فرهاد پروانه در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تحلیل تقابل روایتهای تاریخی اموی و عباسی در بازنمایی شخصیت حضرت فاطمه(س) اظهارکرد: برای تحلیل بازنمایی شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) در تاریخنگاری اسلامی، باید به این نکته توجه کرد که روایتهای تاریخی درباره ایشان صرفاً بازتاب زندگی فردی دختر پیامبر اسلام نیست، بلکه با تحولات سیاسی پس از رحلت پیامبر(ص)، مسئله جانشینی، جایگاه اهلبیت و منازعات مربوط به مشروعیت خلافت نیز ارتباط دارند. از این منظر، شخصیت حضرت فاطمه(س) به یکی از کانونهای مهم حافظه تاریخی و هویت مذهبی در جامعه اسلامی تبدیل شد.
وی ادامه داد: در دوره اموی، مسئله جایگاه اهلبیت در بستر رقابتهای سیاسی اهمیت ویژهای پیدا کرد. پس از شکلگیری منازعات میان امویان و علویان و بهویژه پس از واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری، انتساب به خاندان پیامبر(ص) از اهمیت سیاسی و اجتماعی فزایندهای برخوردار شد. در چنین شرایطی، فضایل اهلبیت و جایگاه حضرت فاطمه(س)، بهعنوان دختر پیامبر و مادر امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، میتوانست در تقویت مشروعیت علویان و نقد عملکرد حکومت اموی نقش ایفا کند.
پروانه بیان کرد: باید تأکید کرد که نمیتوان همه گزارشهای تاریخی دوره اموی را محصول یک سیاست تبلیغاتی یکپارچه دانست، زیرا بخش مهمی از منابع موجود در دورههای بعد تدوین شدهاند و برای شناخت سیاست روایی امویان باید میان شواهد مستقیم و تحلیلهای تاریخی تمایز گذاشت.
این دکترای تاریخ اسلام ادامه داد: در دوره عباسی، نسبت میان منزلت اهلبیت و مشروعیت سیاسی پیچیدهتر شد. عباسیان در آغاز نهضت خود از شعارهایی با محوریت خویشاوندی با پیامبر و حمایت از خاندان او بهره بردند؛ اما پس از استقرار حکومت، مناسبات آنان با علویان، بهویژه در زمینه ادعای خلافت و رهبری جامعه اسلامی، با تنش همراه شد.
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: در این چارچوب، یاد و نام حضرت فاطمه(س) میتوانست هم سرمایهای برای تأکید بر پیوند با خاندان پیامبر باشد و هم زمینهای برای طرح مطالبات سیاسی رقیبان علوی به شمار رود. بنابراین، بازنمایی اهلبیت در دوره عباسی را باید در پیوند با رقابتهای درونخاندانی، منازعات مشروعیت و تحولات مذهبی جامعه اسلامی بررسی کرد.
پروانه خاطرنشان کرد: تفاوت مهم در بازنمایی شخصیت حضرت فاطمه(س)، در چگونگی تفسیر حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) آشکار میشود. مسئله فدک، اختلاف درباره میراث پیامبر و خطبه منسوب به حضرت فاطمه(س)، از جمله موضوعاتی هستند که در سنتهای تاریخی و مذهبی مختلف، تفسیرهای متفاوتی یافتهاند.
وی ادامه داد: در برخی روایتها، این حوادث بیشتر در چارچوب اختلاف حقوقی و ضرورت حفظ مصالح عمومی جامعه توضیح داده شدهاند؛ درحالیکه در سنت شیعی، آنها بخشی از مسئله گستردهتر حقوق اهلبیت، عدالت سیاسی و نحوه انتقال قدرت پس از پیامبر(ص) تلقی شدهاند.
این دکترای تاریخ اسلام بیان کرد: پژوهشهای معاصر نیز نشان دادهاند که تصویر حضرت فاطمه(س) در منابع اسلامی، بهتدریج در ارتباط با شکلگیری هویتهای مذهبی و برداشتهای متفاوت از تاریخ صدر اسلام تحول یافته است.
پروانه در ادامه افزود: نباید روایتهای اموی و عباسی را دو مجموعه کاملاً همگون و متضاد فرض کرد. آنچه امروز از تاریخ صدر اسلام در اختیار داریم، حاصل تدوین و بازپردازی منابع در دورههای مختلف است. مورخانی مانند ابنسعد، بلاذری و طبری، هر یک در چارچوب منابع، روشها و شرایط فکری زمان خود به نقل رویدادها پرداختهاند. از این رو برای بررسی علمی این موضوع باید زمان تدوین هر گزارش، زنجیره انتقال روایت، اختلاف نسخهها و جایگاه سیاسی و مذهبی راویان را در نظر گرفت.
وی بیان کرد: لازم به ذکر است میان گزارشهای تاریخی درباره زندگی حضرت فاطمه(س) و روایتهای فضیلتنگارانه و قدسیسازانهای که در دورههای بعد گسترش یافتهاند، باید تمایز تحلیلی برقرار کرد.
پروانه افزود: در مجموع، حضرت فاطمه زهرا(س) در تاریخ اسلام تنها یک شخصیت برجسته خانوادگی و معنوی نیست، بلکه به نمادی مهم در منازعه بر سر حافظه تاریخی، عدالت و مشروعیت سیاسی تبدیل شده است.
این دکترای تاریخ اسلام تصریح کرد: اهمیت پژوهش تاریخی در این است که بدون گرفتار شدن در تعمیمهای فرقهای، نشان دهد چگونه روایتهای مربوط به ایشان در بستر تحولات سیاسی و مذهبی شکل گرفته، انتقال یافته و تفسیر شدهاند. چنین رویکردی، هم به فهم دقیقتر تاریخ صدر اسلام کمک میکند و هم امکان گفتوگویی علمی و منصفانه درباره یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ اسلام را فراهم میآورد.
انتهای پیام