شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۴
فرسودگی شغلی؛ پیامد تبدیل انسان به ابزاری برای تولید

فرسودگی شغلی؛ پیامد تبدیل انسان به ابزاری برای تولید

گیلان (ایسنا) - دکترای جامعه‌شناسی و پژوهشگر مسائل اجتماعی، با تشریح ابعاد اجتماعی و روانی فرسودگی شغلی، گفت: زمانی که انسان در جهان مدرن و سرمایه‌داری به مهره‌ای در نظام تولید تبدیل می‌شود و تمام ابعاد زندگی خود را به کار اختصاص می‌دهد، به‌تدریج از نیازهای انسانی، خانواده، علایق و سلامت جسمی و روانی خود فاصله می‌گیرد؛ مسئله‌ای که می‌تواند به فرسودگی شغلی و پیامدهای اجتماعی و روانی آن منجر شود.

مجتبی بخشنده در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به مطالعات خود در زمینه رضایت شغلی، فشار سازمانی، جو سازمانی، فرسودگی شغلی و مسائل مرتبط با مدیریت، اظهار کرد: برای بررسی فرسودگی شغلی ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که هدف از اشتغال چیست؟ افراد برای به دست آوردن درآمد و تأمین معاش کار می‌کنند، اما اشتغال می‌تواند ابعاد دیگری همچون رشد و تعالی جسمی، روحی و روانی را نیز در بر بگیرد.

وی افزود: برای درک بهتر فرسودگی شغلی باید ارتباط آن را با مفهوم بهره‌وری و تحولات جهان مدرن بررسی کرد؛ زیرا فرسودگی شغلی در ارتباط با تغییراتی که در ساختارهای اقتصادی، صنعتی و سازمانی رخ داده‌اند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

انسان در جهان مدرن؛ از موجودی انسانی تا ابزاری برای تولید

این پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به مفهوم مدرن‌شدن گفت: در فرایند مدرن‌شدن، کشورهای شرقی و در حال توسعه سال‌ها در پی آن بوده‌اند که با حرکت به سمت الگوهای غربی، عقلانی‌شدن و افزایش بهره‌وری، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خود را متحول کنند.

بخشنده ادامه داد: مسئله بهره‌وری به تحولات ناشی از انقلاب صنعتی و تغییرات گسترده در صنعت بازمی‌گردد. ماشینی‌شدن صنعت و شکل‌گیری خطوط تولید و مونتاژ این امکان را فراهم کرد که میزان تولید هر کارگر اندازه‌گیری شود و عملکرد او با استانداردهای تعیین‌شده مقایسه شود.

وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، انسان به‌تدریج به موجودی شبیه ماشین تبدیل شد؛ موضوعی که هربرت مارکوزه در کتاب «انسان تک‌ساحتی» به آن پرداخته است. همچنین، چارلی چاپلین در فیلم «عصر جدید» تصویری از وضعیت انسان در جامعه صنعتی ارائه می‌دهد.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه در چنین ساختاری، هدف تربیت انسان‌هایی متناسب با نیازهای جامعه صنعتی است، تاکید کرد: جامعه‌ای که پس از رنسانس در اروپا شکل گرفت و با ماشینی‌شدن، خطوط تولید و مونتاژ شناخته شد، معیارهای تازه‌ای برای کار و بهره‌وری به وجود آورد. در این فرایند، انسان‌ها از وجود ذاتی و هویت انسانی خود فاصله گرفتند و به تولیدکنندگان کالا برای نظام سرمایه‌داری تبدیل شدند؛ درحالی‌که تعالی روحی و توجه به سایر ابعاد وجود انسان در حاشیه قرار گرفت.

وی افزود: در چنین نظامی، هرچه افراد بیشتر تولید می‌کردند و بهره‌وری بالاتری داشتند، بیشتر مورد توجه و تشویق قرار می‌گرفتند؛ در نتیجه، کارکردن بیش از اندازه به یکی از معیارهای موفقیت تبدیل شد.

نیاز به موفقیت و فشار برای کار بیشتر

بخشنده با اشاره به نظریه دیوید مک‌کللند در روان‌شناسی انگیزش تاکید کرد: در این حوزه، مفهوم «نیاز به موفقیت» مطرح است. بر اساس این مفهوم، افراد برای موفق‌شدن تلاش می‌کنند توانایی‌های خود را بیشتر از دیگران نشان دهند و برای دستیابی به این هدف، ممکن است ساعات بیشتری کار کنند.

