به گزارش ایسنا،کتاب «حکایت محسن»، داستانِ تلاقیِ هنر و حماسه در زندگی محسن گلستانی است که در خانوادهای اهل موسیقی و نغمه رشد کرد. گلستانی فعالیتهای مذهبی خودش را از جلسات قرآن و مراسم محلی آغاز کرده بود و این کتاب، روایتِ مسیری است که صدای محسن از کوچههای مشهد تا خط مقدم فاو پیمود. او قاری ارتش و مداحِ لشکر بود و در برنامههای صبحگاه، مراسم دعا و شبهای عملیات برنامه اجرا میکرد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
لیوان شربت را برداشت و شروع کردن به صحبت کردن و گفت: «آقا محسن یه بار به ما گفت بچهها بعد از نماز مغرب و عشا بیایین پیش من؛ کارتون دارم. وقتی نماز جماعت تموم شد، ما به سرعت بلند شدیم رفتیم که به قرارمون برسیم. محسن خودش هم توی صف نماز بود، اما قرارمون با محسن ساختمون گردان عمار بود. ما هر قدر منتظر شدیم و نشستیم، محسن نیومد که نیومد. بعد از یک زمان طولانی که اومد، من بهش گفتم: "محسن برای چی ما رو اینجا کاشتی و خودت نیومدی؟ مگه نگفتی قرارمون بعد از نماز مغرب و عشا؟" گفت: "حسن آقا! پسر خوب! پسر گل! بعد از نماز مغرب و عشا مگه تعقیبات نداره؟ مگه قرآن نداره؟ مگه واقعه خوندن نداره؟ شما فقط نماز مغرب و عشا میخونین و بلند میشین؟ باید همه اینها رو هم میخوندین." بهش گفتم: "پس محسن شما از این به بعد بگو بعد از نماز مغرب و عشا با تمام مخلّفات، نه فقط ساده ساده!"
این کتاب را منصوره لسانطوسی نوشته و «نشر ۲۷ بعثت» آن را در ۲۰۸ صفحه منتشر کرده است.
انتهای پیام

