شبکههای اجتماعی این فرصت را فراهم کردهاند که افراد تجربهها، دیدگاهها و مسائل خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. با این حال، نحوه انتشار و بازنمایی زندگی افراد دارای معلولیت در این فضا همیشه با رعایت حقوق و حریم شخصی آنان همراه نیست.
در برخی صفحات و کانالها، شرایط جسمی افراد دستمایه شوخی و سرگرمی قرار میگیرد و در برخی دیگر، تصاویر و روایتهایی با هدف جلب ترحم مخاطبان منتشر میشود. در هر دو حالت، ممکن است آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، خود فرد، شخصیت، توانمندیها و حقوق او باشد.
این موضوع تنها به انتشار محتوای توهینآمیز محدود نمیشود؛ گاهی حتی محتوایی که با نیت حمایت منتشر شده، میتواند تصویری غیرواقعی از زندگی افراد دارای معلولیت ارائه دهد.
وقتی نگاه جامعه به بخشی از هویت فرد تبدیل میشود
مجید زارعی، مشاور و رواندرمانگر، در گفتوگو با ایسنا در بررسی پیامدهای این نوع بازنمایی، به موضوع دیگریسازی افراد دارای معلولیت اشاره میکند؛ رویکردی که در آن فرد به دلیل شرایط جسمی خود متفاوت از سایر شهروندان دیده میشود و به جای آنکه شخصیت و هویت او مورد توجه قرار گیرد، معلولیتش به مهمترین ویژگی معرفیکننده او تبدیل میشود.
وی افزود: تکرار چنین نگاههایی میتواند بر احساس ارزشمندی و هویت اجتماعی افراد تأثیر بگذارد. در این شرایط، فرد ممکن است بهتدریج نگاه منفی جامعه را درباره خود بپذیرد؛ مسئلهای که از آن با عنوان انگ درونیشده یاد میشود و میتواند زمینهساز شرم، اضطراب و فاصله گرفتن از حضور اجتماعی شود.
به گفته این رواندرمانگر، از سوی دیگر، همه محتواهای ترحمبرانگیز را نمیتوان نشانه حمایت واقعی دانست. گاهی انتشار تصاویر و روایتهای احساسی از زندگی افراد دارای معلولیت، بیش از آنکه به شناخت مشکلات و مطالبات آنان کمک کند، برای جلب توجه مخاطب و افزایش بازدید انجام میشود.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، مخاطب ممکن است با دیدن یا بازنشر یک محتوای احساسی احساس همدلی کند، اما این واکنش الزاماً به شناخت موانع موجود در زندگی افراد دارای معلولیت یا حمایت از حقوق آنان منجر نمیشود؛ وضعیتی که از آن با عنوان «تسکین اخلاقی ارزان» یاد میشود.
مرز میان طنز و تمسخر کجاست؟
صلاحالدین محمدی، فعال حوزه معلولیت، نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش طنز بهعنوان یکی از سازوکارهای دفاعی انسان در مواجهه با دشواریها، معتقد است شناخت شرایط و زمینه استفاده از طنز اهمیت زیادی دارد.
وی افزود: طنز همیشه با هدف تمسخر شکل نمیگیرد و گاهی میتواند راهی برای کنار آمدن با مشکلات باشد، اما زمانی که ویژگیهای جسمی یا شرایط زندگی افراد دارای معلولیت بدون شناخت و توجه به تجربه زیسته آنان دستمایه شوخی قرار میگیرد، ممکن است نتیجه آن چیزی جز بازتولید کلیشهها نباشد.
این فعال اجتماعی، ادامه داد: ضعف همدلی و آگاهی درباره معلولیت نیز در شکلگیری این نوع رفتارها نقش دارد. بسیاری از قضاوتها و شوخیهای نادرست از جایی آغاز میشوند که افراد بدون شناخت کافی از شرایط زندگی دیگران درباره آنان محتوا تولید میکنند.
محمدی همچنین بر ضرورت رعایت حریم خصوصی و پرهیز از قضاوت و برچسبزنی تأکید دارد. از این منظر، نباید معلولیت را تمام هویت یک فرد دانست یا هر اتفاق و ویژگی زندگی او را به شرایط جسمیاش نسبت داد.
به گفته وی، شناخت علمی موضوع، توجه به تجربههای واقعی افراد دارای معلولیت و افزایش آگاهی درباره حقوق آنان میتواند به تغییر این نگرش کمک کند. همچنین افراد دارای معلولیت باید فرصت داشته باشند خودشان درباره مسائل و تجربههای زندگیشان صحبت کنند و صرفاً موضوع روایت دیگران نباشند.
تمسخر افراد دارای معلولیت چه پیامد حقوقی دارد؟
موضوع بازنمایی افراد دارای معلولیت در فضای مجازی تنها یک مسئله فرهنگی و اجتماعی نیست و در برخی موارد میتواند از نظر حقوقی نیز قابل بررسی باشد.
پژمان غفوری، حقوقدان و مدرس دانشگاه، در تشریح مبانی قانونی حمایت از کرامت افراد دارای معلولیت، در گفتوگو با ایسنا به اصول مختلف قانون اساسی و قوانین داخلی و بینالمللی اشاره کرده است.
وی در ادامه افزود: اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی بر برابری شهروندان در برخورداری از حقوق قانونی تأکید دارند و اصل ۲۲ نیز حیثیت و حقوق اشخاص را از تعرض مصون میداند. اصل ۴۰ قانون اساسی هم اعمال حق را در صورتی که موجب اضرار به دیگران شود، محدود میکند.
این مدرس دانشگاه بیان کرد: در کنار این اصول، قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت مصوب سال ۱۳۹۶ و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت نیز از جمله اسناد قانونی مرتبط با حمایت از حقوق این گروه از شهروندان هستند.
وی ادامه داد: در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، مواد ۸، ۱۷ و ۲۲ به موضوعاتی از جمله افزایش آگاهی عمومی، احترام به تمامیت شخصی و رعایت حریم خصوصی افراد دارای معلولیت پرداختهاند.
غفوری همچنین با اشاره به برخی ظرفیتهای قانون مجازات اسلامی، مواد ۶۰۸، ۶۹۷ و ۶۹۸ را در ارتباط با مصادیقی از توهین، افترا و نشر اکاذیب قابل بررسی دانسته است. مواد ۱۶ و ۱۷ قانون جرایم رایانهای نیز در صورت وجود شرایط قانونی میتوانند در بررسی برخی رفتارهای مجرمانه در فضای مجازی مورد توجه قرار گیرند.
به گفته وی، از سوی دیگر، ماده یک قانون مسئولیت مدنی نیز امکان بررسی مسئولیت اشخاص در قبال خسارت واردشده به حقوق دیگران را فراهم میکند.البته هر محتوای نامناسب یا شوخی درباره معلولیت الزاماً جرم محسوب نمیشود و برای پیگیری قضایی باید شرایط و ارکان قانونی هر رفتار بررسی شود. به همین دلیل، میان رفتار غیراخلاقی، نقض حقوق افراد و رفتار دارای عنوان مجرمانه باید تفاوت قائل شد.
دیدهشدن به چه قیمتی؟
به گزارش ایسنا، مسئله اصلی این است که افراد دارای معلولیت چگونه در فضای مجازی دیده میشوند. آیا حضور آنان به معرفی توانمندیها، تجربهها و مطالباتشان کمک میکند یا صرفاً به ابزاری برای سرگرمی و جلب توجه تبدیل میشوند؟
رسانهها و تولیدکنندگان محتوا در شکلگیری نگاه عمومی نسبت به افراد دارای معلولیت نقش دارند. انتخاب واژهها، نحوه انتشار تصاویر، رعایت حریم خصوصی و توجه به خواست و رضایت افراد، همگی در این زمینه اهمیت دارند.
از طرف دیگر، نباید تصور کرد هر محتوایی که با هدف حمایت از افراد دارای معلولیت تولید میشود، لزوماً به نفع آنان است. گاهی یک روایت ترحمآمیز نیز میتواند همان نگاه نابرابری را تقویت کند که سالها برای تغییر آن تلاش شده است.
افراد دارای معلولیت پیش از هر چیز شهروندانی با حقوق برابر هستند؛ افرادی که باید فرصت داشته باشند خودشان درباره زندگی، توانمندیها، مشکلات و مطالباتشان صحبت کنند.
فضای مجازی میتواند فرصتی برای شنیدهشدن این صداها باشد، به شرط آنکه افراد دارای معلولیت به جای سوژه تمسخر یا ترحم، بهعنوان صاحبان اصلی تجربه و روایت زندگی خود دیده شوند.
انتهای پیام