در روزگار پس از جنگ، شهرها تنها با مسئله بازسازی زیرساختها مواجه نیستند، بلکه با پرسشی عمیقتر روبهرو میشوند، با ردپای بهجامانده از جنگ چه باید کرد؟ در میان آوارهای شهر و محلههای مسکونی و مراکز آموزشی و علمی و فضاهای آسیبدیدۀ بناهای تاریخی، نوعی حافظه خام و زنده از یک برهه تاریخی شکل گرفته که تصمیمگیری درباره سرنوشت آن، ساده نیست. آیا این فضاها باید بهسرعت پاکسازی و بازسازی شوند تا زندگی عادی به شهر بازگردد، یا بخشی از آنها باید بهعنوان یادمانهایی از جنگ حفظ شوند؟
رسول وطندوست حقیقی، از چهرههای ماندگار میراث فرهنگی و بنیانگذار پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی کشور در پاسخ به این پرسشها به ایسنا گفت: اتفاق جنگ و بهویژه تخریب میراث فرهنگی، بهخصوص میراث فرهنگیای که دارای اعتبار جهانی است ــ البته همه میراث فرهنگی ایران دارای ارزش و اعتبار جهانی است، اما منظورم آثاری است که در فهرست میراث جهانی ثبت شدهاند ــ یک رویداد بسیار مهم تاریخی است و به هیچوجه نباید با آن برخوردی عادی و روزمره داشت.
او افزود: اما اینکه چه باید کرد، به نظر من نخستین گام، معرفی این موضوع است. معرفی، خود یکی از مهمترین ابزارهای حفاظت از میراث فرهنگی به شمار میرود. بنابراین این اتفاق باید هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی بهدرستی معرفی شود. به اعتقاد من، هنوز آنگونه که شایسته بوده این موضوع معرفی نشده است.
وطندوست اضافه کرد: برای مثال، دو یا سه هفته دیگر نشست کمیته میراث جهانی در کره جنوبی برگزار میشود. در این نشست، نمایندگان حدود ۲۰۰ کشور عضو کنوانسیون میراث جهانی حضور پیدا میکنند و معمولاً نیز در سطوح بالای مدیریتی، از جمله سفرا و گاهی حتی وزرا، شرکت میکنند. این بهترین فرصت است که خسارتهای ناشی از جنگ، بهویژه در حوزه میراث فرهنگی، در آنجا معرفی شود؛ از طریق عکس، نمایشگاه عکس، فیلم، ویدئو یا هر ابزار دیگری. این اقدام خود به حفظ و صیانت از این آثار نیز کمک خواهد کرد.
این چهره ماندگار اظهار کرد: موضوع بعدی این است که چگونه باید با این آثار برخورد کنیم. برای این کار هم دستورالعملهای بینالمللی وجود دارد و هم دستورالعملهای داخلی که بر اساس همان استانداردهای جهانی تدوین شدهاند. آنچه بدیهی است، این است که این زخم و این جراحت باید برای نسلهای آینده قابل مشاهده باشد. نباید همه آثار تخریب را بهگونهای بازسازی کنیم که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است.
او افزود: به یاد دارم زمانی که زلزله بم رخ داد، دقیقاً همین بحث مطرح بود که آیا باید ارگ بم را کاملاً مانند روز اول بازسازی کنیم یا بخشی از آثار زلزله را حفظ کنیم. در همان زمان یک کنفرانس بینالمللی در بم برگزار شد و در نهایت بیانیهای صادر شد که در آن تاکید شده بود آثار و نشانههای زلزله باید حفظ شوند تا این رویداد تاریخی قابل مشاهده باشد.
وطندوست ادامه داد: همین موضوع، در ابعادی گستردهتر، درباره خسارتهای ناشی از جنگ نیز صدق میکند. در بسیاری از کشورهای دنیا، برخی از بناهای آسیبدیده را اصلاً بازسازی کامل نمیکنند. فقط آنها را استحکامبخشی و تثبیت میکنند تا همانگونه باقی بمانند. نمونه بسیار روشن آن، یکی از کلیساهای معروف برلین است که تنها استحکامبخشی شده و هیچ بازسازی کاملی روی آن انجام نشده است. وقتی بازدیدکننده به آنجا میرود، متوجه میشود که این بنا یادگار جنگ جهانی دوم است. ما نیز باید همین رویکرد را در پیش بگیریم؛ یعنی دستکم یک یا چند عنصر مهم از آثار تخریبشده را بهعنوان یادمان جنگ حفظ کنیم.
او گفت: نکته دوم این است که نگهداری میراث فرهنگی و نحوه مواجهه با خرابههای جنگ، یک موضوع ملی است. این مسئله فقط به سازمان میراث فرهنگی یا وزارت راه و شهرسازی مربوط نمیشود، بلکه با مردم نیز ارتباط مستقیم دارد. به همین دلیل باید هرچه سریعتر کارگاهها، همایشها و سمینارهای متعددی در تهران و استانها برگزار شود و متخصصان حوزههای مختلف، از دانشگاهها، مراکز پژوهشی و دستگاههای مرتبط، گرد هم بیایند و دیدگاههای خود را مطرح کنند تا در نهایت به یک دستورالعمل یا سند ملی برسیم.
این کارشناس میراث فرهنگی گفت: این سند باید مبنای عمل همه دستگاهها قرار گیرد تا هر نهادی بر اساس سلیقه خود تصمیمگیری نکند. به نظر من لازم است سندی تحت عنوان «سند ملی مواجهه با خرابیهای ناشی از جنگ در حوزه میراث فرهنگی» یا عنوانی مشابه تدوین و تصویب شود تا همه دستگاهها موظف به تبعیت از آن باشند. نکته سوم که شاید از همه مهمتر باشد، این است که در فرآیند آواربرداری، بازسازی و مرمت، باید آثار و نشانههای جنگ حفظ شود؛ یعنی در شیوه مرمت و بازسازی، به گونهای عمل کنیم که بازدیدکنندگان امروز و نسلهای آینده بتوانند تشخیص دهند که این بخش آسیب جنگ بوده و بعدها مرمت یا استحکامبخشی شده است.
او درباره اینکه چگونه میتوانیم از تجربههای بینالمللی استفاده کنیم، اظهار کرد: من باز هم به تجربههای گذشته برمیگردم، مانند تجربه بم، تجربه چغازنبیل یا تجربههای حاصل از جنگ هشتساله عراق علیه ایران. بخشی از این تجربهها موفق بوده است. به نظرم، نخستین کاری که باید انجام میدادیم و هنوز هم برای انجام آن دیر نشده است، راهاندازی یک کارزار بینالمللی بود. حالا اسم آن را کمپین، کارزار یا هر عنوان دیگری بگذاریم. باید نهادهای معتبر جهانی، مانند ایکوموس، یونسکو، دانشگاههای معتبر، مؤسسات تخصصی و کارشناسان برجسته بینالمللی را درگیر این موضوع میکردیم. هنوز هم میتوان از طریق برگزاری یک کارگاه، سمینار یا همایش بینالمللی، این افراد را به ایران دعوت کرد.
این مرمتگر گفت: لزومی هم ندارد که همه هزینههای آن را ما تقبل کنیم، بسیاری از مؤسسات بینالمللی خودشان هزینه حضور کارشناسان خود را پرداخت میکنند. این افراد میتوانند چند روز در ایران حضور داشته باشند، از نزدیک آثار تخریبشده را مشاهده کنند و سپس بر اساس مشاهدات خود، یک سند تخصصی تدوین شود. اهمیت این موضوع در این است که وقتی این افراد به کشورهای خود بازمیگردند، در واقع سفیران ایران خواهند بود و درباره آنچه دیدهاند سخن خواهند گفت.
او افزود: امروز اتفاقاً ویدئویی درباره فوتبال میدیدم که در آن یک شهروند آمریکایی با صراحت از ایران دفاع میکرد. این نشان میدهد که وقتی افراد از نزدیک با واقعیتها آشنا شوند، نسبت به آن واکنش نشان میدهند و ظلم و خسارت را درک میکنند. در ابعادی گستردهتر نیز همین اتفاق میتواند رخ دهد. پس از برگزاری چنین نشستهایی میتوان با مؤسسات معتبر جهانی، مانند ایکوموس، یونسکو و سایر نهادهای مجاز، تفاهمنامه و قرارداد همکاری بست و این موضوع را از مرحله حرف و بیانیه به مرحله اقدام عملی رساند. اینکه صرفاً نهادی بیانیهای صادر کند یا اقدام انجامشده را محکوم کند، هرچند ارزشمند است، اما کافی نیست. این موضوع باید به یک مسئله جهانی تبدیل شود.
وطندوست گفت: برای نمونه، زمانی که کلیسای نوتردام دچار آتشسوزی شد، تقریباً تمام دنیا از این حادثه مطلع شدند. دانشگاهها، مؤسسات تخصصی و کارشناسان بینالمللی وارد میدان شدند. برخی کمک مالی کردند. برخی کمک فنی و کارشناسی ارائه دادند و همه احساس مسئولیت کردند. اما ما چنین کاری انجام ندادیم. اساساً وارد این عرصه نشدیم که موضوع خسارتهای وارد شده به میراث فرهنگی ایران را به یک مسئله جهانی تبدیل کنیم. به اعتقاد من، آغاز این مسیر میتواند از طریق برگزاری یک کارگاه، همایش یا سمینار بینالمللی باشد.
انتهای پیام
