حجت قیطاقی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به جایگاه موسیقی خراسان بهعنوان یکی از گنجینههای ارزشمند موسیقی نواحی ایران، اظهار کرد: این موسیقی در طول نسلها از طریق روایتهای شفاهی، مقامها، نغمهها، داستانها و شیوههای نوازندگی استادان منتقل شده و در سالهای اخیر، تجربههای تازهای در زمینه آهنگسازی، اجراهای صحنهای و بداههنوازی در آن شکل گرفته است؛ تجربههایی که پرسشهایی درباره نسبت نوآوری و اصالت نیز به همراه داشتهاند.
وی درباره جایگاه بداههنوازی در موسیقی خراسان، بیان کرد: این شیوه از گذشته تا امروز چندان رایج نبوده و موسیقی خراسان بیشتر بر اساس مقامها، الگوها و فرمهایی شکل گرفته که سینهبهسینه از استادان به نسلهای بعد منتقل شدهاند. البته نمیتوان گفت هیچ نمونهای از بداههنوازی وجود نداشته، اما این رویکرد همچنان محدود است.
این آهنگساز افزود: حدود ۱۱ سال پیش، فعالیت جدی خود را در زمینه بداههپردازی در موسیقی خراسان آغاز کردم و تلاش داشتم مقامها، فواصل، الگوها و فرمهای این موسیقی را وارد تجربههای شخصی خود کنم. در این مسیر، ملودیهایی را بر اساس مقامهای خراسانی ساخته و با گسترش و تغییر آنها، به تجربههای تازهای رسیدهام. این رویکرد با نقدهایی از سوی برخی استادان و علاقهمندان موسیقی مواجه شده است، اما معتقدم ورود به این عرصه نیازمند شناخت عمیق مقامها، روایتها، داستانها و کلام موسیقی خراسان است.
قیطاقی با اشاره به ویژگیهای متمایزکننده بداههنوازی در این منطقه، خاطرنشان کرد: داستانها و روایتهای موسیقی خراسان و صدای خاص دوتار این منطقه میتوانند در شکلگیری فضای بداههنوازی مؤثر باشند. حس غربت و اندوه موجود در بسیاری از روایتها نیز بخشی از این ویژگیهاست. با این حال، صرف نواختن چند ملودی با دوتار به معنای بداههپردازی نیست و نوازنده باید زبانهای ترکی، کرمانجی و فارسی، اشعار، داستانها و شیوههای مختلف اجرای مقامها را بشناسد.
وی ادامه داد: یکی از خلأهای موسیقی خراسان، آگاهی و سواد موسیقایی نوازندگان و مدرسان است. هنرمندان باید با دانش امروز موسیقی آشنا شوند. تحصیلات آکادمیک موسیقی به من نشان داده است که برخی مقامها و فرمهای موسیقی خراسان با موسیقی مناطق دیگر ایران و حتی کشورهای دیگر شباهتهایی دارند. شناخت این پیوندها میتواند زمینه ارتباط میان موسیقیهای مختلف را فراهم کند، اما نیازمند سالها تحقیق و بررسی است.
بداههنوازی؛ پیوند اصالت و خلق در لحظه
سرپرست گروه همنوازان توس درباره نسبت بداههپردازی با چارچوبهای سنتی موسیقی خراسان، اظهار کرد: هدف از بداههپردازی حذف ریشههای موسیقی نیست، بلکه باید با حفظ اصالت، فرمهای تازهای خلق کرد. این مرز بسیار باریک است و هنرمند باید بتواند بدون آسیب زدن به ریشههای موسیقی، تجربههای جدیدی ارائه دهد.
وی با اشاره به آثار خود در اجراهای صحنهای گفت: بیش از ۷۰ درصد بسیاری از کارهایی که روی صحنه ارائه میکنم، آهنگسازی شدهاند و بر مبنای بداههپردازی اجرا میشوند. این آثار در چارچوب مشخصی قرار دارند، اما امکان خلق در لحظه نیز در آنها وجود دارد.
