پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ | ۱۸:۵۴
کیهان‌شناسی ایران باستان بر مسئولیت انسان در قبال طبیعت و جامعه تأکید دارد

یک استاد دانشگاه:

کیهان‌شناسی ایران باستان بر مسئولیت انسان در قبال طبیعت و جامعه تأکید دارد

دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران، با تبیین جایگاه مفهوم «اشه» در کیهان‌شناسی ایران باستان گفت: در این نگرش، هستی بر پایه نظمی مبتنی بر راستی و درستی شکل گرفته است و این باور می‌تواند زمینه‌ساز صلح‌خواهی، دوستی با طبیعت، دادگری و مسئولیت‌پذیری در عرصه سیاست باشد.

به گزارش ایسنا، محمدتقی قزلسفلی امروز در همایش "مکتب ایرانی صلح؛ مبانی هستی‌شناختی، شناخت‌شناختی و روش‌شناختی در مقایسه با سایر مکتب‌های جهان" که به همت انجمن علمی مطالعات صلح ایران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار شد، سخنرانی خود را با عنوان «کیهان‌شناسی صلح؛ جایگاه و بازتاب اشه در صلح‌باوری ایرانی در آغاز دوران مدرن» آغاز و با اشاره به شکل‌گیری نظریه علمی کیهان‌شناسی در دوران مدرن و دیدگاه دانشمندانی همچون کوپرنیک، کپلر و نیوتن، اظهار کرد: اگرچه این نظریه علمی درباره شکل‌گیری هستی، کائنات و فرجام آن در برابر نظریه‌های پیشین ارسطویی و بطلمیوسی مطرح شد، اما نکته‌ای که در این بحث مورد توجه قرار می‌گیرد، ایده جهان و هستی به‌مثابه ماشینی منظم است؛ ایده‌ای که در آثار کوپرنیک و سپس نیوتن نیز بازتاب یافته است.

قزلسفلی افزود: در نگرش ایرانیان باستان نیز تصویری از کائنات و هستی وجود دارد که بر نظم و حرکت در مسیر راستی استوار است. مفهوم «اشه» در این سنت فکری، معنایی گسترده از راستی و درستی را در بر می‌گیرد و بیانگر نظمی است که در جهان جریان دارد.

وی با بیان اینکه کیهان‌شناسی ایرانی، مانند دیگر کیهان‌شناسی‌های باستانی، در تمدن‌سازی نقش داشته است، گفت: این نگرش در شکل‌گیری نوعی زیست‌جهان ایرانی تأثیرگذار بوده که از منظر اخلاقی می‌تواند زمینه‌ساز و تقویت‌کننده صلح‌خواهی باشد. در این چارچوب، صلح‌خواهی را می‌توان در دو حوزه بررسی کرد؛ نخست، صلح و دوستی با طبیعت و دوم، امکان تحقق صلح، راستی، دادگری و حق‌طلبی در عرصه سیاست.

این دانشیار دانشگاه مازندران با طرح این پرسش که کیهان‌شناسی مبتنی بر مفهوم اشه چه تأثیری بر امکان شکل‌گیری صلح‌باوری ایرانی دارد، توضیح داد: این نگرش از یک سو ایده مراقبت از طبیعت و دوستی با آن را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، بر اخلاق مسئولیت در عرصه قدرت تأکید دارد. هر دو وجه را می‌توان بازتابی از تصور ایرانیان باستان درباره نظم کیهانی دانست. در زیست ‌جهان ایرانی، انسان صرفا موجودی نیست که از جهان بهره‌برداری کند یا تنها به دلیل برخورداری از قدرت مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه انسانی است که در قبال پیامدهای اعمال خود و شیوه زندگی‌اش مسئولیت دارد. این بحث به این معنا نیست که همه ایرانیان در تمام دوره‌های تاریخی مطابق آرمان کیهان‌شناسی مبتنی بر اشه زندگی کرده‌اند یا حکومت‌های ایرانی همواره در مسیر حق، عدالت و صلح حرکت کرده‌اند. موضوع، شناسایی و بازخوانی مفاهیمی است که در سنت فکری ایران باستان وجود داشته و می‌تواند برای فهم ظرفیت‌های صلح‌خواهانه این سنت مورد استفاده قرار گیرد.

قزلسفلی ادامه داد: در متونی مانند اوستا و دیگر متون باستانی، نظمی آیینی درباره نسبت انسان و جامعه با کائنات و هستی ترسیم شده است. این نظم می‌تواند زمینه‌ساز پذیرش و همراهی با دیگری، دوستی با طبیعت، راستی‌گرایی و شکل‌گیری سیاست‌ورزی مبتنی بر راستی باشد.

این پژوهشگر با بیان اینکه کیهان‌شناسی مبتنی بر اشه را نباید صرفاً نظمی مکانیکی برای حفظ وضع موجود دانست، گفت: کیهان‌شناسی ایرانی تنها به بیان وظایف و جایگاه ثابت افراد در جهان محدود نمی‌شود؛ زیرا در این نگرش، انسان موجودی عاقل و مختار است که قدرت انتخاب دارد. از این رو، مفهوم اشه می‌تواند رویکردی فعالانه به محیط پیرامون را تقویت کند. مفهوم اشه چند لایه معنایی دارد و مفاهیمی همچون دادگری، راستی و نظم را در بر می‌گیرد و تا کمال و دیگرخواهی امتداد می‌یابد. این مفاهیم را باید در پیوند با تجربه زیستی ایرانیان باستان نیز بررسی کرد.

وی با اشاره به شیوه زندگی جوامع دامدار و کشاورز در دوران باستان اظهار کرد: این جوامع برای سامان دادن به زندگی خود به نوعی نظم، قانون و آیین نیاز داشتند تا رابطه روشنی میان انسان و محیط پیرامونش برقرار شود. در سنت اوستایی، این مفهوم به جایگاهی دینی و ایزدی نیز ارتقا می‌یابد و در قالب امشاسپندی با کارکرد پاسداری از نظم و راستی در جهان بازتاب پیدا می‌کند.

قزلسفلی با اشاره به جایگاه مفهوم «اشه» در متون اوستایی با بیان اینکه اهورامزدا در سراسر اوستا خود را آفریننده اشه یا راستی معرفی می‌کند و با بی‌نظمی و دروغ مخالف است، یادآور شد: بر این اساس، مفاهیم ضد آفرینش و ضد زندگی نمی‌توانند بخشی از راستی باشند. به همین دلیل، اشه از مهم‌ترین مفاهیم مرتبط با اهورامزداست و در گاهان، به‌عنوان بخش نخست اوستا، بیش از ۱۸۰ بار تکرار شده است. در متون اوستایی، کسانی از پاداش گران‌بهای زندگی و شادی برخوردار می‌شوند که در عمل و کوشش سهم داشته باشند. این تأکید بر کار و کوشش، تنها به انسان محدود نیست، بلکه چهارپایان و دام‌ها را نیز در بر می‌گیرد. در نگرش ایران باستان، جامعه ترکیبی از انسان‌ها و چهارپایان است و این موضوع نشان می‌دهد که زندگی و شادی انسان با همراهی و دوستی با طبیعت پیوند داشته است.

این دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران با بیان اینکه جشن‌های ایرانی نیز بازتابی از پیوند انسان و طبیعت هستند، گفت: این جشن‌ها با تبدیل زمان طبیعی به زمان اجتماعی، زمینه‌ساز دوستی و وابستگی میان انسان و طبیعت شده‌اند. همچنین توصیه‌های مکرر در متون باستانی به یکجانشینی، آبادانی و کشاورزی را می‌توان در همین چارچوب تفسیر کرد؛ زیرا این شیوه‌های زندگی، نزدیک‌ترین و دسترس‌پذیرترین راه برای همراهی با نظم و راستی موجود در طبیعت تلقی می‌شدند.