وی افزود: گاهی این تلاش برای موفقیت و کارکردن بیش از اندازه، افراد را به مهره‌هایی در نظام مدرن تبدیل می‌کند؛ نظامی که از انسان انتظار دارد از الگوهای سنتی فاصله بگیرد و خود را با الزامات جهان مدرن هماهنگ کند. این فرایند می‌تواند تمام ابعاد زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به وضعیت کارگران در نظام صنعتی بیان کرد: ممکن است کارگری ۳۰ سال در کارخانه کار کند و دستمزد اندکی دریافت کند، بدون اینکه فرصت کافی برای رسیدگی به مرخصی، سلامت جسمی و روانی، خانواده، تفریحات و علایق شخصی خود داشته باشد. در چنین شرایطی، تنها هدف فرد این است که موفق شود و توانایی خود را در خط تولید به اثبات برساند؛ زیرا نظام صنعتی به دنبال اندازه‌گیری میزان کار افراد است.

بخشنده خاطرنشان کرد: بااین‌حال، انسان ماشین نیست. افراد در روزها و هفته‌های مختلف، سطح انرژی و انگیزه یکسانی ندارند. گاهی انرژی بیشتری دارند و تمایل دارند کارهای خود را انجام دهند و گاهی خسته‌اند و توان کمتری برای کارکردن دارند. ممکن است فرد در ابتدای هفته انگیزه بیشتری داشته باشد، اما در پایان هفته خسته شود و منتظر تعطیلات بماند. این تغییرات طبیعی است و باید در برنامه‌ریزی‌های شغلی مورد توجه قرار گیرد.

وی تأکید کرد: فرسودگی شغلی زمانی اهمیت پیدا می‌کند که انسان در جهان مدرن و سرمایه‌داری به مهره‌ای در نظام تولید تبدیل شود و تمام وجود خود را در خدمت کار قرار دهد؛ شرایطی که می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات روانی و افسردگی شود.

کمال‌گرایی؛ عاملی برای غفلت از سلامت فردی

این جامعه‌شناس با اشاره به ویژگی‌های برخی افراد مستعد فرسودگی شغلی تصریح کرد: بعضی افراد در محیط کار کمال‌گرا هستند و می‌خواهند همه‌چیز در جای خود قرار داشته باشد، تمام امور منظم پیش برود و همه‌چیز مطلوب و ایده‌آل باشد؛ درحالی‌که در واقعیت، هیچ محیط و شرایطی کاملا ایده‌آل نیست.

وی افزود: این افراد گاهی مراقبت از خود را کنار می‌گذارند، به اندازه کافی غذا نمی‌خورند، به پوشاک مناسب، تفریح و علایق شخصی خود توجه نمی‌کنند و تمام تلاششان را به کار اختصاص می‌دهند تا همه‌چیز در محیط کار خوب، عالی و بدون نقص باشد.

بخشنده ادامه داد: کمال‌گرایی و انکار مشکلات، با این تصور که همه‌چیز باید خوب جلوه داده شود، ممکن است باعث شود افراد خود را فدای نظام کاری اعم از اداره، کارخانه و کارگاه و هر محیط کاری دیگر کنند.

وی با بیان اینکه این وضعیت به‌تدریج روابط اجتماعی افراد را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، گفت: افراد دچار فرسودگی شغلی ممکن است از دوستان و خانواده فاصله بگیرند و تمام زندگی‌شان به کار محدود شود. این وضعیت علاوه بر خستگی جسمی، تغییرات رفتاری نیز به همراه دارد؛ به‌گونه‌ای که فرد زودتر عصبانی می‌شود، بی‌حوصلگی و خشم بیشتری نشان می‌دهد و پس از بازگشت به خانه تمایلی به گفت‌وگو و تعامل با همسر، فرزندان و سایر اعضای خانواده ندارد.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به مفهوم «مسخ» در اثر مشهور فرانتس کافکا توضیح داد: در چنین شرایطی، فرد ممکن است به‌تدریج از خود و هویت انسانی‌اش فاصله بگیرد و به عنصری در نظام شغلی تبدیل شود. برای این افراد، استراحت و بازنشستگی نیز ممکن است معنای واقعی خود را از دست بدهد و تعطیلات صرفاً به فرصتی برای بازیابی توان ادامه کار تبدیل شود.

وی افزود: افرادی که با چنین نگرشی زندگی می‌کنند، به دلیل انتظارات کمال‌گرایانه و فاصله میان واقعیت و آنچه تصور می‌کنند باید وجود داشته باشد، ممکن است با غم و اندوه مداوم و مشکلات روانی جدی مواجه شوند.

بخشنده با بیان اینکه در این وضعیت فاصله میان واقعیت موجود و شرایط مطلوب ذهنی فرد افزایش پیدا می‌کند، گفت: از منظر جامعه‌شناختی، این مسئله ابعاد اجتماعی دارد و از منظر روان‌شناختی نیز می‌تواند با مشکلات روانی همراه شود. در چنین شرایطی، فرد از بدن، ذهن، خواسته‌ها و واقعیت زندگی خود فاصله می‌گیرد و این وضعیت می‌تواند پیامدهای جدی برای سلامت او داشته باشد.

آرامش درونی را فدای شرایط بیرونی نکنیم

این جامعه‌شناس در تشریح راهکارهای مقابله با این وضعیت تصریح کرد: برای کمک به افراد باید به آن‌ها نشان داد که شرایط بیرونی همیشه با خواسته‌ها و انتظارات درونی یکسان نیست. قرار نیست همه‌چیز در زندگی همیشه در جای خود باشد و تمام امور مطابق با انتظارات ما پیش برود.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از شخصیت‌های داستانی که تمام زندگی خود را به نظم و کار اختصاص می‌دهند، افزود: به عنوان مثال در برخی داستان‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی، شخصیت‌هایی را می‌بینیم که همه‌چیز را در کار خلاصه می‌کنند و انتظار دارند تمام امور دقیقاً مطابق میل آن‌ها پیش برود. این نگرش می‌تواند به روابط خانوادگی و اجتماعی آسیب بزند؛ زیرا زندگی واقعی همیشه مطابق با الگوهای ذهنی ما نیست و باید میان انتظارات فرد و واقعیت‌های زندگی تعادل برقرار شود.

بخشنده با تأکید بر اهمیت رضایت شغلی در کاهش فرسودگی شغلی گفت: یکی از ابعاد رضایت شغلی، بُعد مالی است. در شرایط اقتصادی دشوار، افراد ممکن است برای گذران زندگی ناچار باشند هم‌زمان دو یا سه شغل داشته باشند، اما با وجود تلاش فراوان، همچنان نتوانند نیازهای زندگی خود را تأمین کنند.

وی ادامه داد: وقتی فرد با وجود کارکردن مداوم نمی‌تواند به سطح مطلوبی از تأمین مالی برسد، میان شرایط موجود و انتظاراتش فاصله ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، فردی که هم‌زمان چند مسئولیت و شغل را بر عهده دارد، با وجود تمایل به انجام درست کارها، ممکن است به دلیل محدودیت انرژی و زمان نتواند به همه آن‌ها رسیدگی کند.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی تصریح کرد: بنابراین، در بررسی فرسودگی شغلی نباید تنها به ابعاد روانی و معنوی توجه کرد؛ بلکه شرایط اقتصادی و میزان درآمد نیز از عوامل مهمی هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند.

کاهش ساعات کار به‌تنهایی کافی نیست

بخشنده با تأکید بر اینکه فرسودگی شغلی لزوماً با کاهش ساعات کار برطرف نمی‌شود، تاکید کرد: ممکن است تصور کنیم هر فردی که بیشتر کار می‌کند، حتماً دچار فرسودگی شغلی می‌شود و راه‌حل نیز صرفاً کاهش ساعات کار است؛ درحالی‌که مسئله پیچیده‌تر از این است و باید شرایط کاری، حجم مسئولیت‌ها، منابع فشار روانی و نحوه مدیریت محیط کار را نیز بررسی کرد.

وی با اشاره به نقش سازمان جهانی بهداشت در توجه به فرسودگی شغلی افزود: فرسودگی شغلی که از آن با عنوان کارزدگی نیز یاد می‌شود، موضوعی جدی در حوزه سلامت شغلی است و سازمان‌ها و مدیران باید برای پیشگیری از آن برنامه داشته باشند.

این جامعه‌شناس ادامه داد: مدیران باید شنونده فعال باشند، با کارکنان ارتباط مؤثر برقرار کنند و منابع فشار روانی در محیط کار را بشناسند. در این فرایند، علاوه بر مسائل مالی، ابعاد معنوی کار، احساس ارزشمندی و کیفیت روابط در محیط کار نیز اهمیت دارد.

نگاهی به سه بُعد مهم فرسودگی شغلی

بخشنده با تشریح ابعاد فرسودگی شغلی بیان کرد: فرسودگی شغلی ابعاد مختلفی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به خستگی و تحلیل انرژی عاطفی، فاصله‌گیری ذهنی و بدبینی نسبت به کار و کاهش احساس کارآمدی حرفه‌ای اشاره کرد.

وی در توضیح بُعد نخست، یعنی خستگی و تحلیل انرژی عاطفی، گفت: در این وضعیت، فرد احساس می‌کند تحت فشار شدید قرار دارد، ناراحت است و توانایی لازم برای بازیابی انرژی خود را از دست داده است. وقتی می‌خواهد به محل کار برود، احساس می‌کند کارکردن برایش دشوار شده است؛ گویی وزنه‌ای به پاهایش بسته‌اند و باید با همان وضعیت به کار ادامه دهد.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی افزود: برای کاهش این وضعیت، باید فشار کاری را مدیریت کرد و در صورت امکان، ساعات کار را انعطاف‌پذیرتر در نظر گرفت. برای مثال، شرایط زندگی کارکنان در دوره‌های مختلف سال تغییر می‌کند. ممکن است در مهرماه، به دلیل آغاز سال تحصیلی و رفتن فرزند به مدرسه، یک کارمند به تغییر ساعت شروع کار نیاز داشته باشد.

وی ادامه داد: همچنین در روزهای گرم سال، باید شرایط آب‌وهوایی و تأثیر آن بر انرژی افراد را در نظر گرفت. گاهی می‌توان با تغییر ساعت پایان کار یا تنظیم ساعات کاری، تعادل بهتری میان انرژی افراد و الزامات شغلی ایجاد کرد؛ البته این تغییرات باید متناسب با ماهیت هر شغل و شرایط کارکنان باشد.

بخشنده با تأکید بر ضرورت توزیع متعادل مسئولیت‌ها گفت: مدیران باید منابع انسانی را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که فشار کاری میان کارکنان به شکل متناسب توزیع شود. کار تیمی و تقسیم مسئولیت‌ها می‌تواند در کاهش فشار بر افراد مؤثر باشد؛ هرچند برخی مشاغل ماهیتاً قابلیت انجام گروهی دارند و برخی دیگر به شکل متفاوتی سازمان‌دهی می‌شوند.

وی افزود: مدیران باید نیروی انسانی را متناسب با میزان فشار کاری در بخش‌های مختلف به کار بگیرند. برای مثال، اگر در یک بیمارستان بخش پذیرش یا حسابداری با فشار کاری بیشتری مواجه است، باید نیروی انسانی متناسب با نیاز آن بخش اختصاص داده شود تا از انباشت مسئولیت‌ها بر دوش تعداد محدودی از کارکنان جلوگیری شود.

فاصله‌گیری از کار و کاهش کارآمدی حرفه‌ای

این جامعه‌شناس در تشریح بُعد دیگر فرسودگی شغلی اظهار کرد: فاصله‌گیری ذهنی از کار و بدبینی نسبت به آن، از دیگر ابعاد این مسئله است. در چنین شرایطی، فرد به‌تدریج علاقه خود را به کار از دست می‌دهد، نگرش منفی پیدا می‌کند و دیگر تمایل چندانی به انجام وظایف شغلی ندارد.

وی افزود: این وضعیت می‌تواند باعث شود فرد از اطرافیان، همکاران، مشتریان و افرادی که در چارچوب شغلی با آن‌ها ارتباط دارد، فاصله بگیرد. درنتیجه، روابط اجتماعی فرد در محیط کار نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

بخشنده با اشاره به راهکارهای مقابله با این وضعیت گفت: ایجاد حمایت اجتماعی در محیط کار اهمیت زیادی دارد. استفاده از ظرفیت روان‌شناسان و مددکاران اجتماعی، برگزاری فعالیت‌های گروهی، فراهم‌کردن فرصت‌های تفریحی و ایجاد فضایی برای بیان مشکلات کارکنان می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.

وی تأکید کرد: مدیری که ارتباط مؤثر و سنجیده‌ای با کارکنان خود برقرار می‌کند، می‌تواند رضایت شغلی آن‌ها را افزایش دهد و زمینه مشارکت بیشتر کارکنان در امور سازمان را فراهم کند.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی ادامه داد: برگزاری جلسات منظم، گوش‌دادن به مسائل و دغدغه‌های کارکنان و استفاده از روش‌هایی مانند بارش فکری، فرصت مناسبی برای شناسایی مشکلات محیط کار فراهم می‌کند. کارکنان باید بتوانند مسائل خود را بیان کنند و مطمئن باشند که مدیریت به نگرانی‌های آن‌ها توجه می‌کند.

شفافیت در وظایف و انتظارات شغلی

بخشنده با اشاره به بُعد سوم فرسودگی شغلی، یعنی کاهش احساس کارآمدی حرفه‌ای، تاکید کرد: در این وضعیت، فرد از عملکرد خود رضایت ندارد و احساس می‌کند نمی‌تواند وظایفش را به‌خوبی انجام دهد یا عملکرد او باعث ایجاد مشکل در سیستم شده است. گاهی انتظارات بیش از اندازه و نگرش کمال‌گرایانه نیز این احساس را تشدید می‌کند.

وی افزود: برخی افراد خود را در سطحی بالاتر از دیگران ارزیابی می‌کنند و تصور دارند که باید عملکردی بسیار فراتر از دیگران داشته باشند. در چنین شرایطی، فاصله میان انتظارات فرد و توانایی‌ها یا شرایط واقعی افزایش پیدا می‌کند و ممکن است احساس کارآمدی او کاهش یابد.

این جامعه‌شناس با تأکید بر نقش مدیریت در پیشگیری از این وضعیت گفت: یکی از راهکارها، شفاف‌سازی نقش‌ها و انتظارات شغلی است. کارکنان باید بدانند وظیفه آن‌ها چیست، چه مسئولیت‌هایی بر عهده دارند و عملکردشان بر چه اساسی ارزیابی می‌شود.

وی با اشاره به رویکردهای مدیریت علمی فردریک تیلور توضیح داد: در فرایند مدرن‌شدن و عقلانی‌شدن سازمان‌ها، اندازه‌گیری و استانداردسازی فعالیت‌ها اهمیت پیدا کرد. در مدیریت علمی نیز بر بررسی و اندازه‌گیری فرایندهای کار تأکید می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حتی مراحل تولید یک محصول باید مشخص و قابل ارزیابی باشد.

بخشنده ادامه داد: بااین‌حال، در مدیریت کارکنان نباید انسان را مانند ماشین یا یک قطعه از خط تولید در نظر گرفت. باید انتظارات واقع‌بینانه‌ای از افراد داشت و متناسب با شرایط انسانی آن‌ها، عملکردشان را ارزیابی کرد.

وی افزود: مدیران باید بازخوردهای منظم، روشن و واقع‌بینانه به کارکنان ارائه دهند و از آن‌ها انتظار نداشته باشند مانند ماشین کار کنند. همچنین، تشکر و قدردانی از تلاش افراد اهمیت دارد؛ زیرا کارکنان باید احساس کنند کاری که انجام می‌دهند ارزشمند است و تلاش آن‌ها از سوی مدیران و مجموعه سازمان دیده می‌شود.

ازخودبیگانگی در محیط کار؛ از جمله نتایج فرسودگی شغلی

این پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به مفهوم ازخودبیگانگی در اندیشه کارل مارکس تاکید کرد: یکی از موضوعاتی که در بررسی فرسودگی شغلی می‌توان به آن توجه کرد، نسبت فرد با فرایند کار و نتیجه فعالیت خود است. باید دید آیا فرد در کاری که انجام می‌دهد و در نتیجه نهایی آن، خود را می‌بیند یا خیر.

وی افزود: زمانی که فرد بتواند خود را در فرایند کار و محصول نهایی آن مشاهده کند، ممکن است ارتباط و دلبستگی بیشتری با کار خود داشته باشد. برای مثال، یک کفاش که به‌صورت مستقل کفش تولید می‌کند، می‌تواند مراحل کار و نتیجه نهایی تلاش خود را مشاهده کند و ارتباط مستقیمی میان فعالیتش و محصولی که می‌سازد، برقرار کند.

بخشنده ادامه داد: در مقابل، کارگری که در کارخانه کفاشی تنها بخشی از یک فرایند بزرگ تولید را انجام می‌دهد، ممکن است ارتباط کمتری با نتیجه نهایی کار خود احساس کند. در چنین شرایطی، فرد به‌جای مشاهده تمام فرایند و محصول حاصل از تلاش خود، صرفاً به بخشی از سیستم تبدیل می‌شود و ممکن است احساس ناتوانی و استیصال بیشتری در ارتباط با کار خود تجربه کند.

برای پیشگیری از فرسودگی شغلی، باید به ابعاد مختلف زندگی انسان توجه کرد

وی در پایان تأکید کرد: برای پیشگیری از فرسودگی شغلی، باید به ابعاد مختلف زندگی انسان توجه کرد و شرایطی فراهم آورد که کارکنان علاوه بر انجام مسئولیت‌های شغلی، فرصت کافی برای مراقبت از سلامت جسمی و روانی، حفظ روابط خانوادگی و اجتماعی و پیگیری علایق شخصی خود داشته باشند. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی، مدیریت متعادل حجم کار، حمایت اجتماعی، ارتباط مؤثر مدیران با کارکنان و به‌رسمیت‌شناختن ارزش تلاش آن‌ها می‌تواند در کاهش فرسودگی شغلی نقش مؤثری داشته باشد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها