به گزارش ایسنا، محمود جوانبخت - نویسنده و مجری مراسم «یادمان امام شهیدان و امام شهید» - که عصر چهارشنبه (۱۳ خردادماه) برگزار شد، در سخنانی با اشاره به سخنان امام خمینی (ره) گفت: این روزها بسیار میشنویم که چرا تابعی از عرصه بینالمللی نشدیم؟ امام خمینی (ره) بارها این عبارت را به کار میبرد که ما نوکر ابرقدرتها نمیشویم و اگر نوکر ابرقدرت باشیم کاری به ما ندارند. اما ما نوکر نیستیم و نخواهیم بود. آخرین کلامی که از آقا به یادگار مانده است، این است که بیعت نمیکنیم و نوکر نمیشویم.
سپس محمدرضا زائری، فعال فرهنگی در سخنانی گفت: در این ایام، به ویژه بعد از جنگ رمضان و شهادت رهبر انقلاب، بخشی از پرسشهایی که درباره ولایت فقیه مطرح بود، پاسخ پیدا کردند. ولایت فقیه، سرپرستی جامعه و امور جامعه توسط کسی است که معیار و شاخصهاش امر الهی است. اگر ما تعهد نسبت به خدا را نداشتیم آیا ایران بود و در جنگ میتوانست، ادامه پیدا کند؟
زائری سپس با اشاره به تقارن رحلت امام خمینی(ره) با عید غدیر درباره لزوم ولایت فقیه توضیح داد و تأکید کرد که در دوران غیبت جامعه بدون سرپرست رها نشده است. زائری البته در سخنانش نکاتی را درباره تبعیت از ولیفقیه و شرایط آن توضیح داد.
این فعال فرهنگی همچنین با انتقاد درباره برخی از خاطرات که درباره رهبر شهید انقلاب مطرح میشود، گفت: چنین شخصیتهایی به قدری بزرگ هستند و عظمت دارند که لازم نیست برخی از این خاطرات بازگو شود. مرحوم علیاکبر غفار، حدیثشناس بزرگی بودند و میگفتند بعضاً حدیثهای نامربوط را که شاید صحیح هستند، نباید نقل کرد؛ اگر حقیقت حضرت علی (ع) را بشناسید، به برخی از این احادث نیاز ندارید. عظمتهایی که امام رضوانالله داشت، عظمتهایی که رهبر شهید داشت، نیازی به این روایتها ندارد.
ما چگونه ما شدیم
هدایتالله بهبودی - نویسنده «شرح اسم» (زندگینامه آیتالله سیدعلی خامنهای) و «الف لام خمینی» (زندگینامه آیتالله روحالله خمینی) - با بیان اینکه «ما چگونه ما شدیم» مصداق روزهایی است که در کشورمان میگذرد، گفت: بعد از جنگهای ایران و روس، ایران در سراشیبی سقوط افتاد و جنگ جهانی اول کمر ایران را شکست و به جایی رسید که در سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۳ بانک شاهنشاهی به دولت ایران ماهیانه میداد تا مملکت را بگردانند؛ آن هم با اجازه سفارت انگلیس یعنی اگر سفارت انگلیس موافقت نمیکرد، ماهیانه نمیرسید و بانک شاهنشاهی این ماهیانه را به حساب شرکت نفت جنوب و عواید گمرکات میگذاشت. سندی دیدم که یکی از کارگزاران کمرک بندر لنگه اظهار نظری درباره جزیره ابوموسی میکند و میگوید این جزیره برای ایران است. دولت انگلیس چنان تشری به دولت فروغی و دولت رضاشاهی میزند که مجبور به عذرخواهی میشوند. یا بحرین از آن ایران بود و اتباعش ایرانی بودند و نامه مینوشتند که ما تنها ماندهایم و کارگزاران انگلیسی ما را اذیت میکنند و چرا نماینده نمیفرستید؟ اما هیچ پاسخی توسط دولت مرکزی داده نمیشد.
او با طرح پرسشی افزود: ما چگونه ما شدیم؟ چه مقاومتی بعد از اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ شد، غیر از اینکه دستها را بالا بردند؟ اداره کشور دست دو سفارت انگلیس و آمریکا و گاه شوروی بود. تلفن این سفارتها اثرگذارتر از دولت بود. اتفاقاتی که این روزها دارد میافتد، در قد و قواره انقلاب ۱۳۵۷ است، بزرگی ابعاد حادثه شبیه انقلاب ۵۷ است؛ «همه چیز عوض شده و ما، ما شدیم.»
بهبودی با بیان اینکه کاری که امام خمینی (ره) کرد این بود که این فرش قرمز را از زیرپای آمریکا کشید، و بسامد حرفهایش اسلام بود، ادامه داد: کلمه اسلام را بسیار بالا و پایین کردم و نتوانستم آن را چیزی جز استقلال ترجمه کنم. او به ما استقلال بخشید و مای خودمان را به خودمان معرفی کرد. ایشان در سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ گفتند میخواهم شخصیت شما را به شما برگردانم. مگر ایرانیها بیشخصیت بودند؟ میخواست خود واقعی ایرانیها را به خودشان برگرداند و مزه استقلال را به ما بچشاند. ما اینگونه ما شدیم. آقای خامنهای هم موضوع را گرفت؛ آنهم به درستی گرفت و الان رسیدیم به نقطهای که ورق دارد بر میگردد.
این پژوهشگر و نویسنده در ادامه گفت: از انقلاب اسلامی جز استقلال سیاسی تقریبا چیز دیگری به دست نیاوردیم و اگر بخواهیم چیز دیگری به دست بیاوریم دستمایه استقلال است. بدون این مولفه چیز دندانگیری، گیر ما نخواهد آمد. قدر امروز را بدانیم و از اینکه ما، ما شدیم به خودمان ببالیم و افتخار کنیم.

ناصر فیض - شاعر - خاطرهای از شبهای دیدار رهبر انقلاب با شاعران و شعرخوانی تعریف کرد و گفت: شاعر جوانی خواست دو شعر بخواند که یکی از شعرهایش در مدح رهبر بود که ایشان گفتند این شعر را نخوان. شعر دیگرش از ابتدا تا انتها اعتراض بود به گونهای که ما میگفتیم کاش ملاحظهای میکرد؛ بعد از اتمام شعر حضرت آقا گفت این هم که درباره ما بود! ایشان میتوانست بگوید این مسائل فرافکنی است یا از کنار آن بگذرد؛ اما ایشان گفت این مسائل را شنیده است و این اشکالات در مملکت هست.
او سپس قطعه شعر کوتاهی درباره شهادت رهبر انقلاب خواند.
رهبر شهید انقلاب در حوزه فرهنگ و هنر پدر و معمار بود
احسان محمدحسنی از بنیانگذاران سازمان اوج نیز در سخنانی گفت: حضرت آقا را با شبهای شعر و دیدار با شاعران میشناسند یا با رمانهای خارجی که میخواند و علاقهشان را به ادبیات، کتاب و تاریخ شفاهی جنگ را اغلب میشناسند. بعد دیگر او در حوزه فرهنگ و هنر، پدر بودن و معمار بودن بود. دهه ۱۳۶۰ که حضرت آقا رئیس جمهور بودند و درحالی که داشتیم جنگ هشت ساله را پشت سر میگذاشتیم، مرکز و نهادی برای هنر اسلامی راهاندازی شد که بعدها نامش حوزه هنری شد. در این دوران ایشان عجیب از هنرمندان و بچههای حوزه مراقبت میکرد. شنیدم بعد از نماز جمعه به حوزه تشریف میآوردند و اگر نقاشی جدیدی کشیده شده بود، میدیدند. اگر فیلم جدیدی ساخته میشد، میدیدند و اگر کتاب جدیدی نوشته میشد، پیگیری میکردند. ارتباطشان با حاجآقا زم ارتباط رشک برانگیزی بود و افقهایی را که در حوزه ادبیات و شعر داستان و موسیقی داشتند با او مطرح میکردند. ارتباط نزدیک ایشان با حجتالاسلام زم در حوزه فرهنگ و هنر مانند ارتباط نزدیکی است که با حاج قاسم در حوزه نظامی در دهه ۱۳۹۰ داشتند.
او سپس با اشاره یه ریاست علی لاریجانی بر صدا و سیما در دهه ۱۳۷۰ ادامه داد: ایشان میخواست تحولی جدی در صدا و سیما به وجود آورند اما در عین حال از صدا و سیما مراقبت میکردند و اگر صدا و سیما در این دوره توسعه پیدا میکند، مرهون پدری کردنها و مراقبتهایی است که حضرت آقا میکردند. در کنار مشغله در حوزههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی داشتن این مراقبتها جالب است.
محمدحسنی سپس گفت: بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ محمد خاتمی لیست وزاری پیشنهادی خود را نزد حضرت آقا میبرند و ایشان دست میگذارد، روی اسم آقای موسوی لاری و میگوید از ظرفیت ایشان در جاهای دیگر هم میشود استفاده کرد و چرا از آقای مهاجرانی استفاده نمیکنید؟ او هم سواد فرهنگ دارد و هم هنر میفهمد. آقای مهاجرانی بارها گفته بود من خودم را وزیر آقا میدانستم، در عین اینکه در دولت نگاه دیگری بود.
او سپس با اشاره به انتخابات ۱۳۸۸ و اعتراض هنرمندان به برخی از ژنرالها به حضور محمود احمدینژاد گفت: حضرت آقا این هنرمندان و ژنرالها را جمع میکرد و جلسه چندساعته و مفصل با آنها داشت تا شرایط را تبیین کنند. بخشی از نویسندهها و فیلمسازان دلخوری داشتند و کسی که با آنها صحبت کرد، آقا بود. ایشان پدری میکرد.
مدیر سابق سازمان اوج سپس درباره انسانمداری رهبر شهید انقلاب و حاج قاسم گفت و این ویژگی را تخصص آنها خواند.
او همچنین با اشاره به کسانی که در دوران جنگ از خارج از کشور به ایران بازگشتند و کسانی که شبها در میدان هستند، اظهار کرد: کسی از آنها نمیپرسد شیعه هستی یا سنی؟ حجاب داری یا نداری؟ اصولگرا هستی یا اصلاحطلب؟ و... اگر فردا صدایی بلند شد که مردم را از هم جدا کند که شما این طرف هستید یا آن طرف؟ این صدا از حنجره دشمن بلند شده است. ایرانیها به هم پشت نمیکنند و در شرایط سخت و فشار اقتصادی اگر لقمه نانی داشته باشند، با هم میخورند. هوای هم را بیشتر از قبل خواهیم داشت و ایران را زیباتر و قویتر از گذشته میسازیم و متحد میکنیم؛ اگر کسی حرف بیخود زد یقینا از ما نیست.
عطاالله مهاجرانی - وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی - نیز در پیامی صوتی برای این مراسم به دیدارش با رهبر شهید انقلاب اشاره کرد و گفت: در این دیدار شعری از همای شیرازی، شاعر مهجوری خواندم «همه شب از طرب گریه مینا من و جام/خنده بر گردش این گنبد مینا زدهایم» و ایشان نیز زیر لب ادامه دادند. در شهادت رهبر انقلاب تعبیر «طرب گریه» کارساز و آرامشبخش است.
او با اشاره به لحظه شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: ایشان مشغول تلاوت قرآن بودند و لحظهای بود که تحقق آرمان خویش را به چشم دید. از شامگاه شهادت تا امشب، ۹۶ شب و روز است که ملت ایران در میدان زندگی حقیقی هستند.
در بخش پایانی این مراسم نیز امید مهدی نژاد شعرِ بلند طنزی را درباره جنگ و جنگطلبان خواند.
انتهای پیام