قیطاقی افزود: حال مخاطب و شرایط اجتماعی میتواند مسیر اجرای بداهه را تغییر دهد. در یکی از کنسرتها، با دیدن تعداد زیادی از مخاطبان با لباس سیاه، فضای اجرا بهطور طبیعی تغییر کرد. در موقعیتی دیگر، حرکت یک دختر بچه هنگام شنیدن موسیقی باعث شد مسیر اجرا را به سمت قطعهای رقص خراسانی ببرم. این تجربهها نشان میدهد بداههپردازی تنها به نوازنده محدود نیست و احساسات مخاطبان نیز در آن تأثیر دارد؛ البته نوازنده باید توانایی مدیریت این شرایط را داشته باشد.
وی با تأکید بر ضرورت مراقبت از اصالت موسیقی خراسان در اجراهای صحنهای، بیان کرد: هنرمندان باید بدانند موسیقی را با چه هدفی ارائه میکنند و آیا صرفاً به دنبال برگزاری کنسرت و کسب درآمد هستند یا معرفی درست فرهنگ نیز برای آنها اهمیت دارد. در برخی اجراها، مشکلاتی مانند کوک نامناسب سازها، ضعف صدابرداری و پایین بودن کیفیت اجرا دیده میشود که بر تجربه مخاطب تأثیر میگذارد.
دانش و سواد؛ چالش اصلی بداههنوازی در موسیقی خراسان
قیطاقی با اشاره به محدود بودن بداههنوازی در اجراهای صحنهای موسیقی خراسان، گفت: بیشتر گروهها قطعات و تصنیفهای از پیش تمرینشده را اجرا میکنند، در حالی که بداههنوازی به نوازنده امکان خلق در لحظه، تجربه مسیرهای تازه و حتی رسیدن به اجرایی ماندگار را میدهد. این مسیر به سطح بالایی از نوازندگی، آگاهی و تجربه نیاز دارد.
وی مهمترین چالش بداههنوازی را پایین بودن سطح دانش و آگاهی موسیقایی دانست و افزود: برخی افراد پس از چند ترم آموزش وارد عرصه تدریس میشوند، در حالی که میزان صلاحیت آنها برای آموزش مشخص نیست. ارتقای کیفیت آموزش و توانایی نوازندگان و خوانندگان باید جدی گرفته شود.
این هنرمند تأکید کرد: بداههپردازی با اجرای یک قطعه پاپ با دوتار یا مقامنوازی و اجرای روایتهای اصیل یکسان نیست. بداههنوازی باید از اصول، ساختار، فرم و ریتم مشخصی برخوردار باشد و نوازنده بتواند بر پایه دانش و شناخت خود در لحظه خلق کند. رسیدن به این توانایی نیز به مطالعه، آزمونوخطا، شناخت موسیقیهای مختلف و آگاهی از فرهنگ جامعه نیاز دارد.
قیطاقی درباره انتقال این شیوه به نسل جوان، اظهار کرد: هنرجویان باید ابتدا آموزشهای مقدماتی را بهدرستی طی کنند، مقامها و قطعات را بیاموزند و سپس با دانش موسیقی و اصول بداههپردازی آشنا شوند. نمیتوان انتظار داشت فردی پس از چند سال آموزش، بدون شناخت کافی وارد این عرصه شود.
وی افزود: نوازنده باید بداند برای چه جامعهای مینوازد و موسیقی او چه ارتباطی با شرایط اجتماعی و روحیات مردم دارد. گاهی جامعه به شادی نیاز دارد و گاهی موسیقی باید با احساسات و دغدغههای مردم همسو شود. اگر اثر هنرمند با وضعیت جامعه ارتباطی نداشته باشد، نمیتواند پیوند عمیقی با مخاطب برقرار کند.
سرپرست گروه همنوازان توس خاطرنشان کرد: هنرمند در کنار خلق زیبایی و بهتر کردن حال مردم، در برابر فرهنگ نیز مسئولیت دارد. لازم است گروهها و هنرمندان سهم بیشتری در ارتقای کیفیت موسیقی بپذیرند و همه چیز را به حمایتهای بیرونی واگذار نکنند. اگر بداههپردازی قرار است در موسیقی خراسان گسترش یابد، باید با احترام به اصالتها، شناخت فرهنگ، بهرهگیری از تجربه استادان و توجه به مخاطب همراه باشد تا نسل جوان نیز بتواند با این موسیقی ارتباط برقرار کند.
انتهای پیام