قزلسفلی با اشاره به نمونه‌هایی از متون باستانی درباره دوستی با طبیعت ادامه داد: در کتاب "مینوی خرد" در پاسخ به این پرسش که زمین چه زمانی شادتر است، به آباد کردن زمین‌های ویران و فراهم کردن شرایط آرامش برای گاوان و رمه‌ها اشاره می‌شود. در گاهان نیز کشاورزی و برزگری ستوده شده و این مضمون در سخنان زرتشت بارها تکرار شده است.

وی با اشاره به این عبارت منسوب به زرتشت که "هر که غله می‌کارد، اشه می‌کارد"، خاطر نشان کرد: آباد کردن زمین، نکشتن چهارپایان و آلوده نکردن آب و خاک، از جمله مضامین مطرح‌شده در این سنت فکری است. این توصیه‌ها را نباید صرفاً خطاب به ایرانیان دانست، بلکه می‌توان آنها را ناظر بر رفتار همه انسان‌ها، در هر مکان و موقعیتی، تفسیر کرد؛ به‌ویژه کسانی که با کشاورزی و حرکت در مسیر صلح، آرامش و دوستی، به حفظ نظم و راستی کمک می‌کنند. در متون اوستایی، آب‌های آفریده اهورامزدا نیز ستوده می‌شوند و آبادانی زمین از طریق کاشت غله، میوه و گیاه، از نشانه‌های شادی زمین به شمار می‌رود. این مفاهیم نشان می‌دهند که مراقبت از طبیعت و تلاش برای آبادانی آن، در این سنت فکری جایگاهی اساسی دارد.

وی با اشاره به وجه سلبی این نگرش در یسنای ۲۹گفت: در این بخش از اوستا، روان آفرینش از رنجی که بر آن وارد شده است، شکایت می‌کند و فریاد آن چنان توصیف می‌شود که گویی صدای هزار مرد است. این تصویر نشان می‌دهد که در نظام نیک و منظمی که اشه نگهبان آن است، انسان مسئول حفظ نیکی و نظم به شمار می‌رود. فریاد کمک‌خواهی روان آفرینش، آسیب‌پذیری طبیعت و جانوران و مسئولیت سنگین انسان در برابر آنها را یادآوری می‌کند. از این منظر، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای انسان‌ها، فارغ از مرز، رنگ، نژاد و سرزمین، نابود کردن چراگاه‌ها، زمین و زندگی انسان‌هاست. تباه کردن گفتار، بدگویی از چهارپایان و خورشید و از بین بردن کشتزارها نیز در شمار رفتارهای ناسازگار با این نظم قرار می‌گیرد.

وی با اشاره به بعد سیاسی کیهان‌شناسی مبتنی بر اشه اظهار کرد: این نگرش از نوعی خرد سیاسی حمایت می‌کند که دو جهت‌گیری اساسی دارد؛ نخست، زیستن در مدار نظم کیهانی و دوم، مشارکت در نبرد کیهانی. مفهوم نبرد کیهانی در کنار نظم و راستی مطرح می‌شود و بر تلاش برای از میان بردن نشانه‌های بی‌نظمی، آشوب و جنگ و عواملی تأکید دارد که زیست سالم در هستی و کائنات را مختل می‌کنند. بر این اساس، اگر بتوان از آرمان سیاسی در اندیشه ایرانی سخن گفت، حکومت آرمانی باید بازتابی از نظم و نیک‌خواهی حاکم بر جهان باشد. حاکم و شهریار باید بتواند نیک‌خواهی و درستی آفریدگار جهان را در جامعه به نمایش بگذارد و این امر جز با قرار گرفتن در مسیر راستی و تلاش برای مقابله با دروغ امکان‌پذیر نیست.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از شهریاران ایران باستان که در روایت‌های تاریخی و ادبی با راستی و عدالت شناخته می‌شوند، گفت: این شهریاران کسانی معرفی شده‌اند که برای راستی و مبارزه با دروغ تلاش کرده‌اند. از جمله این نمونه‌ها می‌توان به کیخسرو اشاره کرد که در روایت‌های حماسی، آباد کردن ویرانی‌ها، رهایی دل‌غمگینان از اندوه و گسترش داد و بخشش به او نسبت داده شده است.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی