سیدمحمدکاظم سجادپور در نشست هسته سیاست خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی مشهد، به تحلیل ابعاد بینالمللی جنگ اخیر پرداخت و اظهار کرد: پیش از هر چیز باید اشاره کنم که این جنگ جریان دارد و هنوز پایان نیافته است. از این رو، نمیتوان با قطعیت از سرنوشت نهایی آن سخن گفت. با این حال، برای روشن شدن موضوع میتوان در سه حوزه بازیگران، نوع کنشها و نوع محیط و کیفیت جو بینالمللی سخن گفت.
وی با اشاره به بههمپیوستگی همه چیز در دنیای روابط بینالملل، اضافه کرد: سیاست داخلی ایالات متحده و انتخابات میاندورهای آن با این جنگ ارتباط دارد و به یک رفتار خارجی از سوی ایالات متحده منجر میشود. از سوی دیگر، سیاست داخلی رژیم صهیونیستی و قرار گرفتن آن در آستانه انتخابات پارلمانی و تعیین دولت، بر محیط بینالمللی اثرگذار است. لذا سرنوشت سیاست داخلی کشورهای منطقه، با سیاست خارجی و سیاستهای منطقهای و بینالمللی ما پیوند دارد و نمیتوان مسائل را از یکدیگر جدا کرد.
عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه با بیان اینکه بدون توجه به تحول وقایع، متغیرها و عناصر تعیینکننده تحلیل درست ممکن نیست، ادامه داد: گاهی در فاصله چند ساعت آنقدر تحول رخ میدهد که جمعبندی حتی برای یک روز دشوار میشود. رصد پویاییها و رفتوآمدهای موجود در یک فضا بسیار مهم است. علاوه بر این، ما با یک کنش واحد روبهرو نیستیم و با انواع کنشها و جنبههای ترکیبی از مسائل مواجهیم.
سجادپور با بیان اینکه جنگی مانند این جنگ با این گستردگی کنشگران سابقه نداشته، اظهار کرد: نخست این جنگ میان ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران است و کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز در آن درگیرند. لذا کل منطقه و فراتر از آن، قدرتهای بزرگ نیز درگیرند و به دلیل مسئله انرژی، تقریباً همه بازیگران جهان به نحوی از آن متأثر شدهاند. از منظر روابط بینالملل، این جنگ بسیار پرکنشگر است. هر چند آمریکا، ایران، رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سهم بیشتری در کنشگری دارند، ولی اثرات این جنگ در بیش از هفت ماه گذشته در میان کنشگران جهانی با درجات مختلف قابل مشاهده بوده است.
وی با بیان اینکه صرفاً با کنشگرانی مشخص و کاملاً عقلانی روبهرو نیستیم، اظهار داد: هر یک از کنشگران، در درون خود با مجموعهای از کنشگران و کنشها روبهرو اند و انفعالات داخلی هر یک اهمیت زیادی دارد؛ مهمترین نمونه، ایالات متحده است. در اینکه آیا ایالات متحده سیاستی روشن و عقلانی در قبال این جنگ یا ورود و ادامه حضور در آن دارد، سوالاتی مطرح است. باید گفت این جنگ به شدت فردیشده است. یعنی مهمترین تصمیمگیرنده در این جنگ از سوی آمریکا، ترامپ است.
تقریباً هیچ جنگی در تاریخ معاصر آمریکا اینقدر کمحمایت نبوده است
عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه ادامه داد: جناح روبیو، وزیر خارجه محافظهکار و بسیار نزدیک به نتانیاهو، با جناح ونس و دیگر جناحهای موجود تفاوت دارد. همچنین جریانهایی وجود دارند که جنگ را از منظر تکنوکراتیک و فنی مینگرند. در سوی دیگر، خود کابینه و سایر ارکان دولت آمریکا و شاید مهمتر از آن، جامعه آمریکاست. همه اینها بر یکدیگر اثر میگذارند و رفتار خارجی آمریکا را شکل میدهند.
سجادپور با بیان اینکه جنگ با ایران صرفا انتخاب ترامپ بود، افزود: بر اساس نظرسنجیهای منتشرشده که ارقام آن نوسان دارد، تنها حدود ۲۷ درصد از مردم آمریکا از این جنگ حمایت میکنند. این جنگ، انتخاب ترامپ بوده و توجیه کافی برای آغاز آن وجود ندارد. حتی برخی از اعضای کنگره به صراحت میگویند ترامپ جنگی را آغاز کرد که جنگ ایالات متحده نیست، بلکه جنگ اسرائیل است. از این رو، حمایت از جنگ صورتگرفته بسیار کم است و تقریباً هیچ جنگی در تاریخ معاصر آمریکا اینقدر کمحمایت نبوده است.
وی با بیان اینکه طولانی شدن جنگ به بحران افزایش قیمت انرژی در آستانه انتخابات میاندورهای منجر شده، گفت: سه روز پیش ترامپ همراستا با انتقادهای وارد بر حوزه انرژی اعلام کرد تحریمهای مربوط به روسیه در این حوزه را برمیدارد تا روسیه بتواند گازوئیل وارد بازار کند. به اروپاییها هم فشار آورد تا در چارچوب گروه ۷ این کار را انجام دهند. لذا کشمکش بر سر چگونگی اثرگذاری و مدیریت این جنگ در خود آمریکا نیز وجود دارد. حتی در رژیم صهیونیستی نیز در طول حدود ۲۵ سالی که از دوران نخستوزیری نتانیاهو میگذرد، تمایل به راست در جامعه اسرائیل افزایش یافته و گرایشهای چپ و کارگری تضعیف شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به کنشگری موثر ایران، اضافه کرد: با همه چالشهایی که همواره وجود داشته و این جنگ بر آنها افزوده، این کنشگری، چه در قالب پاسخهای نظامی به حملات آنان و چه در قالب تابآوری اجتماعی، ایران را به کنشگری مؤثر تبدیل کرد. بنابراین وضعیت فعلی برآیند کشمکش درونی کنشگران مختلف، رفتار بیرونی آنان و بههمپیوستگی و اثرگذاری متقابل آنهاست.
وی با بیان اینکه این جنگ فاقد جبههای مشخص است، اظهار کرد: مهمتر از همه، این جنگ، جنگ فناوری است و هوش مصنوعی در آن کاربرد بسیاری داشته است. علاوه بر این ظرفیت فناورانه ایران در تولید موشکها و دیگر ابزارها موجب شگفتی جهان شد. این امر به ساختار و گفتمان سیاسی و نظامی ایران معطوف است. این جنگ فراگیر است یعنی حتی تمدن ایران نیز به موضوعی امنیتی و جنگی تبدیل شده و دشمن درصدد نابودی آن است. نیت خود را آشکار کردهاند؛ از مردم عادی تا کودکان ایرانی در مدارس و پلها، هدف قرار گرفتهاند. به نظر من، این دگرگونی در ماهیت جنگ حائز اهمیت است.
سجادپور با اشاره به اینکه در این جنگ مرزهای حقوق بشردوستانه جابجا شده، اظهار کرد: ایالات متحده از همه اصول حقوق بشردوستانه فاصله گرفت و حتی بحث بهکارگیری سلاحهای هستهای تاکتیکی را آغاز کرده است. هر چند مقامات دولتی در این زمینه مبهم و چندپهلو سخن گفتهاند، اما محافل رسانهای، مؤسسات تحقیقاتی و گاه اسناد دولتی نشان میدهند که استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی در دکترین نظامی فعلی ایالات متحده برای جنگهای منطقهای از جمله ایران پیشبینی شده است. در تاریخ معاصر جهان این سطح از کنش خصمانه در هیچ جنگ دیگری مشاهده نشده است.
آمریکا تنها کنشگر و تعیینکننده وضعیت جهانی نیست
وی با اشاره به پیوند نظام بینالملل با سه مسئله جنگ اوکراین، جنگ ایران و روابط آمریکا و چین، بیان کرد: چین برنده واقعی در سطح بینالمللی است، زیرا بدون آن که هزینهای بپردازد، موقعیت خود را تثبیت کرد. از منظر اخلاقی، ایالات متحده در برابر چین تقریباً در کمتر قضیهای تا این حد شکست خورده بود، زیرا هنوز نتوانسته دلیل قانعکنندهای برای شروع جنگ ارائه دهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل نحوه پایان جنگ اوکراین و جنگ ایران و آمریکا را یکی از نقاط تعیینکننده آینده جهان دانست و اظهار کرد: ما در شرایطی حساس و کمسابقهای قرار داریم. ابهام پیشآمده در روابط بینالملل، بههمریختگی هنجارها، افزایش ناامنی منطقهای و مسائل مربوط به انرژی ثابت کرده است که آمریکا تنها کنشگر و تعیینکننده وضعیت جهانی نیست. ممکن است بتواند جنگی را آغاز کند، اما نمیتواند آن را به شکلی که مطلوب است به پایان برساند. اکنون همه چیز در حال شکلگیری است و در این شکلگیری، ترکیبی از نظم و بینظمی و آشفتگی، با برآمدن قدرتهای جهانی مانند چین و کاهش قدرت و اثرگذاری ایالات متحده و استراتژی اروپا مواجه هستیم.
سجادپور این جنگ را نقطه عطفی در سطح تحولات جهانی دوران پس از جنگ سرد و در تاریخ طولانی ایران دانست و افزود: تاریخ نشان داده که علیرغم ضربات دشمن به ایران بهعنوان یک کنشگر، مدیریت و اداره جنگ را تا این لحظه با معیارهای بسیار قابل توجه و تاریخی دنبال کردیم. امیدواریم در ادامه، دستاوردهایمان بیشتر تثبیت شود و این واقعیت در اذهان شکل گیرد که ایران بازیچهای نیست که دیگران صرفاً با آن بازی کنند، بلکه کنشگری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
انتهای پیام
