پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵ | ۰۸:۰۰
«آنهدونیا»؛  چرا از تفریح کردن لذت نمی‌بریم؟

«آنهدونیا»؛  چرا از تفریح کردن لذت نمی‌بریم؟

بی‌حوصلگی، افت انگیزه و رخوت پایدار در نسل جدید، این روزها به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها و جوانان بدل شده است؛ حالتی که در مرز باریک میان تغییرات طبیعی سنین رشد، خستگی دیجیتال و اختلالات خلقی جدی نوسان می‌کند و ریشه‌یابی و مدیریت آن نیازمند نگاهی دقیق و علمی است.

پریسا ارجمندی، روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که بسیاری از نوجوانان و جوانان مدام احساس بی‌حوصلگی می‌کنند، اظهار کرد: بی‌حوصلگی در این گروه سنی پدیده‌ای چندبعدی است. از منظر عصب‌شناختی، در سنین نوجوانی و اوایل جوانی، مغز و به‌ویژه قشر پیش‌پیشانی در حال بازسازی اساسی است و این تغییرات فیزیولوژیک باعث تغییر در سیستم پاداش مغز و نیاز به محرک‌های قوی‌تر می‌شوند.

وی افزود: از سوی دیگر، نبود اهداف ملموس و معنادار، روزمرگی ناشی از نظام آموزشی یکنواخت، شکاف میان انتظارات و واقعیت‌های جامعه، کمبود فرصت‌های بروز خلاقیت و فقدان سرگرمی‌های ارزان و در دسترس دست به دست هم می‌دهند تا فرد با خلأ ذهنی و در نتیجه احساس مداوم ملال و بی‌حوصلگی روبه‌رو شود.

ارجمندی با اشاره به این‌که بی‌حوصلگی معمولی با بی‌انگیزگی و افسردگی تفاوت دارد، بیان کرد: تفکیک این سه مفهوم از نظر بالینی بسیار مهم است، چرا که بی‌حوصلگی حالتی گذرا و واکنشی در برابر یک موقعیت خسته‌کننده یا یکنواخت به‌شمار می‌رود که در آن فرد قصد دارد کاری انجام دهد اما گزینه جذابی پیدا نمی‌کند و این حالت با تغییر محیط، ملاقات با یک دوست یا یافتن سرگرمی تازه برطرف می‌شود. از سوی دیگر بی‌انگیزگی به‌معنای هدف‌گریزی یا نبود میل و محرک درونی برای پیشبرد اهداف است و فرد با وجود توانایی انجام کار، ارزش و دلیلی برای انجام آن نمی‌بیند.

وی یادآور شد: در حالی که افسردگی یک اختلال خلقی محسوب می‌شود که با غم ماندگار، احساس پوچی یا ناامیدی، تغییرات آشکار در خواب و اشتها و از همه مهم‌تر «بی‌لذتی فراگیر» همراه است و نه‌تنها در محیط‌های شاد و با فعالیت‌های متنوع خودبه‌خود از بین نمی‌رود، بلکه دست‌کم دو هفته کارکرد روزمره فرد را با اختلال روبه‌رو می‌کند.

این روانشناس در خصوص این‌که استفاده زیاد از گوشی و شبکه‌های اجتماعی باعث بی‌حوصلگی می‌شود، عنوان کرد: شبکه‌های اجتماعی به دلیل ساختار الگوریتمی‌شان، دوزهای سریع، ارزان و پی‌درپی از «دوپامین» را به مغز تزریق می‌کنند و وقتی مغز به تحریک شدید و تغییر ثانیه‌ای محتوا مانند ویدیوهای کوتاه عادت می‌کند، آستانه برانگیختگی‌اش بالا می‌رود. در نتیجه، فعالیت‌های دنیای واقعی مانند مطالعه، پیاده‌روی، مکالمه یا یادگیری مهارتی تازه که نیازمند صبر، تمرکز و پاداش تدریجی هستند، بیش‌ازحد کسل‌کننده و بی‌رمق به نظر می‌رسند.

به گفته ارجمندی، به بیان دیگر، شبکه‌های اجتماعی باعث «خستگی شناختی» و نوعی فلج اراده در گذراندن زمان واقعی می‌شوند.

این متخصص در این باره که بعضی جوانان حتی از تفریح و کارهایی که قبلا دوست داشتند هم لذت نمی‌برند، گفت: این حالت در اصطلاح روان‌شناسی «آنهدونیا» (Anhedonia) یا ناتوانی در تجربه لذت نام دارد.

این روانشناس در پایان اظهار کرد: دلایل عمده آن شامل فرسودگی روانی و استرس مزمن است که انباشت اضطراب در آن، سیستم عصبی را به حالت کرختی حسی می‌برد تا از خود محافظت کند. همچنین اشباع حسی ناشی از مصرف مداوم محرک‌های دیجیتال، حساسیت گیرنده‌های لذت را موقتا خاموش می‌کند و از سوی دیگر، لذت نبردن از علاقه‌مندی‌های همیشگی به عنوان علامت اولیه اختلالات خلقی، یکی از نشانه‌های محوری افت خلق و افسردگی پنهان در جوانان محسوب می‌شود.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی