یزدان گودرزی، در نشست با عنوان «آموزش همگانی ضامن ایمنی در برابر تهدیدهای نوین» که امروز یکشنبه دهم آبان برگزار شد، آموزش همگانی را از ارکان پدافند غیرعامل و مؤثرترین ابزار افزایش تابآوری جامعه در برابر بحرانها دانست و گفت: این آموزش باید مستمر باشد و نه مناسبتی بلکه باید برنامه ملی آموزش در پنج سطح خانواده، مدرسه، دانشگاه، سازمانها و عموم شهروندان اجرا شود.
این روانشناس با طرح این سوال که آموزش همگانی و پدافند غیرعامل در امنیت کشور، بهویژه در شرایط بحرانی، چه نقشی دارند؟ ادامه داد: پاسخ این پرسش را باید در تجربههای واقعی جستوجو کرد. هنگام بحران زمان تصمیمگیری کوتاه است و آنچه در آن لحظه کمک میکند، دانشی است که پیش از آن در ذهن و عادت شهروندان جا افتاده باشد.
گودرزی اظهار کرد: تهدیدها در سالهای اخیر افزایش یافته و دشمنان در پی وارد کردن آسیب جدی به کشورند؛ لذا جامعهای که برای بحران آموزش ندیده باشد، در برابر شوکها آسیبپذیرتر است و هزینههای انسانی و مالی بیشتری میپردازد. پس هرچه در میدان عمل بیشتر تمرین شود، خون کمتری ریخته میشود بر این اساس تمرین و آمادگی پیش از بحران مهمترین سرمایهگذاری برای حفظ جان مردم است.
وی آموزش همگانی را فرایندی نظاممند برای ارتقای دانش، مهارت و آمادگی شهروندان دانست و تاکید کرد: باید با برنامهریزی، هدفگذاری و ارزیابی همراه باشد، نه اینکه به یک کلاس یا جلسه محدود شود.
این روانشناس، پدافند غیرعامل را مجموعهای از اقدامات غیرمسلحانه دانست و یاداور شد: هدف آن کاهش آسیبپذیری انسانها، زیرساختها، سرمایه ملی و تأسیسات حیاتی در برابر تهدیدهاست. لذا پدافند غیرعامل بیش از آنکه واکنش به بحران باشد، پیشبینی و پیشگیری از آن است و آموزش ستون اصلی این پیشگیری به شمار میرود.
گودرزی با بیان اینکه کاهش تلفات انسانی مهمترین هدف پدافند غیرعامل است، کاهش خسارات اقتصادی، حفظ استمرار خدمات ضروری و افزایش آمادگی در برابر تهدیدهای طبیعی، نظامی و نوین را برشمرد.
وی با بیان اینکه محورهای آموزش باید بر پایه نوع تهدید و نیاز مخاطب تنظیم شود، افزود: نخست، آمادگی در برابر بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله و آتشسوزی است؛ شهروندان باید بدانند هنگام زلزله چه کنند، چگونه ساختمان را ترک کنند و کدام رفتارها در پلهها و راهروها خطرناک است.
این روانشناس محور دوم را امنیت سایبری دانست و گفت: حفاظت از اطلاعات و مقابله با فیشینگ، شایعات و حملات سایبری حوزهای است که تقریباً همه مردم با آن تجربهای دارند. پیامهای جعلی، سایتهای تقلبی و درخواست رمز عبور یا اطلاعات بانکی از جمله روشهاییاند که کاربران عادی را هدف میگیرند؛ لذا سواد دیجیتال باید مانند سواد خواندن و نوشتن در برنامه آموزشی مردم جایگاه داشته باشد.
وی محور سوم مدیریت بحران و تخلیه اضطراری شامل پناهگیری درست، تخلیه ایمن، کمکهای اولیه و امدادرسانی را مورد توجه قرار داد و یادآور شد: در جنگ اخیر، رعایت اصل پراکندگی و آموزشهای پیشین توانست بسیاری از آسیبها را کاهش دهد و این تجربه، شاهدی بر ارزش آموزش پیش از بحران است.
گودرزی محور چهارم مشارکت اجتماعی اعلام کرد و مشارکت را موجب تقویت وحدت، همکاری و مسئولیتپذیری دانست و گفت: باید از حضور مقطعی در مراسم فراتر رود و به نقش فعال و مستمر شهروندان در حفظ امنیت محلی تبدیل شود.
وی با بیان این که محور پنجم سواد رسانهای است افزود: در بحران گاهی سرعت انتشار شایعه بیشتر از سرعت انتشار حقیقت است و این امر میتواند هراس و بینظمی ایجاد کند لذا در این حوزه هنوز کار بیشتری لازم است.
گودرزی برای برنامه ملی آموزش همگانی پنج سطح پیشنهاد کرد و گفت: سطح نخست خانواده است؛ که والدین و فرزندان باید درباره خطرها و رفتار درست در بحران گفتوگو کنند. سطح دوم مدرسه است که به دلیل دسترسی گسترده به کودکان و نوجوانان، بستری مناسب برای آموزش مستمر و عملی به شمار میرود و باید از حالت نظری خارج شود. سطح سوم دانشگاه است که هم متخصصان آینده را تربیت میکند و هم میتواند با پژوهش، الگوهای بومی آموزش را طراحی و ارزیابی کند. این نکته را باید دانست که بدون پشتوانه علمی، آموزش همگانی به تجربههای پراکنده محدود میماند.
وی اظهار کرد: سطح چهارم برنامه ملی آموزش همگانی سازمانها هستند؛ حتی سازمانهایی که مستقیماً آسیب نمیبینند، در بحران با قطع خدمات، کمبود نیرو و اختلال در ارتباطات مواجه میشوند؛ از این رو آموزش مدیران برای تصمیمگیری و کارکنان برای انجام وظایف تعریفشده ضروری است. سطح پنجم عموم شهرونداناند که بالاترین سطح است، زیرا هرچه دانش پایه ایمنی در میان مردم بیشتر باشد، تابآوری کل جامعه بالاتر میرود.
وی در ادامه، با بیان اینکه تابآوری جامعه ظرفیتی است که در طول سالها شکل گرفته است، گفت: تابآوری مردم ایران حاصل چند عامل از جمله روحیه دینی و ارزشی، نقش رسانه و آموزشهای گذشته است که این ظرفیتها اگر نظاممند تقویت شوند، میتوانند پشتوانه امنیت کشور باشند.
این روانشناس بیان کرد: برای مقایسه میتوان از کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی نام برد و آنها را نمونهای از کشورهایی خواند که تابآوری کمتری دارند اما این مقایسه حکمی قطعی نیست و کشوری که زیرساخت پیشرفته دارد اما شهروندانش برای بحران آماده نیستند، همچنان آسیبپذیر است.
وی در خصوص آسیبهای آموزش همگانی اظهار کرد: نخست، رویکرد مناسبتی به جای آموزش مستمر است که باعث میشود آموزش به فعالیتی اداری و گزارشمحور تبدیل شود. دوم، ضعف در تبدیل دانش به مهارت است؛ آموزشهایی که فقط در قالب سخنرانی یا متن ارائه میشوند، برای ایجاد رفتار واقعی کافی نیستند و مانور و تمرین باید بخش جداییناپذیر برنامه باشد. سوم، پراکندگی مسئولیتها میان نهادهایی مانند وزارت کشور، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت، صدا و سیما، هلال احمر، شهرداری و پلیس است.
گودرزی عنوان کرد: چهارمین آسیب آموزش همگانی، بیتوجهی به تفاوتهای منطقهای است؛ هر منطقه اقلیم، فرهنگ و نیازهای خاص خود را دارد و برنامه یکسان پاسخگو نیست. پنجم، ضعف سواد رسانهای است که باعث میشود حتی بهترین دستورالعملها نادیده گرفته شوند.
این روانشناس گفت: ششمین آسیب نبود ارزیابی دقیق اثربخشی آموزشهاست که مانع بهبود برنامهها میشود و سرانجام، کمرنگ بودن مشارکت واقعی مردم است، در حالی که مخاطب باید در تدوین و اجرای آموزش نقش داشته باشد.
گودرزی در پایان گفت: آموزش همگانی کاری مستمر، هماهنگ و علمی است که باید از خانواده آغاز شود، در مدرسه و دانشگاه ادامه یابد، در سازمانها نهادینه شود و در میان عموم گسترش یابد. ایمنی پایدار نتیجه همکاری دانش، تجربه، مشارکت و ارزیابی است.
انتهای پیام