یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۱
منبع: نمایندگی اردبیل
بررسی ابعاد تاریخی، هویتی و ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان در اردبیل

بررسی ابعاد تاریخی، هویتی و ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان در اردبیل

اردبیل (ایسنا) - کارشناسان مسائل فرهنگی و سیاسی با بررسی تحولات هویتی و سیاست خارجی جمهوری آذربایجان، بر تأثیر رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر معادلات قفقاز و ضرورت شناخت پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران با این منطقه تأکید کردند.

نشست تبیینی تعاملی با عنوان «جمهوری آذربایجان در تلاقی تاریخ، هویت و ژئوپلیتیک» ۱۷ آبان‌ در سالن بصیرت دانشگاه محقق اردبیلی برگزار شد و در آن عبدالله بحرالعلومی کارشناس مسائل فرهنگی، محمدرضا کفاش جمشید کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی حوزه قفقاز و محمدامین عبدایمانی کارشناس و پژوهشگر مسائل فرهنگی به تشریح ابعاد مختلف تحولات جمهوری آذربایجان پرداختند.

مطالبات حجاب در جمهوری آذربایجان، بازتاب تقویت هویت دینی است

عبدالله بحرالعلومی کارشناس مسائل فرهنگی با اشاره به افزایش اعتراضات و مطالبات مردمی درباره محدودیت‌های حجاب در جمهوری آذربایجان گفت: تحولات منطقه‌ای و مقاومت ملت ایران در برابر فشارهای آمریکا بر تقویت گرایش‌های هویتی و مذهبی در میان بخشی از مردم جمهوری آذربایجان تأثیر گذاشته است.

وی با اشاره به اهمیت شناخت تحولات سیاسی و هویتی منطقه قفقاز اظهار کرد: تحولات جمهوری آذربایجان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب روابط دیپلماتیک و مناسبات رسمی میان کشورها تحلیل کرد، بلکه باید نقش جریان‌های اثرگذار خارجی و سیاست‌های هویتی را نیز در این زمینه مورد توجه قرار داد.

بحرالعلومی با انتقاد از برخی رویکردهای تاریخی و هویتی حاکم بر جمهوری آذربایجان افزود: به اعتقاد من، برخی سیاست‌های حاکم بر این کشور، به‌ویژه تحریف واقعیت‌های تاریخی و بازتعریف هویت ملی، در راستای منافع جریان‌های خارجی قرار گرفته و به تضعیف پیوندهای تاریخی و فرهنگی مردم این منطقه با ایران منجر می‌شود.

این کارشناس مسائل فرهنگی با اشاره به نقش جریان‌های صهیونیستی و فراماسونری در تحولات منطقه تصریح کرد: از نگاه من، برخی سیاست‌های اتخاذشده از سوی حاکمیت جمهوری آذربایجان در عمل به سود جریان‌های صهیونیستی تمام می‌شود و نمی‌توان پیامدهای این رویکردها را در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه نادیده گرفت.

وی با اشاره به تحولات اخیر در روابط جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی و ترکیه بیان کرد: روابط شخصی و سیاسی الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان، با بنیامین نتانیاهو و همچنین تحولات مرتبط با مناسبات باکو و آنکارا، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند در تحلیل جهت‌گیری آینده سیاست خارجی این کشور مؤثر باشد.

بحرالعلومی با اشاره به هزینه‌کرد جمهوری آذربایجان در حمایت از جریان سیاسی مرتبط با نتانیاهو اظهار کرد: این تحولات نشان می‌دهد که باکو برای روابط خود با رژیم صهیونیستی اهمیت ویژه‌ای قائل است؛ هرچند سیاست‌های راهبردی این رژیم در قبال جمهوری آذربایجان لزوماً با جابه‌جایی افراد تغییر نمی‌کند، اما روابط شخصی رهبران نیز می‌تواند بر سطح مناسبات و حمایت‌های سیاسی اثرگذار باشد.

وی همچنین به غیبت الهام علی‌اف در نشست اخیر سران کشورهای ترک‌زبان در ترکیه و اعزام نماینده به جای وی اشاره کرد و گفت: این مسئله را می‌توان از نشانه‌های قابل بررسی در روابط باکو و آنکارا دانست. به نظر می‌رسد جمهوری آذربایجان در حال بازنگری در برخی مناسبات منطقه‌ای خود است و احتمال تغییر در اولویت‌های سیاست خارجی این کشور، از جمله تمایل بیشتر به گسترش روابط با روسیه، قابل بررسی است.

این کارشناس مسائل فرهنگی با بیان اینکه تحولات ماه‌های اخیر و مقاومت ایران در برابر فشارهای آمریکا بر معادلات منطقه‌ای تأثیر گذاشته است، افزود: این تحولات موجب تغییر در برخی محاسبات سیاسی و امنیتی کشورها شده و حتی بر برداشت‌ها و نگرش‌های اجتماعی در منطقه نیز تأثیر گذاشته است.

بحرالعلومی با اشاره به موضوع محدودیت‌های حجاب در جمهوری آذربایجان اظهار کرد: محدودیت حجاب در این کشور موضوع تازه‌ای نیست و سابقه‌ای چندین‌ساله دارد، اما آنچه در ماه‌های اخیر اهمیت یافته، پررنگ‌تر شدن اعتراضات و مطالبات مردمی در این زمینه است.

وی ادامه داد: به اعتقاد من، تحولات منطقه‌ای و مقاومت ملت ایران در برابر آمریکا در تقویت انگیزه‌های هویتی و مذهبی در میان بخشی از مردم جمهوری آذربایجان تأثیرگذار بوده است. در این میان، فرهنگ عاشورا و آموزه‌های اهل‌بیت(ع) از مؤلفه‌های مهم هویت دینی مردم این کشور به شمار می‌رود که در تحولات اجتماعی و مطالبات هویتی آنان نقش دارد.

این کارشناس مسائل فرهنگی با تأکید بر اهمیت پیوند میان هویت و ژئوپلیتیک تصریح کرد: زمانی که یک کشور از اصالت تاریخی و هویتی خود فاصله بگیرد، زمینه برای بهره‌برداری دیگران از موقعیت جغرافیایی، منابع و ظرفیت‌های راهبردی آن فراهم می‌شود. بنابراین مسئله هویت صرفاً یک موضوع فرهنگی نیست، بلکه با حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و صیانت از منافع اقتصادی و امنیتی کشورها ارتباط مستقیم دارد.

وی با اشاره به جایگاه انرژی جمهوری آذربایجان در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی گفت: جمهوری آذربایجان از تأمین‌کنندگان مهم انرژی رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود و همین مسئله نشان می‌دهد که مناسبات باکو و تل‌آویو صرفاً به روابط سیاسی محدود نیست، بلکه ابعاد اقتصادی و راهبردی نیز دارد.

بحرالعلومی در پایان با تأکید بر ضرورت شناخت واقعیت‌های تاریخی و سیاسی منطقه خاطرنشان کرد: نباید در تحلیل تحولات جمهوری آذربایجان صرفاً به اظهارات رسمی و مواضع اعلامی مقامات این کشور بسنده کرد، بلکه لازم است مناسبات خارجی، سیاست‌های هویتی، منافع اقتصادی و نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای به‌صورت هم‌زمان بررسی شود؛ چراکه بدون شناخت این مؤلفه‌ها، نمی‌توان ارزیابی دقیقی از آینده تحولات قفقاز و منافع بازیگران حاضر در این منطقه داشت.

تغییر رویکرد سیاست خارجی آذربایجان پس از جنگ قره‌باغ

در ادامه این نشست محمدرضا کفاش جمشید کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی حوزه قفقاز با تشریح روند تحولات سیاست خارجی جمهوری آذربایجان پس از جنگ دوم قره‌باغ گفت: پیروزی نظامی این کشور در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در سیاست خارجی باکو بود و موجب شد رویکرد این کشور از تمرکز بر بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی به سمت افزایش قدرت منطقه‌ای و تلاش برای بازتعریف ترتیبات امنیتی و ژئوپلیتیکی قفقاز تغییر کند.

وی با قدردانی از برگزارکنندگان این نشست اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی ما، شناخت ناکافی از کشورهای همسایه است و متأسفانه دانشگاه‌ها، مراکز علمی و نهادهای مرتبط در این زمینه آن‌گونه که باید به مطالعه تحولات منطقه‌ای نپرداخته‌اند.

کفاش جمشید با بیان اینکه برای شناخت سیاست خارجی جمهوری آذربایجان باید تحولات آن را در سه مقطع زمانی بررسی کرد، افزود: مقطع نخست از پایان جنگ اول قره‌باغ در سال ۱۹۹۴ تا جنگ دوم در سال ۲۰۲۰، مقطع دوم از پیروزی آذربایجان در جنگ دوم تا سپتامبر ۲۰۲۳ و مقطع سوم از سپتامبر ۲۰۲۳ تاکنون است.

وی با طرح این پرسش که آیا پیروزی نظامی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قره‌باغ موجب تغییر سیاست خارجی این کشور شده است، بیان کرد: پاسخ به این پرسش مستلزم شناخت اهداف و مؤلفه‌های سیاست خارجی باکو در هر یک از این مقاطع است.

این پژوهشگر مسائل سیاسی قفقاز با اشاره به رویکرد جمهوری آذربایجان در فاصله سال‌های ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۰ تصریح کرد: در این دوره، سیاست خارجی باکو عمدتاً بر موازنه‌سازی دفاعی، حفظ موجودیت سیاسی، توسعه روابط با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی متمرکز بود. مسئله قره‌باغ در این دوره به محور اصلی برنامه‌ها و ظرفیت‌های دیپلماتیک جمهوری آذربایجان تبدیل شده بود.

وی ادامه داد: آذربایجان در این دوره با بهره‌گیری از درآمدهای نفتی و گازی، توان اقتصادی خود را افزایش داد و هم‌زمان به دنبال جذب سرمایه‌گذاری خارجی و خرید تسلیحات از کشورهای مختلف بود؛ با این حال، در سیاست خارجی خود تلاش می‌کرد میان روسیه به‌عنوان قدرت سنتی منطقه و کشورهای غربی توازن برقرار کند.

کفاش جمشید با اشاره به گسترش تدریجی روابط با ترکیه گفت: همکاری‌های باکو و آنکارا ابتدا در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی توسعه یافت و به‌تدریج به همکاری‌های امنیتی و نظامی گسترش پیدا کرد. جمهوری آذربایجان همچنین در حوزه تسلیحاتی با کشورهایی همچون روسیه، بلاروس، اسرائیل و ترکیه همکاری داشت.

وی با بیان اینکه سیاست خارجی آذربایجان در این مقطع ماهیتی دفاعی و موازنه‌گرایانه داشت، افزود: این کشور ضمن پرهیز از تنش‌آفرینی با قدرت‌های منطقه‌ای، تلاش می‌کرد از ظرفیت‌های مختلف بین‌المللی برای تحقق هدف اصلی خود، یعنی احیای تمامیت ارضی و بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفته، استفاده کند.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ اظهار کرد: پیروزی نظامی آذربایجان در این جنگ، نقطه عطفی در سیاست خارجی این کشور بود؛ چراکه پس از آن، باکو از موضعی متفاوت وارد معادلات منطقه‌ای شد و به‌تدریج رویکردی تهاجمی‌تر و مبتنی بر افزایش قدرت ژئوپلیتیکی را در پیش گرفت.

وی افزایش اعتمادبه‌نفس حاکمیت آذربایجان، کاهش نقش‌آفرینی روسیه و افزایش نفوذ ترکیه را از مهم‌ترین مؤلفه‌های تغییر در این دوره دانست و گفت: پس از جنگ، روسیه با استقرار نیروهای حافظ صلح در منطقه، نقش مهمی در ترتیبات امنیتی قره‌باغ داشت، اما در ادامه و با درگیر شدن مسکو در جنگ اوکراین، ظرفیت مداخله‌گری آن کاهش یافت و نیروهای روسی نیز در نهایت منطقه را ترک کردند.

کفاش جمشید اضافه کرد: هم‌زمان، نقش ترکیه در معادلات قفقاز افزایش یافت و جمهوری آذربایجان تلاش کرد همکاری‌های خود با آنکارا را از سطح مناسبات نظامی فراتر برده و به شراکتی راهبردی برای شکل‌دهی به نظم جدید منطقه‌ای تبدیل کند.

وی با اشاره به تغییر رویکرد باکو در برابر ارمنستان بیان کرد: در دوره نخست، آذربایجان عمدتاً از مسیر دیپلماسی و مذاکرات به دنبال بازپس‌گیری سرزمین‌های خود بود، اما پس از پیروزی نظامی، رویکرد این کشور به سمت دیپلماسی اجبار و اعمال فشار برای تغییر ترتیبات امنیتی منطقه حرکت کرد.

این پژوهشگر با اشاره به طرح موضوع کریدورها و مسیرهای ترانزیتی در منطقه اظهار کرد: یکی از محورهای مهم سیاست خارجی جدید جمهوری آذربایجان، پیگیری مسیر ارتباطی میان خاک اصلی این کشور و نخجوان است. در این زمینه باید میان مفاهیم کریدور و راهگذر تفاوت قائل شد؛ چراکه به‌کارگیری ادبیات دقیق در اسناد و توافقات بین‌المللی اهمیت زیادی دارد و نباید اصطلاحاتی را که مبنای حقوقی مشخصی ندارند، به‌عنوان مفاهیم رسمی و قطعی مطرح کرد.

وی با تأکید بر اهمیت تحولات ترانزیتی قفقاز برای جمهوری اسلامی ایران افزود: در بررسی این تحولات، باید منافع ژئوپلیتیکی کشور، به‌ویژه جایگاه مسیرهای ارتباطی ایران با قفقاز، مورد توجه قرار گیرد.

کفاش جمشید با انتقاد از کم‌توجهی به ظرفیت‌های ترانزیتی کشور تصریح کرد: ایران از زیرساخت‌های مهمی در حوزه حمل‌ونقل و ارتباطات ریلی برخوردار است و مسیر جلفا و ظرفیت‌های مرزی و ریلی شمال‌غرب کشور می‌تواند نقش مهمی در ارتباطات منطقه‌ای داشته باشد؛ با این حال، به نظر می‌رسد شناخت و بهره‌برداری کافی از این ظرفیت‌ها در سطح تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری وجود ندارد.

وی ادامه داد: در شرایطی که کشورهای منطقه برای توسعه مسیرهای ارتباطی و افزایش سهم خود از ترانزیت بین‌المللی تلاش می‌کنند، ایران نیز باید با تدوین برنامه‌های عملیاتی، فعال‌سازی ظرفیت‌های موجود و تقویت زیرساخت‌ها، جایگاه خود را در معادلات جدید حفظ کند.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به سومین مقطع سیاست خارجی جمهوری آذربایجان، یعنی دوره پس از سپتامبر ۲۰۲۳، گفت: با پایان یافتن مناقشه قره‌باغ و تسلط کامل باکو بر این منطقه و شهرستان‌های پیرامونی، مسئله بازپس‌گیری سرزمین‌ها به‌تدریج از محور اصلی سیاست خارجی آذربایجان خارج شد و موضوع بازتعریف نظم منطقه‌ای و ترتیبات امنیتی قفقاز در دستور کار قرار گرفت.

وی پنج محور را از دستورکارهای مهم جمهوری آذربایجان در این دوره برشمرد و اظهار کرد: پیگیری توافق صلح با ارمنستان، تعیین و تثبیت مرزهای بین‌المللی، بازگشایی مسیرهای ارتباطی و ترانزیتی، توسعه مناسبات فرامنطقه‌ای و تبدیل دستاوردهای نظامی به سرمایه سیاسی و اقتصادی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی جدید باکو است.

کفاش جمشید با اشاره به روابط آذربایجان با روسیه، ترکیه و کشورهای غربی بیان کرد: باکو در تلاش است ضمن حفظ روابط با روسیه و مدیریت نفوذ این کشور، همکاری راهبردی خود با ترکیه را گسترش دهد. از سوی دیگر، توسعه مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و عربی و افزایش تعامل با قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز در دستور کار قرار گرفته است.

وی با اشاره به افزایش نقش‌آفرینی آمریکا در تحولات قفقاز گفت: موضوع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و ترتیبات امنیتی منطقه از جمله عواملی است که توجه واشنگتن را به قفقاز افزایش داده است. همچنین توافقات و اسناد همکاری راهبردی میان جمهوری آذربایجان و آمریکا باید به‌صورت دقیق در مراکز دانشگاهی و پژوهشی کشور بررسی شود.

این پژوهشگر مسائل سیاسی در پایان با انتقاد از ضعف مطالعات راهبردی درباره تحولات قفقاز تأکید کرد: شناخت دقیق سیاست خارجی کشورهای همسایه، بررسی اسناد و توافقات منطقه‌ای و تدوین بسته‌های سیاستی متناسب با منافع ملی، ضرورتی جدی برای دستگاه دیپلماسی، دانشگاه‌ها و مراکز تصمیم‌گیری کشور است و نمی‌توان در برابر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه رویکردی منفعلانه داشت.

تحریف هویت تاریخی جمهوری آذربایجان، زمینه‌ساز نفوذ بیگانگان است

در بخش دیگری از این نشست محمدامین عبدایمانی کارشناس و دبیر بخش آذری خبرگزاری ایرنا با تشریح پیشینه تاریخی منطقه قفقاز و تحولات هویتی جمهوری آذربایجان گفت: بازتعریف و تحریف هویت تاریخی کشورهای منطقه، به‌ویژه تضعیف پیوندهای تمدنی جمهوری آذربایجان با ایران، از جمله ابزارهایی است که قدرت‌های خارجی برای گسترش نفوذ و مدیریت تحولات ژئوپلیتیکی این منطقه به کار می‌گیرند.

وی با اشاره به اهمیت مطالعه تحلیلی تاریخ قفقاز اظهار کرد: برای شناخت مسائل و اختلافات کنونی منطقه و همچنین تنظیم روابط با کشورهای این حوزه، باید ریشه‌های تاریخی، تمدنی و هویتی آن را به‌درستی بررسی کرد، چرا که بسیاری از تحولات امروز، بدون شناخت گذشته این منطقه قابل تحلیل نیست.

عبدایمانی با بیان اینکه منطقه قفقاز در طول تاریخ همواره محل تلاقی تمدن‌ها و رقابت قدرت‌های بزرگ بوده است، افزود: موقعیت جغرافیایی این منطقه، آن را به یکی از گذرگاه‌های مهم ارتباطی میان شرق و غرب تبدیل کرده و همین ویژگی موجب شده است امپراتوری‌های بزرگی همچون اشکانیان و روم و بعدها ساسانیان و بیزانس برای تسلط بر آن رقابت کنند.

این پژوهشگر ادامه داد: قفقاز به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های جغرافیایی و تمدنی، همواره اهمیت راهبردی داشته و دروازه‌ای برای ارتباط تمدن شرق، از جمله ایران، با جهان غرب به شمار می‌رفته است. تداوم این رقابت‌ها نیز در شکل‌گیری هویت‌های تاریخی و فرهنگی متنوع در این منطقه تأثیرگذار بوده است.

وی با اشاره به تحولات پس از ورود اسلام به منطقه بیان کرد: با فروپاشی امپراتوری ساسانی و تضعیف قدرت بیزانس، ساختار سیاسی منطقه دستخوش تغییر شد؛ با این حال، اهمیت راهبردی قفقاز همچنان پابرجا ماند. قیام بابک خرمدین و دشواری‌هایی که برای خلافت عباسی ایجاد کرد نیز بار دیگر اهمیت جغرافیایی و راهبردی این منطقه را آشکار ساخت.

عبدایمانی در ادامه با اشاره به شکل‌گیری کشورهای منطقه قفقاز گفت: جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در محیط ژئوپلیتیکی پیچیده‌ای قرار دارند و همواره تحت تأثیر رقابت و مداخله قدرت‌های پیرامونی، از جمله ایران، روسیه و ترکیه بوده‌اند.

دبیر بخش آذری خبرگزاری ایرنا با اشاره به تفاوت شکل‌گیری دولت‌ها و هویت‌های ملی در مناطق مختلف جهان تصریح کرد: برخی کشورها در یک روند تاریخی طولانی و بر پایه مؤلفه‌های فرهنگی و هویتی شکل گرفته‌اند، در حالی که برخی دیگر تحت تأثیر توافق‌های سیاسی و تحولات بین‌المللی به وجود آمده‌اند. شناخت این تفاوت‌ها برای تحلیل وضعیت سیاسی و اجتماعی کشورهای قفقاز اهمیت دارد.

وی با تأکید بر اینکه موقعیت کشورهای قفقاز در میان قدرت‌های منطقه‌ای، شرایط خاصی را برای سیاست خارجی آن‌ها ایجاد کرده است، اظهار کرد: این کشورها در عین تلاش برای حفظ استقلال، ناگزیر از مدیریت روابط خود با قدرت‌های پیرامونی هستند و نزدیکی بیش از اندازه به هر یک از بازیگران منطقه‌ای می‌تواند نگرانی‌هایی درباره محدود شدن استقلال سیاسی و راهبردی آن‌ها ایجاد کند.

عبدایمانی با اشاره به روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه افزود: مناسبات این دو کشور را باید در چارچوب همین ملاحظات ژئوپلیتیکی بررسی کرد؛ زیرا در کنار اشتراکات فرهنگی و زبانی، موضوع استقلال و منافع ملی نیز در تنظیم روابط میان آن‌ها نقش تعیین‌کننده دارد.

این پژوهشگر مسائل فرهنگی با اشاره به پیوندهای تاریخی ایران و قفقاز بیان کرد: در دوره صفویه، پیوندهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی ایران با بخش‌هایی از قفقاز تقویت شد و این ارتباطات در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت. با وجود جدایی بخش‌هایی از قفقاز از ایران در پی جنگ‌های ایران و روسیه و قراردادهای گلستان و ترکمانچای، پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان مردم دو سوی مرز همچنان باقی مانده است.

وی ادامه داد: همین پیشینه تاریخی و اشتراکات فرهنگی می‌تواند زمینه تقویت روابط میان ملت‌های منطقه باشد؛ از این رو، برخی بازیگران خارجی با برجسته‌سازی هویت‌های واگرا و تضعیف پیوندهای مشترک، درصدد جلوگیری از شکل‌گیری همگرایی‌های تمدنی و منطقه‌ای هستند.

عبدایمانی همچنین با اشاره به نقش جریان‌های فکری و سیاسی در بازتعریف هویت جمهوری آذربایجان گفت: در دوره معاصر، برخی روشنفکران و جریان‌های سیاسی با طرح ایده‌هایی همچون پان‌ترکیسم و تأکید بر جدایی هویتی آذربایجان از ایران، در شکل‌دهی به گفتمان‌های هویتی جدید نقش داشته‌اند.

وی با اشاره به فعالیت چهره‌هایی همچون فتحعلی آخوندزاده، سیدحسن تقی‌زاده و محمدامین رسول‌زاده اظهار کرد: بررسی جریان‌های فکری این دوره نشان می‌دهد که برخی از این اندیشه‌ها در بستر ارتباطات سیاسی و فکری فرامرزی شکل گرفته‌اند و در مواردی، ایده‌های متفاوتی درباره هویت ایرانی، اسلامی و ترکی را ترویج کرده‌اند.

این کارشناس مسائل فرهنگی با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد فرهنگی و زبانی تحولات منطقه گفت: موضوع زبان، الفبا و هویت فرهنگی در جمهوری آذربایجان صرفاً یک مسئله زبانی نیست، بلکه با معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه ارتباط دارد. از این منظر، تحولات مربوط به همگرایی زبانی کشورهای ترک‌زبان و تلاش برای ایجاد ساختارهای مشترک فرهنگی نیز باید با نگاه دقیق‌تری بررسی شود.

عبدایمانی در پایان تأکید کرد: شناخت تاریخ و ریشه‌های هویتی منطقه قفقاز، شرط اساسی برای تحلیل تحولات امروز و اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه در سیاست منطقه‌ای است. تقویت پیوندهای تاریخی و فرهنگی ملت‌های منطقه و مقابله با روایت‌های تحریف‌شده از گذشته می‌تواند در کاهش زمینه‌های نفوذ بیگانگان و تقویت همگرایی منطقه‌ای مؤثر باشد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها