باستانشناسی در ایران فقط دانشی برای شناخت گذشته نیست؛ تخصصی است که به شناسایی، مطالعه و حفاظت از بخشی از میراث تاریخی کشور گره خورده است. با این حال، برای بسیاری از دانشجویان و فارغالتحصیلان این رشته، مسیر ورود به دانشگاه لزوماً به ورود به یک حرفه مشخص و برخورداری از آینده شغلی روشن ختم نمیشود.
محدود بودن فرصتهای استخدامی، وابستگی بخش مهمی از فعالیتهای تخصصی به نهادهای دولتی، ابهام در مسیرهای اشتغال خارج از دانشگاه و پرسشهایی درباره تناسب آموزش دانشگاهی با نیازهای حرفهای، از جمله مسائلی است که وضعیت دانشآموختگان باستانشناسی را به موضوعی فراتر از یک مسئله فردی تبدیل میکند. طرح مطالبات جمعی فارغالتحصیلان رشته باستانشناسی در سال ۱۴۰۴ نیز بار دیگر ضرورت بررسی این وضعیت را پیش کشید.
اما مسئله فقط این نیست که چند فارغالتحصیل بیکارند، پرسش اساسی این است که نظام آموزش عالی با چه شناختی از نیازهای بازار کار دانشجو میپذیرد، نهادهای متولی میراث فرهنگی چه ظرفیتی برای جذب نیروهای متخصص دارند و دانشآموختگان باستانشناسی در عمل چه مسیرهایی برای فعالیت حرفهای پیش رو دارند؟
ایسنا در پروندهای تازه، در گفتوگو با دانشجویان، فارغالتحصیلان، استادان دانشگاه و مسئولان حوزه میراث فرهنگی، وضعیت اشتغال و آینده حرفهای باستانشناسی را بررسی میکند؛ از تجربه ورود به بازار کار و فاصله آموزش دانشگاهی با نیازهای میدانی تا ظرفیتهای مغفول اشتغال و مسئولیت نهادهایی که باید از سرمایه انسانی این حوزه در شرایطی که با ضعیف شدن بدنه کارشناسی روبهرو شده است، بهره بگیرند.
یاسمین برادران افتخاری، فارغالتحصیل رشته باستانشناسی در مقطع کارشناسی از دانشگاه پارس، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تفاوت کیفیت آموزش باستانشناسی در دانشگاههای مختلف، معتقد است در کنار سرفصلهای نظری، باید مهارتهای کاربردی و میانرشتهای بیشتری مانند باستان جانورشناسی و باستان گیاهشناسی در برنامه آموزشی این رشته گنجانده شود. او همچنین رقابت میان برخی استادان دانشگاهها را از عواملی میداند که میتواند بر فرصتهای علمی و مسیر تحصیلی دانشجویان تأثیر منفی بگذارد.
برادران افتخاری درباره وضعیت آموزش باستانشناسی در دانشگاههای کشور، از نظر تعداد و کیفیت استادان، امکانات آموزشی و سرفصلهای درسی، به ایسنا گفت: وضعیت دانشگاهها با یکدیگر متفاوت است. دانشگاههایی مانند تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس از جمله دانشگاههایی هستند که در آنها رشته باستانشناسی ارائه میشود، اما کیفیت آموزش در هر دانشگاه به عوامل مختلفی، از جمله استادان و برنامه آموزشی، بستگی دارد.
او با اشاره به تجربه تحصیل خود در دانشگاه پارس اظهار کرد: یکی از نکاتی که در این دانشگاه میپسندم، توجه به برخی علوم میانرشتهای در کنار آموزشهای اصلی باستانشناسی است؛ موضوعی که به نظرم میتواند در دانشگاههای دولتی نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد. دانشجویان باستانشناسی به مجموعهای از دانشهای مکمل نیاز دارند و بهتر است این حوزهها بهصورت مشخص در واحدهای درسی گنجانده شوند تا دانشجو برای یادگیری آنها ناچار نباشد بهطور جداگانه به دنبال دورههای آموزشی برود.
این فارغالتحصیل باستانشناسی با تأکید بر اهمیت تجربههای عملی در دوران تحصیل گفت: یکی از وظایف مهم استادان این است که دانشجویان را به سمت فعالیتهای تخصصی مرتبط با رشتهشان هدایت و تشویق کنند. برای مثال، آشنایی با موزهها و فعالیت در این محیطها میتواند بخشی از تجربه آموزشی دانشجویان باشد.
او افزود: آنطور که من دیدهام، برخی دانشجویان در ابتدا علاقه چندانی به این فعالیتها ندارند و گاهی دانشگاه آنها را ملزم میکند که دورههایی را در مکانهایی مانند موزه ملی بگذرانند، اما بهتدریج و با حضور در این محیطها، علاقه آنها بیشتر میشود. به همین دلیل، معتقدم آشنایی عملی با موزهها و دیگر محیطهای مرتبط با باستانشناسی باید در کنار واحدهای درسی مورد توجه قرار گیرد.
رقابت میان استادان؛ مانعی بر سر راه فرصتهای علمی دانشجویان
برادران افتخاری یکی از مشکلات مهم در برخی گروههای باستانشناسی دانشگاهها را رقابت میان استادان عنوان کرد و گفت: این رقابتها میتواند تأثیر نامطلوبی بر وضعیت دانشجویان بگذارد و بر فرصتهای علمی و مسیر تحصیلی آنها اثر بگذارد.
او با اشاره به پیامدهای این وضعیت توضیح داد: برای مثال، ممکن است دانشجویی بخواهد برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه دیگری برود، اما اختلاف میان استادان دو دانشگاه برای او مشکل ایجاد کند. به اعتقاد من، چنین فضایی میتواند فرصتهایی را که دانشجو باید بر اساس توانایی و شایستگی خود به دست آورد، محدود کند و به یکی از مشکلات دانشجویان باستانشناسی تبدیل شود.
این فارغالتحصیل باستانشناسی با اشاره به هزینههای مرتبط با این رشته اظهار کرد: دانشجوی باستانشناسی در طول دوره تحصیل خود به سفرهای علمی و بازدید از محوطهها و مکانهای مرتبط با رشتهاش نیاز دارد، بنابراین دانشگاه باید شرایط لازم را برای این فعالیتها فراهم کند.
او با بیان اینکه پیشتر امکان برگزاری برخی از این برنامهها بیشتر بوده است، افزود: تا جایی که اطلاع دارم، در سالهای اخیر شرایط مالی برگزاری سفرهای علمی نیز محدودتر شده است. دانشگاههای آزاد و غیرانتفاعی هم از نظر تأمین هزینههای دانشجویان و فراهم کردن امکان بازدیدهای علمی، با محدودیتهایی مواجهاند و شرایط در آنها ممکن است نامناسبتر از دانشگاههای دولتی باشد.
برادران افتخاری درباره حضور استادان متخصص در دانشگاهها گفت: اگر بخواهم درباره دانشگاهی که در آن تحصیل کردم صحبت کنم، یکی از نکاتی که در این دانشگاه میپسندم، تخصص استادان در حوزهای است که تدریس میکنند. با وجود اینکه این دانشگاه دولتی نیست و در گروه دانشگاههای غیرانتفاعی قرار میگیرد، به نظرم در زمینه تخصص استادان وضعیت قابل قبولی دارد.
او در عین حال با اشاره به وضعیت برخی دانشگاههای دولتی گفت: به نظر من، در برخی موارد، رقابتهای موجود میان استادان بر شرایط آموزشی تأثیر میگذارد و ممکن است استادانی در حوزههایی تدریس کنند که تخصص اصلی آنها نیست. در حالی که تخصص استاد در موضوعی که آموزش میدهد، اهمیت زیادی دارد.
سرفصلهای نظری کافی نیست
این فارغالتحصیل باستانشناسی در پاسخ به پرسشی درباره میزان تناسب سرفصلهای دانشگاهی با نیازهای حرفهای این رشته اظهار کرد: سرفصلهای موجود بهطور کلی کاربردی و مناسباند، اما مسئله این است که در کنار آنها باید برخی درسها و مهارتهای مکمل نیز ارائه شود.
او توضیح داد: بخش مهمی از واحدهای درسی به موضوعات تاریخی اختصاص دارد و دانشجویان باید آنها را بگذرانند؛ اما در کنار این آموزشها، مهارتهای تخصصی و کاربردی باستانشناسی نیز اهمیت دارند. برای مثال، دانشجو ممکن است برای یادگیری مهارتی مانند طراحی ناچار شود در دورههای آموزشی خارج از دانشگاه شرکت کند.
برادران افتخاری تأکید کرد: از نظر آموزش نظری، وضعیت کلی سرفصلها مناسب است، اما لازم است مهارتهای جانبی و ضروری بیشتری به برنامه آموزشی اضافه شود تا دانشجویان در کنار دانش نظری، برای فعالیتهای تخصصی و حرفهای نیز آمادگی بیشتری پیدا کنند.
او با اشاره به فرصتهای آموزشی دانشجویان برای آشنایی با محوطههای باستانی گفت: گاهی دانشگاهها برنامههایی مانند بازدیدهای علمی و تورهای آموزشی برگزار میکنند تا دانشجویان با محوطههایی که در آنها کاوش انجام میشود، آشنا شوند. همچنین در آخرین ترم دوره کارشناسی، دانشجویان باید واحد عملی باستانشناسی را بگذرانند که معمولاً در قالب کاوشهای آموزشی برگزار میشود. این کاوشها یکی از مهمترین فرصتهای دانشجویان برای کسب تجربه عملی است، هرچند برخی از دانشجویان ممکن است در این برنامهها شرکت نکنند.
او افزود: در کنار کاوشهای آموزشی، فعالیتهایی مانند کار در موزهها و بازدیدهای علمی نیز میتوانند به افزایش تجربه دانشجویان کمک کنند.
این فارغالتحصیل باستانشناسی درباره تجربه حضور خود در پروژههای میدانی گفت: در تپه سیلک، کاشان به سرپرستی آقای دکتر جواد حسینزاده، حضور داشتم و در کاوش تپه تیلینه کرمانشاه به سرپرستی خانم دکتر شکوه خسروی، کاوش لایهنگاری در بافت تاریخی دهدشت به سرپرستی آقای دکتر ذبیحالله مسعودینیا و کاوش تپه شاه سلمان، زیدون، خوزستان به سرپرستی آقای دکتر اکبر عزیزی به عنوان عضو تیم حاضر بودم.
دانشجویان در جریان کاوش چه مسئولیتهایی بر عهده دارند؟
برادران افتخاری درباره میزان مشارکت دانشجویان در فعالیتهای میدانی و فرصت یادگیری آنها گفت: در جریان کاوش، کارهای مختلفی انجام میشود که بخشی از آنها میان اعضای گروه تقسیم میشود. برای مثال، در طول روز و هنگام فعالیت در محوطه، یافتهها و اطلاعات مختلف باید ثبت و ضبط شوند. پس از بازگشت به پایگاه نیز بخش دیگری از کار آغاز میشود.
او ادامه داد: دانشجویان در گروههای مختلف فعالیت میکنند و کارهایی مانند عکاسی از یافتهها و بخشهای مختلف محوطه را انجام میدهند. همچنین فعالیتهای دیگری که در جریان کاوش انجام شده است، متناسب با نیاز پروژه میان اعضای گروه تقسیم میشود. بسته به علاقه دانشجو و نوع فعالیتها، ممکن است فرصت مشارکت در بخشهای مختلفی از کار، از جمله مستندسازی و طراحی سفال، برای او فراهم شود.
این فارغالتحصیل باستانشناسی درباره مدتزمان لازم برای ورود دانشجویان به پروژههای حرفهای گفت: دانشجو معمولاً نخستین تجربه عملی خود را در کاوشهای آموزشی دوران تحصیل به دست میآورد T اما اینکه چه زمانی بتواند بهطور جدی در پروژههای باستانشناسی حضور پیدا کند، به عوامل مختلفی بستگی دارد.
او توضیح داد: میزان علاقه و تلاش دانشجو، حوزه تخصصی مورد علاقه او و زمانی که برای یادگیری و تقویت مهارتهای مورد نیاز اختصاص میدهد، در این مسیر مؤثر است. هرچه دانشجو مهارتهای بیشتری کسب کند و تواناییهای خود را افزایش دهد، ظرفیت بیشتری برای حضور در پروژههای مختلف خواهد داشت و ممکن است زودتر فرصت همکاری پیدا کند.
برادران افتخاری ادامه داد: برخی دانشجویان ممکن است از همان دوران کارشناسی وارد پروژههای کاوش شوند، اما برای برخی دیگر این اتفاق دیرتر رخ میدهد، حتی ممکن است فرد مدت زیادی پس از پایان تحصیل نیز برای ورود به پروژههای باستانشناسی منتظر بماند. بنابراین، زمان ورود به این فعالیتها برای همه یکسان نیست و به شرایط دانشجو و فرصتهایی که در اختیار او قرار میگیرد، بستگی دارد.
کارآموزی بدون دستمزد
برادران افتخاری در پاسخ به پرسشی درباره گلایه دانشجویان و فارغالتحصیلان از دشواری ورود به بازار کار و فعالیت طولانیمدت بدون دستمزد مناسب گفت: متأسفانه این مسئله واقعیت دارد و از نظر مالی، باستانشناسی آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد.
او با اشاره به تجربه فعالیت داوطلبانه دانشجویان در موزهها اظهار کرد: دانشجویان گاهی در موزهها بهصورت داوطلبانه فعالیت میکنند و در بسیاری از مواقع، بهجز برنامههای ویژهای مانند نوروز، دستمزدی دریافت نمیکنند. حتی در ایام نوروز نیز مبلغی که به دانشجویان پرداخت میشود، بسیار ناچیز است، بهگونهای که اگر آن را با قیمت بلیت موزه مقایسه کنیم، تفاوت قابلتوجهی میان این مبلغ و هزینهای که بازدیدکنندگان میپردازند، وجود ندارد.
او درباره وضعیت پرداختها در پروژههای کاوش نیز گفت: در این پروژهها بودجهای در اختیار سرپرست کاوش قرار میگیرد، اما پس از تأمین هزینههای مختلف، مبلغ زیادی برای پرداخت به دانشجویان و کارآموزانی که در گروه باستانشناسی فعالیت میکنند، باقی نمیماند.
این فارغالتحصیل باستانشناسی با اشاره به شرایط مالی فعالان این حوزه افزود: به اعتقاد من، بخش بزرگی از باستانشناسانی که اکنون در ایران فعالیت میکنند، به دلیل علاقه به ایران و باستانشناسی در این مسیر ماندهاند؛ چراکه شرایط مالی این حرفه چندان مناسب نیست.
ارتباطات دانشگاهی تا چه اندازه در ورود به بازار کار مؤثر است؟
برادران افتخاری درباره نقش استادان و ارتباطات شخصی در ورود دانشجویان و فارغالتحصیلان به پروژههای باستانشناسی گفت: این ارتباطات اهمیت زیادی دارد. برخی استادان به دانشجویان خود توجه میکنند و تلاش دارند فرصتهایی برای حضور آنها در پروژهها فراهم کنند. در چنین شرایطی، تواناییها و مهارتهای دانشجو بیشتر دیده میشود و امکان پیدا کردن فرصتهای کاری برای او افزایش مییابد.
او در عین حال تأکید کرد: همه دانشجویان در محیطی تحصیل نمیکنند که چنین فرصتهایی برایشان فراهم باشد. برخی از آنها از حمایت و ارتباطات مؤثر برخوردار نیستند و در نتیجه، ممکن است فرصتهای کمتری برای ورود به پروژهها و فعالیتهای حرفهای پیدا کنند. بنابراین، ارتباطات دانشگاهی میتواند در مسیر حرفهای دانشجویان تأثیرگذار باشد، اما دسترسی برابر به این فرصتها برای همه فراهم نیست.
