گزارشهای منتشرشده در اکتبر نشان میدهد که مناطق نزدیک تنگه بابالمندب، به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل شده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که جنگ و ناامنی در منطقه، اهمیت مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و تجارت را افزایش داده است.
یکی از مهمترین تحولات میدانی، تشدید رقابت بر سر سواحل دریای سرخ و مناطق پیرامون بابالمندب بوده است. این تنگه در جنوبیترین بخش دریای سرخ، مسیر ارتباطی آن با خلیج عدن و یکی از گذرگاههای مهم تجارت میان آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز است. در شرایط عادی سالانه بین ۲۰ تا ۲۶ هزار کشتی از بابالمندب عبور میکنند و نزدیک به یکچهارم ترافیک کانتینری جهان از این مسیر میگذرند. اهمیت این گذرگاه در سال جاری، همزمان با اختلال در تنگه هرمز، افزایش یافته و به همین دلیل تغییر موازنه نظامی در سواحل یمن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد.
در جبهه نظامی، حملات موشکی و پهپادی به خاک عربستان و در مقابل عملیات هوایی علیه مواضع انصارالله، نشانهای از گسترش دامنه تقابل بوده است. در روزهای منتهی به ۱۰ اکتبر، فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض چندین بار هدف حمله قرار گرفت. مقامهای سعودی اعلام کردند که حمله ۱۰ اکتبر دستکم ۱۲ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشته و فعالیت فرودگاه برای بررسی خسارات و ارزیابیهای ایمنی متوقف شده است. روز ۱۱ اکتبر نیز مقامهای عربستان از کشتهشدن یک نفر و زخمیشدن ۱۱ نفر دیگر در حملهای تازه به این فرودگاه خبر دادند.
تداوم حملات به فرودگاه ریاض، آثار درگیری را به بخش حملونقل هوایی و رفتوآمدهای بینالمللی نیز کشانده است. طبق گزارشهای موجود در ۱۲ اکتبر، آسمان ریاض پس از حملات مرگبار روزهای پیشین تقریباً خالی از پرواز شده و مقامات سعودی تعلیق فعالیت فرودگاه را تمدید کردهاند. گزارشهای خبری همچنین از تعلیق پروازهای شماری از شرکتهای هواپیمایی به مقصد ریاض حکایت دارند.
در مجموع، تحولات سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که منازعه یمن بار دیگر به مسئلهای مرتبط با امنیت منطقهای و تجارت بینالمللی تبدیل شده است و خطر گسترش درگیری همچنان در حال افزایش است. بهویژه آنکه هرگونه اختلال پایدار در بابالمندب میتواند فشار مضاعفی بر بازارهای انرژی و مسیرهای دریایی وارد کند. نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور یمن در ۹ اکتبر از بازگشت به جنگی گسترده و گسترش درگیری در چندین جبهه ابراز نگرانی کرد و خواستار کاهش تنش و پیگیری راهحل سیاسی شد.
از سوی دیگر، عربستان در اکتبر ۲۰۲۶ با بحرانی روبهرو شده که پیش از آن سابقه نداشته است. افزایش هزینههای جنگ، کسری بودجه این کشور را به شدت تشدید کرده و این هزینهها در حالی در حال افزایش است که ریاض با بودجه سالانه ۳۵۰ میلیارد دلاری، باید تعهداتی چند تریلیون دلاری به دوش بکشد.
این شرایط ممکن است سرمایهگذاری در مراکز داده، هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات را با خطر جدی مواجه کند. علاوه بر این، ادامه درگیری برنامههای اقتصادی محمد بنسلمان در چشمانداز ۲۰۳۰ مبنی بر کاهش وابستگی به نفت، جذب سرمایهگذاران خارجی و تبدیل عربستان به قطب فناوری منطقه را تهدید میکند.
جنگ یمن و صورتحساب سنگین ریاض
البته این موارد تکرار تجربه سالهای گذشته تقابل ریاض با انصار الله یمن است. انصارالله برای سالها با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی عربستان، ستون فقرات اقتصاد این کشور را هدف قرار دادند. فقط در سه سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹، بیش از ۲۵۰ حمله علیه مواضع سعودی انجام شد. نقطه عطف این منازعه، حمله موشکی - پهپادی ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو بود. در این حمله همه چیز حسابشده و دقیق بود و تعداد کمی از پرتابهها به هدف اصابت نکردند. این موضوع علاوه بر نمایش قدرت نظامی انصارالله، آسیبپذیری بالای زیرساختهای عربستان را آشکار کرد.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا در ۲۰۱۹ چهار سیستم زیرساختی را شناسایی کرد که در تیررس مقاومت یمن قرار دارند. نخست، زیرساختهای نفتی از جمله تأسیسات آرامکو و بیش از ۶۰ کارخانه جداسازی نفت و گاز است. نفت عربستان ترش است و باید سولفید هیدروژن از آن جدا شود؛ در این فرایند تأسیسات ابقیق، جبیل، قطیف و راس تنورا آسیبپذیرند و ابقیق آسیبپذیرترین است.
دوم، زیرساختهای نمکزدایی است. عربستان با بارش محدود و مصرف بیش از حد، به نمکزدایی وابسته شده است. ۷۰ درصد آب آشامیدنی شهرها از نمکزدایی تأمین میشود و راسالخیر بیشترین آسیبپذیری را دارد. سوم، شبکه برق، هدفی استراتژیک که حمله به آن خسارات گستردهای بر جای میگذارد و چهارم سیستم کنترل و جمعآوری دادهها است که فرصت لازم را برای حملات انصارالله فراهم میکند.
با اینکه انصارالله به تمام زیرساختهای ریاض حمله نکرد، اما با فرض تشدید و گسترش منازعات، آسیبپذیری آنها هزینههای سنگین امنیتی برای سعودیها به دنبال داشت. هزینههای نظامی عربستان در سالهای اوج منازعات پیش از ۲۰۲۲ از ۸۷ میلیارد دلار فراتر رفته و حفظ عملیاتهای هوایی، زمینی و دریایی در یمن روزانه ۲۰۰ میلیون دلار هزینه داشت و بخش عظیمی از کل هزینههای این کشور به امور امنیتی اختصاص مییافت. ریاض به عنوان بزرگترین خریدار خارجی تسلیحات آمریکا، ۸۰ درصد تسلیحاتش را از این کشور تامین میکرد.
با این حال، حضور نظامی سعودی در یمن، علاوه بر هزینههای مالی، سابقه حقوق بشری این کشور را در اذهان عمومی زنده کرد. سازمان «فریدام هاوس» در ۲۰۲۲ از ۱۰۰ امتیاز، تنها ۷ امتیاز به آزادیهای عربستان داد. بن امرسون، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، در ۲۰۱۷ اعلام کرد که از آغاز جنگ یمن تا می ۲۰۱۷، ۷۷۰۰ نفر کشته شدهاند که نیمی غیرنظامی بودهاند. دامنه این اتهامات حتی به کاهش حمایت متحد کلیدی یعنی آمریکا رسید. جو بایدن به دلیل زیادهروی عربستان در جنگ یمن، محمولههای تسلیحات تهاجمی را به حالت تعلیق درآورد. امارات نیز که از ابتدا همراه ریاض بود، به تدریج از مواضع خود فاصله گرفت؛ زیرا زودتر از سعودی فهمید ادامه جنگ بیهوده است و نیروهایش را از یمن کاهش داد.
در این فضا بود که ریاض تن به آتشبس ۲۰۲۲ با میانجیگری سازمان ملل داد. اکنون نیز همزمان با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی، ریاض به دنبال راه خروجی از این باتلاق میگردد. اما این بار، برخلاف گذشته، نگاهش به سمت غرب نیست. عربستان سعودی رسماً از چین درخواست میانجیگری داشته است و به پکن اعلام کرد به منظور توقف عملیات نظامی از جمله حملات هوایی آماده آتشبس با یمن است.
در نتیجه با وجود تجربه سالها درگیری و هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی جنگ یمن، این پرسش مطرح میشود که عربستان تا چه اندازه توان و اراده ادامه تقابل با انصارالله را دارد و چرا با وجود پیامدهای پرهزینه این منازعه، همچنان گزینه نظامی را بهطور کامل کنار نگذاشته است؟
بهترین سیاست برای ریاض تکرار همان فرمول آتشبس ۲۰۲۲ است
کامران کرمی، تحلیلگر مسائل عربستان، ریشه اصلی تداوم بحران یمن را مرتبط با مفاد توافق ۲۰۲۲ عربستان و انصارالله میداند که نتوانست دلایل اصلی این نزاع را حل کند.
کرمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بر مبنای مفاد آتشبس ۲۰۲۲، قرار بود فرودگاهها به خصوص بنادر العدیده بازگشایی شود و از محل فروش نفت و درآمدهای جدید دولتی، انصارالله بتواند پرداخت حقوقی داشته باشد. از لحاظ سیاسی هم قرار شد در داخل یمن گفتوگوهایی صورت بگیرد که به تشکیل یک دولت فراگیر بینجامد. اما سعودیها از ۲۰۲۲ تاکنون به مفاد این توافق عمل نکردند.
وی با بیان اینکه با آتشبس ۲۰۲۲، بحران یمن حل و فصل نیافت، بلکه به حاشیه کشیده شد، اضافه کرد: این بحران بلافاصله پس از کوچکترین تحرک در منطقه به دلیل لاینحل ماندن ریشههای تنش و اهمیت امنیت بابالمندب در امتداد مسائل تنگه هرمز مجددا فعال شد. در واقع بحران یمن از یک منازعه داخلی و سپس منازعهای در شبهجزیره عربی در حال تبدیل شدن به بحرانی فرامنطقهای است.
این تحلیلگر مسائل عربستان در خصوص میزان توانمندی و تمایل ریاض به ادامه جنگ یمن، اظهار کرد: از سال ۲۰۱۶ برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ در عربستان مطرح شد که جذب سرمایهگذار خارجی جزوی از اهداف آن بود. اما در همان سال، تنش ایران و عربستان به حداکثر رسید که در سال ۲۰۱۷ به محاصره قطر منجر شد، جنگ یمن در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ تشدید شد و در سال ۲۰۲۵ دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه رخ داد و در نهایت در اواخر ۲۰۲۶ مجددا جنگ یمن آغاز شد.
کرمی با بیان اینکه پس از ۱۰ سال اساسا پروژه ۲۰۳۰ با بحرانهای سیاسی گسترده در سطح منطقه مواجه شده، ادامه داد: منازعات پیدرپی نشان میدهد هدفگذاری تعریفشده از خروجی ۲۰۳۰ با عدم قطعیت سیاسی و نظامی در منطقه همراه شده است. الان برای سعودیها فروش نفت، منابع حاصل از آن و ذخیره در صندوق سرمایهگذاری خارجی در راستای پروژه ۲۰۳۰ اهمیت دارد. اما از ۵ ماه گذشته تاکنون عربستان از لحاظ بودجه عمومی دولت با خلأ مواجه است، چه برسد به اینکه منابع مازاد بر آن را برای پروژههای ۲۰۳۰ صرف کند.
وی در پاسخ به اینکه چرا ریاض با وجود تمام هزینههای جنگ یمن گزینه نظامی را همچنان حفظ کرده است؟ گفت: بسیاری از کشورها به صورت گفتوگوی مستقیم علنی یا محرمانه به سعودیها گوشزد کردهاند که در پی راهکار سیاسی برای حل بحران یمن باشد. اما ریشه اصرار ریاض بر جنگ نظامی به این موضوع معطوف است که آنها مسئله یمن را موضوع حیثیتی برای اعتبار تاریخی عربستان میدانند و گمان میکنند در هر شرایطی، گذر زمان به سود آنهاست.
این تحلیلگر مسائل عربستان با اشاره به اینکه ریاض درگیر ذهنیتهای تاریخی خود شده، افزود: بنا بر روایتها، ملک عبدالعزیز بنیانگذار عربستان توصیه کرده که اگر دنبال عربستان سعادتمند هستید، همیشه یمن را ضعیف نگه دارید. به نظرم این ذهنیت و نقشی که عربستان در شبهجزیره عربی برای خود قائل است، باعث شده انعطافپذیری نسبت موضوع یمن و به رسمیت شناختن انصارالله و شکلگیری دولت شیعی در مرزهایش را برنتابد.
کرمی با اشاره درخواست مقامات سعودی از چین برای میانجیگری در جنگ کنونی با یمن، بیان کرد: در توافق اسفند ۱۴۰۱ میان ایران و عربستان، چین نقش برجستهای داشت. طبیعتاً عربستان قصد داشت مفاد توافقنامه پکن و تعهدات ایران و چین برای حل و فصل سیاسی یمن را یادآوری کند. از سوی دیگر چین حضور گسترده سیاسی-اقتصادی در خلیجفارس، شبهجزیره عربی، دریای سرخ و شمال آفریقا دارد. لذا بازیگری با نقش رو به افزایش است و عربستانیها در تلاش هستند ضمن توافقات اقتصادی با چین در حوزه سیاسی و امنیتی از ظرفیت آن بهره ببرند.
وی با بیان اینکه گرایش به سمت چین لزوما به معنای جایگزینی آمریکا نیست، اضافه کرد: ریاض همچنان تسلیحات متعارفش را از آمریکا تهیه میکند و حتی در شرایط کنونی بر اساس برخی منابع درخواست همراهی نظامی آمریکا را داشتند که با پاسخ منفی ترامپ مواجه شدند. از سوی دیگر پاکستان و ترکیه هم در شرایطی به نفع ریاض مداخله نظامی خواهند داشت که نیرویی از داخل یمن یا سایر کشورها خاک این کشور را مورد هدف قرار دهند؛ چراکه پیمان مکه ماهیتی صرفا دفاعی دارد.
این تحلیلگر مسائل عربستان ادامه داد: یمنیها مطمئنا لشکرکشی نظامی به خاک عربستان نخواهند کرد، اما اگر دفعات موشکزنی آنان به فرودگاه، تأسیسات نفتی و خاک عربستان افزایش یابد، باید به متن توافقنامه مکه رجوع کرد و دید آیا این موضوع مصداقی از عمل دفاعی است یا اقدام تهاجمی علیه یکی از این سه بازیگر. لذا نمیتوان پاسخ دقیقی داشت که آیا پاکستان و ترکیه در یمن مداخله مستقیم خواهند داشت.
کرمی در رابطه با دوگانگی ریاض و حرکت همزمان آن برای منازعه و میانجیگری در یمن، اظهار کرد: اگر مقامات سعودی در ارزیابی خود گمان کنند با عملیات نظامی میتوانند مناطق تحت کنترل انصارالله را از سلطه این گروه خارج کنند مسئله نهتنها حل نمیشود بلکه شاهد تصاعد بحران یمن خواهیم بود. به نظرم بهترین سیاست تکرار همان فرمول آتشبس ۲۰۲۲ و توجه به ریشههای بحران، توقف جنگ، آتشبس، گفتوگوی سیاسی و کمک بشردوستانه است.
انتهای پیام
