به گزارش ایسنا به نقل از روابطعمومی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، آیین رونمایی از دورۀ جدید مجلۀ مطالعات ایرانی و نقد کتابِ «ایرانشهر امروز» صبح سهشنبه - پنجم آبان - در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.
سهمی کوچک در بالندگی فرهنگ ایرانِ آینده
در آغاز این مراسم کاظم موسوی بجنوردی - رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - سخن گفت: اکنون پس از گذشت بیش از نیمقرن و تجربۀ فرازونشیبهای فراوان، معتقدم دستیابی به حقیقت و اخلاق، شاید بنیادیترین جستوجوی انسانی برای معنابخشی به زندگی باشد. هر پدیده و نظریهای در ارتباط با طبیعت و انسان، مادامی که خود را پایبند به این دو مفهوم نداند، اساساً مردود است و ازاینرو ایده و مسیر آیندۀ جامعۀ ما هم باید بر دو اصل مذکور بنا شود. جامعۀ امروز ایران برای عبور از ابربحرانهای متعدد و هولناکی که دچارش شده است، راهی جز تجدید پیمانی اخلاقی بر پایۀ همزیستی و مدارا ندارد.
او افزود: امیدوارم نسل جدید ایرانیان، یک ملت بودن را نه اجباری تاریخی که انتخابی آگاهانه برای بهتر زیستن بداند و آگاه باشیم که ایجاد فرصتهای واقعاً یکسان، آزادی و برابری همۀ مردم ایران در برابر قوانین منصفانه، ما را به ملتی واحد و حقیقی متجلی خواهد ساخت. وطن و خاک در هر حال ولو به بهای جان، دوستداشتنی است. اگر ایران را دوست داریم، باید تنوع و تکثرش را هم دوست داشته باشیم و عمیقاً درک کنیم این تنوع فرهنگی و آداب و رسوم دیرینه، از ما ملتی کهن پدید آورده است. احیاناً بیش از تمرکز بر گذشتۀ تاریخ ایران باید به کمک یکدیگر و تعاملی ملی آینده را بسازیم. توسعۀ پایدار و رفاه میتواند رمز همبستگی ما باشد. به جانب ملتی همبسته بودن، باید همپیمان شویم تا با توکل به خداوند بدون تبعیض، توسعهیافته شویم. امیدوارم نشریۀ «ایرانشهر امروز» نیز بتواند سهمی هرچند کوچک در بالندگی فرهنگ ایرانِ آینده داشته باشد.

یادآورِ سخن و یغما و راهنمای کتاب
در ادامه سیّدعلی آلداود - سردبیر مجلّۀ مطالعات ایرانی و نقد کتابِ- صحبت کرد و گفت: نخستین شمارۀ مجلۀ «ایرانشهر امروز» در بهار ۱۳۹۵ منتشر و پس از دو سال تعطیل شد و اکنون دورۀ جدید آن از سر گرفته شده است. ما در این مجله چندین سرفصل داریم؛ مطالعات ایرانی اعم از ایران قبل و بعد از اسلام، اندیشه و فرهنگ در جهان که به پیشنهاد دکتر فتحالله مجتبائی ایجاد شد؛ زیرا ایشان معتقد بود شمار زیادی از مخاطبان به مسائل کلی فرهنگی و جهانی علاقهمندند. نقد کتاب، اسناد و نسخههای خطی، یاد درگذشتگان، یادداشتهای گوناگون، در جهان دانش و هنر و معرفی کتابهای تازه از جمله این سرفصلها است و مشاوران علمی آن، حسن انصاری، علی بلوکباشی، علی بهرامیان، روزبه زرینکوب، صادق سجادی و فتحالله مجتبائی هستند.
او در ادامه دربارۀ سه مجلۀ نامدار و نامآور در همین عرصه اظهار کرد: نقد کتاب برای من اهمیت زیادی دارد؛ چه در دورۀ نخست انتشار مجله و چه امروز. پیش از انقلاب، چند نشریۀ مهم در این زمینه فعالیت میکردند که از جمله آنها میتوان به «سخن»، «راهنمای کتاب» و «یغما» اشاره کرد. هر یک از این مجلات در حوزهای نقش مؤثری داشتند و در کنار یکدیگر به ارتقای فرهنگ مکتوب کشور کمک میکردند. مجلۀ «سخن» را پرویز ناتل خانلری منتشر کرد. «سخن» بهنوعی ارگان تجددخواهان شمرده میشد و این مجله در دورهای منتشر شد که زبان فرانسه در میان اهل فرهنگ و ادب ایران جایگاه برجستهای داشت و بسیاری از نویسندگان، مترجمان و علاقهمندان به فرهنگ فرانسه پیرامون آن گرد آمده بودند. «سخن» در واقع محل انتشار مطالب و ترجمههایی بود که به معرفی اندیشهها و آثار جدید کمک میکردند. خانلری دبیر آن بود و سردبیران آن در ادوار مختلف احمد بیرشک، احسان یارشاطر، ناصر پاکدامن، علیرضا حیدری، قاسم صنعوی، تورج فرازمند، حسن هنرمندی، ابوالحسن نجفی، محمود کیانوش، رضا سیدحسینی، ایرج افشار و هوشنگ طاهری بودند. مجلۀ «راهنمای کتاب» که احسان یارشاطر بنیاد گذاشت و سپس ایرج افشار ادامهاش داد، ایرانیتر بود و کار اصلیاش نقد کتاب و چون افشار در نقد کتاب بینظیر بود، یکی از سرآمدان این حوزه محسوب میشد.
او ادامه داد: افشار در نقد آثار، رعایت حقوق مؤلفان و بیطرفی را در نظر میگرفت. او حتی آثار دوستان نزدیک و استادان دانشگاه را نیز در صورت لزوم نقد میکرد و همین رویکرد در بهبود کیفیت تألیف و تدوین کتابها مؤثر بود. مجلۀ «یغما» هم که ویژۀ تحقیقات ایرانی بود، از جهاتی با آن دو دیگر متفاوت بود و حتماً مقالاتی دربارۀ شهرستانهای ایران و محققان شهرستانی را تشویق میکرد. این سه مجله مکمل هم بودند که بعد از انقلاب تعطیل شدند و پس از انقلاب فقط «نشر دانش» بود که آن هم تعطیل شد. در نتیجه اکنون مجلهای در مباحث اساسی نقد کتاب نداریم و امروز نشریاتی که بهطور جدی به مباحث بنیادین فرهنگی، بهویژه نقد کتاب، بپردازند، بسیار اندکاند. مجله باید بتواند تصویری روشن از وضعیت فرهنگی روزگار خود برای نسلهای آینده به جا بگذارد؛ بهگونهای که آیندگان با مطالعه مطالب آن بتوانند شرایط فرهنگی جامعه را در یک دورۀ تاریخی بشناسند. از این منظر، محتوای نشریات باید بازتابدهندۀ واقعیتهای فرهنگی زمانه باشد، نه اطلاعاتی نادرست یا گمراهکننده. جلسات معرفی کتاب نیز نهتنها باعث بهتر شدن نمیشود که غرور کاذب پیش میآورد و این لطمه به فرهنگ ما خواهد زد. اکنون مجلات بسیار علمی - پژوهشی منتشر میشود که مجموعهمقالههایی هستند صرفاً برای ارتقای استادان دانشگاه و معمولاً ارزش خواندن ندارد. هر مقاله چند نویسنده دارد و نفر اول حتی ممکن است آن را نخوانده باشد.
آلداود اضافه کرد: اکنون مجلهنگاری بسیار مشکل است با آنکه امکانات خیلی بیشتر است. در سالهای دانشجویی در اوایل دهۀ پنجاه، مدیر داخلی یغما بودم و آخر هر ماه بیوقفه منتشر میشد. مقاله که میرسید مجتبی مینوی در زمینۀ تحقیقات ایرانی و اسلامی، باستانی پاریزی در تاریخ، اسلامی ندوشن در ادبیات معاصر و ایرج افشار در کتابشناسی نظر میدادند و در چاپخانه با یک نفر طرف بودیم. دستاندرکاران مجله کم بودند و کار سریع پیش میرفت. بااینحال باید مجلهای منتشر کنیم که در ١٠٠ سال آینده وضعیت امروز ما را توصیف کند و امیدوارم بتوانیم «ایرانشهر امروز» را منظم و در پایان هر فصل منتشر کنیم.

تجلّیگاهِ فکرِ جدید
سپس مصطفی محقّق داماد - سرویراستار دانشنامۀ حقوق ایران و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی- پشت تریبون حاضر شد و در سخنانی گفت: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در این بیش از چهار دهه موفق داده است که با نوشتن هزاران مقاله و عرضۀ دانش در ٢۶ جلد تا امروز، دانش را از گزارشگری به مرجمعیت علمی برساند. این نهاد امروز بنیادش با کلیۀ کارهایی که میشود نهفقط گزارشگری دانش ایرانی اسلامی است، بلکه توفیق یافته دانش ایرانی اسلامی را به مرجعیت علمی برساند. و این توفیق غیر از نقش مدیریت که شاید نقش اصلی است، وجود اندیشمندان و متفکران و نویسندگانِ مخلص و باوفا و پرتلاش و علاقهمند به فرهنگ است.
او ادامه داد: من در اینجا صدای قدمهای زریاب و شرف و زرینکوب و تفضلی و منزوی و رضا و افشار را میشنوم که شخصیتهای کمی نیستند. در عمر هشتاد سالهام افراد زیادی را دیدم که فکر میکردند اقیانوس دانشاند ولی از نزدیک هیچ نبودند ولی در اینجا بزرگانی را دیدیم که نه اهل ستایش بودند و هستند و نه نمایش. فرهنگ و دانش را نه از اجبار بلکه احساس علاقۀ درونی در پی بودند و هستند. نوری دارند که میخواهند بتابانند، حتی اگر جلوگیری شود. به نزدیکشان که میرسیدیم مصداق جهانی بودند بنشسته در گوشهای. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با این سرمایه و پشتوانه، به کار تازهای دست زده و آن انتشار مجله است. کلمۀ مجله عربی است؛ یعنی جای تجلی. مجله جای تجلی فکر جدید است نه حرف تکراری که دیگران زدهاند و از نعمتهای این مجله این خواهد بود که خلأیی را پر خواهد کرد.
او تأکید کرد: در اینمیان اما هنر سردبیر آن است که مقالهای را انتخاب کند که فکر تازه داشته باشد. عجیب است که وقتی برای نامۀ فرهنگستان علوم که سردبیر آن هستم، بهدنبال امتیاز بودیم، گفتند چون در چند رشته است، رتبه ندارد. یعنی مجلهای را ارزش میدهند که یک رشته باشد! این مجله اما در مطالعات ایرانی و نقد کتاب موفق از آب درآمده هرچند بهتر است غلبۀ مطالب آن که اکنون با مقالات تاریخی است، کمتر باشد و چنانکه در سخن سردبیر آمده، بازتاب همۀ افکار ایرانی اسلامی باشد. هرچند انصافاً مقالات منتخب بسیار ممتاز و خواندنی است.

در اهمیتِ تداوم
امید طبیبزاده - زبانشناس و استاد پژوهشکدۀ زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی - سخنران بعدی بود که دربارۀ مجلات مهم یک سدۀ اخیر بیان کرد: «نوبهارِ» ملکالشعرا بهار در مشهد، سیاسی و مشروطهخواه بود و خط سیر اینگونه مجلات را بهار آغار کرد. سیدحسن تقیزاده «کاوه» را از سال ۱۲۹۵ در آلمان منتشر کرد. ضدروس و طرفدار آلمان بود و جمالزاده و کاظمزادۀ ایرانشهر و قزوینی در آن مینوشتند. در تبریز روزنامۀ «تجدد» به همت خیابانی و تقی رفعت درآمد که تا سال ١٢٩٩ ادامه داشت. در سال ١٢٩٧ ملکالشعرا بهار «دانشکده» را منتشر کرد و در آن اقبال آشتیانی و پروین اعتصامی و رشید یاسمی مقاله دارند. «ارمغان» در سال ١٢٩٨ توسط حسن وحید دستگردی نشر یافت که تا ۱۳۵۷ ادامه یافت. در سال ١٣٠۴ «آینده» به همت محمود افشار یزدی درآمد و ایرج افشار تا سال ١٣٧٢ ادامه داشت.
او در ادامه گفت: در سال ١٣١٢ «مهر» به همت مجید موقر، در سال ١٣٢٢ «سخن» با مدیریت خانلری و حضور قلمی امثال هدایت و صفا و مینوی، «یغما» طی سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷ با ۳۶۶ شماره توسط حبیب یغمایی و مقالاتی از صناعی و اسلامی ندوشن و باستانی پاریزی، «راهنمای کتاب» طی سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۷ به همت یارشاطر و بعد افشار، «وحید» توسط سیفالله وحید از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۸، «نگین» توسط محمود عنایت از ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ و «بررسیهای تاریخی» از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷ منتشر میشدند. پس از انقلاب «نشر دانش» را نصرالله پورجوادی درآورد و سمیعی و سعادت و نجفی و معصومی همدانی و خرمشاهی و فانی در آن مینوشتند. در اینمیان «ایراننامه» در آمریکا را هم نباید از یاد برد که آغازش به همت جلال متینی بود. انتشار چنین نشریاتی به سابقه، شناخت و تجربه نیاز دارد و هر کسی نمیتواند بهسادگی مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. افرادی که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند، بهتر میتوانند سنت مجلهنگاری فرهنگی را حفظ و تقویت کنند. شاهکلید تمام این مجلات تداومشان بود و امیدوارم «ایرانشهر امروز» هم دوام آورد زیرا اهمیت در تداوم است.

شناخت ایران نباید در انحصار متخصصان باقی بماند
سپس آرزو رسولی (طالقانی) -استادیار تاریخ دانشگاه شهید بهشتی- سخنرانی کرد و گفت: انتشار دوبارۀ مجلۀ «ایرانشهر امروز» را تبریک میگویم. ایرانشهر امروز، نامی که یادآور مجله قدیمی و نامآشنای ایرانشهر است که از جمله اهدافش آشنایی ایرانیان با گذشتۀ تاریخی خود و هستی امروزینشان بود. مجلۀ ایرانشهر امروز نیز آرمانی اینچنینی را دنبال میکرد و خوشحالم پس از وقفهای نسبتاً طولانی و در بزنگاهی تاریخی انتشار آن از سر گرفته شده است.
او اضافه کرد: ایران را باید شناخت؛ اما شناخت ایران نباید در انحصار متخصصان و پژوهشگران باقی بماند و این به گمان من، یکی از مهمترین دلایل ضرورت انتشار مجلهای مانند ایرانشهر است. اهمیت چنین مجلهای بهویژه هنگامی دوچندان میشود که مقالات آن دربارۀ ایران به زبانی ساده، روشن و قابل فهم برای عموم مردم نوشته شده باشند. تاریخ، فرهنگ، زبانشناسی، باستانشناسی، ادبیات و جغرافیای تاریخی ایران، حوزههایی گسترده و سرشار از دانشاند. پژوهشگران در این زمینهها سالها مطالعه میکنند و به یافتههای ارزشمندی دست مییابند؛ اما اگر حاصل این پژوهشها فقط در کتابهای تخصصی و مقالات دانشگاهی باقی بماند، بخش بزرگی از جامعه از دسترسی به این دانش محروم خواهد شد. مجلهای که دربارۀ ایران به زبان ساده مینویسد، میتواند پلی میان دانشگاه و جامعه باشد؛ پلی میان پژوهشگر و خواننده، میان دانش تخصصی و کنجکاوی عمومی.
این استاد تاریخ افزود: در گذشته، این پل را روزنامهها و برخی مجلات ادبی برقرار میکردند اما متأسفانه سیاستگذاری وزارت علوم و نظام امتیازدهی به مقالات علمی پژوهشی بهگونهای بود که استادان دانشگاه را به چاپ مقاله در مجلات علمی پژوهشی ناگزیر ساخت، مجلاتی فاقد جذابیت و عاری از معیاری حداقلی که غالباً هم خوانده نمیشوند و کار کرد امتیازی دارند. مسئلۀ امتیاز مقالات عملاً ارتباط استادان دانشگاه را با جامعه قطع کرده است و نتایج زیانبار آن هم در جامعه مشهود است. بهخصوص در رشتههای علوم انسانی که ارتباط با جامعه ضروری است. شاید تاریخ در اینمیان از همۀ رشتهها بیچارهتر باشد که حسابدار و اقتصاددان و فلسفهدان و جامعهشناس و غیره و غیره در تریبونهای مختلف مرتباً از تاریخ خصوصاً تاریخ معاصر میگویند و از آنجا که علم لازم را ندارند اطلاعات را اشتباه یا جابهجا یا با تحلیلهای نادرست منتشر میکنند. همین مسئله هشداری برای استادان دانشگاه شده است و ضرورت ارتباط با جامعه را درک کردهاند. در این شرایط انتشار مجلهای چون ایرانشهر امروز اتفاق خجستهای است که میتواند نقشی مهم در عمومی کردن دانش ایرانشناسی ایفا کند؛ دانشی که نباید تنها در فضای دانشگاهی بماند و شایسته است به زندگی روزمره مردم نیز راه پیدا کند. اگر تاریخ ایران تنها در میان مورخان بماند اگر دستاوردهای زبانشناسی تنها در محافل دانشگاهی بررسی شوند و اگر میراث فرهنگی تنها برای گروهی محدود قابل فهم باشد، بخش مهمی از ظرفیت آموزشی و فرهنگی این دانش به فعلیت نخواهد رسید.
رسولی خاطرنشان ساخت: شناخت ایران بسی فراتر از شناخت چند رویداد تاریخی یا چند شخصیت تاریخی است و نیازمند شناختی عمیق است؛ از دورههای مختلف تاریخی گرفته تا زبان و گویش و شهرها و روستاها و بناها و بالأخره ادبیات و آیینها و سنتهایش. مجلهای با رویکرد عمومی میتواند این اطلاعات پراکنده را به دانشی منسجمتر تبدیل کند. هر مقاله دریچهای تازه به سوی بخشی از ایران میگشاید؛ گاهی دریچهای به گذشتههای دور گاهی به زندگی روزمرۀ مردم و گاهی به میراثی که هنوز در زبان، هنر، معماری و آداب اجتماعی ما زنده است. و مهمتر آنکه ایران جزیرهای تکافتاده نیست. ما بخشی از جهان هستیم. باید اندیشههای حاکم بر جهان را بشناسیم. و مهمتر از مناسبات جهانی خبر داشته باشیم و بدانیم جهانیان ما را چگونه میبینند. گاهی وقتی تاریخ ایران را مرور میکنم حس میکنم در برهههایی از تاریخ ما در بیخبری تاریخی به سر بردهایم. شناخت ایران به تنهایی کافی نیست؛ گرچه لازم است. فکر میکنم مجلۀ ایرانشهر امروز با گنجاندن بخش «اندیشه و فرهنگ در جهان» به این مهم اندیشیده است. افزون براین تنوعی که در مطالب مجله به چشم میخورد یادآور مجلات ادبیِ قدیمی است. نقد و معرفی کتاب و یاد در گذشتگان از بخشهای خوب این مجله است که جایشان در نشریات بیروح دانشگاهی خالی است.
این استادیار دانشگاه شهید بهشتی افزود: یکی از ویژگیهای ارزشمند چنین مجلهای توجه به مخاطبانی است که الزاماً تحصیلات تخصصی در حوزۀ ایرانشناسی ندارند. چنین مخاطبانی علاقهمند کم نیستند. خودم چند شمارۀ نشریه در دانشگاه منتشر کردم که کوشیدم بخشهای متنوع هم در آن بگنجانم. مبنای گزینش مقالات مجله را هم ترجمه قرار دادم تا دانشجویان با آثار پژوهشی غربیان دربارۀ ایران بیشتر آشنا شوند. مهم است بدانیم دیگران دربارۀ سرزمین ما چه میگویند. این مجله که با شکل و شمایل دانشگاهی منتشر میشد و جذابیت ظاهری هم نداشت، علاقهمندانی پیدا کرده بود که مرتب به من تلفن میکردند و جویای شمارۀ بعدی بودند. وقتی چنان مجلهای که کاملاً هم تخصصی بود، چنین علاقهمندانی پیدا کرده بود طبعاً مجلۀ «ایرانشهر امروز» با انتخاب زبانی سادهتر و جذابیت بصری مخاطبان خود را پیدا خواهد کرد. چون وقتی موضوعی تاریخی یا فرهنگی با زبانی روشن، مثالهای مناسب و روایتی جذاب بیان شود، خواننده احساس نمیکند که با دانشی دور از دسترس روبهروست و درمییابد که تاریخ و فرهنگ ایران تنها متعلق به کتابخانهها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه بخشی از جهان زندگی خود اوست. این نکته بهویژه برای نسل جوان اهمیت دارد. اگر بخواهیم نسلهای آینده با میراث فرهنگی خود آشنا شوند، باید امکان دسترسی به این میراث را برای آنان فراهم کنیم؛ نهفقط با اطلاعات فراوان بلکه با نوشتههایی دقیق جذاب و متناسب با نیاز و زبان مخاطب امروز. و مهمتر از آن شناخت هویت فرهنگی است که با تکرار شعارها شکل نمیگیرد؛ بلکه بر شناخت، آگاهی و ارتباط آگاهانه با گذشته استوار است. اما شناخت واقعی ایران تنها افتخار کردن به دستاوردهای گذشته نیست. این شناخت باید متوجه مشکلات فرهنگی، نقصانها و فرازونشیبهای تاریخی نیز باشد. باید بتوانیم تاریخ ایران را با نگاهی پرسشگر و منصفانه بخوانیم.
او اظهار کرد: از این منظر، مجلۀ «ایرانشهر امروز» میتواند فضایی برای شناختی عمیقتر و سنجیدهتر از ایران فراهم کند. از طرفی، امروز با حجم عظیمی از اطلاعات در فضای مجازی روبهرو هستیم. در این فضا، مطالب فراوانی دربارۀ تاریخ و فرهنگ منتشر میشود؛ اما همۀ آنها دقیق مستند یا قابل اعتماد نیستند. در چنین شرایطی مجلهای مانند «ایرانشهر امروز» میتواند میان اطلاعات سطحی و شناخت مستند تمایز بگذارد؛ موضوعات را از منابع معتبر بررسی کند و یافتههای پژوهشی را به شکلی قابل فهم در اختیار خوانندگان قرار دهد؛ مجلهای که هم خواندنی باشد و هم قابل اعتماد هم مخاطب عمومی را جذب کند و هم حرمت دانش و پژوهش را نگه دارد. امیدوارم انتشار این مجله استمرار داشته باشد تا همچون مجلات قدیمی، حافظهای فرهنگی برایمان بسازد و نمایندۀ دورۀ تاریخی خاص خود باشد. همچنین امیدوارم با استمرار انتشار آن بدل به آرشیوی ماندگار برای شناخت عمومی ایران شود. با توجه به نیاز نسل امروز فکر میکنم اگر از شیوههای نوین انتشار از جمله نسخۀ دیجیتال، نمایهسازی مطالب و معرفی مقالهها در فضای مجازی بهره گرفته شود، دامنۀ مخاطبان گسترش خواهد یافت و امکان دسترسی بیشتر نسلهای مختلف به این محتوا فراهم خواهد شد.
رسولی در انتها گفت: در پایان باید بگویم که یکی از خوشبختیهای زندگی من آشنایی با آقای آلداود بوده است. سالهاست که شاهد تلاشهای این مرد بزرگ برای اعتلای فرهنگ ایران هستم. تلاشی خستگیناپذیر که همچنان ادامه دارد و بهعنوان یک ایرانی و به سهم خود قدردان زحمات ایشان هستم. از آقای موسوی بجنوردی هم سپاسگزارم که امکان انتشار چنین نشریه ای را فراهم کردهاند.

آخرین سخنران فرهاد طاهری - دانشنامهنگار و پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی- بود که اظهار کرد: فرهنگ به آگاهی منجر میشود و جامعه آگاه میتواند در دو حوزۀ دیگر، یعنی اقتصاد و قانونگذاری و نظام قضایی، نیز به تحول و پیشرفت دست یابد. فرهنگ در جامعه از دو مسیر اصلی تحقق پیدا میکند؛ یکی نهاد آموزش و دیگری برانگیختن علاقه و ایجاد شوق برای آگاهی و شناخت. این برانگیزانندگی عمدتاً از طریق کتاب و مجله صورت میگیرد. کتاب بیانگر دیدگاهها و آرای یک نویسنده است، اما در مجله با دیدگاههای مختلف و شیوههای متنوع نگارش مواجه میشویم؛ ازاینرو، یک مجلۀ خوب میتواند در آگاهیبخشی به جامعه حتی تأثیری بیش از کتاب داشته باشد.