حضور در کاوشهای میدانی چه تأثیری بر یادگیری دانشجویان دارد؟
برادران افتخاری درباره مدتزمان حضور دانشجویان در پروژههای باستانشناسی و میزان تأثیر این تجربه بر یادگیری آنها گفت: مدت حضور دانشجو به شرایط پروژه و نوع فعالیت او بستگی دارد. ممکن است دانشجو برای مدتی بهعنوان کارآموز در کنار اعضای گروه حضور داشته باشد یا در تمام طول یک فصل کاوش همراه گروه بماند و بهتدریج مسئولیتها و فعالیتهای بیشتری را تجربه کند.
او با تأکید بر اهمیت تجربه عملی در آموزش باستانشناسی اظهار کرد: حضور در محوطه و مشارکت در فعالیتهای میدانی تأثیر بسیار زیادی بر یادگیری دارد. دانشجویی که فقط در کلاس درس مینشیند و مطالب نظری را میشنود، با دانشجویی که در کاوش حضور داشته، مستقیماً با آثار و فرایندهای باستانشناختی در ارتباط بوده و در ثبت و مستندسازی آنها مشارکت کرده است، تجربه یکسانی ندارد.
این فارغالتحصیل باستانشناسی افزود: وقتی دانشجو در محیط واقعی کار قرار میگیرد با آثار از نزدیک مواجه میشود و در فرایند ثبت و مستندسازی آنها مشارکت میکند، درک عمیقتری از مطالب به دست میآورد. به همین دلیل، تجربه عملی و حضور در کاوشها نقش بسیار مهمی در یادگیری و شناخت واقعی باستانشناسی دارد.
فرصت کار عملی دانشجویان باستانشناسی کاهش یافته است
برادران افتخاری درباره موانع ورود دانشجویان این رشته به بازار کار و کسب تجربه عملی گفت: بسیاری از دانشجویان باستانشناسی در آزمونهای مرتبط که از سوی وزارت میراث فرهنگی برگزار میشود، شرکت میکنند، اما فرصتهای محدودی برای ورود به این حوزه دارند. میزان قبولی در این آزمونها پایین است و به اعتقاد من، حتی در مواردی که امکان ورود به این عرصه فراهم میشود، روند آن همیشه عادلانه نیست.
او با اشاره به محدودیتهای مالی در فعالیتهای میدانی باستانشناسی اظهار کرد: در گذشته ممکن بود تعداد بیشتری از افراد در یک پروژه باستانشناسی حضور داشته باشند، اما اکنون به دلیل کمبود بودجه، گاهی تعداد اعضای گروه به سه، چهار یا پنج نفر محدود میشود تا هزینهها کاهش یابد. این مسئله نیز فرصت حضور دانشجویان در پروژهها و کسب تجربه عملی را کمتر میکند. مجموعه این عوامل باعث میشود دانشجویان فرصت کمتری برای ورود به فعالیتهای حرفهای باستانشناسی داشته باشند.
این فارغالتحصیل باستانشناسی در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر شرایط کاری این رشته بر تصمیم دانشجویان برای ادامه مسیر حرفهای یا تغییر شغل گفت: این موضوع تا حد زیادی به میزان علاقه افراد بستگی دارد. برخی دانشجویان واقعاً به باستانشناسی علاقهمندند و با وجود دشواریهای این مسیر، تلاش میکنند در این حوزه بمانند، اما از سوی دیگر، درآمد این رشته معمولاً برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست.
او اضافه کرد: به همین دلیل، بسیاری از افرادی که میخواهند فعالیت خود را در باستانشناسی ادامه دهند، ناچارند در کنار آن به دنبال منبع درآمد دیگری باشند و شغل دیگری را نیز انتخاب کنند تا بتوانند هزینههای زندگی خود را تأمین کنند.
از یک رشته جذاب تا تصور گنجیابی
برادران افتخاری در پاسخ به پرسشی درباره شناخت جامعه از تفاوت میان باستانشناسی علمی و گنجیابی، با اشاره به تبلیغات مربوط به پیدا کردن گنج و برگزاری تورهای مرتبط در فضای مجازی، گفت: وقتی به افراد جامعه میگوییم دانشجوی باستانشناسی هستیم، با نگاههای متفاوتی روبهرو میشویم که برخی از آنها برای دانشجویان این رشته آزاردهنده است.
خط قرمز ما واژه «گنج» است
او با اشاره به نگاه بخشی از جامعه به باستانشناسی بهعنوان فعالیتی مرتبط با گنجیابی گفت: گاهی احساس میکنیم بخش بزرگی از جامعه باستانشناسی را با گنجیابی یکی میداند و این موضوع برای دانشجویان و فعالان این رشته آزاردهنده است؛ چراکه آنها ناچارند بخش زیادی از وقت خود را صرف توضیح تفاوت میان باستانشناسی علمی و گنجیابی کنند.
برادران افتخاری افزود: ما در باستانشناسی با یک فعالیت علمی سروکار داریم و اساساً کاری با گنجیابی نداریم. خط قرمز ما واژه «گنج» و تصوراتی است که درباره پیدا کردن گنج وجود دارد. برای اصلاح این نگاه، باید مسیر طولانی و برنامهریزیشدهای برای فرهنگسازی طی شود تا مردم بدانند باستانشناسی یک فعالیت علمی است و با گنجیابی و حفاریهای غیرمجاز تفاوت دارد.
این فارغالتحصیل باستانشناسی با انتقاد از کمتوجهی به فرهنگسازی در این زمینه اظهار کرد: رسانهها باید بیشتر به این موضوع میپرداختند، اما محدودیتهایی وجود داشته که باعث شده تولیدات رسانهای درباره باستانشناسی کمتر شود یا برخی از این تولیدات کنار گذاشته شوند. مجموعه این عوامل به شکلگیری این معضل دامن زده و باعث شده است بخشی از جامعه همراهی لازم را با باستانشناسان نداشته باشد.
او با این حال تأکید کرد که همه مردم چنین نگاهی ندارند و برخی با علاقه، باستانشناسی را از منظر علمی دنبال میکنند، اما به اعتقاد او، برنامههای جامع و مستمر برای افزایش آگاهی عمومی درباره این رشته همچنان کم است.
برادران افتخاری در پاسخ به پرسشی درباره دلیل انتخاب رشته باستانشناسی و اینکه آیا از ابتدا به این رشته علاقه داشته یا در دوران تحصیل به آن علاقهمند شده است، گفت: علاقه من به باستانشناسی از دوران کودکی شکل گرفت. مادرم کتابی در اختیارم گذاشته بود که خودم در آن سن نمیتوانستم آن را بخوانم. وقتی مادرم کتاب را برایم خواند، من را تشویق کرد که به دنبال رشتهای مرتبط با موضوع آن بروم. در آن زمان باستانشناسی را بهعنوان چنین رشتهای به من معرفی کرد. از همان ابتدا دوست داشتم مسیر تحصیلیام را در باستانشناسی ادامه بدهم و این علاقه از دوران مدرسه با من همراه بود.
حفاریهای غیرمجاز؛ نگرانی همیشگی باستانشناسان
این فارغالتحصیل باستانشناسی درباره تأثیر گسترش تبلیغات گنجیابی در فضای مجازی و افزایش حفاریهای غیرمجاز بر فعالیتهای علمی و آموزشی گفت: در بسیاری از محوطههای باستانی با چنین وضعیتی روبهرو میشویم. گاهی گروه باستانشناسی عصر به پایگاه خود بازمیگردد و صبح روز بعد که به محوطه میرود، با زمینهایی مواجه میشود که در آنها حفاریهای غیرمجاز انجام شده است؛ بهطوریکه محوطه حالت سوراخسوراخ پیدا میکند.
او با اشاره به ضرورت حفاظت از محوطهها در زمان انجام کاوشها اظهار کرد: در چنین شرایطی، حضور نگهبان در منطقه اهمیت زیادی دارد، اما در کنار حفاظت فیزیکی، باید برای آگاه کردن مردم محلی نیز برنامهریزی شود. لازم است به آنها توضیح دهیم که ما برای بیرون آوردن و شناخت میراث خودشان در محوطه حضور داریم و دشمن آنها نیستیم. مردم هر منطقه نیز باید خود را میراثدار تاریخ و فرهنگ محل زندگیشان بدانند.
برادران افتخاری با اشاره به نگرانی گروههای باستانشناسی از تخریب محوطهها در فاصله میان روزهای کاری گفت: این موضوع به معضلی جدی تبدیل شده است. گاهی نگرانیم که پس از بازگشت به محوطهای که در آن مشغول کاوش هستیم، ببینیم در طول شب حفاری غیرمجاز انجام شده و به محوطه آسیب رسیده است. به همین دلیل، هر گروه باستانشناسی باید در کنار فعالیت علمی خود، برای آگاه کردن مردم منطقه درباره اهمیت محوطه و ضرورت حفاظت از آن تلاش کند.
حفاظت از میراث فرهنگی به اعتماد عمومی نیاز دارد
این فارغالتحصیل باستانشناسی در پاسخ به پرسشی درباره اقداماتی که دولت و نهادهای مسئول باید برای مقابله با حفاریهای غیرمجاز و افزایش آگاهی عمومی انجام دهند، گفت: به نظر من، در این زمینه کمتر از آنچه لازم است، کار شده است. ما بارها شاهد تخریب محوطههای باستانشناسی هستیم و این اتفاقها تأثیر بدی بر نگاه مردم میگذارد، بهویژه زمانی که انتظار میرود مسئولان و نهادهای مرتبط، حافظ تاریخ، فرهنگ و تمدن این سرزمین باشند.
او ادامه داد: وقتی تخریبهایی اتفاق میافتد یا پیگیریهای لازم درباره آنها انجام نمیشود، اعتماد عمومی آسیب میبیند. نهادها و مدیران مسئول باید بهگونهای عمل کنند که مردم بتوانند به آنها بهعنوان متولیان حفاظت از میراث تاریخی خود اعتماد داشته باشند. در غیر این صورت، شاهد تداوم قاچاق آثار تاریخی و حتی حمایت برخی افراد از قاچاقچیان در فضای مجازی خواهیم بود.
برادران افتخاری تأکید کرد: افزایش آگاهی عمومی و پیگیری جدی تخلفات، در کنار فعالیتهای حفاظتی، ضروری است تا مردم اهمیت میراث فرهنگی را بیشتر درک کنند و در برابر تخریب و قاچاق آثار تاریخی بیتفاوت نباشند.
همکاری با باستانشناسان بینالمللی با محدودیتهایی مواجه شده است
او درباره ضرورت استفاده از تجربه باستانشناسان و پژوهشگران خارجی در آموزش و پژوهش باستانشناسی ایران گفت: پیشتر گروههای خارجی به ایران میآمدند و با همکاری گروههای ایرانی فعالیتهای باستانشناسی انجام میدادند، اما این همکاریها با محدودیتهایی مواجه شد و اکنون دیگر شاهد حضور آن گروهها در ایران نیستیم.
این فارغالتحصیل باستانشناسی افزود: با این حال، پژوهشگران خارجی همچنان میتوانند در این حوزه نقش مؤثری داشته باشند و همکاری آنها با پژوهشگران ایرانی باید بیشتر شود. ایرانشناسان خارجی سالها برای مطالعه تاریخ و فرهنگ ایران تلاش کردهاند و استفاده از تجربه و دانش آنها میتواند به پژوهشهای باستانشناسی کمک کند. یکی از این افراد پژوهشگر فرانسوی (باستانشناس و زبانشناس) «فرانسوا دسه» (François Desset) است که همچنان در این زمینه فعال است.
برادران افتخاری درباره وضعیت این ارتباطات در دوران تحصیل خود نیز گفت: در حال حاضر، من بهعنوان دانشجو ارتباط مستقیم و مستمری با گروههای باستانشناسی خارجی ندیدهام، اما نشستهایی با حضور پژوهشگران، ایرانشناسان و باستانشناسان خارجی برگزار میشود که برخی از آنها بهصورت آنلاین است و دانشجویان میتوانند از این فرصت برای آشنایی با دیدگاهها و پژوهشهای آنها استفاده کنند. با این حال، تجربه من از ارتباطات علمی بینالمللی در دوران دانشجویی عمدتاً به همین نشستها محدود بوده است.
انتهای پیام