حسین انصاری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه نمیتوان هیچ مسئلهای را بدون مطالعه دانش بومیِ مربوط به آن منطقه حل کرد، اظهار کرد: دانش، ماهیتی عمومی دارد و عمدتاً بر پایه قوانین فیزیک و شیمی استوار است. بنابراین، زمانی که قرار است این دانش در یک منطقه خاص به کار گرفته شود، ابتدا باید پیشینه و تاریخچه بومی آن منطقه مطالعه شود تا بتوان آن دانش را با مشخصات و ویژگیهای منطقه تطبیق داد و از آن استفاده کرد.
وی افزود: تبدیل دانایی به توانگری، نیازمند تجربه و انطباق با واقعیتهای میدانی است، زیرا پژوهشهای علمی همیشه نمیتوانند تمامی واقعیتهای یک بوم خاص را پوشش دهند. به همین دلیل، مطالعه دقیق دانش بومی هر منطقه ضروری است. برای نمونه، سالها است که برای مقابله با کمآبی به دانش وارداتی اتکا کردهایم، چرا که تصور میکردیم اگر دانش را از غرب به ایران منتقل و در مدیریت منابع آبی کشور به کار بگیریم، مشکلات حل خواهد شد؛ اما با گذشت زمان، بحرانها روزبهروز بیشتر و پیچیدهتر شدند. این در حالی است که اگر پیشینه دانش بومی مدیریت منابع آب در ایران را به دقت مطالعه میکردیم، شرایط امروز کاملا متفاوت بود.
این استاد کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه دانش به طور مستمر در حال بهروزرسانی و کشف ناشناختههای جدید است؛ بیان کرد: دانش روز همواره از دانش بومی و تجربه محلی، اعتبار و دقت بیشتری دارد. بنابراین، ضروری است که تاریخچه شفاهی تجربیات محلی خود در یک سده اخیر را مورد مطالعه قرار دهیم و در قالب گفتوگوهای نخبگانی در اندیشکدهها به بحث بگذاریم تا باعث ارتقای سطح دانش بومی شود و در ساختارهای اجرایی به کار برود.
انصاری تاکید کرد: دانش بومی در همه حوزهها اثرگذار است و در تمام ساختارهای زندگی ما، از خانهداری گرفته تا تجارت و توسعه شهری جریان دارد. اگر کشاورزی حساسیت بیشتری دارد، به این علت است که ما در کمربند خشک دنیا کشاورزی میکنیم و باید شیوه مقابله با مشکلات اقلیمی ما متناسب با منطقه باشد.

غیبت دانشگاه در مشارکت تجربههای محلی
وی با اشاره به نقش دانشگاهها در مشارکت در جوامع محلی، تشریح کرد: امروزه رویکرد دولت سبب شده است تا دانشگاهها معمولا فعالیتهای مطالعاتی و تحقیقاتی خود را در چارچوبهای بستهای دنبال کنند، عاملی که «دره مرگ» یعنی شکاف عمیق میان بازار، صنعت و تجارت را با حوزهی دانش و دانشگاه، به وجود آورده است. البته دولت برای حل این مسئله اقداماتی مانند راهاندازی معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری انجام داده است؛ اما این اقدام نیز دچار یک اشتباه محاسباتی در زمینهی ارتباط میان دانش بومی و دانش دانشگاهی شد؛ چراکه معاونت علمی نباید خارج از پیکرهی دانشگاه تأسیس میشد.
این استاد کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: اکنون علاوه بر دانشگاه و جامعه، یک ساختار مجزای دیگر به نام «معاونت علمی» اضافه شده است که جزٔ ناکارآمدی بیشتر، هزینهی سنگین و خروجیِ ناچیز، تاثیری نداشته است. بنابراین تا زمانی که دانشگاهها مستقیماً در بستر جامعه، فرآیند خلق ثروت و میدان حضور نخبگان نقشآفرینی نکنند، شرایط بهبود نخواهد یافت.
انصاری با تأکید بر لزوم حضور دانشجویان و اساتید در بستر جامعه، تصریح کرد: در گذشته، عمدهی مهندسان کشاورزی در روستاها و در کنار مردم مانند خانههای کدخدا زندگی و کار میکردند، زیرا یادگیری در میدانِ عمل، ۴ برابر ارزش و اثربخشی بیشتری نسبت به مطالعهی صرف در کلاس درس دارد؛ به همین دلیل است که امروزه دانشجویان با وجود تحصیل، از مهارت و سواد عملی کافی برخوردار نیستند.
وی یاد آور شد: برای حضور دانشگاه در بستر جامعه، دولت، بازار و صنعت باید هزینهی حضور نخبگان را پرداخت کنند؛ وگرنه یک نخبه دلیلی نمیبیند که شخصاً در این عرصهها حضور یابد. اگر در همین شرایط که با بحرانهای بزرگ دستبهگریبان هستیم، از ظرفیت «دانش بومی» و حضور واقعی دانشگاه در جامعه بهره بگیریم، بدون شک قادر به حل مشکلات خواهیم بود.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: بارها و بارها مسئولان کشور از دانشجویان خواستهاند برای حل بحرانهای کشور به میدان بیایند؛ اما هیچگاه نگفتهاند که دانشجویان چگونه و از چه طریق باید این بحرانها را حل کنند و چگونه دانش بومی را وارد ساختار اجرایی کشور سازند.
انتهای پیام