوزه علم، تربیت و مسئولیت اجتماعی روشنتر و عمیقتر تعریف کند.

مسئلهشناسی؛ پیشنیاز شناخت و پیشگیری از آسیبها
استادی در پاسخ به این پرسش که دانشگاه تا چه اندازه در شناسایی زودهنگام آسیبهای اجتماعی و پیشگیری از آنها موفق بوده است، گفت: مهمترین مسئلهای که با آن مواجه هستیم، مسئله شناخت است؛ زیرا هر اقدامی که بخواهیم انجام دهیم، باید مبتنی بر شناخت باشد. هنگامی که یک پدیده را بهدرستی نمیشناسیم و ابعاد آن را نمیدانیم، نمیتوانیم از ظرفیتهای موجود برای مواجهه با آن استفاده کنیم یا مشکلاتی را که در آن پدیده وجود دارد، برطرف کنیم.
وی با اشاره به اهمیت مسئلهشناسی و نگاه مسئلهمحور اظهار کرد: یکی از مشکلات جدی ما، بیتوجهی به مسئلهشناسی با هدف دستیابی به شناخت است. مسئلهشناسی یک رویکرد علمی، متدولوژیک و روشمند است. ما در فضای اجتماعی با مشکلات، خطرات و ناهنجاریهایی مواجه میشویم و آنها را دریافت میکنیم، اما در بسیاری از موارد نمیتوانیم آنها را حل کنیم؛ زیرا این پدیدهها به مسئلهای روشن و قابل بررسی تبدیل نشدهاند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی ادامه داد: علم و دانش میتوانند به حل مسائل کمک کنند؛ اما برای این کار، ابتدا باید پدیده به مسئلهای دقیق و قابل بررسی تبدیل شود. برای مثال، رفتارهایی مانند دروغگویی یا مسائل اجتماعی مورد گفتوگو درباره پوشش و حجاب، هرکدام نیازمند شناخت زمینهها و ابعاد گوناگون خود هستند. مسائلی مانند اعتیاد نیز برای همگان قابل مشاهدهاند؛ اما صرف مشاهده این پدیدهها به معنای شناخت دقیق آنها نیست.
استادی افزود: زمانی امکان حل این مشکلات فراهم میشود که آنها بهدرستی صورتبندی و به مسئله تبدیل شوند. در این مرحله، روشهای علمی و میانرشتهای میتوانند به کمک بیایند تا حوزههای مختلف، مسئله را بهدرستی بشناسند و در نهایت برای حل آن اقدام کنند. هنگامی که مسئله شناخته و حل شود، تعارضها و پیامدهایی که از آن با عنوان آسیب اجتماعی یاد میکنیم نیز کاهش پیدا میکنند.
وی با تأکید بر اینکه ارزیابی عملکرد دانشگاه در این زمینه نیازمند دقت بیشتری است، بیان کرد: اینکه دانشگاه تا چه اندازه وارد فرایند مسئلهشناسی شده است، موضوعی است که باید دقیقتر بررسی شود. این سخن به معنای آن نیست که دانشگاه کمکاری کرده یا آنگونه که باید عمل نکرده است؛ بلکه نکته مهمتر، میزان اعتقاد سیاستگذاران و کارگزاران فرهنگی به رویکرد مسئلهشناسی است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی توضیح داد: اگر موضوع، آسیبهای اجتماعی درون دانشگاه باشد، خود دانشگاه باید رویکرد مسئلهشناسی داشته باشد تا بتواند مسائل محیط خود را حل کند. اما اگر قرار باشد از ظرفیت دانشگاه برای شناخت و مسئلهشناسی مسائل اجتماعی استفاده شود، مدیران و کارگزاران جامعه نیز باید به این رویکرد اعتقاد داشته باشند، آن را باور کنند و با آن آشنا باشند.
استادی با اشاره به تجربههای جهانی در زمینه حل مسائل اجتماعی اظهار کرد: تجربههای مختلف در جهان نشان میدهد هر جا مسئلهشناسی مبنای کنش مدیر قرار گرفته و بهشکل علمی، روشمند و به دور از نگاههای صرفاً تجربی دنبال شده است، امکان مواجهه مؤثرتر با مسائل فراهم شده است. این موضوع بهویژه در حوزه فرهنگ اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا فرهنگ و اجتماع از پیچیدهترین حوزهها هستند و شناخت آنها بهمراتب پیچیدهتر از حوزههای فنی است.
وی افزود: هرگاه رویکرد مسئلهشناسی بهدرستی به کار گرفته شود، میتوان انتظار داشت زمینه مواجهه مؤثرتر با معضلات و آسیبهای اجتماعی فراهم شود. از این منظر، یکی از ضرورتها تقویت توجه مدیران به مسئلهشناسی است. گاهی مسئلهشناسی بهجای آنکه مبنای تصمیمگیری و اقدام باشد، فعالیتی حاشیهای و در کنار سایر اقدامات تلقی میشود.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی خاطرنشان کرد: اگر این باور اصلاح شود و مسئلهشناسی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، بسیاری از اقدامات بعدی پیچیدگی کمتری خواهند داشت.

دانشگاه و ضرورت تقدم پیشگیری بر مداخله
استادی درباره اینکه تمرکز دانشگاه برای کاهش آسیبهای اجتماعی باید بر پیشگیری باشد یا مداخله پس از بروز آسیب، گفت: دانشگاه قطعاً در حوزه شناخت و پیشگیری نقش دارد؛ اما برای توضیح این نقش باید به کارکرد دانشگاه و جایگاه دانشجویان و استادان توجه کرد.
وی با اشاره به تفاوت تأکیدهای موجود در الگوهای گوناگون دانشگاهی اظهار کرد: در برخی رویکردها، تربیت متخصص و پاسخگویی به نیازهای بازار کار از کارکردهای اصلی دانشگاه به شمار میرود؛ اما در نگاه انقلاب اسلامی، دانشگاه نباید صرفاً به این کارکردها محدود شود. دانشگاه همچنین کانونی برای تربیت انسان متعهد، آگاه و مسئولیتپذیر است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی ادامه داد: اگر دانشجو در چنین نظام دانشگاهی تربیت شود، طبیعتاً پس از خروج از دانشگاه یا حتی در دوران تحصیل، نسبت به بیعدالتی، نابرابریهای اجتماعی و محرومیتها سکوت نمیکند و نسبت به آنها بیتفاوت نخواهد بود. بنابراین، اگر دانشگاه کارکرد بنیادین خود را ایفا کند، در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نیز مؤثر خواهد بود.
استادی تصریح کرد: دانشگاه در این نگاه، صرفاً مصرفکننده دانش نیست؛ بلکه باید زمینهای فراهم کند تا دانایی و علم در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرد. اگر چنین رویکردی محقق شود، بسیاری از آسیبها اساساً شکل نمیگیرند یا در کمترین سطح بروز پیدا میکنند. در این صورت، بخش کمتری از توان دانشگاه صرف برطرف کردن آسیبهایی خواهد شد که پیشتر در جامعه شکل گرفتهاند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی افزود: دانشگاه در شناخت آسیبها و زمینههای شکلگیری آنها نقش بسیار مهمی دارد و اگر این نقش بهدرستی ایفا شود، امکان حل مشکلات نیز افزایش پیدا میکند. البته دانشجو نباید صرفاً خود را نیروی اجرایی بداند که قرار است در چارچوبی از پیش طراحیشده و به دستور دیگران فعالیت کند؛ بلکه باید در شناخت مسئله نیز نقش داشته باشد.
استادی با اشاره به تنوع دانشجویان از نظر قومی، فرهنگی و سلیقهای بیان کرد: دانشجویان از اقوام، قومیتها، سلایق و طیفهای مختلف جامعه هستند. همین تنوع و تکثر میتواند به شناخت بهتر مسائل کمک کند و امکان بررسی یک مسئله از منظرهای فرهنگی گوناگون را فراهم آورد.
وی با تأکید بر اینکه دانشگاه از مردم جدا نیست، گفت: اندیشه انقلاب اسلامی، اندیشهای اجتماعی است. امام شهید و بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، بارها بر ظرفیت مردم برای ایجاد تحول تأکید کردهاند. یکی از ظرفیتهای تخصصی و مردمی کشور نیز در دانشگاهها قرار دارد.
انتهای پیام
