پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ | ۰۸:۵۸
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
شهر را برای همه ببینیم

شهر را برای همه ببینیم

آذربایجان شرقی (ایسنا) - هفت‌سالگی برای جواد پاکیزه با یک سرماخوردگی ساده آغاز شد، اما ابتلا به مننژیت مغزی، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد و او را به کم‌بینایی دچار کرد، با این حال، محدودیت بینایی نتوانست اراده‌اش را برای کار و تلاش از او بگیرد. سال ۱۳۷۳، خانه‌به‌خانه و همراه با مسئول بهزیستی راهی می‌شود تا افراد نابینا و کم‌بینا را شناسایی کند.

قدم‌هایی که او را به زندگی کسانی پیوند می‌زند که شاید سال‌ها در گوشه خانه‌ها از نگاه جامعه پنهان مانده بودند. 

پاکیزه از همان روزها تصمیمی را با خود همراه کرده که هنوز هم به آن وفادار است، تصمیمی که با صدایی آمیخته به احساس از آن می‌گوید: «تا زنده هستم، دست از کمک به هم‌نوعانم برنمی‌دارم.»

شاید در جامعه ما، جوادها کم نباشند، آدم‌هایی که روزگار از همان سال‌های کودکی، سختی را به آن‌ها شناسانده، اما نتوانسته امید و اراده را از آن‌ها بگیرد. آدم‌هایی که با وجود محدودیت‌هایشان، نه‌تنها برای ساختن زندگی خود تلاش می‌کنند، بلکه دست دیگران را هم می‌گیرند تا هیچ‌کس به‌خاطر محدودیت‌هایش، از زندگی و جامعه کنار گذاشته نشود. 

شاید در گوشه‌وکنار این شهر، جوادهای دیگری هم باشند که بی‌هیاهو می‌جنگند، امید می‌سازند و بی‌آنکه دیده شوند، زندگی دیگران را روشن‌تر می‌کنند.

روز جهانی عصای سفید، فرصتی است تا این آدم‌ها را نه با محدودیت‌هایشان، بلکه با توانایی‌ها، آرزوها و تلاش‌هایشان بشناسیم. آن‌ها بیش از ترحم، به فرصت برابر نیاز دارند، به خیابان‌هایی امن، مسیرهایی قابل دسترس، شغلی شایسته و جامعه‌ای که پیش از دیدن عصای سفید، انسان پشت آن را ببیند. شاید ما نتوانیم همه دشواری‌های مسیرشان را برطرف کنیم، اما می‌توانیم با تغییر نگاهمان، بخشی از این مسیر را هموارتر کنیم، چون هیچ‌کس نباید برای دیده شدن توانایی‌هایش، بیش از دیگران تلاش کند.

بیایید با هم ببینیم/ شهر را برای همه ببینیم/ سفیدی یک عصا و رنگارنگی یک دنیا

قول داده‌ام تا آخرین نفس به هم‌نوعانم کمک کنم

جواد پاکیزه شهروند ۵۶ ساله کم‌بینا در گفت‌وگو با ایسنا از سال‌هایی می‌گوید که با وجود محدودیت بینایی و مشکلات معیشتی، برای شناسایی افراد دارای معلولیت در پارس‌آباد تلاش کرد و در نهایت توانست ۸۳ فرد نابینا را در این منطقه شناسایی کند، تلاشی که با گذشت سال‌ها، یادآوری آن روزها هنوز هم بغضش را تازه می‌کند.

پاکیزه ادامه می‌دهد: از هفت‌سالگی و پس از ابتلا به سرماخوردگی و عارضه‌ای به نام مننژیت مغزی دچار آسیب بینایی شده‌ام. من و همسرم در اداره برق تبریز مشغول به کار بودیم به دلایلی به پارس‌آباد رفتیم تا در آنجا کاری را شروع کنم، اما کارم آن‌طور که انتظار داشتم پیش نرفت. به همین دلیل به اداره بهزیستی آن منطقه مراجعه کردم تا بتوانم از طریق این مجموعه فعالیتی داشته باشم.

او ادامه می‌دهد: وقتی به بهزیستی مراجعه کردم، به من گفتند در این منطقه اصلاً فرد نابینایی وجود ندارد. برایم قابل باور نبود و با خودم گفتم مگر می‌شود در یک منطقه هیچ فرد نابینا یا کم بینایی زندگی نکند؟ به همین دلیل، با پیگیری و دریافت مجوزهای لازم، تصمیم گرفتم وضعیت افراد دارای معلولیت را در منطقه بررسی کنم.

این شهروند کم‌بینا با بیان اینکه شناسایی افراد دارای معلولیت به دلیل شرایط فرهنگی منطقه کار آسانی نبود، می‌افزاید: در آن زمان، برخی خانواده‌ها به دلیل شرایط فرهنگی و نگاه جامعه، معلولیت اعضای خانواده خود را پنهان می‌کردند. برای همین، کار را به‌صورت خانه‌به‌خانه آغاز کردیم و پس از حدود شش ماه فعالیت در پارس‌آباد و مناطق اطراف آن، موفق شدیم ۸۳ فرد نابینا را شناسایی کنیم. البته فعالیت ما فقط به نابینایان محدود نبود و سایر افراد دارای معلولیت را نیز شناسایی می‌کردیم.

پاکیزه می‌گوید: پس از شش ماه، برای ادامه فعالیت در بهزیستی با من قرارداد بستند. آن زمان سال ۱۳۷۳ بود و حقوقم سه هزار تومان تعیین شده بود که ۲۰۰ تومان آن بابت مالیات کسر می‌شد و بقیه را دریافت می‌کردم.

او با یادآوری دشواری‌های معیشتی می‌گوید: واقعاً نمی‌توانستم با آن حقوق زندگی کنم و از نظر مالی در شرایط سختی قرار داشتم. چند دختر در آن منطقه بودند که با هزار امید آمده بودند تا چیزی یاد بگیرند. به آن‌ها گفتم دیگر نمی‌توانم بمانم و می‌خواهم بروم، اما آن‌ها نمی‌خواستند من آنجا را ترک کنم.بهزیستی در آن زمان برای رفت‌وآمد این دختران هزار و ۸۰۰ تومان هزینه پرداخت می‌کرد. آن‌ها هزینه رفت‌وآمد خود را جمع کردند و داخل پاکتی گذاشتند و به من دادند. گفتند این پول را جمع کرده‌ایم تا شما نروید و ما را تنها نگذارید، این پول را به شما می‌دهیم، فقط بمانید و ما را رها نکنید.

پاکیزه با بیان اینکه هنوز هم وقتی این خاطرات را بازگو می‌کنیم بغض دارم و تن و بدنم می‌لرزد می‌گوید: وقتی دیدم این دختران با وجود شرایط سخت زندگی و امکانات محدود، چنین امیدی به حضور من دارند، احساس کردم نمی‌توانم آن‌ها را تنها بگذارم. همین اتفاق باعث شد با خودم عهد کنم تا زمانی که زنده هستم، به هم‌نوعانم کمک کنم.

او تأکید می‌کند: به خودم قول داده‌ام تا آخرین نفس به افراد دارای معلولیت کمک کنم. به همین دلیل، حتی در شرایطی که مشکلات زندگی خودم زیاد بوده، تلاش کرده‌ام تا جایی که می‌توانم به هم‌نوعانم خدمت کنم و این کار را به‌صورت رایگان انجام می‌دهم.

ادامه مسیر خدمت با وجود مشکلات جسمی

این شهروند کم‌بینا با اشاره به مشکلات جسمی خود می‌گوید: در ادامه زندگی، آسیبی به پایم وارد شد که باعث شد توانایی کار کردن را از دست بدهم. با این حال، تعهدی که نسبت به افراد دارای معلولیت احساس می‌کنم، همچنان برایم اهمیت دارد و تلاش می‌کنم در حد توانم به آن‌ها کمک کنم.

پاکیزه از فعالیت‌های دخترانش در زمینه کمک به دیگران یاد می‌کند و می‌گوید: دو دخترم، ساحل پاکیزه که دندان‌پزشک هست، در موارد بسیاری به افراد دارای معلولیت و هم‌طیف‌های من کمک می‌کند سلما پاکیزه نیز دانشجوی دکتری روان‌شناسی است.

نگاه جامعه، افراد دارای معلولیت را به انزوا می‌کشاند

محمد هادی، دانشجوی نخبه مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز که کم‌بیناست نیز در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به نقش رسانه‌ها در فرهنگ‌سازی و تغییر نگرش جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت، می‌گوید: رسانه‌ها را بیشتر در مناسبت‌ها و مراسم‌ها می‌بینیم، در حالی که نقش آن‌ها در آگاهی‌بخشی و اصلاح نگاه جامعه بسیار فراتر از این حضورهای مناسبتی است و مرجعیت رسانه‌های امروزی حتی از صداوسیما نیز بیشتر است.

او با بیان اینکه افراد دارای معلولیت برای برخورداری از حق حضور و مشارکت در جامعه تلاش می‌کنند، اظهار کرد: ما تلاش می‌کنیم تا حدودی حق حضور در جامعه را داشته باشیم و مؤسسه نابینایان بصیر نیز تا حد زیادی در این مسیر به ما کمک می‌کند، اما بخشی از مشکلات همچنان به فرهنگ‌سازی و نوع نگاه جامعه به افراد دارای معلولیت بازمی‌گردد.

این دانشجوی نخبه دانشگاه تبریز با اشاره به اهمیت جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن افراد دارای معلولیت، می‌افزاید: بخشی از این فرایند در خانواده شکل می‌گیرد، اما بخش دیگر به جامعه و میزان پذیرش افراد دارای معلولیت از سوی دیگران مربوط می‌شود. باید دید جامعه تا چه اندازه حضور این افراد را می‌پذیرد و برای توانمندی‌های آن‌ها ارزش قائل است.

هادی با بیان اینکه نگاه نادرست جامعه می‌تواند فرصت‌های شغلی را از افراد دارای معلولیت بگیرد، ادامه می‌دهد: گاهی افراد دارای معلولیت با وجود برخورداری از توانمندی‌های لازم برای انجام یک کار، به دلیل محدودیت جسمی یا حسی خود با قضاوت‌های نادرست مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی، به جای آنکه توانایی‌های فرد دیده شود، او را سربار جامعه می‌دانند و همین نگاه باعث می‌شود فرصت‌های شغلی از دست برود.

او با تأکید بر اینکه آثار این نگرش محدود به اشتغال نیست، می‌گوید: وقتی جامعه با نگاه مناسبی به افراد دارای معلولیت نگاه نمی‌کند، این مسئله در حوزه‌های مختلفی از جمله اشتغال، ازدواج و روابط اجتماعی خود را نشان می‌دهد. در واقع، افراد دارای معلولیت علاوه بر محدودیت‌هایی که با آن‌ها مواجه هستند، باید با قضاوت‌ها و پیش‌داوری‌های اجتماعی نیز مقابله کنند.

او خاطرنشان می‌کند: گاهی افراد دارای معلولیت از سوی جامعه طرد می‌شوند و برخی افراد، معلولیت را نوعی نقص یا ضایعه می‌دانند. تداوم چنین نگرشی می‌تواند زمینه انزوای افراد دارای معلولیت را فراهم کند، در حالی که با تغییر نگاه جامعه و توجه به توانمندی‌های این افراد، می‌توان زمینه حضور فعال‌تر و مشارکت مؤثرتر آن‌ها را در عرصه‌های مختلف فراهم کرد.

کف‌پوش‌های نابینایان گاهی به دیوار و جوی آب ختم می‌شوند!

امیررضا کریم‌زاده فارغ‌التحصیل رشته مدیریت آموزش از دانشگاه تهران و دبیر رسمی آموزش‌وپرورش که خود نیز کم‌بیناست و در مدرسه نابینایان تدریس می‌کند، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به مشکلات آموزشی و شهری افراد نابینا و کم‌بینا، می‌گوید: اگرچه کتاب‌های درسی تا مقطع دبیرستان قابلیت تبدیل به خط بریل را دارند، اما در مقاطع دانشگاهی به دلیل حجم بالای کتاب‌ها، تبدیل منابع آموزشی به بریل با دشواری‌های زیادی همراه است و همین مسئله باعث می‌شود بسیاری از دانشجویان نابینا و کم‌بینا به استفاده از کتاب‌های صوتی روی بیاورند.

او با اشاره به مشکلات افراد نابینا و کم‌بینا در محیط‌های شهری، می‌افزاید: یکی از مشکلات موجود به طراحی و اجرای مسیرهای ویژه نابینایان و کف‌پوش‌های حسی مربوط می‌شود. در برخی مسیرها، این کف‌پوش‌ها به جای آنکه فرد را به مقصدی مشخص و امن هدایت کنند، به جوی آب یا دیوار ختم می‌شوند و همین مسئله می‌تواند رفت‌وآمد مستقل افراد نابینا را با مشکل مواجه کند.

او می‌افزاید: اجرای کف‌پوش‌های حسی زمانی می‌تواند مؤثر باشد که اصول استاندارد در طراحی و جانمایی آن‌ها رعایت شود و مسیر به شکلی ایمن و قابل استفاده ادامه پیدا کند، در غیر این صورت، نه‌تنها کمکی به تردد افراد نابینا نمی‌کند، بلکه ممکن است آن‌ها را با خطر مواجه کند.

کریم‌زاده با اشاره به وضعیت مسیرهای ویژه حمل‌ونقل عمومی، می‌گوید: در مسیرهای اتوبوس‌های تندرو یا بی‌آرتی نیز جایگاه و شرایط مناسبی برای استفاده مستقل افراد نابینا و کم‌بینا در نظر گرفته نشده است و این موضوع یکی دیگر از مشکلاتی است که این افراد در رفت‌وآمدهای روزمره با آن مواجه هستند.

آسیب بینایی نباید ملاک قضاوت درباره افراد باشد

آنیتا سرتیپی، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان انگلیسی دانشگاه تبریز و فعال در عرصه خبرنگاری، که خود نابیناست در گفت‌وگو با ایسنا با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه جامعه به افراد دارای معلولیت، می‌گوید: آسیب بینایی نباید مبنای قضاوت درباره افراد قرار بگیرد و جامعه باید به جای تمرکز بر محدودیت‌های بینایی، توانمندی‌ها و قابلیت‌های آن‌ها را ببیند.

او می‌افزاید: انتظار این است که افراد دارای معلولیت نیز مانند سایر افراد جامعه و بدون پیش‌داوری مورد قضاوت قرار بگیرند و تفاوت شرایط جسمی یا حسی آن‌ها، مانعی برای حضور و فعالیتشان در عرصه‌های مختلف نباشد، هرچند با توجه به نگرش‌های موجود در جامعه، تحقق چنین انتظاری شاید در شرایط فعلی آرمانی به نظر برسد.

بیایید با هم ببینیم/ شهر را برای همه ببینیم/ سفیدی یک عصا و رنگارنگی یک دنیا

نابینایان هنوز برای استخدام و انجام امور بانکی با محدودیت روبه‌رو هستند

حسین پورعلی، مدیرعامل مؤسسه نابینایان بصیر که خود نیز نابیناست در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به موانع اشتغال افراد نابینا می‌گوید: برخی داوطلبان نابینا در آزمون‌های استخدامی آموزش‌وپرورش، به دلیل نداشتن بینایی رد شده‌اند، در حالی که توانایی افراد باید متناسب با شرایط تخصصی هر شغل ارزیابی شود، نه صرفاً بر اساس محدودیت بینایی آن‌ها.

او یکی از مشکلات نابینایان را وجود موانع فیزیکی در مسیرهای شهری دانسته و می‌افزاید: گاهی تجهیزات و موانعی که در پیاده‌روها نصب می‌شوند، خود به عاملی برای تهدید ایمنی افراد نابینا تبدیل می‌شوند. همچنین در برخی ادارات، بیمارستان‌ها و مراکز خدماتی، مسیرهای حسی مناسب و نیروی آموزش‌دیده برای راهنمایی ما وجود ندارد و همین مسئله، تردد مستقل آن‌ها را دشوار می‌کند.

پورعلی با اشاره به مشکلات نابینایان در استفاده از خدمات بانکی و الکترونیکی می‌افزاید: با وجود پیش‌بینی تسهیلاتی برای انجام مستقل امور بانکی، برخی بانک‌ها همچنان افراد نابینا را به معرفی امین ملزم می‌کنند. از سوی دیگر، سامانه‌ها و اپلیکیشن‌های خدماتی نیز باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که نابینایان بتوانند بدون وابستگی به دیگران از آن‌ها استفاده کنند. 

او خاطرنشان کرد: دشواری استفاده از مترو و محدودیت در تردد مستقل نیز از دیگر مشکلات طیف همنوع من است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها