برگزاری مسابقات فوتبال پایه خارج از ورزشگاه تختی اهواز، بهانهای شد تا بار دیگر به سراغ مجموعهای برویم که روزگاری یکی از کانونهای اصلی شور و هیجان ورزش در خوزستان بود؛ مجموعهای که نامش با خاطرات چند نسل از فوتبالدوستان این شهر گره خورده، اما امروز شرایط بخشهایی از آن به اندازهای نگرانکننده است که حتی برای میزبانی مسابقات فوتبال پایه نیز مورد تأیید قرار نگرفته است.
ورزشگاهی با این قدمت و پیشینه، چگونه به شرایطی رسیده که حتی امکان میزبانی رقابتهای ردههای پایه را ندارد؟ بر اساس آنچه درباره شرایط میزبانی این مسابقات مطرح شده، نبود امکانات ضروری، بهویژه رختکنهای مناسب و سایر الزامات مورد نیاز، مانع تأیید ورزشگاه تختی برای برگزاری رقابتهای فوتبال پایه شده است؛ اتفاقی تلخ که بهخوبی عمق مشکلات این مجموعه را نشان میدهد.
ورزشگاه تختی، بخشی از حافظه ورزشی اهواز است؛ مجموعهای که نامش با فوتبال، قهرمانی، رقابت و شور مردم پیوند خورده است. اینجا روزگاری شاهد مسابقاتی بود که سکوهایش را از تماشاگر پر میکرد و صدای تشویق هوادارانش تا بیرون از ورزشگاه میپیچید.
دهههای گذشته، بهویژه دهه ۶۰، از روزهای پرشور فوتبال اهواز در ورزشگاه تختی بود؛ روزهایی که تیمهایی چون استقلال اهواز، شاهین، جنوب اهواز، نیرو، گمرک و دیگر تیمهای ریشهدار این شهر، خاطرات ماندگاری برای فوتبالدوستان ساختند. مسابقاتی که گاه ورزشگاه را مملو از تماشاگر میکرد و حضور تیمهای مختلف از شهرها و استانهای دیگر، شور و هیجان ویژهای به فوتبال اهواز میبخشید.
مگر میشود از ورزشگاه تختی گفت و نیرو،استقلال،جنوب ،شاهین و دهها تیم اهوازی را به یاد نیاورد؟ مگر میشود نام این ورزشگاه را شنید و خاطره این تیم ها، هیجان مسابقهها و شور هوادارانی را که با تمام وجود تیمشان را تشویق میکردند، زنده نکرد؟ تختی شاهد روزهایی بود که فوتبال برای مردم اهواز تنها یک سرگرمی نبود؛ عشق مشترکی بود که نسلها را کنار هم مینشاند.
البته خاطرات این مجموعه تنها به فوتبال محدود نمیشود. ورزشگاه تختی در رشتههای مختلف ورزشی، از جمله بسکتبال ،والیبال،دومیدانی،بوکس، نیز میزبان ورزشکاران و رقابتهایی بوده که بخشی از تاریخ ورزش خوزستان را شکل دادهاند.
به همین دلیل، نام تختی برای بسیاری از اهوازیها تنها یادآور یک زمین فوتبال نیست؛ بلکه یادآور روزگاری است که ورزش در گوشهوکنار این مجموعه جریان داشت و نسلهای مختلف با آن خاطره ساختند.
زمینهایی که نیازمند رسیدگی جدی هستند
قصه امروز ورزشگاه تختی فقط به تأیید نشدن میزبانی مسابقات پایه ختم نمیشود. کافی است نگاهی به وضعیت زمینهای چمن شماره ۲ و ۳ و همچنین زمین کوچکتری بیندازیم که در فاصله میان این دو زمین احداث شده است.
زمین مینیچمن مصنوعی این مجموعه که میتوانست فضایی مناسب برای تمرین و فعالیت فوتبالی کودکان و نوجوانان باشد، از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. وضعیت چمن زمینهای شماره ۲ و ۳ نیز رضایتبخش نیست و کیفیت نامناسب آنها، نگرانیهایی درباره شرایط تمرین ورزشکاران ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، وضعیت نیمکتهای ذخیره نیز تصویر مناسبی از شرایط نگهداری این مجموعه ارائه نمیدهد. نیمکتهای ذخیره زمین شماره ۳ در وضعیتی فرسوده و رهاشده قرار دارند؛ امکاناتی که باید بخشی از استانداردهای اولیه یک زمین ورزشی باشند، اما اکنون خود به یکی از نشانههای کمتوجهی به این مجموعه تبدیل شدهاند.
وقتی زمینهای تمرینی از کیفیت لازم برخوردار نیستند، نیمکتها فرسوده و رهاشدهاند و امکانات رفاهی و رختکنها نیز پاسخگوی الزامات میزبانی نیستند، طبیعی است که درباره آینده چنین مجموعهای نگرانی به وجود بیاید.
رویاهای کودکانی که نباید قربانی کمبود امکانات شوند
با وجود همه این مشکلات، ورزشگاه تختی همچنان محل رفتوآمد کودکان و نوجوانانی است که برای آموختن فوتبال و دنبال کردن رؤیاهایشان به این مجموعه قدم میگذارند.
کافی است نگاهی به زمینهای چمن مصنوعی و چمن شماره ۲ و ۳ بیندازیم؛ جایی که کودکان با توپهایشان میدوند، صدای مربیان در فضا میپیچد و نوجوانان رؤیای پوشیدن پیراهن تیم محبوبشان را در سر دارند.
برای این بچهها، ورزشگاه تختی فقط نامی قدیمی در خاطرات پدرانشان نیست؛ جایی است که امروز در آن تمرین میکنند، زمین میخورند، بلند میشوند و قدمبهقدم فوتبال را یاد میگیرند. چه کسی میداند در میان همین کودکان، چند بازیکن آینده فوتبال خوزستان حضور دارند؟
شاید یکی از همین بچهها روزی پیراهن استقلال یا فولاد را بپوشد، در ورزشگاههای بزرگ کشور به میدان برود و سالها بعد، وقتی از روزهای آغاز فوتبالش حرف میزند، بگوید همهچیز از زمینهای مجموعه ورزشی تختی شروع شد.
آیا شایسته است کودکانی که برای رسیدن به رویاهایشان به این مجموعه میآیند، در زمینهایی تمرین کنند که از کیفیت مطلوب برخوردار نیستند؟ آیا خانوادههایی که ساعتهایی از روز خود را برای حضور فرزندانشان در مدارس فوتبال اختصاص میدهند، نباید از امکانات اولیه و مناسب برخوردار باشند؟
ورزشگاه تختی فقط متعلق به گذشته نیست؛ آینده هم به آن وابسته است. اگر خاطرات نسلهای پیشین در زمین اصلی و سکوهای این ورزشگاه شکل گرفته، رؤیاهای نسل امروز نیز در زمینهای تمرینی آن جان میگیرند.
مجموعهای که به برنامهای برای احیا نیاز دارد
سخن گفتن از این نگرانیها به معنای نادیده گرفتن تلاشهای انجامشده از سوی ادارهکل ورزش خوزستان نیست. هر اقدامی برای بهسازی مجموعه، از رسیدگی به زمینها تا بازسازی پیست دوومیدانی و بهبود امکانات، ارزشمند است؛ اما حفظ یک مجموعه قدیمی و پرکاربرد، به برنامهای مستمر نیاز دارد. برنامهای که تنها به یک بخش محدود نماند و نیازهای ورزشکاران رشتههای مختلف و استفادهکنندگان روزانه را نیز در نظر بگیرد.
کیفیت زمینها، امکانات رفاهی، وضعیت رختکنها و سرویسهای بهداشتی، نیمکتهای ذخیره و شرایط نگهداری بخشهای مختلف، موضوعاتی هستند که باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرند. البته طی سالهای اخیر با تدابیر بنیتیم مدیرکل ورزش خوزستان رسیدگیهای خوبی به این مجموعه شده، موضوعی که قابل توجه است.
ورزشگاه تختی فقط فوتبال نیست. این مجموعه با فضاها و امکانات ورزشی خود، بخشی از زندگی ورزشی شهر را در بر میگیرد و اهمیت آن فراتر از مسابقات تیمهای فوتبال است. به همین دلیل، نگاه به مجموعه ورزشی تختی باید نگاه به یک مجموعه چندمنظوره باشد؛ جایی که ورزشکاران رشتههای گوناگون نیز باید فرصت تمرین در محیطی مناسب را داشته باشند.
نمیتوان از تاریخ این ورزشگاه گفت و از مسئولیت امروز در برابر آن غافل شد. همانطور که باید به خاطرات استقلال اهواز، شاهین، جنوب اهواز، نیرو، گمرک و دیگر تیمهای قدیمی احترام گذاشت، باید برای کودکی هم که امروز در زمین شماره ۲ یا ۳ تمرین میکند، شرایط مناسبی فراهم کرد. گذشته و آینده ورزشگاه تختی از هم جدا نیستند؛ یکی به این مجموعه هویت داده و دیگری به آن زندگی میبخشد.
اگر تختی زبان داشت، چه قصههایی برای گفتن داشت؟
اگر ورزشگاه تختی زبان داشت، چه قصههایی برای گفتن داشت؟ از روزهایی میگفت که سکوهایش مملو از تماشاگر بود؛ از استقلال اهواز، شاهین، جنوب اهواز، نیرو و دیگر تیمهایی که هرکدام سهمی در خاطرات ورزشی این شهر داشتند؛ از بازیهای حساس و گلهایی که شادی را به دل مردم میآوردند. از پیشکسوتانی میگفت که روزگاری جوان بودند و با رویا وارد زمین میشدند؛ از هوادارانی که حالا شاید موهایشان سپید شده، اما هنوز با شنیدن نام ورزشگاه تختی، خاطرات جوانیشان زنده میشود.
شاید از کودکانی هم میگفت که امروز در زمینهای چمن مصنوعی میدوند؛ بچههایی که با لباسهای تمرین و کفشهای فوتبال، به دنبال رؤیایی هستند که هنوز برایشان تازه است. این کودکان ادامه همان داستاناند؛ داستانی که سالها پیش آغاز شده و نباید اجازه داد به پایان برسد.
اما تلختر از همه آنجاست که ورزشگاهی با چنین پیشینهای، به دلیل مشکلات امکاناتی حتی از میزبانی مسابقات فوتبال پایه نیز بازبماند. وقتی مجموعهای که روزگاری میزبان رقابتهای مهم ورزشی بود، امروز شرایط لازم برای برگزاری مسابقات پایه را ندارد، دیگر نمیتوان از کنار این وضعیت بهسادگی عبور کرد.
مجموعه ورزشی تختی اهواز به توجهی در شأن جایگاه تاریخی و کارکرد امروزش نیاز دارد؛ توجهی که هم خاطرات گذشته را پاس بدارد و هم به نیازهای روز پاسخ دهد.
رسیدگی به زمینهای تمرینی، امکانات رفاهی، فضاهای ورزشی و بخشهای مختلف مجموعه باید بخشی از یک برنامه منظم باشد تا ورزشگاه تختی نه فقط در خاطرات مردم، بلکه در زندگی روزمره ورزشکاران نیز جایگاه خود را حفظ کند.
بعضی جاها را نمیتوان با ساختن یک مجموعه تازه جایگزین کرد. میتوان زمین جدید ساخت، امکانات بیشتری فراهم کرد و ورزشگاههای مدرنتری داشت؛ اما نمیتوان خاطرات یک شهر را به مکانی دیگر منتقل کرد. ورزشگاه تختی با تمام گذشتهاش، هنوز بخشی از هویت اهواز است و با هر کودکی که در زمینهایش تمرین میکند، بخشی از آینده این شهر را نیز در خود دارد.
ورزشگاه تختی را دریابیم؛ به خاطر همه تیمهایی که روزگاری در این مجموعه برای مردم خاطره ساختند؛ به خاطر پیشکسوتانی که روزهای جوانیشان را در این مجموعه گذراندهاند و به خاطر کودکانی که امروز با توپهایشان در زمینهای چمن میدوند و فردا شاید نامشان در فوتبال ایران شنیده شود.
به گزارش ایسنا، ورزشگاه تختی هنوز در قلب اهواز ایستاده است. هنوز میتواند خاطره بسازد، هنوز میتواند میزبان رویاهای تازه باشد و هنوز میتواند پیوند میان نسلهای ورزش این شهر را زنده نگه دارد.
فقط باید به آن رسیدگی کرد؛ نه صرفاً به چشم یک مجموعه قدیمی، بلکه به چشم بخشی از زندگی مردم.
چون ورزشگاه تختی فقط جایی نیست که فوتبال در آن برگزار میشود؛ جایی است که خاطرات دیروز و رؤیاهای فردا، کنار هم نفس میکشند. حیف است مجموعهای که روزگاری افتخار میزبانی رقابتهای مهم ورزشی را داشت، امروز حتی از میزبانی مسابقات فوتبال پایه محروم باشد.
انتهای پیام