او خاطرنشان ساخت: برای مجلاتی که در حوزههایی مانند جامعهشناسی، تاریخ و ادبیات فعالیت میکنند و مخاطبان گستردهای دارند، چهار ویژگی در نظر دارم که رعایت آنها میتواند به تحقق بهتر هدف آگاهیبخشی کمک کند؛ نخستین ویژگی پرهیز از جانبداری و بزرگنمایی در بازنمایی تاریخ و مسائل فرهنگی است. برخی مجلات از ابتدا بر نوعی جانبداری و ستایش یا نکوهش افراطی اشخاص و رویدادها بنا شدهاند. یک نشریه نباید تصویری نادرست از گذشته، مشاهیر یا ملتهای دیگر ارائه دهد. متأسفانه چنین قضاوتهایی را گاهی در فضای فرهنگی امروز نیز میبینیم. در دورۀ مشروطه نیز برخی روزنامهنگاران بهجای پرداختن واقعبینانه به مسائل مهم جامعه، مطالبی منتشر میکردند که برای روشنفکران و آزادیخواهان دردسرساز میشد. این نمونهها نشان میدهد که نوع نگاه روزنامهنگار به خبر و واقعیت تا چه اندازه میتواند در شکلگیری برداشتهای نادرست و دور شدن جامعه از حقیقت مؤثر باشد. دومین ویژگی یک مجلۀ معتبر پرهیز از رفیقبازی، دستهبندی و روابط غیرحرفهای است. در برخی نشریات، پیش از انتشار هر شماره میتوان حدس زد چه کسانی در آن مقاله خواهند داشت؛ زیرا گروه محدودی بهطور مستمر در این مجلات مینویسند. گاهی نیز افرادی به دلیل روابط و دوستی با سردبیر، به چهرههای فرهنگی تبدیل میشوند، درحالیکه آثارشان از شایستگی لازم برخوردار نیست. این مسئله میتواند به اعتبار فضای فرهنگی آسیب بزند.
طاهری ادامه داد: سومین ویژگی انتشار مقالات برخوردار از هویت فرهنگی است. هر مقالهای که در یک مجله منتشر میشود، لزوماً دارای هویت فرهنگی نیست. یکی از معیارهای مهم در این زمینه، انگیزه و دغدغۀ شخصی نویسنده است. نمیتوان صرفاً بر اساس بخشنامه، دستورالعمل یا توصیۀ استاد راهنما از کسی خواست دربارۀ موضوعی مقاله بنویسد، درحالیکه خود او علاقه یا شناختی نسبت به آن ندارد. مقاله باید از مسئلهای برخاسته باشد که ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده است. مشارکت و همکاری در همۀ زمینهها به یک شکل امکانپذیر نیست. در گزارش، توصیف، بررسی، گردآوری، تصحیح و ترجمه میتوان همکاری کرد، اما در تحلیلهایی که اساس آنها بر استنباط فردی و جزئینگری استوار است، نمیتوان بهسادگی سهم فکری چند نفر را یکسان دانست. در خلاقیت نیز نمیتوان بهسادگی از مشارکت سخن گفت؛ زیرا یکی از ویژگیهای آثار شاخص ادبی و تاریخی، جزئیات و ظرافتهایی است که از ذهن و نگاه فردی پدیدآورنده سرچشمه میگیرد. بنابراین، در بررسی مقالات مشترک باید به سهم واقعی هر نویسنده در شکلگیری ایده و تحلیل توجه کرد. همچنین زبان فارسی یکی از معیارهای مهم ارزیابی هویت فرهنگی است. هر نویسنده شیوۀ خاص خود را در نگارش دارد. هنگامیکه چند نفر یک مقاله را مشترکاً مینویسند، این پرسش مطرح میشود که سبک نگارش آن مقاله به کدامیک از نویسندگان تعلق دارد. چنین مقالاتی میتوانند کار بررسی سبکشناختی نثر فارسی در دورههای بعد را دشوار کنند؛ زیرا پژوهشگران آینده برای شناخت ویژگیهای نثر یک نسل، به آثاری نیاز دارند که بتوانند سبک و شیوۀ نگارش نویسندگان را بهروشنی بازتاب دهند.

در پایان این برنامه، از دورۀ جدید (شمارۀ پیاپیِ ۹ و ۱۰؛ بهار و تابستان ۱۴۰۵) مجلّۀ مطالعات ایرانی و نقد کتابِ «ایرانشهر امروز» به صاحبامتیازی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و سردبیری سیّدعلی آل داود که در ۳۰۴ صفحه انتشار یافته است، رونمایی شد.


انتهای پیام